جستجو در مقالات منتشر شده


220 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

وحید آقایی، محمدحسین دهقانی، زهرا دانش حیدری،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

در گالری شماره ۴۵۵ موزه متروپولیتن نیویورک ایالات متحده آمریکا، سنگ قبری تاریخی وجود دارد که مکان قرارگیری آن پیش از کندن از محل اصلی و انتقال به موزه یزد عنوان شده و بر روی آن سال ۷۵۹ مق نفر شده است. بر اساس اطلاعاتی که موزه در وبسایت خود ارائه کرده است. سنگ منتسب به شخصی به نام شیخ محمود بن صادا محمد است که رهبر گروه برادری مذهبی نامبرده شده است. با این حال مطالعه متون حجاری شده که خوشبختانه به همت موزه کامل و به دو زبان اصلی کتیبه و ترجمه آن یعنی عربی و انگلیسی در دسترس مخاطبان و پژوهشگران است، سرنخ هایی برای پژوهش درباره مالک حقیقی آن و داستانش در اختیار می گذارد. تحقیق پیرامون اطلاعات گردآوری شده با شروع از حجاری‌های سنگ قبر نشان می‌دهد سنگ متعلق به شیخ محمود بن تقی‌الدین دادا محمد یزدی از اقطاب بزرگ سازمان تصوف دادائیه در یزد و یکی از صوفیان صاحب نام در ایران قرون میانی اسلامی است که در برگردان نام و نسب خانوادگی او اشتباه نوشته شده و نام سازمان تصوف زیر نظر او یعنی «دادائیه» به اشتباه به عنوان اسم عام لفظ رایج در زبان عامیانه مناطق مرکزی ایران و شهرهای اصفهان و یزد برای خطاب کردن برادر یعنی «داداش» و «دادا»، پنداشته شده و به همین سبب او سرپرست گروه برادری مذهبی معرفی شده است. سنگ قبری که در زمانی نامعلوم و بر اساس توصیفات دانشوران در منابع مکتوب به نقل از مردم محلی اواخر قرن ۱۳ ه.ش و اوایل قرن ۱۴ مش شبانه عده‌ای آن را همراه تعدادی دیگر از سنگ‌های قبور مریدان و شیوخ سلسله دادائیه مدفون پیرامون محمود شاه در خانقاه بندر آباد یزد می‌دزدند و بعدها، سر از موزه متروپولیتن نیویورک ایالات متحده آمریکا در می‌آورد. نوشتار پژوهشی پیش رو توصیف و روایت این سنگ قبر و زندگانی مالک او در دو پرده است؛ داستانی که از بندرآباد یزد آغاز می‌شود و به نیویورک آمریکا ختم می‌شود.

مهدی رازانی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

نشریه دانش حفاظت و مرمت به عنوان یکی از نشریات تخصصی در حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی فعالیت خود را از بهار ۱۳۹۶ آغاز کرده است. این نشریه با هدف انتشار آخرین یافته‌های علمی پژوهش‌ها و تجربیات مرتبط با حفاظت و مرمت میراث فرهنگی، پس از انتشار بیش از ۲۲ شماره جایگاه ویژه‌ای در میان پژوهشگران مرمتگران و علاقه‌مندان به این حوزه پیدا کرده است. با این حال پس از انتشار اولین شماره در بهار ۱۳۹۶، نشریه با وقفه‌هایی در انتشار مواجه شد؛ به طوری که شماره دوم در بهار ۱۳۹۸ و شماره سوم در بهار ۱۳۹۹ منتشر گردید. این وقفه‌های طولانی باعث شد که نشریه به دلایل مختلف از روند عادی انتشار خود خارج شده و کاملا برای مدت ۴ سال انتشار آن متوقف گردد. توقف چهار ساله موجب شد ۱۶ شماره کمبود برای نشریه ایجاد شود از این رو با توجه به اینکه نیاز بود پژوهشکده حفاظت و مرمت به عنوان یکی از با سابقه‌ترین مراکز علمی ایران و خاورمیانه در این حوزه بروندادی علمی را سامان‌دهی و راهبری نماید در بهار ۱۴۰۳ با تغییر رویکردهای مدیریتی در پژوهشکده تصمیم بر آن شد تا این نشریه به عنوان یکی از اهداف مهم این سال احیا شود و روند انتشار آن تداوم یابد از این رو در تابستان ۱۴۰۳ با تغییراتی اساسی در ساختار و رویکردها این نشریه بار دیگر فعالیتش را از سر گرفت. این تغییرات نه تنها موجب احیای نشریه شد، بلکه آن را به وضعیتی پایدار و پیش رونده رساند به نحوی که نشریه پس از ۸ ماه فعالیت در بهمن ماه همین سال موفق به ورود به ارزیابی نشریات علمی وزارت علوم شد و در اسفند ما حائز رتبه (ب) شناخته و معرفی گردید.

لیدا تقی‌زاده،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

مرمت آثار تاریخی و حفظ فرهنگ هر کشور یک وظیفه ملی محسوب می‌شود و با توجه به اینکه مصالح بنایی معماری سنتی ایرانی شامل خشت و گل با استحکام پایین می‌باشند روش‌هایی از قبیل فیبرهای پلیمری تقویت شده و استفاده از کاه گل‌های ضد آب و افزودن موادی طبیعی همچون زئولیت جهت بازسازی و مقاوم‌سازی پیشنهاد می‌شوند؛ زئولیت به کار گرفته شده دارای سطح ویژه پایین بوده که با اصلاح پلاسمایی از مقدار ۳۳/۹۲ به ۴۵/۱۶ متر مربع بر گرم افزایش پیدا کرده و همچنین به شکل فیبرمانندی بدون تفاوتی در ساختار اصلی تغییر پیدا کرده است. با توجه با این تغییرات انتظار بر افزایش استحکام و جذب آب حداقلی ۱/۵ برابری ملاط‌های زئولیت دار است.

سیدمحمدامین امامی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

در این پژوهش به مطالعه و مشاهده ریز ساختار مواد باستانی با استفاده از روش کاندولومینسانس میکروسکوپی پرداخته میشود. اهمیت این روش در شناسایی مواد تاریخی بر اساس مشاهده و تحلیل ساختارهایی است که در روشهای دیگر مطالعات میکروسکوپی قابل مشاهده نیستند. خصوصیت کاندولومینسانس مواد و مشاهده میکروسکوپی آن‌ها هم میتواند در راستای تحلیل فناوری تولید و هم در ارتباط با منشا مواد تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. در این پژوهش چند نمونه از سرامیک‌های پیش از تاریخی و تاریخی از مناطق هفت تپه چغازنبیل تخت جمشید و همچنین سنگهای بنای پاسارگاد مورد بررسی و مشاهده قرار گرفتند تعیین رژیم حرارتی و درجه حرارت پخت سفال بر اساس نوع مواد بلورین در ماتریکس سفال و تغییرات فازی حین پخت جهت تفسیر فناوری و منشأ مواد پرکننده سفال انجام می‌گیرد. از سوی دیگر شناسایی لومینسانس ایجاد شده توسط کانی‌های موجود در سنگ‌های کربنانه محوطه پاسارگاد و مشابهت آن با سنگ معادن احتمالی موجود در منطقه می‌تواند اطلاعات مفیدی در شناسایی منشا سنگ‌های به کار رفته در این بنا در اختیار گذارد. جهت پی بردن به کاربردهای کاندولومینسانس میکروسکوپی تمام مواد مورد مطالعه ابتدا با استفاده از روش‌های آزمایشگاهی معمول مانند میکروسکویی نوری پراش اشعه ایکس و مطالعات حرارتی جهت تعیین و نحوه تغییر فازهای بلورین و معدنی و مشخص کردن دمای پخت سفال‌ها مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج تکمیلی بر اساس روش کاندولومینسانس میکروسکوپی حاکی از مشاهده روند تغییرات بلورین و نحوه حرارت دهی به ماتریکس سفال بر اساس نوع و کیفیت مواد خام اولیه به کار رفته و شباهت‌ها و تفاوت‌های آن در بافت سفال است. همچنین مشاهده ریز ساختارهای سنگ بر اساس شیمی عناصر نادر در سنگ چینه‌شناسی و میکروفسیل‌های موجود در آن که به طور معمول قابل مشاهده نیستند اطلاعات مفیدی درباره مشابهت انواع سنگ‌های به کار رفته در بنای پاسارگاد با رختمون‌های سنگی از معادن اطراف پاسارگاد در اختیار قرار می‌دهد.

رضا وحیدزاده، حمید فدایی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

فرسایش میراث خشتی تحت تأثیر عوامل طبیعی به ویژه بارندگی و رطوبت، امروزه از مهمترین چالش‌های حفاظت از این میراث به شمار می‌رود. در کنار گزینه‌های سنتی حفاظت از میراث خشتی همچون استفاده از اندود کاه گل در سال‌های اخیر محصولات شیمیایی متنوعی جهت حفاظت مواد و مصالح ساختمانی به ویژه در برابر تهدید ناشی از رطوبت به بازار عرضه شده است و به تبع آن تمایلات جدی در زمینه ارزیابی این مواد در حوزه حفاظت و مرمت ابراز شده است؛ بنابراین ارزیابی علمی ویژگی‌های این مواد به منظور استفاده سنجیده از آن‌ها ضروری به نظر می‌رسد. از آنجایی که بسیاری از مواد شیمیایی موجود در بازار به طور عمده برای حفاظت از سنگ و آجر طراحی شده اند، انجام این مطالعه به منظور حفاظت از مصالح خشتی و بهینه سازی نفوذ این مواد در بافت خشت ضروری به نظر می‌رسید در این پژوهش با توجه به نیاز به افزایش مقاومت خشت‌ها در برابر رطوبت خواص آب‌گریزی چهار محصول مختلف تجاری با نام‌های Stain Repellent AKEMI SRP130 Long Life, PTS بر ساختار خشت‌ها ارزیابی و با یکدیگر مقایسه شد. نتایج تحقیق نشان داد که اگر چه همه مواد تجاری بررسی شده امکان افزایش مقاومت خشت در برابر رطوبت را به طور قابل توجهی فراهم می‌کنند، اما ماده Long Life نسبت به سایر محصولات شیمیایی توانایی بالاتری در نفوذ و آب‌گریزی خشت‌ها دارد. این موضوع می تواند مقاومت سطح خشت را هم در برابر تماس طولانی مدت با رطوبت و هم در برابر عوامل فرسایش مکانیکی به طور قابل توجهی افزایش دهد. نتایج این پژوهش می‌تواند به عنوان مبنای مطالعات آینده در جهت بومی‌سازی مواد شیمیایی برای حفاظت از آثار خشتی و بهینه‌سازی کاربرد آن‌ها در حفاظت و مرمت و از بناهای تاریخی خشتی استفاده شود.

اعظم علی‌اصغری وشاره، پریسا محمدی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

فرسایش زیستی ناشی از تعاملات پیچیده موجودات زنده و بسترهای مختلف الی و غیرالی است که باعث ایجاد تغییرات فیزیکی و شیمیایی روی چنین بسترهایی می‌شود. این پدیده به شدت به فعالیت‌های متابولیکی موجودات زنده مرتبط است. یافتن رویکردی واحد و صحیح برای مقابله با فرسودگی میکروبی اغلب دشوار است و نیاز به درک نوع تغییرات ایجاد شده و استفاده از روشهایی دارد که برای آثار هنری و سلامت انسان و محیط زیست مضر نباشند. برای گردآوری اطلاعات از پایگاه‌های استفاده Web of Science, Scopus. Science Direct اطلاعاتی معتبر مانند گردید برای کنترل فرسایش زیستی از روش‌های فیزیکی مکانیکی و شیمیایی استفاده می‌شود. در روش‌های شیمیایی معمولا از آفت‌کش‌های شیمیایی استفاده می‌شود اما به دلیل سمیت آفت‌کش‌ها و مخاطرات زیست محیطی‌شان امروزه محدودیت‌هایی در استفاده از آن‌ها وضع شده است. رویکردهای جدید مبتنی بر استفاده از راهکارهای جایگزین است. که اثرات نامطلوب نداشته باشند گیاهان حاوی ترکیبات شیمیایی طبیعی متنوعی مانند اسانس‌ها، فنول‌ها، فلاونوئیدها، آلکالوئیدها، کومارین‌ها و تانن‌ها هستند که معمولا به عنوان دارو مولکول‌های فعال زیستی و یا مواد مغذی استفاده می‌شوند. این مطالعه با هدف مروری بر مطالعات انجام شده بر تأثیر اسانس‌های گیاهی بر میکروارگانیسم‌های فرسایش گر میراث فرهنگی انجام شده است.

یاسین صدقی، محسن قانونی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

استفاده از روش‌های غیرمخرب امروزه به یکی از مهمترین مباحث تأثیر گذار در حوزه مطالعات علمی نگاهداشت و مرمت آثار تاریخی تبدیل شده است؛ چراکه به کارگیری این گونه روش‌ها به دلیل احترام به اثر و عدم دخالت ساختاری در آن حجم وسیعی از پژوهش‌های این حوزه را در بر گرفته است. به دلیل ارتباط تنگاتنگ این موضوع با ماهیت نگاهداشت و مرمت میراث فرهنگی در این گفتار سعی شده است روشی هدفمند مبتنی بر انتخاب آثار موزه‌ای جهت ارائه و نمایش و یا انبارش در گنجینه‌ها تعریف و بکار گرفته شود از این رو در این مقاله سعی شده است تا به عملکرد گروه موزه‌های دفینه در قبال آنالیزهای گرفته شده از آثار در اختیارش که بر پایه آنالیزهای غیرمخرب بوده‌اند پرداخته شود. پژوهش‌های صورت گرفته به دو دسته روش‌های دستگاهی قابل حمل و روش‌های تصویربرداری فنی تقسیم‌بندی می‌شوند که در راستای اهداف نگاهداشتی نمایش موزه‌ای و اصالت‌سنجی آثار موجود تهیه شده‌اند. لذا در این مقاله سعی شده تا به اختصار به گزارشی از عمده فعالیت‌های صورت گرفته بر مبنای اصول نگاهداشت علمی پرداخته شود.

اعظم علی‌اصغری وشاره، پریسا محمدی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

اثرات مفید اسانس‌های گیاهی از دیرباز شناخته شده است و اکنون نیز از اسانس‌های گیاهی در زمینه‌های مختلفی مانند پزشکی و رایحه‌درمانی و همچنین در صنایع غذایی و دارویی استفاده می‌شود. در چند سال اخیر استفاده از اسانس‌های گیاهی برای مقابله با فرسودگی زیستی اشیاء و آثار میراث فرهنگی مطرح است که به‌عنوان راهکار‌های حفاظت سبز مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر ضدمیکروبی 3 اسانس رزماری، اکالیپتوس و آویشن بر روی 5 سویه قارچی Aspergillus niger، Penicillium polonicum، Cladosporium limoniform، Aspergillus flavus،,Penicillium chrysogenom Parengyodontium album و سه سویه باکتری Bacillus cereus، Bacillus licheniformis، Kocuria rosea جدا شده از بسترهای فرسوده مسجد جامع اصفهان انجام گرفت. نتایج نشان داد از میان اسانس­های استفاده شده، اسانس آویشن دارای بیشترین تأثیر روی میکروارگانیسم‌های منتخب بود. این اسانس در رقت 50% مانع رشد میکروارگانیسم‌های مورد بررسی شد. کمترین اثر ضدمیکروبی را اسانس اکالیپتوس از خود نشان داد. اسانس اکالیپتوس روی سویه‌های قارچ Penicillium chrysogenum اثر ضدمیکروبی نشان نداد، اما با قطر هاله عدم رشد 25، 28 و 15 میلی‌متر به ترتیب روی سویه‌های Bacillus cereus، Bacillus licheniformis،rosea Kocuria مؤثر بود. با توجه به نتایج مطالعه حاضر، اسانس آویشن می‌تواند برای کنترل عوامل فرسایشگر زیستی مورد اشاره استفاده شود.

حمید فدایی، آزیتا میرزایی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

تپه کنار صندل جنوبی، واقع در حوزه آبریز هلیل رود، یکی از شاخص‌ترین محوطه‌های پیش از تاریخ در پهنه دشت جیرفت محسوب می‌شود. مهم‌ترین پیکره انسانی کشف‌شده در این محوطه، یک نقش برجسته گلین به اندازه طبیعی انسان است که درون فرورفتگی‌ای شبیه به درگاه، در یک اتاق بزرگ قرار داشته است. این نقش برجسته که از آن به‌عنوان کهن‌ترین نمونه نقش برجسته پیکره‌ای یادمانی خشتی همراه با معماری در خاورمیانه یاد می‌شود، مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد است. از زمان کشف این اثر در سال ۱۳۸۵ خورشیدی تاکنون، حفاظت از آن به یکی از دغدغه‌های اصلی کارشناسان تبدیل شده است. پیشینه کاوش‌های غیرمجاز در منطقه، همراه با کمبود زیرساخت‌های مناسب برای نگهداری و مراقبت دائمی از محوطه، این نگرانی‌ها را تشدید کرده است؛ تا جایی که گاهی انتقال اثر به موزه به‌عنوان یک راه‌حل پیشنهاد شده است. پرسش اصلی این پژوهش بر تعیین رویکرد مناسب برای حفاظت از نقش برجسته در محوطه متمرکز است. در این تحقیق، با استفاده از روش‌های کتابخانه‌ای و میدانی، اطلاعات مرتبط با محوطه و نقش برجسته گردآوری شده و شرایط محیطی تأثیرگذار بر فرسایش اثر برداشت و مستندسازی شده است؛ سپس این اطلاعات مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته‌اند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که پوشش حفاظتی کنونی اثر نامناسب بوده و شرایط محیطی، به‌ویژه رطوبت صعودی از خاک که حاوی نمک‌های محلول است، می‌تواند به تسریع فرسایش و تخریب لایه‌های رنگی سطح اثر منجر شود. بر این اساس، این پژوهش پیشنهاد‌هایی برای حفاظت بهینه از اثر ارائه کرده است.

سامرا سلیم‌پور آبکنار، رضا محمدعلی مالک،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

تهیه یک بستر طبیعی، غیرسمی، ارزان قیمت و زیست تخریب‌پذیر با نام بستر یا پوشش سبز (Green sheet) از رویکردهای نوین حوزه علوم نانو و فناوری زیستی است. امروزه بسترهای سبز با کاربردهای چندگانه در صنایع مختلفی نظیر بسته‌بندی مواد غذایی، تهیه پانسمان و زخم‌پوش، لباس‌های بیمارستانی، سیستم‌های دارورسانی، معطرسازی، ضدتعریق، ضدمیکروب، دافع حشرات و غیره از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. یکی از قابلیت‌های کاربردی این بسترها استفاده از آن‌ها در حوزه میراث فرهنگی همچون: حفاظت در مرمت آثار باستانی، حفاظت از اوراق تاریخی، بسته‌بندی و حمل‌ونقل اشیاء تاریخی و مکشوفه، ساخت عروسک‌ها، رودوزی‌های سنّتی و غیره است. بر این اساس، پژوهش پیش رو بر شیوه تهیه یک بستر طبیعی، ارزان قیمت و دوستدار محیط زیست با استفاده از پیله­های ضایعاتی برای کاربرد در حوزه میراث فرهنگی- بالاخص حفاظت و مرمت- متمرکز شده است. در گام اول، بستر طبیعی مورد نظر با استفاده از پیله­های ضایعاتی تحت فرآیندهای تکمیلی (صمغ‌زدایی، باز‌کردن و تکمیلی) تهیه شدند. سپس، نانوساختار طبیعی بتاسایکلودکسترین (BCD) به روش ساده و متداول پد-پخت-خشک و به کمک اتصال‌دهنده طبیعی کربوکسیلیک اسید بر روی بستر مذکور اتصال یافت. برای ایجاد خاصیت ضد‌میکروبی نیز از روغن‌های ضروری گیاهی (HEOs) مستخرج از گیاهانی با نام­های درخت چای (TTO) و پونه کوهی (OP) استفاده شد. نهایتاً، فعالیت ضد‌میکروبی این بستر در مقابل میکروارگانیسم‌های شناخته شده استافیلوکوکوس اورئوس (Staphylococcus aureus)، اشرشیا کلای (Escherichia coli) و کاندیدا آلبیکانس (Candida albicans) به روش‌های کیفی و کمی ارزیابی گردید. نتایج نشان می‌دهد که بستر سبز تهیه شده از مواد طبیعی، مقاومت بسیار خوبی در برابر رشد میکروارگانیسم‌های نامبرده شده دارد.

 
سحر نوحی، منیژه هادیان‌دهکردی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

پژوهش حاضر جستاری است بر شرایط محیط نگهداری آثار عکاسی پایه شیشه‌ای در مخازن و چگونگی تأثیر پارامترهای محیطی بر یکدیگر. آگاهی از این مسئله که پارامترهای محیطی مانند دما، رطوبت نسبی، آلاینده‌ها و نور تا چه میزان می‎‌توانند برهم تأثیر بگذارند و بررسی آن‌ها به‌طور مستقل امکان‌پذیر نیست، می‌تواند در برقراری شرایط محیطی مناسب برای آثار، خصوصاً آثار عکاسی پایه شیشه‌ای، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. بر اساس مطالعات انجام شده، آثار عکاسیِ پایه شیشه‌‌ای همچون دیگر آثار تصویری و در مواردی حتی بیشتر، در معرض آسیب‌های جدی قرار دارند. با توجه به میزان ارزشمندی این دسته از آثار از نظر تاریخی، هنری و اطلاعات مفیدی که به‌عنوان سند می‌توانند در اختیار قرار دهند و در نظر گرفتن این مسئله که فرایند درمان و مرمت این دسته از آثار بسیار مشکل و در بسیاری از موارد ناشدنی است، اهمیت و ضرورت نگهداری و حفاظت پیشگیرانه این دسته از آثار به روشنی قابل درک است. هدف از این تحقیق، معرفی شرایط محیطی استاندارد و مناسب جهت نگهداری آثار عکاسی پایه شیشه‌ای است. مطالب ارائه شده در این مقاله حاصل مطالعات و مشاهداتی است که در نتیجه بررسی منابع مرتبط با موضوع و همچنین توجه به وضعیت آثار موجود در مجموعه‌های متعلق به آثار عکاسی پایه شیشه‌ای صورت‌گرفته است. این تحقیق به معرفی شرایط محیطی مناسب از قبیل دما، رطوبت، نور و حد مجاز آلاینده‌‌‌‌ها برای این دسته از آثار پرداخته است. به‌علاوه ارتباط این دسته از پارامترهای محیطی و چگونگی تأثیر آن‌ها بر یکدیگر نیز مورد بررسی قرار گرفته است. در عین حال به نحوه کنترل عوامل محیطی و نحوه پیشگیری از برخی آسیب‌هایی که در صورت برقرار نبودن شرایط محیطی مناسب بروز می‌کنند نیز اشاره دارد.

سعیده نامدار،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

نقاشی‌های تبلیغاتی سردر سینما در اوایل دهۀ ۳۰ ش برای جلب توجه مخاطبان به سینما ایجاد شدند و با ظهور صنعت چاپ دیجیتال در دهۀ ۸۰ ش از رونق افتادند و به تدریج به فراموشی سپرده شدند. با گذشت زمان، این نقاشی‌ها به آثار تاریخی تبدیل شده‌اند و نیازمند حفاظت و مرمت هستند. پژوهش حاضر با هدف شناخت مواد به‌کاررفته در نقاشی‌های سردر سینما انجام شده است. روش تحقیق به صورت توصیفی با استفاده از روش‌های آزمایشگاهی شیمی کلاسیک، میکروسکوپ‌های دیجیتال و پلاریزان و طیف‌سنجی مادون قرمز انجام شده است. نتایج نشان می‌دهند که نقاشی شامل سه لایۀ تکیه‌گاه، بستر و رنگ است. تکیه‌گاه از الیاف پنبه‌ای و نخی تشکیل شده است و در موارد مرمت، از ابریشم استفاده شده است. ترکیبات بستر شامل گچ، کلسیت و سفید سرب می‌باشد و رنگ‌دانه‌ها نیز شامل ترکیباتی مانند سفید سرب، کلسیت، آبی پروس و اکسید آهن سیاه هستند.

مهدی رازانی، میترا تقی‌زاده،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

نقاشی‌های بوم پارچه‌ تاریخی، با توجه به قدمت شان در معرض تخریب‌های بسیاری قرار دارند. از جمله این تخریب‌ها می‌توان به آلودگی‌های محیطی مانند رطوبت، نور، آلودگی‌های جوی و آلودگی‌های بیولوژیکی و وندالیسم اشاره کرد. نشست گازهای SO2  وSO3  موجود در هوا بر روی آثار نقاشی در جوار رطوبت، موجب اسیدی شدن کرباس می‌شود که علاوه بر سست شدن تکیه‌گاه نقاشی، موجب تضعیف اتصالات رنگ به لایه زیرین شده و در نهایت زوال اثر را به دنبال خواهد داشت؛ بنابراین اسید‌زدایی کرباس نقاشی، اقدامی جدی و بسیار مؤثر در جلوگیری از نابودی اثر خواهد بود. روش‌های سنتی اسیدزدایی که تا به امروز مورداستفاده قرار می‌گرفتند، متأسفانه اثرات سوئی نیز بر روی اثر باقی می‌گذاشت که شوره‌زدگی و سنگین شدن پارچه نقاشی، مواردی از آن‌هاست. با پیشرفت تکنولوژی و نانو فناوری، روش‌های جدیدی جهت اسیدزدایی آثار تاریخی اعم از پارچه، چوب و کاغذ ارائه شده است. استفاده از نانو ذرات هیدروکسید کلسیم، امکان اسپری کردن مواد را در عملیات مرمت میسر می‌سازد. اندازه ریز نانو ذرات و عدم تراکم املاح در سطح اثر و بالا بودن عمق نفوذ ناشی از قابلیت جذب نانو ذرات توسط الیاف کرباس، باعث کارایی بالای نانو ذرات در مقایسه با ذرات درشت می‌شود. در این مقاله ابتدا استفاده از نانو ذرات هیدروکسید کلسیم در اسیدزدایی کرباس نقاشی بوم پارچه مورد بررسی قرار گرفته، سپس به روش‌ها و نحوه تولید نانوذره هیدروکسید کلسیم، پایداری و طول عمر آن پرداخته شده است.

نرگس افضلی‌پور، شهرزاد امین‌شیرازی‌نژاد،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

معدن چهرآباد زنجان از معدود معادن نمک باستانی دنیا و تنها معدن نمک شناسایی شده در ایران است که شواهدی از استخراج نمک در یک محدوده زمانی طولانی از حدود 500 ق.م تا عصر معاصر را داراست. بر اساس پژوهش‌های میدانی انجام شده تاکنون در محدوده کاوش شده این معدن، فعالیت‌های معدن‌کاری مربوط به دوره هخامنشی، ساسانی، دوره اسلامی میانی و متأخر اسلام به اثبات رسیده است. آنچه در این طرح انجام شده، حاصل یک سال تلاش گروهی متخصصین طی سال‌های 1398 و 1399. ش و به منظور حفاظت، نگهداری و مرمت مجموعه‌ای ارزشمند، مکشوفه از معدن چهرآباد زنجان است. کیسه چرمی، دستکش خز- چرمی، پوستین (قبا)، کفش چرمی از اشیاء شاخص این مجموعه، بودند. پیرو تصمیمات مدیران کاوش معدن تاریخی، برخی از اشیاء مکشوفه جهت آماده­سازی و ارائه در نمایشگاهی مشترک بین موزه ملی ایران و موزه معدنکاری بوخوم با عنوان «مرگ در معدن نمک، روایت باستان­شناسانه از سرزمین پارس» انتخاب شدند. به منظور ارائه آثار مختلف در این نمایشگاه، ضروری بود تا مطالعه و حفاظت با هدف بررسی شرایط آثار، اقدامات حفاظتی ضروری و انجام عملیات آماده‌سازی جهت نمایش ایمن آثار در نمایشگاه صورت گیرد. تعداد 33 شیء چرمی، 23 شیء چوبی، 7 عدد طناب بافته شده از الیاف گیاهی و 4 عدد از بقایای حیوانی موردمطالعه و حفاظت و مرمت قرار گرفت. روند کار شامل بررسی و مستندسازی، آزمایش‌های شیمی تر، بررسی سطوح با میکروسکوپ دیجیتال، آزمایش‌های بیولوژی، پاک‌سازی، نرم کردن، قطعه‌­یابی، تثبیت و وصالی، بازسازی رنگی، استحکام‌بخشی، مرحله برداشتن برچسب و شماره‌گذاری مجدد و بسته‌بندی بوده است. با توجه به ماهیت مجموعه انتخابی، هدف از کار روی آن‌ها، هویت‌بخشی و کشف حالت نهایی و معرفی به‌عنوان شیء موزه‌ایی بوده است تا آثاری که پیش‌تر فقط ارزش مطالعاتی داشتند با تشخیص کاربری به‌عنوان اشیاء موزه‌ایی منحصر به فرد، حفاظت و به نمایش در آید. کم تعداد بودن آثار آلی در بین یافته‌های کاوش‌های باستا‌ن‌شناسی ایران، اهمیت حفظ و نگهداری صحیح و اصولی این اشیاء بی‌نظیر را صد چندان می‌کند.

سارا صدقی، نیما ولی‌بیگی، وحید پورزرقان،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

شهرستان سیستان یکی از مراکز جمعیتی جنوب شرق ایران است. این شهرستان در نزدیکی مرز افغانستان و ایران قرار دارد و از دوره سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان دارای آثاری است که تاکنون مورد توجه باستان‌شناسان بسیاری قرار گرفته است. کوه خواجه تنها عارضه طبیعی این دشت پهناور است که دارای مجموعه آثاری از پیش از تاریخ تا اسلامی است. مدارک تاریخی نشان می‌دهد که در دوره اشکانیان بنای یک کاخ با کاربری آیینی و مذهبی در دامنه کوه خواجه تأسیس و این ناحیه از سیستان را به یکی از مکان‌های عبادی زردشتیان تبدیل کرده است. بنای این کاخ که تا حدود 1500 میلادی قلعه‌رستم نام داشته است، با نام‌های کاخ رستم، کاخ گندافره، کاخ گاسپار، کاخ سه‌مغ و قلعه سه‌مجوس و اخیراً قلعه کافرون و «کهن دژ» نیز نامیده شده است. به‌دلیل پیچیدگی لایه‌های مختلف تاریخی و کمبود مطالعات پژوهشی در این زمینه هنوز بخش‌های زیادی از بنا، به‌طور ناشناخته باقیمانده است. مسئله اصلی این نوشتار بررسی اثر با تکیه بر اسناد باستان‌شناسی، مطالعات میدانی و شواهد موجود است. این بررسی برای بازیابی ساختارهای کالبدی بنا که دچار تخریب و تغییر است، انجام شده و ضرورت آن با توجه به پژوهش‌های اندکی که در این بنا صورت گرفته است مشخص می‌شود. بر این اساس پرسش‌هایی پیرامون، کاربری فضاهای بنا و کالبد بنا در قسمت‌های تخریب شده مطرح می‌شود. این پژوهش به روش توصیفی- تاریخی و میدانی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد بنای کاخ دارای الحاقاتی است که متعلق به زمان بعد از ساخت اولیه بنا است و همین امر باعث از بین رفتن فرم و کالبد اصلی بنا، برهم خوردن نظام صحیح حرکت و پنهان شدن تزئینات معماری ساسانی شده است.

حسن خسروی خافتری، حسین احمدی، محمدحسن طالبیان،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

برنامه مدیریت حفاظت محوطه‌های تاریخی به دلیل گستردگی و پیچیدگی مسائل یک محوطه تاریخی امری بسیار پیچیده است. برخی منشور‌های بین‌المللی مانند منشور بورا، مدل‌های برنامه‌ریزی مارتا دماس، برنارد فیلدن، میشل سالویان، مایکل پیرسون و یوکا یوکهلتو در این خصوص دستور‌العمل‌هایی ارائه کرده‌اند. مدل‌های استاندارد و عمومی‌تر دیگری نیز جهت برنامه‌ریزی یک مجموعه وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها استفاده از شیوه استراتژیک و جدول SWOT است. در این پژوهش این سوالات اساسی مطرح است که: برنامه‌ریزی مدیریت حفاظت محوطه‌های تاریخی چه اهمیتی دارد و شیوه مناسب جهت تدوین آن چیست؟ این پژوهش از لحاظ هدف یک پژوهش توسعه‌ای و عملی به‌حساب می‌ید. روش حل مسئله به شکل «فرضیه‌ای ـ قیاسی» در انجام این پژوهش مدنظر است. چارچوب نظری پژوهش بر اساس سه دسته مختلف اطلاعات شامل: منشورهای بین‌المللی، تجربه‌های جهانی و مدل‌های استاندارد برنامه‌ریزی است. در ادامه اطلاعاتی در زمینه محوطه موردمطالعه (شهر‌محوطه باستانی استخر)، ارائه‌شده است و درنهایت با استفاده از مدل تحلیلی (SWOT) سیاست‌گذاری‌های اصلی جهت برنامه‌ریزی حفاظت محوطه از قبیل تعیین حرایم و معرفی عمومی و ارتباط با جامعه به عنوان اصلی‌ترین نیازهای محوطه معرفی گردیده است. هدف اصلی این مقاله معرفی برنامه‌ریزی مدیریت محوطه‌های تاریخی به‌عنوان یک ابزار مدیریتی و یک تخصص کلیدی در حوزه حفاظت میراث فرهنگی است.

هانی زارعی، زهرا ظهرابی، زینب ظهرابی،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

پل تاریخی دزفول، یکی از آثار برجسته دوره ساسانی در این شهر، با داشتن پایه‌های سنگی از ویژگی‌های کالبدی منحصر به فردی برخوردار است. این تحقیق به بررسی شیوه‌های مرمت و بازسازی دهانه‌های پل تاریخی دزفول با تأکید بر حفظ اصالت کالبدی در طول زمان پرداخته است. روش پژوهش تاریخی– تفسیری است و روش جمع‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ای و میدانی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که شیوه‌های مرمت و بازسازی در طول تاریخ، تنوع زیادی داشته است. مهم‌ترین پرسش پژوهش عبارت است از اینکه: تنوع شیوه­های مرمت پایه‌های پل تاریخی دزفول چیست و چگونه در طول زمان بر اصالت کالبدی و ارزش تاریخی پل تاریخی دزفول تأثیر گذاشته است؟ از جمله این شیوه‌ها می‌توان به استفاده از اندودهای سیمانی ساده، طرح آجری، اندودهای گچی و آهکی با طرح آجر و ترکیب مصالح سنگی و آجری اشاره کرد. همچنین، نوع سنگ‌های استفاده شده در بازسازی پل شامل تفاوت‌هایی در منظر، بافت، ابعاد و شیوه چیدمان بوده است. این تنوع در شیوه‌های بازسازی، منجر به ایجاد نمایی نامناسب در ساختار پل شده و اثرات منفی بر اصالت و ارزش تاریخی آن دارد. پژوهش نشان می‌دهد که عدم وجود یک شیوه واحد در مرمت و بازسازی این اثر تاریخی، می‌تواند از اهمیت و اصالت آن به‌عنوان یک نماد شاخص از دوره ساسانی بکاهد و نیاز به توجه بیشتر به هماهنگی در شیوه‌های مرمتی و حفظ ویژگی‌های اصیل این بنا دارد.

سیدرضا حسینی کِشتان،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

بقایایی مشتمل بر ساختارهای خشتی و گلی در وسعت 180 هکتار در 3 کیلومتری جنوب شهر کنونی "اِسفراین" در خراسان شمالی ایران قرار دارد. مطالعات باستانشناسی دو دهه اخیر علاوه بر یافتههای فرهنگی مختلف، ساختارهای معماری متنوعی را نیز آشکار کرده است که همراه با بقایای نارین قلعه (تنها اثر موجود در سطح زمین)، محوطه تاریخی بلقیس اسفراین را شامل میشود. با توجه به فرسایش مکرر خشت در برابر رطوبت ناشی از بارندگی اندک منطقه طی مداخلات حفاظتی، ضرورت پرداختن به ویژگی کیفیت خاک مطرح و شناسایی ساختارهای بلورین در روند فرسایش، هدف این تحقیق قرار گرفت. مطالعات آزمایشگاهی طی آزمونهای فیزیکی و شیمیایی، نشان داد کیفیت خاک به دلیل فقر رس و بالا بودن درصد سیلیس از یکسو و همچنین وجود ساختارهای بلورین مسکویت و کلسیت ثانویه، علت اصلی فرسایش خشتها است.

مهدی رازانی، لیلی نعمانی خیاوی،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

سازه‌های تاریخی که عموماً از مصالح متخلخل نظیر سنگ، آجر و ملاط ساخته شده‌اند، طی قرن‌ها در معرض عوامل محیطی و انسانی قرار گرفته‌اند که منجر به تخریب تدریجی آن‌ها شده است. استحکام‌بخشی، به‌عنوان یک مداخله حیاتی در حفاظت از مصالح متخلخل تاریخی، با هدف افزایش پایداری مکانیکی، کاهش تخریب بیشتر و افزایش طول عمر این مصالح انجام می‌شود. این فرآیند زمانی ضرورت می‌یابد که تمامیت اثر تاریخی به‌دلیل عواملی همچون هوازدگی، تبلور نمک و رشد بیولوژیکی، دچار آسیب‌های ساختاری شده باشد. با این حال، اثربخشی روش‌های استحکام‌بخشی به‌طور قابل‌توجهی به انتخاب مواد تثبیت‌کننده مناسب وابسته است. این مواد باید معیارهای خاصی از جمله نفوذ عمیق و یکنواخت، حداقل باقی‌مانده سطحی، سازگاری شیمیایی، برگشت‌پذیری و حفظ تنفس‌پذیری مصالح را دارا باشند. با وجود اهمیت این موضوع، چالش‌های عمده‌ای در این حوزه از جمله عدم وجود دستورالعمل‌های استاندارد و درک جامع از عملکرد بلندمدت مواد استحکام بخش وجود دارد. این پژوهش با هدف پر کردن شکاف بین اصول نظری و کاربردهای عملی، به ارزیابی عملکرد مواد تثبیت‌کننده در محل و بهینه‌سازی راهبردهای مداخله برای مصالح متخلخل تاریخی می‌پردازد.

امیر ارشاد لَنگرودی، حمید فدایی، کامران احمدی، منیر بهشتی‌فر،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

استحکام‌بخشی و آب‌گریزی مواد و مصالح سازنده تاریخی و به ویژه سطح سنگ‌های تاریخی یکی از مداخلات حساس و چالش‌برانگیز در حوزه حفاظت آثار فرهنگی است که نیازمند بررسی‌های دقیق و تحقیقات جامع برای کاهش عوارض جانبی احتمالی است. این اقدامات به‌ویژه زمانی ضرورت پیدا می‌کند که آثار سنگی در فضای باز در معرض تخریب و فرسایش عمیق قرار گرفته یا دچار تغییرات سطحی قابل‌توجهی شده باشند که می‌تواند به از بین رفتن زیبایی و انسجام ساختاری آن‌ها منجر شود. در صورت عدم مداخله به‌موقع، عوامل فرسایشی به لایه‌های عمیق‌تر اثر نفوذ کرده و خطر فروپاشی کامل را به دنبال خواهند داشت. در این پژوهش، عملکرد سه نوع پوشش‌دهنده صنعتی مبتنی بر سیلان/ سیلوکسان شامل واکر 290، واکر 3003 و لانگ‌ لایف در فرآیند پوشش‌دهی مصالح سنگی ارزیابی شده است. در اینباره ویژگی‌های فیزیکی، مکانیکی و به‌ویژه خصوصیات آب‌گریزی این مواد بر روی سطح سنگ مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. نتایج نشان داد که هر سه ماده خاصیت دافع رطوبت دارند، اما مواد لانگ‌لایف و واکر 290 به دلیل ایجاد پیوند مناسب‌تر با سطح سنگ، عملکرد بهتری از خود نشان دادند. این یافته‌ها می‌تواند راهنمایی مؤثر برای انتخاب مواد مناسب در پروژه‌های حفاظتی آثار تاریخی ارائه کند و از تخریب زودهنگام این میراث ارزشمند جلوگیری نماید.


صفحه 5 از 11