زینب حقیقت، محمد سهرابی،
دوره 1، شماره 3 - ( 10-1397 )
چکیده
آثار سنگی موجود در فضاهای طبیعی روباز (مانند مجسمهها، یادمانها، سنگ نوشتهها، نقوش، صخره نگارها و دست کندهها، بناهای تاریخی و محوطههای باستانشناسی( معمولاً توسط اجتماعاتی از موجودات زنده مختلفی احاطه می شوند. این موجودات زنده با توجه به شرایطی خاص همچون نوع بستر سنگی، عوامل آب و هوایی و جغرافیایی، مکانی را برای رشد و زندگی خود انتخاب می کنند. در این مقاله به بررسی اثرات چند نمونه از حضور این اجتماعات بیولوژیکی (باکتری، قارچ، جلبک و گلسنگ)، درختان، درختچهها، علفها، حشرات و حیوانات موجود در مجموعه پارسه و پاسارگاد پرداخته میشود. آگاهی از تنوع زیستی و نوع آسیبهای احتمالی ناشی از این موجودات برای مدیریت برنامههای حفاظت پیشگیرانه و مرمت اصولی پایگاه های میراث جهانی و انتقال سالم آنها به نسلهای آینده ضروری است.
غلامرضا رحمانی، پرستو عرفانمنش،
دوره 1، شماره 3 - ( 10-1397 )
چکیده
شرات از لحاظ تعداد گونه، مهمترین رده سلسله جانوری هستند و شامل 3/2 گونههای شناخته شده میباشند. علاوه بر کثرت تعداد گونه، از نظر سطح پراکندگی و قدرت تکثیر گونهها نیز در بین گروههای جانوری مقام اول رادارا میباشند.
زندگی برای حشرات در شرایط اقلیمی و جغرافیایی متفاوت به علت جثه کوچک و سازشهای بسیار متنوع آنها یک امر عادی و تقریبا عمومی است. قدرت تکثیر زیاد و سطح پراکندگی وسیع و امکان سازشهای مختلف از نوع مرفومتریک و فیزیولوژیک و بیولوژیک، این جانوران را در طبیعت به عنوان یکی از عوامل حیاتی مقاوم و شکستناپذیر درآورده است.
در این میان مجموعههای تاریخی- فرهنگی با توجه به شرایط خاص خود از این قاعده مستثنی نبوده و نیاز به بررسیهای تخصصی در این زمینه دارد. در بررسیهای اولیه و میدانی کتابخانه مجموعه تاریخی- فرهنگی نیاوران آفات حشرهای شدیدی مشاهده شدبه طوری که موکتهای مجموعه به سبب حمله آفات حشرهای دچار آسیب شده بودند. بنابراین در اولین اقدام، آفات مجموعه مورد بررسی قرار گرفت و شناسایی شد و در ادامه آفتزدایی قسمتهای آسیب دیده انجام گرفت. در این مقاله مراحل مختلف از تشخیص و شناسایی تا آفتزدایی ارائه خواهد شد.
یاسر حمزوی،
دوره 1، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
ﺑﺮای ﺣﻔﻆ آﺛﺎر ارزﺷﻤﻨﺪ ﻣﻌﻤﺎری، در ﻗﺪم اول ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﮐﺎﻣﻞ و ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ از ایﻦ آﺛﺎر اﺳﺖ. از ﺑﺨﺶﻫﺎی ارزﺷﻤﻨﺪ آﺛﺎر ﻣﻌﻤﺎری، آرایﻪﻫﺎ و دیوارنگارههای آن اﺳﺖ. دیوارنگاره ﺑﻮمﭘﺎرﭼﻪ ﮔﻮﻧﻪای از دیوارنگارهها اﺳﺖ ﮐﻪ از ﻧﻈﺮ ﻣﻮاد و ﻣﺼﺎﻟﺢ، روش اﺟﺮا و ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﯽ از ﻧﻈﺮ ﻣﺎﻫﯿﺖ، ﺑﺎ دیوارنگارههای ﻣﻌﻤﻮل و ﻣﺘﻮاﺗﺮ ﺗﻔﺎوت دارد. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ این ﻧﮑﺘﻪ ﮐﻪ اولین مرحله ﺑﺮای ﺣﻔﻆ اﺛﺮ ﻫﻨﺮی، ﻓﻬﻢ و ادراک آن اﺳﺖ، ﺗﻔﺎوت این آﺛﺎر ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای اﺳﺖ که اﻧﺠﺎم روشﻫﺎی ﻣﻌﻤﻮل ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ (ﺑﺪون ادراک ﺻﺤﯿﺢ اﺛﺮ) ﺑﺎﻋﺚ ﺧﺪﺷﻪدار ﺷﺪن اﺻﺎﻟﺖ و ﺗﻤﺎﻣﯿﺖ آنﻫﺎ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. در ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی اﻧﺠﺎم ﺷﺪه در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮع دیوارنگاره ﺑﻮم ﭘﺎرﭼﻪ، ﺑﺮﺧﯽ از ﻣﺤﻘﻘﺎن این آﺛﺎر را در ﮔﺮوه ﻧﻘﺎﺷﯽ روی ﮐﺮﺑﺎس ﻗﺮار ﻣﯽدﻫﻨﺪ. و ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮاﻧﯽ ﻧﯿﺰ این آﺛﺎر را در زﻣﺮه دیوارنگارهها ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﻨﺪ و ﺷﻨﺎﺧﺖ ﮐﺎﻓﯽ در این ﺣﻮزه وجود ندارد. ﻧﻈﺮیهﻫﺎی ﻣﺮﻣﺘﯽ ﮐﻪ در ﺳﻄﺢ ﻣﻠﯽ و ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ اراﺋﻪ و ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪهاﻧﺪ، اﺷﺎرهﻫﺎیی ﺑﻪ ﺣﻔﻆ و ﻣﺮﻣﺖ ﻧﻘﺎﺷﯽﻫﺎی ﺗﺎریخی دارﻧﺪ، وﻟﯽ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﻪ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺣﻔﻆ و ﻣﺮﻣﺖ دیوارنگارههای ﺑﻮم ﭘﺎرﭼﻪ اﺷﺎره ﻧﺸﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮای رﺳﯿﺪن ﺑﻪ اﺻﻮل و ﻣﺒﺎﻧﯽ ﻧﻈﺮی ﺣﻔﻆ و ﻣﺮﻣﺖ این ﮔﻮﻧﻪ از دیوارنگارهها، ﻧﯿﺎز اﺳﺖ ﺗﺎ ﻣﻨﺸﻮرﻫﺎ، ﻧﻈﺮیهﻫﺎ دﺳﺘﻮراﻟﻌﻤﻞﻫﺎی ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ در ﺣﻮزه ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻧﻘﺎﺷﯽﻫﺎی تاریخی ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﻃﺒﻖ این ﻧﻈﺮیهﻫﺎ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﯽ ﮐﻪ در ﺣﻮزه ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﻌﯿﺎرﻫﺎی ﺣﻔﺎﻇﺖ دیوارنگارههای ﺑﻮم ﭘﺎرﭼﻪ اﻧﺠﺎم ﻣﯽﺷﻮد، ﺑﺘﻮان ﺑﻪ ﺻﻮرت روﺷﻤﻨﺪ دیوارنگارههای ﺑﻮمﭘﺎرﭼﻪ را ﺷﻨﺎﺧﺖ، ﻣﺮﻣﺖ ﮐﺮد و ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺻﺤﯿﺢ ﻧﻤﺎیش داد. در این ﻣﻘﺎﻟﻪ اﺑﺘﺪا ﻻیهﻫﺎی ﺗﺸﮑﯿﻞ دﻫﻨﺪه دیوارنگارههای تاریخی ایران ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪه و ﺳﭙﺲ ﻧﺘﯿﺠﮥ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﮑﺘﻮب در ﺣﻮزه ﻧﻈﺮی ﻣﺮﻣﺖ ﻧﻘﺎﺷﯽﻫﺎی تاریخی اراﺋﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ، در واﻗﻊ این ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت و ﻣﺒﺎﺣﺚ، ﻣﻘﺪﻣﻪای اﺳﺖ ﺑﺮ ﺣﻔﻆ و ﻣﺮﻣﺖ دیوارنگارههای ﺑﻮم ﭘﺎرﭼﮥ ایران.
طلحه قدوسیان، عبدالبصیر حسینبر،
دوره 1، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
ﮔﺴﺘﺮش و پیشرفت ﻫﻤﻪﺟﺎﻧﺒﻪ و چشمگیر ﻋﻠﻮم ﺑﻪویﮋه در ﺣﻮزهﻫﺎی ﻋﻠﻮم ﻃﺒﯿﻌﯽ، ﭘﺎیدﺳﯽ ﻣﻮﺟﺐ ﺟﻬﺸﯽ ﻋﻈﯿﻢ ﺑﺎ رویکردﻫﺎی ﻋﻠﻤﯽ و روﺷﻤﻨﺪ در زﻣﯿﻨﻪﻫﺎی ﻋﻠﻮم اﻧﺴﺎﻧﯽ، ﭘﺰﺷﮑﯽ، ﮐﺸﺎورزی و ﻫﻨﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ. این ﺟﻬﺶ ﺑﺎﻋﺚ ایجاد داﻧﺶﻫﺎی ﺑﯿﻦرﺷﺘﻪای یﺎ زﺑﺎن ﻣﺸﺘﺮک ﺑﯿﻦ ﻋﻠﻮم و ﺗﺨﺼﺺ ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﺪه و ﺗﻠﻔﯿﻖ آنﻫﺎ ﺗﻌﺎﻣﻠﯽ ﺳﺎزﮔﺎر را ﺷﮑﻞ داد اﺳﺖ. در این ﻣﯿﺎن ﺑﺎﺳﺘﺎنﺳﻨﺠﯽ یا آرﮐﺌﻮﻣﺘﺮی ازﺟﻤﻠﻪ داﻧﺶﻫﺎی ﺑﯿﻦ رﺷﺘﻪای اﺳﺖ ﮐﻪ اﻏﻠﺐ ﺑﻪﻋﻨﻮان یک ﺗﺨﺼﺺ ﺟﺎﻧﺒﯽ و اﻓﺰوده ﺑﺮ ﺗﺤﻠﯿﻞﻫﺎی ﺑﺎﺳﺘﺎنﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی به آن ﺗﻮﺟﻪ ﻣﯽﺷﺪ، اﻣﺎ اﻣﺮوزه ﺑﺎ ﺑﻬﺮهﺟﻮیی روﺷﻤﻨﺪ از رﻫﯿﺎﻓﺖﻫﺎی ﻋﻠﻮم ﻃﺒﯿﻌﯽ، پایه و ﻓﻨﯽ مهندسی، ﺑﺎﺳﺘﺎنﺳﻨﺠﯽ ﺑﻪ زﺑﺎن ﻣﺸﺘﺮک ﻋﻠﻮم ﻣﺬﮐﻮر ﺑﺎ ﻋﻠﻮم اﻧﺴﺎﻧﯽ و ﻫﻨﺮ ﺑﺎﻷﺧﺺ در ﺣﻮز ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺗﺒﺪیل ﺷﺪه و در ﻗﺎﻟﺐ ﺗﺨﺼﺼﯽ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﯿﺶ ازﭘﯿﺶ اﻫﻤﯿﺖ یافته اﺳﺖ. در ﭘﮋوﻫﺶ ﭘﯿﺶ رو ﻣﺪﻟﯽ ﮐﺎرﺑﺮدی و ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﯽ از ﺟﺎیگاه رﻫﯿﺎﻓﺖﻫﺎ و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺑﺎﺳﺘﺎنﺳﻨﺠﯽ در ﺷﻨﺎﺧﺖ و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯿﺮاث ﻣﻌﻤﺎری و ﻋﻨﺎﺻﺮ آن اراﺋﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻧﯿﺎز ﺗﻘﺎﺿﺎی ﻣﺤﻘﻘﯿﻦ ﻋﻠﻢ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺑﻪ اﻃﻼﻋﺎت و دادهﻫﺎی ﮐﻨﺘﺮلﺷﺪه و ﻋﻠﻤﯽ در ﺳﺎﻟﯿﺎن اﺧﯿﺮ، موجب دوﭼﻨﺪان ﺷﺪن اﻫﻤﯿﺖ رﻫﯿﺎﻓﺖﻫﺎی ﺑﺎﺳﺘﺎنسنجی ﺷﺪه، اﻣﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎن ﮐﻤﺒﻮد داده در زمینه ﺣﻔﺎﻇﺖ از آﺛﺎر تاریخی ایران ﺑﻪﺧﺼﻮص میراث ﻣﻌﻤﺎری ﺑﻪوﺿﻮح اﺣﺴﺎس ﻣﯽﺷﻮد.
مژگان موسیزاده،
دوره 1، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
یﮑﯽ ﻣﺪیﺮیﺖ ﻧﻮیﻦ در دﻫﻪ ﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﺴﯿﺎری از ﻧﻈﺎم ﻫﺎی اﺟﺮایﯽ و ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ را ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﻠﺐ ﮐﺮده اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻃﻮری ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮی ﻋﻨﺎﺻﺮ ﮐﻠﯿﺪی ایﻦ رویﮑﺮد ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﮕﺎه ﺳﯿﺴﺘﻤﯽ، ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮی اﻗﺘﻀﺎیﯽ، اﻫﻤﯿﺖ رﻫﺒﺮی و اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ، ﺗﻌﯿﯿﻦ اﻫﺪاف و راﻫﺒﺮد، ایﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰش و ﺗﻘﻮیﺖ ﺧﻮدﮐﻨﺘﺮﻟﯽ ﺑﺨﺸﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﺪیﺮان اﻣﺮوزی را در ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽدﻫﺪ. ﺣﻔﺎﻇﺖ، ﻣﺮﻣﺖ و ﺻﯿﺎﻧﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی ﺗﺎریﺨﯽ از اﻫﺪاف ﺑﻨﯿﺎدیﻦ در ﺣﻮزه ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽ آیﻨﺪ. ایﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﺎ رویﮑﺮدی ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ–ﭘﯿﻤﺎیﺸﯽ و روش ﮐﯿﻔﯽ-ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﺑﻬﺮه ﮔﯿﺮی از ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯿﺪاﻧﯽ ﻧﮕﺎرﻧﺪه در ﻧﻈﺎرت ﺑﺮ 25 ﭘﺮوژه ﺣﻔﻈﺖ، ﻣﺮﻣﺖ و ﻣﺴﺘﻨﺪﺳﺎزی ﺗﺰﺋﯿﻨﺎت ﻣﻌﻤﺎری ﺑﻨﺎﻫﺎی ﺗﺎریﺨﯽ اﺳﺘﺎن ﺧﺮاﺳﺎن رﺿﻮی در ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺳﺎل ﻫﺎی 1386 ﺗﺎ 1395، ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻘﺶ ﻣﺪیﺮیﺖ ﻣﺸﺎرﮐﺘﯽ در ﺗﺤﻘﻖ اﻫﺪاف ﭘﺮوژه ﻫﺎی ﻣﺮﻣﺘﯽ ﻣﯽ ﭘﺮدازد. ﻧﺘﺎیﺞ ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﻣﺪیﺮیﺖ ﻣﺸﺎرﮐﺘﯽ در ﭘﺮوژهﻫﺎی ﻣﺮﻣﺘﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﻋﻤﻠﯿﺎت را اﻓﺰایﺶ دﻫﺪ و ﺑﺎ ایﺠﺎد ﻣﺴﯿﺮ ﺷﻐﻠﯽ ﭘﺎیﺪار، ﻓﺮﺻﺖ ﺗﺮﺑﯿﺖ و ﭘﺮورش ﮔﺮوه ﻫﺎی ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺑﺮای ﭘﺮوژه ﻫﺎی آﺗﯽ را ﻓﺮاﻫﻢ آورد.
عبداله نصراللهی،
دوره 1، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
از دیرﺑﺎز ﺗﺎ ﮐﻨﻮن ﻣﻮﺿﻮع ﺛﺒﺖ در ﺣﻮزه ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ زﻧﺪﮔﯽ، ﻫﻤﻮاره ﺑﺎ ﺑﺸﺮ ﻫﻤﺮاه ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺛﺒﺖ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ اﺳﺖ و ﺑﺎزﺗﺎب ﻋﺮﺻﻪ ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﺸﺮ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮد. هر اﺛﺮی ﮐﻪ از ﮔﺬﺷﺘﻪ از اﻧﺴﺎن ﺑﻪ ﺟﺎی ﻣﺎﻧﺪه، ﭼﻪ آﻧﮕﺎه ﺑﻪ ﺻﻮرت تصویر ﺑﻮده و یا ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺧﻂ خودنمایی ﮐﺮده، ﺟﻬﺎﻧﯽ از اﻃﻼﻋﺎت و داﻧﺶ ﻣﺎدی و ﻣﻌﻨﻮی را ﻣﺎﻧﻨﺪ آﺋﯿﻨﻪای ﺻﺎدق بیهیچ ﺗﻈﺎﻫﺮ و ﻧﻘﺼﯽ، ﻣﻨﻌﮑﺲ و روﺷﻦ ﻣﯽﺳﺎزد. ﺷﺎﺧﺼﻪ ﺗﻤﺎم ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﺛﺒﺖ ﺷﺪه در طول تاریخ «ارزش و اﻫﻤﯿﺖ آنﻫﺎ» ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎری بیشتر و اﻧﺘﻘﺎل ﺑﻪ ادوار ﭘﯿﺶِ روی ﺧﻮد ﺑﻮده اﺳﺖ و این اﻧﺘﻘﺎلِ ارزش ﺑﻪ آیندگان اﻣﺮوزه نیز اداﻣﻪ دارد. در ﺣﻮزه ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨگی ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎ و ﺷﻬﺮﻫﺎی تاریخی، ﻣﻮﺿﻮع ﺛﺒﺖ ﺑﺴﯿﺎر ﭘﺮارزش و ﺑﺎ اﻫﻤﯿﺖ اﺳﺖ. نکته ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ در این ﺣﻮزه، ﻣﻮﺿﻮﻋﯿﺖ ﺛﺒﺖِ دوﺑﺎره ارزشﻫﺎﺳﺖ. ﭼﺮا ﮐﻪ اﺛﺮ ﻣﺎدی یا ﻣﻌﻨﻮی ﺛﺒﺖ ﺷﺪه در دوران آفرینش را، دوﺑﺎره ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﻣﯽرﺳﺎﻧﯿﻢ ﺗﺎ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺷﻮد و ﻣﻮرد حمایت ﻗﺎﻧﻮنی و ﺗﻮﺟﻪ ﻫﻤﮕﺎنی و از ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮ در فرایند ﺗﻮﺳﻌﻪ پایدار ﻗﺮار ﮔﯿﺮد و ﺑﻪ آیندگان ﺳﭙﺮده ﺷﻮد. این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﺸﺎﻫﺪات عینی و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪای و اﺳﻨﺎدی اﺳﺖ، ﺑﻪ ﺻﻮرت تحلیلی- توصیفی ﺑﻪ ﺗﺸﺮیح این ﻣﻮﺿﻮع ﻣﯽﭘﺮدازد ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ و اﻫﻤﯿﺖ ﺛﺒﺖ ﭼﯿﺴﺖ و ارﺗﺒﺎط ﺛﺒﺖ ﺑﺎ ارزش، ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﺗﻮﺳﻌﻪ پایدار ﭼﮕﻮﻧﻪ تعریف ﻣﯽﺷﻮد. ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻘﺶ ﺛﺒﺖ در ﺣﻔﺎﻇﺖ از ارزشﻫﺎی میراث فرهنگی و جایگاه آن در فرآیند ﺗﻮﺳﻌﻪ پایدار از دیگر اﻫﺪاف این ﻣﻘﺎﻟﻪ اﺳﺖ.
غلامرضا رحمانی، بهنام پدرام، مهدی حسینی،
دوره 1، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
گسترش داﻣﻨﻪ اﻧﺪیﺸﻪ ﻫﺎ و ﻧﯿﺰ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان زﻣﯿﻨﻪ ای ﻣﯿﺎن ﺑﺨﺸﯽ، در دﻧﯿﺎی اﻣﺮوز ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎ روﻧﺪ رﺷﺪ ﻋﻠﻢ در ﺳﺎیﺮ ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎ و زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎﺳﺖ. ایﻦ ﺣﺮﮐﺖ و ﺟﺮیﺎن ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺗﺎ ﻫﺮ روز ﻣﻘﻮﻟﻪ ﻫﺎ و ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﺟﺪیﺪی ﺑﻪ ﻣﺒﺎﻧﯽ ﻧﻈﺮی و ادﺑﯿﺎت ایﻦ ﺣﻮزه وارد ﺷﻮد. زایﺶ اﻧﺪیﺸﻪ ﻫﺎ و ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﺟﺪیﺪ ﺧﻮد ﺑﺎﻋﺚ دﮔﺮﮔﻮﻧﯽ ﻧﮕﺎه ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺗﺎ ﭘﯿﺶ از ایﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺪیﻬﯽ و ﺑﺪون ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ رﺳﯿﺪ. طبیعت ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺳﻮی ﮔﺴﺘﺮش ﻣﺮزﻫﺎی اﻧﺪیﺸﻪ و ﻣﻼﺣﻈﺎت در ﻋﻠﻢ ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ، ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪن دیﺪﮔﺎه ﻫﺎ و ﻧﯿﺰ ﻃﺮح ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺟﺪیﺪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ﺧﻮد ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮ ﻗﻀﺎوت و ارزیﺎﺑﯽ اﻗﺪاﻣﺎت ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪ اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻮﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺗﻔﮑﺮ در اﻧﺪیﺸﻪ ﻫﺎ و دیﺪﮔﺎه ﻫﺎی ﺟﺪیﺪ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه در ﺣﻮزه ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ اﺷﯿﺎء تاریخی- فرهنگی، ﺧﻸ ﺑﺰرﮔﯽ را در ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ آﮔﺎﻫﯽ ﻫﺎ و داﻧﺶ ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ ﮐﺸﻮر در ﺧﺼﻮص راﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ ﻣﺨﺎﻃﺐ و ﻣﺮﻣﺘﮕﺮ ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﻋﺎﻣﻞ اﺻﻠﯽ اﻧﺘﺨﺎب و ﭘﺮداﺧﺘﻦ به موضوع ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ. از ﻃﺮﻓﯽ، ﺑﺮﺧﯽ ﺑﻪ ایﻦ ﻧﮑﺘﻪ اﺷﺎره ﮐﺮده اﻧﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺖ ﻣﺨﺎﻃﺐ، یﮏ ﺑﺎر ﺑﺮای ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﯿﺴﺖ. ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻫﻤﻮاره در ﻣﻌﺮض از دﺳﺖ رﻓﺘﻦ و ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪن اﺳﺖ و در ﻧﺘﯿﺠﻪ راﺑﻄﻪ ای مستقیم و پایدار میان ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ و ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻧﺶ ﺿﺮوری اﺳﺖ. ﺑﺎ ﺳﻨﺠﺶ هریک از این ﻋﻮاﻣﻞ در ایران، ﺑﺎ ﮐﺎﺳﺘﯽﻫﺎی ﻓﺮایﻨﺪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺳﺎزی ﺧﺼﻮﺻﺎً در زمینه میراث فرهنگی مواجه میشویم.
احسان راد،
دوره 1، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
ﺧﺎﻧﻘﺎه ﺳﻠﻄﺎن ابراهیم ﺧﺮﻣﺒﯿﺪ از یادﮔﺎرﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ ﻓﺮد دوره ﺗﯿﻤﻮری اﺳﺖ. این ﺑﻨﺎ ﺗﺰﺋﯿﻨﺎت ﻧﻔﯿﺴﯽ از ﻧﻮع ﮔﭽﺒﺮی، ﺗﺰﺋﯿﻨﺎت ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ ﺳﻨﮓ و ﮐﺎﺷﯽ و ﮐﺎﺷﯽ ﻣﻌﺮق دارد. ﺑﻨﺎ دارای گنبدخانه ﻣﺮﮐﺰی اﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﻨﺒﺪ آن ﺑﺮ اﺛﺮ زﻟﺰﻟﻪ ﺗﻘﺮیباً ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﺎﻣﻞ ﻓﺮو ریخته و ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺨﺶ اﻧﺪﮐﯽ از آن ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪه اﺳﺖ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﺮایط اﻗﻠﯿﻤﯽ، اﻧﺘﻈﺎر ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن ﻋﻤﻮﻣﯽ و ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺗﺰﺋﯿﻨﺎت، ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺑﺎزﺳﺎزی ﮔﻨﺒﺪ اﺣﺴﺎس ﻣﯽﺷﻮد. در ﺑﺎزﺳﺎزی ﮔﻨﺒﺪ موانعی ﻫﻤﭽﻮن ﺿﻌﻒ ﺳﺎزه ﻣﻮﺟﻮد، ﻧﻮع ﺳﺎزه ﺟﻬﺖ ﺑﺎزﺳﺎزی و ﺳﺒﮏ ﮔﻨﺒﺪ وﺟﻮد دارد. در این ﭘﮋوﻫﺶ، ﺳﻪ شیوه ﺑﺮای ﺑﺎزﺳﺎزی ﮔﻨﺒﺪ پیشنهاد ﺷﺪه اﺳﺖ: اﺟﺮای ﮔﻨﺒﺪ ﺑﺎ آﺟﺮ و اﺟﺮای رینگ ﭼﻮب در ﭘﺎﮐﺎر ﻃﺎق، اﺟﺮای ﺳﺎزه ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ ﻓﻠﺰی و آﺟﺮی، اﺟﺮای ﮔﻨﺒﺪ ﺑﺎ ﺳﺎزه ﭼﻮﺑﯽ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اینکه ﺣﺠﻢ ﮐﻤﯽ از ﮔﻨﺒﺪ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪه و از ﻃﺮﻓﯽ ﺣﻔﻆ ﺗﺰﺋﯿﻨﺎت ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﯿﺖ اﺳﺖ، اﺟﺮای ﮔﻨﺒﺪ ﺑﺎ ﺳﺎز ﺳﺒﮏ (ﻣﻮرد آﺧﺮ) ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻣﯽﺷﻮد.
حمید فدایی، مجید ایاسی، پریسا بابر شمس گویی موگویی، مسعود باتر، کاظم برهانی اَهنگ، الهه خاکباز الوندیان، محمدسعید ساعدی، روزبه شمسی، رضا شیخالاسلامی، مجید علومی، مهدی کلیایی، ناهید هراتی اردستانی، رضا هورمهر، سهیلا ذکوی،
دوره 1، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
ﮐﺎوشهای ﺑﺎﺳﺘﺎنﺷﻨﺎسی ﻣﺤﻮﻃﻪ تاریخی ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ در زﻣﺴﺘﺎن 1344 خورشیدی به ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ دﮐﺘﺮ ﻧﮕﻬﺒﺎن آﻏﺎز ﺷﺪ و ﻃﯽ 14 ﻓﺼﻞ، ﺗﺎ ﺳﺎل 1357 اداﻣﻪ یافت. این ﺣﻔﺎریﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﺸﻒ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای ارزﺷﻤﻨﺪ از آﺛﺎر ﻣﻌﻤﺎری و اﺷﯿﺎی ﻣﺘﻨﻮع تاریخی اﻧﺠﺎﻣﯿﺪ. از ﺟﻤﻠﻪ یافتهﻫﺎ ﻣﯽﺗﻮان ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻇﺮوف و اﺷﯿﺎی ﺳﻔﺎﻟﯽ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از ﮔﻞ ﻧﺒﺸﺘﻪﻫﺎ، ﻣﻬﺮﻫﺎ و اﺛﺮ ﻣﻬﺮﻫﺎ، اﻧﻮاع اﺷﯿﺎی ﻣﻔﺮﻏﯽ، ﻗﻄﻌﺎت ﻣﺘﻌﺪد اﻧﺪودﻫﺎی ﮔﻠﯽ ﻣﻨﻘﻮش، ﺗﺎﺑﻮت ﻫﺎ، اﺷﯿﺎی ﺳﻨﮕﯽ، ﺳﺮدیسﻫﺎی ﮔﻠﯽ و ﻧﯿﺰ اﺷﯿﺎی تزئینی ﻫﻤﭽﻮن ﮔﺮدﻧﺒﻨﺪ، ﭘﻼکﻫﺎ، ﻇﺮوف ﺷﯿﺸﻪای و اﺑﺰار اﺳﺘﺨﻮاﻧﯽ اﺷﺎره ﮐﺮد. ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤﯽ از این آﺛﺎر اﻣﺮوزه در ﻣﻮزه ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ ﻧﮕﻬﺪاری ﻣﯽﺷﻮد. در ﭘﯽ ﺣﺠﻢ و اﻫﻤﯿﺖ اﺷﯿﺎی ﻣﮑﺸﻮﻓﻪ، ایده ﺗﺄﺳﯿﺲ ﻣﻮزهای در ﺟﻮار ﻣﺤﻮﻃﻪ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ در ﻓﺼﻞ دوم ﮐﺎوشﻫﺎ ﻣﻄﺮح گردید. ﺳﺎﺧﺖ این ﻣﻮزه از ﺳﺎل 1349 آﻏﺎز و ﭘﺲ از ﺗﮑﻤﯿﻞ ﺑﻨﺎ، در ﺑﻬﺎر 1352 اﻓﺘﺘﺎح ﺷﺪ. ﺑﺎ ﺷﺮوع ﺟﻨﮓ ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ در ﺳﺎل 1359، ﻣﻮزه ﺗﻌﻄﯿﻞ و ﺑﺨﺸﯽ از اﺷﯿﺎی ﺷﺎﺧﺺ آن ﺑﻪ ﺗﻬﺮان ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪ، در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ دیگر آﺛﺎر در ﻣﺤﻞ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪ. در ﺑﻬﺎر 1380، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی ﭘﮋوﻫﺸﯽ و ﺣﻔﺎﻇﺘﯽ در ﭼﺎرﭼﻮب پایگاه ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﭼﻐﺎزﻧﺒﯿﻞ – ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ از ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ. ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ اﻗﺪام بنیادین در این دوره، ﺳﺎﻣﺎندﻫﯽ وﺿﻌﯿﺖ ﻧﮕﻬﺪاری اﺷﯿﺎی ﻣﻮزه ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎری ﮔﺮوﻫﯽ از داﻧﺸﺠﻮیان رﺷﺘﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ داﻧﺸﮕﺎه ﻫﻨﺮ اﺻﻔﻬﺎن ﺻﻮرت ﭘﺬیرﻓﺖ. ﻃﯽ این فرآیند، آﺛﺎر ﭘﺮاﮐﻨﺪه ﮐﻪ ﭘﯿﺶﺗﺮ در ﺷﺮایطی ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﮕﻬﺪاری ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ، ﮔﺮدآوری، ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪی، ﺛﺒﺖ، ﻣﺴﺘﻨﺪﺳﺎزی و در نهایت ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای ﻣﻨﻈﻢ و شایسته ﺳﺎﻣﺎندﻫﯽ ﺷﺪﻧﺪ. این اﻗﺪام زﻣﯿﻨﻪای اﺳﺎﺳﯽ ﺑﺮای ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﺻﯿﺎﻧﺖ پایدار از ﻣﯿﺮاث ارزﺷﻤﻨﺪ ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ فراهم آورد.
حسین بیگی، محسن محمدی آچاچِلویی،
دوره 2، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
نگاتیوهای شیشهای بخش مهمی از میراث فرهنگی، تاریخی و اسناد تصویری در تاریخ معاصر ایران را تشکیل میدهند. شناسایی آسیبهای این گونه آثار کمک شایانی به ارئه راهکارهای حفاظتی و مرمتی در نگاتیوهای شیشهای میکند. نتایج حاصل از طیفسنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) و میکروپروب اشعه ایکس (XPMA ) در یک نمونه مطالعاتی نشان داد که تکنیک ساخت نمونه ژلاتین و هالید نقره بر روی شیشه است و آسیبهای شیمیایی موجود شامل رنگ پریدگی و پدیده آیینهسانی است. عدم شستشوی کافی پس از ثبوت و باقیماندن آن بر روی سطح اثر عامل اصلی رنگ پریدگی میباشد. فرایند تشکیل پدیده آیینهسانی به دلیل اکسید شدن یونهای نقره در لایه تصویر توسط گازهای آرشیوی مانند پراکسیدها، واکنش با گاز سولفور و مهاجرت یونهای نقره به سطح تصویر میباشد که در صد عنصر نقره در نواحی نسبت به سایر نقاط تصویر بیشتر میباشد.
مسعود باقرزاده کثیری، سپیده نقیبی،
دوره 2، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
در این پژوهش، نوع و ساختار شیمیایی ۱۰ نمونه رنگ آبی و قرمز مربوط به پنج نسخه خطی دوره صفوی تعیین شده که هدف از آن شناسایی رنگ دانه های معمول در تذهیب آثار مکتوب هم عصر است. این مسئله در بحث فن شناسی مطالعات حفاظت و مرمت علمی و صحیح این آثار بسیار ارزشمند خواهد بود. در مرحله اول، بررسی تاریخی و کتابخانه ای در زمینه نوع و چگونگی تهیه رنگ های استفاده شده در نسخ خطی در دوره زمانی مد نظر انجام شد و در مرحله بعد، پس از نمونه برداری از نسخ و آماده سازی آنها، از میکروسکوپ الکترونی روبشی- طیف سنجی پراش انرژی اشعه ایکس (SEM-EDX) و طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) برای شناسایی رنگدانه ها استفاده شد. نتایج حاصل از بررسی و آنالیز رنگ های مطالعه شده، بیانگر این است که تمام نمونه رنگ های قرمز و آبی به کار رفته در این پنج نسخه، معدنی بوده اند. همچنین، نتایج نشان داد که رنگدانه های قرمز استفاده شده در این نسخ شنگرف (ورمیلیون)، اخرا و سرنج بوده و تمام رنگدانه های آبی آزمایش شده، لاجورد مصنوعی (اولترامارین) هستند. همچنین حضور نوار جذبی ضعیف در محدوده عدد موجی cm-۱ ۲۳۴۰ در طیف FTIR رنگ های آبی، نشان دهنده ی استفاده از نوع طبیعی اولترامارین است.
محمد فرجامی، حمزه حمزه، علیاصغر محمدینصب،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
کاوشهای باستانشناسی در محوطههای باستانی برای کمک به شناخت گذشته به کار گرفته میشود و این کاوشها پرده از اسرار زندگی گذشتگان در نواحی و دورههای مختلف برمیدارند. جنوب خراسان و بهطورکلی شرق ایران، کمتر موردمطالعه باستانشناسی قرارگرفته و از این لحاظ یکی از مناطق کمتر شناختهشده ایران بهحساب میآید. بررسیها و کاوشهایی که در سالهای اخیر در این منطقه صورت گرفته، دادههای بسیار ارزشمندی را به جامعه باستانشناسی معرفی نموده است. موضوع این پژوهش، حفاظت از دادههای منقول و غیرمنقول فرهنگی در جریان کاوشهای باستانشناسی محوطه تاریخی کَهنِک سربیشه، واقع در استان خراسان جنوبی است. چهارفصل کاوش باستانشناسی از سال ۱۳۹2 تا ۱۳۹۵خ در این محوطه انجامشده که بر اساس شواهد و مواد فرهنگی بهدستآمده، پیشینه آن به سدههای نخستین اسلامی تا دوره صفوی برمیگردد. در این محوطه با دو گونه آثار روبرو هستیم؛ یکی آثار قابل حمل یا اشیائی که بایستی جدای از آثار معماری و بقایای محوطه با آن برخورد شود و دیگر آثار معماری و تزیینات وابسته به آنکه الزاماً همراه با بقایای محوطه در جای خود باقیمانده و میباید در همانجا عملیات حفاظت آن انجام شود. استحکامبخشی، حفظ بقایای برجایمانده در مکان کاوش و پاکسازی محل از زمره فعالیتهای انجامشده در این محوطه است. این اقدامات بهمنظور حفاظت پیشگیرانه و جلوگیری از هر نوع فعالیتی که به محوطه آسیب برساند یا از ارزش و اهمیت تاریخی- فرهنگی آنها بکاهد، صورت گرفته است. در این پژوهش محوطه تاریخی و یافتههای فرهنگی آن معرفی و در خصوص حفاظت پیشگیرانه در کاوش راهکارهایی ارائه میدهد. روش تحقیق در این پژوهش، از طریق مطالعات کتابخانهای بررسیهای میدانی و منطقهای؛ تجزیهوتحلیل دادههای حاصل از کاوش و ارائه پیشنهادهایی درخصوص حفاظت موقت از دادههای فرهنگی منقول و غیرمنقول خواهد بود..
پرستو نعیمیطرئی، سید محمدامین امامی، ابوالقاسم دولتی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
مواد شیمیایی و طبیعی متنوعی برای کنترل خوردگی آثار فلزی تاریخی مورداستفاده قرار گرفتهاند. با این حال، استفاده از این مواد در همه شرایط مؤثر نبوده و گاهی مشکلات جانبی به همراه داشته است. در این مقاله، ضمن بررسی مشکلات موجود در استفاده از بازدارندههای خوردگی تاکنون، تحقیقاتی بر عوامل مؤثر در انتخاب مواد برای امکان بهینهسازی شرایط کنترل خوردگی انجامشده است. بر اساس اطلاعات موجود، مشتقی چند چنگالی از فسفونیک اسید با مراکز فعال فسفر و نیتروژن انتخاب شد و با انجام آزمایشهای اندازهگیری امپدانس و پلاریزاسیون الکتروشیمیایی و بهرهگیری از روشهای میکروسکوپی، قابلیت این ماده در کنترل خوردگی آثار آهنی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل نشاندهنده توانایی این مواد در کاهش نرخ خوردگی در غلظتهای بسیار کم و با کمترین تأثیر بر ظاهر آثار است، که گامی مهم در مسیر حفاظت از این آثار محسوب میشود. همچنین، امکان بهینهسازی شرایط کنترل خوردگی آثار فلزی با استفاده از مواد مکمل در کنار مشتقات فسفونیک اسید برای بهرهگیری از اثرات همافزایی آنها وجود دارد.
فرامرز آزادبخت، محمد مرتضوی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
آگاهی از دانش متالورژی کهن از طریق مطالعه و تحلیل آثار فلزی و شواهد مربوط به فرآیندهای استخراج و فلزگری به دست میآید. بررسی آثار فلزی اطلاعات ارزشمندی دربارهی نوع فلز یا ترکیب آلیاژی بهکاررفته، روشهای ساخت و تزیین، و در برخی موارد، نوع سنگ معدن مورداستفاده فراهم میآورد. ازاینرو، تحلیل ترکیب آلیاژی و شیوههای شکلدهی و ساخت در حوزهی آرکئومتالورژی اهمیت بسیاری دارد. در این مقاله، بررسی فنی پیکرهی یک شیر برنزی متعلق به گنجینهی موزهی یزد که از حفاریهای غیرمجاز به دست آمده است، ارائه شده است. آنالیز ترکیب آلیاژی با استفاده از طیفسنجی جذب اتمی (AAS) انجام شد و برای بررسی روش ساخت، تصویربرداری با پرتو ایکس (X-ray) مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که شیء مورد مطالعه از ترکیب مس و قلع (برنز) با حضور سرب ساخته شده است. تصاویر رادیوگرافی نشان داد که پیکره توخالی بوده و میلهی جلویی شیء تا بخش داخلی آن امتداد یافته است. بر این اساس مشخص شد که روش ساخت پیکره با استفاده از روش موم گمشده (lost-wax) انجامشده است. همچنین، در ادامه شکل احتمالی قالب مورداستفاده، مراحل ساخت و اجزای مختلف آن پیشنهادشده است.
فرشته عباسی، مهدی رازانی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
در این مقاله، بررسی سنگوارهها بهعنوان بخشی از میراث طبیعی کشور انجام شد. این آثار منحصربهفرد و جایگزینناپذیر دارای ارزش تاریخی، زیباشناسی و علمی هستند. هدف از این مطالعه، شناخت ساختار و مواد تشکیلدهنده سنگوارهها، ارزیابی آسیبهای موجود بر آنها و ارائه راهکارهای مناسب برای حفاظت و نگهداری آنها بوده است. نمونههای مورد بررسی متعلق به مرکز تحقیقات فسیلشناسی مراغه بوده و از محوطه 13 آبان سازند مراغه بهدست آمدهاند. اولین مرحله مطالعه شامل خارج کردن نمونهها از بلوکهای حاوی آنها و شناسایی آثار حاصل بود. پس از نمونهبرداری، آزمایشهای شیمیایی برای شناسایی نمکهای محلول، آزمایشهای فیزیکی از جمله چگالیسنجی، تعیین درصد رطوبت و تخلخلسنجی و همچنین آزمایشهای ساختارشناسی شامل XRF انجام شد. در آزمایش شناسایی نمکهای محلول، یونهای کلر، فسفات، سولفات و نیترات بررسی شدند که نتایج نشان داد نمونهها تنها حاوی یون فسفات هستند. شناخت دقیق ساختار و ویژگیهای نمکها و منشأ آنها، در انتخاب روشهای حفاظت و درمان مناسب بسیار سودمند است. همچنین، نتایج آزمایشهای فیزیکی میتوانند در انتخاب نوع و غلظت مواد استحکامبخش کاربرد داشته باشند. آزمایش XRF نیز بهمنظور تعیین عناصر موجود در نمونه و تعامل سنگواره با خاک اطراف آن انجام شد. آسیبهای موجود در سنگوارهها عمدتاً فیزیکی و مکانیکی هستند و ناشی از شرایط محیطی، حملونقل نامناسب و مرمتهای نادرست میباشند. آسیبهایی مانند ترک، ریزترک، شکستگی، ایجاد حفره و از دست رفتن ماده زمینه میتوانند پیش یا پس از حفاری ایجاد شوند. علاوه بر این، پوسیدگی پیریت، شورهزدگی، لایهلایه شدن، آسیب ناشی از نور و تخریب زیستی نیز از دیگر عوامل آسیبزننده به سنگوارهها و کانیها هستند.
حسین فرهمندبروجنی، حمیدرضا بخشندهفرد،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
هر آلیاژی بهتناسب عناصر فلزی موجود، فرآیند ساخت و مکانیسم تخریب مختص به خود را داراست. مطالعه ساختار و ساختمان اشیای فلزی موزهای، پژوهشگران را در شناسایی وجوه اشتراک و افتراق میان اشیاء با معیارهای متعدد یاری میکند و از منافع آن میتوان به درک بهتر سیر تحول فنون ساخت اشیای تاریخی-فرهنگی اشاره کرد. همچنین، این مطالعات امکان شناسایی علل و شرایط داخلی و خارجی تخریب آلیاژهای فلزی را فراهم میسازد و زمینه اقدامات پیشگیرانه برای کاهش یا توقف این تخریبها را فراهم میکند. پژوهش حاضر به مطالعات فنی و آسیبشناسی یک ظرف مفرغی از مجموعه سماوی در موزه هنرهای تزئینی اصفهان میپردازد. جمعآوری اطلاعات به روش کتابخانهای انجام شد و از روش تمثیلی برای مطالعات تطبیقی بهره گرفته شد. علاوه بر آن، آزمونهای شیمیایی، پراش پرتوایکس، میکروسکوپ الکترونی روبشی و رادیوگرافی بهعنوان روشهای تجربی بر روی شیء مورداستفاده قرار گرفت. مقاله حاضر ضمن بررسی جایگاه هریک از این آزمونها، به نقد روش تمثیلی در مطالعات تطبیقی نیز میپردازد. بر اساس نتایج، شیء موردمطالعه از حیث مکان ساخت به محدوده لرستان تا سوریه و از حیث زمان ساخت به سدههای هفتم تا هشتم پیش از میلاد نسبت داده شد. اطلاعاتی از قبیل میزان تقریبی عناصر موجود در شیء، استفاده از قالب و کار گرم در ساخت و شناسایی رسوبهای کربناته نیز از دیگر یافتههای پژوهش هستند.
رامین طالعی، پرستو نعیمیطرئی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
با ظهور اسلام، مفرغ برای مدتی جانشین طلا و نقره در ساخت ظروف فلزی شد. ازجمله آثار مفرغی مورداستفاده در این دوران، آثار سفیدروی با میزان قلع بالا بوده است که به سبب ویژگیهای ویژه، همچون جلوهی نقره، موردتوجه قرارگرفتهاند. نمونهای از این آثار ظرفی است که در عملیات آواربرداری پس از زلزلهی سال ۱۳۸۲ در بم، از ضلع جنوبی ارگ بم، بخش جنوب خانهی موسوم به میراکبر، بهدستآمده است. نمونههایی با تزئینات مشابه ظرف مورد نظر در دوران سلجوقی و تیموری نیز وجود دارد. در پژوهش حاضر، ضمن بررسی کلی اثر با تصویربرداری اشعه X، مطالعات ریزساختار نمونهای از کف ظرف پس از آمادهسازی با استفاده از میکروسکوپ نوری انعکاسی انجامشده و جهت تکمیل مطالعات فنی، از میکروسکوپ روبشی الکترونی (SEM) مجهز به سیستم تجزیه عنصری EDX برای بررسی ترکیب آلیاژی و فازهای فلزی و غیرفلزی استفاده گردیده است. نتایج نشان میدهد که شیوهی ساخت اثر ریختهگری بوده و کار مکانیکی جهتدار باعث کشیدگی فازهای سولفیدی غیرفلزی در زمینهی فلز شده است. ریزساختار ظرف مذکور دارای تکدانههای غنی از مس پراکنده در فاز سوزنی بتای غنی از قلع است که از مشخصات مفرغهای قلع بالا (سفیدروی) است و پس از سرد شدن، آلیاژ طی عملیات حرارتی تا حدود ۶۵۰ درجه سانتیگراد قرارگرفته و بهصورت ناگهانی سرد شده است. چنین روندی تشکیل فاز سوزنی و سختی و شکنندگی را در ظرف مورد نظر موجب شده است.
محبوبه عباسآباد عربی، هایده خمسه، یاسین صدقی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
تزئینات و نقاشیها جزو ویژگیهای جداییناپذیر معماری ایرانی-اسلامی به شمار میآیند. ازجمله این بناها که پیوسته در حال پیشرفت در آرایهها و تزئینات وابسته به معماری خود هستند، آرامگاهها و بقعههای بزرگان مذهبی میباشند. یکی از این بناها که دارای تزئینات دیواری متنوع است، آرامگاه امامزاده حمزه بن موسی (ع) در روستای دهنه شیرین، شهر اسفراین، استان خراسان شمالی است. در تحقیق حاضر، بهمنظور بازشناخت فن ساخت تزئینات دیواری امامزاده، از روشهای آزمایشگاهی همچون مطالعه مقطع نازک پتروگرافی (OPM) برای شناسایی لایهها و ترکیبات آن و طیفسنجی مادونقرمز تبدیل فوریه (FTIR) برای شناسایی رنگدانههای قرمز و آبی استفادهشده است. آنالیز پتروگرافی چهار لایه مختلف شامل لایه رنگ، بستر، آستر زیرین و آستر فوقانی را در لایههای دیوارنگاره نشان میدهد. در آنالیز FTIR، رنگدانهها قابلشناسایی نبودند و تنها نوارهایی از وجود سولفات کلسیم و کربنات کلسیم در نمونههای موردمطالعه شناسایی شد؛ برای شناسایی دقیقتر رنگدانهها، نیاز به آنالیزهای تکمیلی همچون میکروسکوپ الکترونی روبشی با آشکارساز تفکیک انرژی (SEM-EDX) و پراش سنجی پرتوایکس (XRD) وجود دارد.
اردشیر کوهزاد، صادق شیخی، مجید سروشنیا،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
در دومین فصل کاوش در محوطه باستانی تپه جوبجی - رامهرمز، سه تابوت سفالی متعلق به دوره ایلامی کشف شد. در این گزارش، تمامی مراحل باربرداری یا سبکسازی تابوت میانی که مملو از خاک بر روی اسکلتهای درون آن بود، شامل قارچ زدایی، ضدعفونی کامل اسکلتها با مواد شیمیایی لازم، استحکامبخشی و تثبیت اسکلتها، و همچنین استحکامبخشی و تثبیت خود تابوت در وضعیت موجود، تشریح شده است. این تابوت درنهایت به روش بلوکهبرداری از محوطه خارج و به اداره میراث فرهنگی رامهرمز منتقل شد. عملیات نجاتبخشی این تابوت بینظیر و بسیار ارزشمند، بیانگر نوعی شیوه تدفینی منحصربهفرد است که در صورت بیتوجهی و عدم تکمیل عملیات مرمتی و حفاظتی تخصصی و نهایی، فرآیند تخریب آن بهسرعت آغاز میشد. در این مقاله به روند فرسایش و تخریب استخوانهای درون تابوت و شیوه حفاظت آنها پرداختهشده است.
مینا کاکوئی، مهشید کاکوئی،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1398 )
چکیده
در این مقاله به مطالعه نمونه موردی، یکپارچه زریبافی شده با حاشیههایی از ترمه میپردازیم که براثر استفاده نامناسب و شرایط نگهداری غیراصولی دچار آسیبهای از قبیل پارگی و فرسودگی الیاف بافتهشده بود. این قطعه پارچه که بهعنوان رومیزی کاربرد داشته، دارای ظرافتهایی ازنظر نوع بافت پارچه زمینه و حاشیههای ترمه و گلابتون دوزی آن است. به دلیل آسیبدیدگی پارچه ابریشمی زمینه و حاشیه، مرمت آن دارای روشهای مخصوص به خود است که در این مقاله پس از معرفی شیء، به مراحل درمانی شامل: شستشو، آسترگیری و شیوههای بازسازی دوختها پرداخته میشود.