220 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
مبینا میهمی، دانیال هرندی،
دوره 4، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
عکس از اسناد مهم در زمینه بازیابی تصویری فرهنگ و تمدن گذشته در تاریخ معاصر به شمار میرود، تغییرات ساختاری در عکسهای تاریخی با توجه به عوامل مؤثر بر آنها در طول زمان منجر به آسیبهای متعددی میشود. این آسیبها میتواند موجب تغییرات زیباییشناختی در آن گردد. بر این اساس هدف از این گزارش، ارائه فرآیند حفاظتی صورت گرفته بر روی سه قطعه عکس مربوط به دوره قاجار است. عکسها دچار آسیبهایی مانند چرکی و جای لکه آب، تخریب ژلاتین سطح، پارگی و اسیدیته بالا بودند. بدین منظور از آب مقطر، الکل، استون برای پاکسازی آلودگیهای سطحی استفاده شد. همچنین از هیدروکسید کلسیم به دو صورت خشک و در حامل آبمقطر برای اسیدزدایی پشت مقوای بکار گرفته شد. همچنین از مقوای بدون اسید (فری اسید) و همچنین کاغذ تیشو موزونسازی شده به برای جبران قسمتهای مفقود همراه با چسب کلوسجی استفاده شده است و در نهایت جهت محافظت بهتر تمامی عکسها پاسپارتو شدند.
پیمان نعمتی موردراز، سحر گرجیپور،
دوره 4، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
ساختار موزههای باستانشناسی بر روی اشیاء تاریخی استوار است. در مواردی نیاز به جابه جایی اشیاء موزهای در اولویت کارهای موزهای قرار میگیرد. در این صورت بستهبندی اشیاء موزهای یکی از مهمترین قسمتهای این روند جابه جایی خواهد بود تنوع اشیاء تاریخی از لحاظ جنس، ظرافت، فرم سلامت ظاهر اندازه وزن و غیره در انتخاب نوع بستهبندی بسیار تعیین کننده است. در کنار انتخاب شیوه بستهبندی انتخاب مواد مورد استفاده و رعایت اصول ارگونومی و استانداردهای جابه جایی و حمل اشیاء بسیار پر اهمیت است. در این مورد مراحل اصلی میتوانند شامل تطابق اشیاء موزه با اطلاعات ثبت شده در موزه قبل و بعد از بستهبندی عکاسی از اشیاء موزهای و مساریها آنها و انتخاب شیوه بستهبندی باشند. برای بستهبندی بهتر باید از بهترین مواد همچین زندهترین نیروهای انسانی استفاده کرد شرایط محیطی از نظر آرامش، امنیت پاکیزگی و غیره برای بستهبندی بهتر باید مورد توجه قرار گیرد.
پریسا محمدی، مینا نوراله،
دوره 4، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
رشد میکروبی روی آثار باستانی و بناهای تاریخی اجتناب ناپذیر است. میکروارگانیسم ها آسیبهای فیزیکی شیمیایی و زیباشناختی در آثار با ارزش هنری به جای میگذارند که منجر به از دست رفتن بخش قابل توجهی از ارزش فرهنگی و مالی این آثار میشود. به منظور پیشگیری و کنترل استقرار و رشد میکروبی از روشهای فیزیکی شیمیایی و زیستی استفاده میشود روشهای فیزیکوشیمیایی اغلب روی آثار هنری تیمار شده کم اثر و برای افرادی که در فرآیند حفاظت شرکت دارند خطرناک هستند به دلیل ویژگیهای ذاتی مواد شیمیایی و آفتکشها، این چنین ترکیباتی برای انسان حیوانات و محیط زیست خطر آفرین هستند. از آنجایی که این روشها همگی دارای نقاط ضعف قابل توجه هستند امروزه برای کاهش تأثیر منفی میکروارگانیسمها روی آثار هنری و باستانی رویکردهای جدیدی به طور مداوم در حال توسعه هستند. این رویکردهای جدید سازگار با محیط زیست ایمن، کم هزینه و کم خطر هستند. با این حال تحقیقات بیشتری برای اطمینان از ایمنی و اثر بخشی این رویکردها مورد نیاز است. فقدان سنجشهای ساده قابل اعتماد و استاندارد به عنوان محدودیتی در انتخاب تیمارهای مؤثر هنوز مطرح است. آزمایشهای میدانی به منظور ارزیابی اثر بخشی این رویکردها مفید و ضروری هستند با وجود این طراحی و اجرای آنها با چالشهای متعددی مواجه است. از این رو محققین به دنبال معرفی روشهایی برای ارزیابی کارآمدی این رویکردهای جدید هستند استفاده از سیستمهای مدل آزمایشگاهی ابزارهایی برای آزمایش اثربخشی ترکیبات ضد میکروبی قبل از کاربرد این ترکیبات در مطالعات میدانی و روی آثار هستند. در این مطالعه ابتدا مروری بر انواع روشهای کنترل زیستی خواهیم داشت. سپس رویکردهای جدید و دوستدار محیط زیست که در این حوزه توسعه یافتهاند را معرفی میکنیم در نهایت روشهای بررسی اثر بخشی رویکردهای جدید با استفاده از سیستمهای مدلهای آزمایشگاهی ارائه میشود.
فضه رحیمی، نسرین نوحیباباجان،
دوره 4، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
تخت آلودگی بیولوژیکی آثار کاغذی یکی از مهمترین آسیبهایی است که علاوه بر اینکه باعث آسیب به کاغذ میشود میتواند باعث مشکلاتی برای حفاظتگران و مرمتگرانی شود که در تماس نزدیک با این آثار هستند؛ بنابراین شناسایی نوع آلودگی در این آثار از مهمترین اقداماتی است که در امر حفاظت و مرمت باید بدان توجه کرد. از این رو در این مقاله به شناسایی نوع آلودگی بیولوژیکی در مجموعه آثار به دست آمده از امامزاده محمد تفرش پرداخته شده است. دربهای اولیه نشان از وجود شواهد آلودگی بیولوژیک از حمله لکههای حاصل از فعالیت عوامل بیولوژیکی بود این لکهها در نتیجه فرسودگی زیستی در این آثار به وجود میآیند که باعث کاهش کیفیت ساختاری و هنری آنها میشود جهت بررسی آلودگیهای بیولوژیکی بر روی آثار کاغذی نمونهبرداری از بخشهای مشکوک به آلودگی انجام و بر روی محیطهای کشت سایرودکستروز آگار جهت بررسی آلودگی قارچی) و نوترینت آگار جهت بررسی آلودگی باکتریایی کشت شد. پس از انکوباسیون کلونیهای رشد کرده مورد بررسی و شناسایی قرار گرفتند نتایج حاصل از شناسایی کلونیهای قارچی و باکتریایی جداسازی شده در این مطالعه حاکی از آلودگی آثار مورد بررسی با انواع قارچها از جمله پنی سیلیوم اسپرژیلوس کلادوسپوریوم، مخمرها و همچنین باکتریهای متعلق به خانواده اکینومیستها و باسیلوسها بود.
ناهید فضائلی،
دوره 4، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
آلودگی قارچی و افزایش میزان اسیدیته از اساسیترین عوامل فرسایش و تخریب نسخ خطی تاریخی از جمله نسخه خطی انجیل متعلق به سال ۱۱۵۰ میلادی است. این اثر در موزه اسقف اعظم آرداک مانوکیان کلیسای حضرت مریم (ع) تهران نگهداری میشود و گنجینه عظیمی از میراث فرهنگی و هنری ارمنی و هویت فرهنگی جامعه مسیحیت به شمار میرود. با توجه به اهمیت این موضوع هدف اصلی این پژوهش بررسی آسیب قارچی و میزان اسیدیته نسخه خطی مورد مطالعه است. این مطالعه از نوع تجربی با مطالعات آزمایشگاهی است که به مدت یک ماه در آزمایشگاه دانشکده حفاظت و مرمت دانشگاه هنر ایران انجام شد برای اندازهگیری میزان اسیدیته کاغذ از روش رنگ منجی کاغذ مطابق استاندارد تیتراسیون مستقیم و برای بررسی آلودگی قارچی پس از کشت نمونهها در محیط سابورو دکستروز آگار از میکروسکوپ پلاریزان عبوری استفاده شد. در یک نمونه از هشت نمونه آزمایش شده قارچهای کتومیوم و پنیسیلیوم مشاهده شد و افزایش میزان اسیدیته در این نسخه گزارش گردید این نسخه به خاطر پیچیدگیهای زیاد در مبحث فنشناسی، آسیبشناسی و حساس بودن زیاد نسبت به محیط دستورالعمل خاص خود را در موزهها و مخازن نیاز دارد تا آلودگی قارچی و میزان اسیدیته کاغذ را به حداقل برساند.
سیدعلی فارغ، مهدی فتاحی اینی علیا،
دوره 4، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
میراث فرهنگی به عنوان آینه نبوغ بشری منعکس کننده تنوع تمدن انسانی و پلی بین گذشته و حال است که درک و فهم جمعی ما را از تاریخ مشترکمان شکل میدهد حفاظت و حراست از این گنجینه غنی و ارزشمند، مسئولیتی حیاتی است که نیازمند استراتژیهای جامع و چند جانبه بوده و تلاشهای مشترک تمامی کارشناسان و متخصصین ذی ربط را طلب میکند در این میان اصول و شیوههای مهندسی بهداشت ایمنی و محیط زیست (HSE) میتواند به طور قابل توجهی به حفاظت از داراییهای فرهنگی و افراد درگیر در حفظ آنها کمک کنند مهندسی HSE نقشی اساسی در ارزیابی و مدیریت ریسک در طول پروژههای بازسازی ایفا کرده و به توسعه شیوهها و رویههای کاری ایمنی مخصوص برای حفاظت از میراث فرهنگی میپردازد. از این رو با به کارگیری مدیریت ریسک و اتخاذ تدابیر مربوطه میتوان خطرات احتمالی متوجه آثار فرهنگی را تا سطح قابل قبولی کاهش داد در این مقاله سعی شده است پس از شناسایی و ارزیابی تهدیدات پیش روی میران فرهنگی ضمن تشریح کاربرد مهندسی HSE و ابزارهای مدیریت ریسکه پیشنهادها و استراتژیهای نوآورانهای جهت ایمنی و حفاظت از این ذخایر گران بها ارائه گردد.
اعظم سهیلیپور، محمدرضا میری، رقیه چناری،
دوره 4، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
پارچههای قلمکار دوره ی قاجار متعلق به کاخ گلستان برای مدتهای مدیدی به صورت تا شده در صندوقهای چوبی مخازن اقرار داشت. لذا در جهت جلوگیری از آسیبهای فیزیکی و بیولوژیک پارچهها، فرایند ساماندهی و مرمت آنها مورد بررسی قرار گرفت. شیوهی انتخاب این طرح با مطالعات کتابخانهای و انجام آنالیزهای مورد نیاز صورت گرفته و دادههای حاصل از آنالیزها بصورت کمی در طول مقاله به شرح آن پرداخته میشود فعالیتهای صورت گرفته در راستای اهداف پروژهی مذکور بدین شرح است پس از عکاسی و مستندسازی، اقدام به تهیه شناسنامه فنی و مرمتی کار نموده و شماره اصولی درج شده بر پارچهای مقال نخی به پارچه قلمکار دوخته شد پاکسازی و غبار روی صاف کردن خطوط ناشده برای جلوگیری از تغییر شکل پارچه و آسیب فیزیکی در نقاط تا خورده انجام شد میزان اسیدیته اثر یا pH آن با نوارهای pH سنج بررسی شده بر روی برخی پارچههای قلمکار، کشت الخارج صورت گرفت و همچنین کشت نیز بر صندوق نگهداری پارچههای مخزن جدیدتر و مخزن نگهداری پارچهها انجام شد. آزمون ایمشناسی نیز جهت تشخیص ساختاری از پارچه انجام شد. نتایج آنالیزهای انجام شده گویای این است که pH پارچه ها در محدوده ی خشی قرار دارد. تالیز کشت قارچ نشان داد که قارچ آسپرژیلوس نایجر بر یک اثر و درب صندوق چھی نگهداری آثار رشد کرده است با توجه به خطرناک نبودن این نوع قارچ هوادهی منظم دورهای پیشنهاد شد. آنالیز الیافخانی نیزلیف سلولزی پیهای را نشان داد نهایتا پارچههای قلمکار با پارچهی نخی متقال پوشش دهی شده با ریسمانهای نخی در جای خود ثابت شدند. نگهای شناساییتر به آن متصل شده و با تمهیدات و دلت کافی به مخزن استاندارد کاخ گلستان انتقال یافت همچنین راهکارهای حفاظتی و مرستی جهت نگهداری آثار در بهترین شرایط ممکن ارائه شد.
محمد حکمت،
دوره 4، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
بازخوانی مواجهه آدمی با تاریخ نشان میدهد انسان به صورت غریزی با گردآوری جستجو و توسل به شکوه گذشته به دنبال تثبیت جایگاه و موقعیت خود در آینده است. اشتیاق به شکوه گذشته با مدرنیته و نگاه انسان مدار اروپایی میل به حفاظت از آثار تاریخی را افزایش داد و موجب شد آثار گذشتگان رفته و رفته گردآوری و در مکانهایی با نام موزه نگهداری شوند از اواسط دوره قاجار به واسطه سفرهای ناصرالدین شاه به اروپا این رویکرد وارد ایران شد و به آرامی نوع مواجهه با گذشته و آثار تاریخی را دگرگون ساخت در روزگار بعد در پروژههای مدرنسازی و جنبش ملیگرایی موزه نماد تمدن و تجدد شد و بستری برای گردشگری فراهم ساخت به صورت کلی و در سطح جهانی رویکرد اروپا محور بیش از زمینه و ضرورتی که میراث فرهنگی به آن تعلق داشت بر کالید فیزیکی آثار میراثی متمرکز بود بازتاب این نگرش در موزهها عدم توجه به ارزشهای اشیائی بود که با عنوان اثر موزهای بر میراث فرهنگی دلالت داشتند. جنبشهای فرهنگی اجتماعی و سیاسی دهه شصت و هفتاد میلادی نگرش موزهداری را تغییر دادند. در این زمان جایگاه نهادی موزه بر پایه مسئولیت اجتماعی آن قوت گرفت اهمیت ارتباط موزه و جامعه سبب شد که ساختار کارکردی موزه بر مبنای بعد اجتماعی ان متحول شود در این یادداشت وجوه مختلف موزه در جایگاه نهادی اجتماعی از منظر حفاظت از میراث فرهنگی بررسی میشود.
امیناله کمالی،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
ایران با پیشینهای بیش از ۷۰۰۰ سال در حوزه معدنکاوی و فلزکاری کهن یکی از پیشگامان باستانی در جهان به شمار میرود مطالعه پیرامون معدنکاوی و فلزکاری کهن به عنوان بخشی از میرات مهندسی و فرهنگی ایران نقش اساسی در شناخت تاریخچه این فناوریها و توسعه دانش مرتبط و حفاظت از آن کمک میکند از دهه ۱۳۷۰ فعالیتهای سازمان یافتهای در زمینه معدنکاوی و فلزکاری کهن در ایران آغاز شده که اجرای پروژههای ملی و بینالمللی از جمله دستاوردهای مهم آن بوده است. این پژوهش با مروری بر مطالعات شاخص انجام شده در این حوزه نتایج فعالیتهای انجام شده را مورد ارزیابی قرار داده است. از این منظر ضمن برشمردن ارزشهای موجود در میراث معدنکاری و فلزکاری کهن بر ضرورت حفاظت از آن و نیز ثبت ملی نمونههای شناخته شده برتر از این معادن در کشور تاکید میکند.
حمید فدایی، فردین ناصری،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
تختجمشید یکی از شاخصترین محوطههای سنگی برجای مانده در ایران و جهان است که آداب، فرهنگ و رسوم ایرانیان باستان را به نمایش میگذارد و از حیث معماری ساختاری و زیبایی بصری قابل توجه است. تالار صدستون بزرگترین تالار ستوندار تختجمشید پس از آپادانا است که در مجموعه تختگاه و به زیبایی تمام با یکصدستون مرتفع خودنمایی میکرده و امروزه عمدتاً بقایای پایهستونهای آن در مکان اصلی خود در این کاخ بهجای مانده است. قطعات متعدد سنگ متعلق به دیگر اجزای ستونها نیز همچون قطعات قلمهستون، شالیستون و گلستون نیز بهصورت پراکنده در فضای باز تالار اصلی کاخ و در معرض عوامل آسیبرسان طبیعی قرار دارند؛ از این رو اضطرار اقدامات حفاظتی را میطلبند. پژوهش حاضر بر روی یکی از پایهستونهای این کاخ (پایهستون 4D) متمرکز بوده و ضمن مطالعات کتابخانهای، میدانی و آنالیزی و اجرای برنامه اضطراری حفاظت سعی دارد آهنگ الگوی تخریب را در این پایهستون آهستهتر کند. در گذشته عمده مرمتهای انجام شده در تختجمشید با مصالح ماسه سیمان بودهاست ولی با تغییر در دیدگاهها و مبانی نظری حفاظت از سنگ، استفاده از سیمان بهدلیل تفاوت ضریب جذب و دفع آب، ضریب انبساط و انقباض و بازگشتناپذیری منسوخ شده است. نتایج آنالیزهای XRD حاکی از آن است که اکسید کلسیم دارای بیشترین مقدار در نمونهها است، همچنین مقدار اندکی سیلیکات، آلومینیوم و آهن در ترکیب سنگها یافت شده است. سایر اکسیدها به عنوان عنصر فرعی نیز به مقدار بسیار کم وجود دارند و نوع سنگهای بهکار رفته در اثر از جنس سنگ آهک با خلوص خوب و کم سیلیس است. از دستاوردهای این پژوهش استفاده از مصالح بر پایه آهک هیدرولیک موسوم به "لدان" است که در ترکیب با مواد افزودنی و پرکننده در بخشهای کمبود و دارای شکستگی فعال اجرا شده است. اجرای این ملاط حفاظتی که تناسب زیادی با سنگهای آهکی دارد باعث شده که درزهها و شکستگیهای سنگ در برابر نفوذ عوامل رطوبتی مقاومتر عمل نمایند و نرخ فرسایش به طرز چشمگیری کاهش یابد.
پویا صادقیفرشباف،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
هدف از این پژوهش، سَمت و سودهی توجه به حفاظت از بنای تاریخی عینالی واقع در رشته کوه سرخاب تبریز از دیدگاه شناسایی و مکانیابی گسلهای دارای پتانسیل زمینلرزههای مخرب بر اساس تحلیل واریوگرامها و پهنهبندی الگوی تطابق فضایی دادههای مرتبط با رخدادهای لرزهای اخیر است. بنابراین میتوان با راهگزینی حفاظتی و مقاومسازی متناسب با خروجیهای مقاله، اقدام به حفاظت ساختاری از بنای یاد شده نمود. برای این منظور، گام نخست شامل شناسایی گسلهای پیرامون بنای تاریخی عینالی واقع در بخش مرکزی گسل شمال تبریز بر اساس واریوگرامهای مرتبط با دادههای فضایی زمینلرزههای اخیر است. از آنجایی که شناسایی مستقیم گسلها به خصوص گسلهای عرضی در مطالعات صحرایی تحت تاثیر محیط زمینشناختی منطقه هستند که برای مورد مطالعاتی، شامل پیچیدگیهای ساختاری مانند درزه و شکستگیهای فراوان پیرامون بنای عینالی و تراکم سازههای مسکونی در دامنههای کوه سرخاب است، ارائه یک ابزار تخمینگر در این مطالعه به منظور شناسایی و مکانیابی قطعه گسلی میتواند راهگشا و سودمند باشد چرا که انتخاب مناطق صحیح برای مطالعات صحرایی با داشتن موقعیتهای تخمینی تعیین شده از روششناختی ارائه شده در این مطالعه، با صرف زمان و هزینه کمتری امکانپذیر میشود. این مکانیابی شامل پردازش موقعیت فضایی دادههای زمینلرزههای اخیر مبتنی بر واریوگرامها است که منتج به تخمین دادههای با تطابق فضایی بالا میشود. بنابراین با پیشنهاد یک الگوی فضایی ویژگیهای پیوسته از مدلهای واریوگرام و بررسی درونیابی کریجینگ و انتخاب بهترین واریوگرام تجربی، اقدام به پیشبینی تطابق فضایی میان مشاهدات برای دیگر مقادیر ناشناخته میشود. نتایج مطالعه نشان دهنده تطابق بسیار بالای جدایش آشکار شده با شواهد صحرایی و در نتیجه اعتبارسنجی روش ارائه شده در این پژوهش است. بنابراین بیشترین دریافت تخریب لرزهای بنای عینالی، ناشی از فعالیت گسل عرضی مرتبط با گسل شمال تبریز پیشنهاد میشود.
ثنا کاظمزاد بقا، مهدی رازانی،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
مقالهی پیش رو باهدف حفاظت و مرمت بخشی از "درِ سنگی "برج سنگی محوطه جهانی پاسارگاد است. قطعهسنگ موجود که متعلق به لنگه راست درِ سنگی برج سنگی است و با گلهای نیلوفر ششتایی تزیین گشته است. این اثر آسیبهای متعددی داشته که نگهداری و حفاظت اثر را به مشکلاتی همچون، شکستی و عدم یکپارچگی دچار کرده بود. به همین دلیل اقدامات حفاظتی و مرمت بر روی اثر انجام شد. انتخاب بهترین روش مداخله در پیشناخت تاریخی، فیزیکی و شیمیایی اثر حاصل میشود. در این خصوص پژوهشهایی در حوزه شناخت و بررسی تاریخ فرهنگی، معماری، ماهیت و کاربری برج سنگی انجام گشته و آنالیزهای دستگاهی همچون پتروگرافی، پراش اشعه ایکس (XRD)، فلورانس اشعه ایکس (XRF) جهت شناسایی ساختار فیزیکی و شیمیایی اثر انجامگرفته است. نتایج حاصله بیانگر این است که اثر متعلق به برج سنگی بوده و احتمالاً در زمان حکم رانی داریوش ساختهشده است. نوع سنگ استفادهشده از جنس سنگ رسوبی آهکی دولومیتی است. درنهایت با استفاده از نتایج آنالیزهایی که انجام پذیرفت و طبق اصول مبانی مرمت، اقدامات حفاظتی، مرمت پیشگیرانه در رابطه با اثر انجام شد و سنگ مذکور در داخل چارچوبی از جنس فوم پلیاتیلن برای نمایش قرار گرفت تا اثر دارای یکپارچگی بصری بوده و توانایی برگشتپذیری جهت مرمتهای آینده را داشته باشد.
عبدالمجید عابدی، مریم فراست،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
محوطههای باستانی به دلیل اهمیت و گستردگی ارزشها و اقدامات مورد نیاز جهت حفظ و انتقال این ارزشها به آینده به راهبردهای حفاظتی جامع نیاز دارند. این راهبردها در ادبیات حفاظت و مرمت با اصطلاحات مختلفی از جمله برنامهریزی مدیریت حفاظت، شناخته و عنوان میشود. شکی نیست که ارائه یک طرح حفاظتی و مرمتی جهت حفاظت از محوطهای با ارزشهای بسیار وسیع مادی دلیل در این پژوهش وگزارش مرمتی با گردآوری اطلاعات اولیه اعم از اطلاعات مربوط به شناخت محوطه و حفاظت در نهایت برنامهای به صورت راهکارهای کلی جهت حفاظت و معرفی محوطه ارائه خواهد شد. چنین پژوهشهایی و اقدامات حفاظتی و مرمتی گرچه ابتدایی است اما میتواند گام نخستی جهت شروع اقدامات جدی ملی و جهانی جهت حفاظت، مرمت و معرفی محوطههای باستانی ارزشمندی از این دست محسوب شود.
ثمین اسحاقی فسقندیسی،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی و شناخت سنگ قبر متعلق به اداره میراث فرهنگی شهرستان اسکو میپردازد. شهرستان اسکو، واقع در غرب استان آذربایجان شرقی، دارای آثار تاریخی متعددی است که سنگ قبرها یکی از این آثار است. این نمادها به عنوان یکی از ارزشهای فرهنگی و اجتماعی منطقه به شمار میآیند و با دقت در آنها میتوان روند شکلگیری انواع مختلفی از نقوش و تزئینات را مطالعه کرد. سنگ نشان مورد مطالعه در این پژوهش از قبرستان تاریخی محله خسرق به دست آمده و در حال حاضر در اداره میراث فرهنگی شهرستان اسکو قرار دارد. در خلال این پژوهش وضعیت آسیبشناسی این سنگ بررسی شده و مطالعات تاریخی و تطبیقی به شناسایی دوره اثر و تطبیق با سنگ نشانهای مشابه پرداخته است. همچنین به فنشناسی، نوع نقوش و شیوه سنگتراشی آن توجه شده است. برای شناسایی نوع سنگ، مقاطع نازک تهیه و آنالیز پتروگرافی (سنگنگاری) انجام شده است. در نهایت، پس از انجام اقداماتی نظیر مستندسازی، پاکسازی، وصالی و بازسازی قسمتهای مفقودی، طرح پیشنهادی برای حفاظت، مرمت، نمایش و نگهداری اثر ارائه شده است.
مسعود باتر، ملیحه صابرنیا،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
یکی از بزرگترین و زیباترین مصلاهای تاریخی ایران مصلای پایین خیابان مشهد است که به دستور شاه سلیمان اول در دوران صفویان ساخته شده است. تاریخ ساخت و اتمام بنا بر طبق کتیبه کاشی ایوان مرکزی سال ۱۰۸۷ ه.ق است. ساختار معماری بنا از ایوان مرکزی رفیعی در وسط و دو رواق گنبددار در طرفین تشکیل شده است. سطوح داخلی و خارجی بنا با آرایههای مختلف معماری همچون گچبری،کاشیکاری، نقاشی و مقرنس کاری تزئین گردیده است. در میان انواع مختلف آرایههای بکار رفته در تزئین این بنا کاشیهای معرق محراب بنا از نظر زیبایی و نفاست بیهمتاست. بررسی آزمایشگاهی ترکیب شیمیایی لعاب کاشیهای معرق محراب با روش دستگاهی SEM-EDX و نتایج حاصل از آن مطابقت و همخوانی خوبی با نتایج بررسیهای تجربی سایر محققان داشت که این امر نشان از تداوم سنت کاشیکاری و تولید لعاب با فناوری مشابه در سراسر عصر صفوی در مناطق مختلف ایران است مطالعه ترکیب کانیشناسی بدنه کاشیها به روش پتروگرافی نیز حاکی از بکارگیری ترکیب کانی شناختی مشابه و مناسب به همراه پخت خوب در تولید آنها بود که موجب استحکام و دوام بیشتر کاشیها شده بود آسیبشناسی بنا و تزئینات آن نشان داد که ترکیبی از عوامل مختلف فیزیکی شیمیایی و انسانی موجبات تخریب و فرسایش سازه و تزئینات بنا از جمله کاشیهای معرق آن را فراهم آورده است. در این میان عوامل انسانی و توسعه ناهنجار شهری پیرامون بنا و مرمتهای غیراصولی و غیرحرفهای تزئینات در تخریب و فرسایش کاشیها نقش اصلی را بر عهده داشته است. با توجه به اهمیت و نفاست کاشیهای معرق محراب پس از انجام مطالعات آزمایشگاهی کاشیهای این بخش از بنا مورد حفاظت و مرمت قرار گرفت. برای این کار پس از اقدامات حفاظتی اولیه از طریق تمیزکاری و استحکامبخشی بخشهای کمبود مطابق با اصول و مبانی نظری مرمت به شیوه مرمت تکمیلی از طریق موزونسازی رنگی بازسازی شد.
محمد یاغیزایی، مهدی رازانی، عاطفه فاضل نجفآبادی،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
آسیبشناسی آثار سفالی یکی از مهمترین ارکان حفاظت و مرمت به حساب میآیند زیرا شناخت آسیب راه را برای حفاظت و نوع مرمت آن هموار خواهد کرد آثار سفال در زمره مواد پایدار قرار میگیرند زیرا این آثار نسبت به سایر آثار مکشوفه از کاوشهای باستانشناسی پایداری بیشتری از خود نشان میدهند اما همین آثار اگر در شرایط نامناسب و عوامل نامطلوب دفن قرار گیرند بسیار دچار آسیب میشوند و اگر دقت کافی در حفاظت درست از این اشیا صورت نگیرد منجر به نابودی کامل سفالینهها خواهد شد. آسیبهای وارده در بدنههای سفالی معمولا به طور عمده به دو صورت فیزیکی و شیمیایی روی میدهد و در مواردی عوامل مکانیکی نیز باعث سرعت بخشیدن این فرآیند خواهد شد در آسیبشناسی بدنههای سفالی باید به سرمنشا و پدیدآورنده این آسیبها پی برد تا بهترین درمان در راستای پایداری بیشتر سفال اتخاذ شود. از جمله مهمترین آسیبهای وارده بر بدنههای سفالی میتوان به ترک شکستگی تبلور انواع نمکها آسیبهای مراحل پخت آسیبهای زیستی، لکه لایهلایه شدن و غیره اشاره کرد در این پژوهش مروری خواهد شد به متداولترین آسیبهای بدنههای سفالی و عوامل پدید آوردنده و رابطه میان شکلگیری یک آسیب و تأثیر آن در به وجود آمدن سایر آسیبها در همین راستا نیاز است تا تأثیرات یک آسیب بر روی به وجود آمدن سایر آسیبها شناخته شود که این امر موجب تصمیمگیری درست در انتخاب روش برای امر حفاظت و مرمت خواهد شد.
حمید فدایی،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
محوطه میراث جهانی چغازنبیل در خوزستان یکی از مهمترین محوطه های ایلامی است که با مصالحی از خشت و آجر بنا شده است. امروزه بهرهگیری از روش پتروگرافی از جایگاه ویژهای در مطالعات باستانسنجی مصالح تاریخی همچون آجر و سنگ برخوردار است و با این روش کم هزینه میتوان اطلاعات فنی و ذی قیمت فراوانی را از مواد و مصالح تاریخی استخراج نمود هدف اصلی این مقاله شناخت ویژگیهای کانیشناسی نمونه آجرهای تاریخی چغازنبیل از طریق بررسی میکروسکوپی مقاطع نازک آنها بوده است. جزییات مورد بررسی آجرها شامل: نوع کانیهای تشکیل دهنده آجر بافت شامل اندازه و شکل دانهها تخلخل نوع ناخالصیها و نحوه توزیع آنها بوده که به همراه تصاویر مربوطه به تفصیل ارایه شده است. نتایج مطالعات نشان میدهد رنگ ظاهری آجرهای چغازنبیل دارای طیف وسیعی از رنگهای زرد قهوهای قرمز تا سبز هستند. بررسیهای میکروسکوپی ضمن معرفی برخی ویژگیهای فیزیکی آجرهای چغازنبیل عمده کانیهای موجود در ساختار آنها را از نوع دانههای اکسید آهن کلسیت کوارتز ،چرت ژیپس دانههای ریز میکا و فلدسپات معرفی میکند. همچنین بررسیهای به عمل آمده تصویری روشن از فرآیندهای فرسایشی آجرها به ویژه تحت تاثیر نمکهای محلول ارایه داده است.
سروین مرادی، محمد یاغیزایی،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
لعاب لایهای شیشهای براق یا مات است که روی سطح سفال قرار گرفته که علاوه بر زیبایی موجب استحکام و غیر قابل نفوذ بودن سطح آن میشود. لعابها بر حسب نوع مواد تشکیل دهنده و همچنین دما و نوع پخت به چندین دسته تقسیم میشوند لعاب که بر پایه سیلیس ساخته میشود شفاف و بیرنگ است که برای رنگی کردن لعاب به آن اکسیدهای فلزی مانند اکسید مس یا کبالت و .... اضافه میشود در تقسیمبندی اولیه مات یا شفاف بودن لعاب مطرح است و به سربی یا قلیایی بودن لعاب بستگی دارد. تقسیم بندیهای دیگر لعاب بر اساس نوع مواد استفاده شده و دمای پخت و همچنین محیط پخت لعاب صورت میگیرد. شناخت نوع مواد استفاده شده در لعابها کمک شایانی در بررسی و شناسایی بهتر آنها و همچنین معایب موجود در لعاب و نوع آسیب و محافظت از ظروف تاریخی مینماید. یکی از موادی که در ساختار لعابهای تاریخی استفاده میشده سیلیس با سنگ چخماق بوده که در لعابهای امروزی نیز کاربرد دارد. این ماده در طبیعت به صورت سنگهای کوارتز که انواع مختلفی از آن در جاهای متفاوت دنیا شناسایی شده است نقش مهمی در ساختار لعاب دارد. این ماده باعث اتصال بهتر بدنه و لعاب شده و در ترکیب با مواد دیگر موجب شیشهای شدن لعاب میشود نقش مهمی در استحکام لعاب دارد و بنابراین وجود آن بخصوص در دماهای بالا در لعاب ضروری است. در این پژوهش سعی شده تا با مطالعه در مورد ساختار فیزیکی و شیمیایی سیلیس به نقش و اهمیت آن در فرمولاسیون لعاب پرداخته شود. برای تحقق این موضوع لازم است ابتدا نوع و ساختار سیلیس بررسی شود و سپس به عیوب و مزایای آن در ساختار لعاب و چگونگی و اهمیت آن در لعاب پرداخته شود. این پژوهش با مطالعه در کتابها و مقالات سعی در آشنا کردن مخاطب با یکی از اساسیترین مواد مورد مصرف در لعاب که همان سیلیس است دارد که مقدار و نوع سیلیس مصرفی چه تأثیری در نوع لعاب دارد.
نگار کفیلی، فاطمه علیمیرزایی، سمیه قراخانی،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
حفاظت از آثار تاریخی دو وجه دارد، وجهی که بعد مادی اثر را مدنظر قرارمیدهد و وجهی که ارزشهای معنوی، هنری، تاریخی و زیباییشناسی آنها را لحاظ میکند. بنابراین، معرفی، مستندسازی و ثبت آثار مختلف تاریخی بهعنوان بخشی از فرایند حفاظت و مرمت، علاوه بر اینکه با نقش ترویجی که در فراهمکردن درک و شناخت از ارزشهای هنر و فرهنگ برعهده دارد و موجب حفاظت و کمک به احیاء آنها نیز میشود. در این پژوهش تلاش شدهاست که با معرفی مجموعه کاشیهای پایگاه میراث جهانی تختسلیمان بهعنوان یکی از مجموعههای ارزشمند هنر ایرانی که از قدمت و تنوع بالایی برخوردار است، این نیاز حفاظتی را پوشش دادهشود. برای دنبالکردن این هدف از روش توصیفی و تحلیلی، و بررسی و گردآوری مستندات میدانی و مطالعات کتابخانهای بهره گرفتهشد. در نتیجه این مطالعه بیش از 5400 کاشی شامل انواع کاشیهای نفیس زرینفام در اشکال و نقوش متنوع، کاشی لاجوردی، فیروزهای، طلاچسبان با نقوش برجسته، کاشیهای هندسی، نمونههای کاشیهای تکرنگ و برخی آجر کاشیها شناساییشد.
فاطمه علیمیرزایی، غلامرضا رحمانی،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
عصر آهن در ایران ۱۴۵۰ ۵۵۰ ق.م) و فراتر از آن معرف دورهای است که در مراحل تکاملی شاهد تحولات مهم اجتماعی فرهنگی اقتصادی و تکنولوژیکی بوده است. زوار مور محوطه استقراری از دوره آهن در دشت ورامین در منطقه مرکزی ایران است که در دهههای گذشته کاوشهای متعددی در این منطقه توسط باستانشناسان مختلف انجام شده است. در کاوش سال ۱۳۹۷ انجام شده در منطقه زواره ور تعدادی سفال خاکستری مربوط به تدفین بدست آمده است. با توجه به پراکندگی گورستانهای عصر آهنی و مطالعات فنی محدودی که در خصوص این آثار انجام شده است. آگاهی ما از نحوه تولید این آثار همچون بافت عناصر تشکیل دهنده و فرایند تولید از اهمیت بسیاری در شناخت تولید و فناوری سفالگری این دوره خاص برخوردار است. بنابراین نتایج حاصل از مطالعات آزمایشگاهی با استفاده از تکنیکهای مکمل میتواند راهگشای دستیابی به فرایند تولید این آثار باشد. در این پژوهش تلاش شد تا با اطلاعاتی که از مطالعه ۹ نمونه سفال عصر آهنی این منطقه با استفاده از روشهای آنالیز طیفسنجی جرمی پلاسمای جفت شده القایی (ICP-MS) و مطالعه کانی نگاری مقطع نازک (Petrography) شناخت دقیقتری برای انجام مطالعات تطبیقی و منشاء تولید محلی این آثار فراهم کرد. نتایج نشان داد که فازهای اصلی سفالهای مورد مطالعه با رنگ خمیره خاکستری بر اساس کانی نگاری کوارتز Quartz سیلیس SiO2 ، کلسیت Calcite هستند. نتایج ICP-MS نیز تا حدود زیادی توانست بخشی از مشاهدات حاصل از تحلیل سنگنگاری را تأیید کند. البته بخش بزرگی از خوشه بندی شیمیایی سرامیک ناشی از ناهمگونی در ترکیبات عنصری از تفاوت در منابع رسی مورد استفاده ناشی نمیشود همچنین خاکهای مورد مطالعه از نظر عناصر کم مقدار شباهت زیادی با نمونه سفالها دارد و می توان گفت که محلی بودن آنها را تأیید میکند.