جستجو در مقالات منتشر شده



نجمه خاتون میری، کاوه بهرام‌زاده، داوود اسد‌الله وش‌عالی،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده


ماندانا طیبی،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده

 آثار باستانی نمایندگان فرهنگ‌ و تمدن‌ گذشته و حامل اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی روزمره، باورها، فناوری و روابط اجتماعی آن دوران هستند. با پیشرفت فناوری، ابزارها و روش‌های نوینی برای بررسی و تحلیل این آثار پدید آمده‌اند و می‌توانند اطلاعات جدیدی درباره جنبه‌های ناشناخته آن‌ها فراهم کنند. رصد خُرد با بررسی دقیق و نظام‌مند وضعیت آثار و استفاده از روش‌های نوآورانه، به‌عنوان یک روش علمی، نقشی کلیدی در حفاظت و مرمت اشیاء فرهنگی و تاریخی دارد. این مقاله مروری است بر برخی از روش‌های مختلف رصد خرد؛ مانند مطالعات میکروسکوپی، تصویربرداری با وضوح بالا، اسکن سه‌بعدی و تحلیل طیف‌سنجی و نشان می‌دهد که چگونه این فناوری‌ها به درک عمیق‌تر از شرایط اولیه مواد و الگوهای تخریب کمک می‌کنند. همچنین، مطالعات موردی ارائه‌شده‌ کاربردهای موفق رصد خُرد در زمینه‌های مختلف را نشان می‌دهند و تنوع و اثربخشی آن را در مواجهه با چالش‌های خاص در حفاظت و مرمت اشیاء شکننده و ارزشمند برجسته می‌سازند.

حمید فدایی، آزیتا میرزایی،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی و ارزیابی روش‌های حفاظت اضطراری در محوطه باستانی چغازنبیل با تمرکز بر پوشش‌دهی محل‌های کاوش شامل چاهک‌ها، شبکه‌های سطحی و بقایای معماری می‌پردازد. هدف از این اقدامات، حفاظت آثار کاوش‌شده در برابر عوامل محیطی همچون رطوبت، فرسایش و تخریب تدریجی، در بازه‌های زمانی موقت یا بلندمدت بوده است. روش تحقیق مبتنی بر مشاهدات میدانی، ارزیابی مصالح موجود و رجوع به تجربیات پیشین حفاظت در این محوطه است. در این پروژه، استفاده از مصالح شن و ماسه از نوع شکسته و با دانه‌بندی متغیر بین ۲ تا ۲۰ میلی‌متر به‌عنوان مواد پُرکننده ترانشه‌ها و چاهک‌ها توصیه شد. در انتخاب این مصالح، پرهیز از ناخالصی‌هایی نظیر گچ، انیدریت و انواع سولفات‌ها که می‌توانند منجر به بروز نمک‌های محلول و آسیب به آثار شوند، مورد توجه قرار گرفت. پوشش‌دهی چاهک‌ها، شبکه‌ها و سکوی آجری با رویکردی مرحله‌ای و متناسب با عمق و اهمیت آن‌ها انجام شد. در چاهک‌های عمیق‌تر، لایه‌هایی از شن و خاک نرم با تراکم مناسب استفاده گردید؛ درحالی‌که برای شبکه‌های کم‌عمق، قشر نازکی از شن کف‌ریزی و سپس با خاک کاوش پر شد. حفاظت از سکوی آجری کتیبه‌دار با دقت بالاتری صورت گرفت و از ماسه نرم به‌عنوان بستر محافظ بهره گرفته شد. یافته‌ها نشان می‌دهند که بهره‌گیری از مصالح طبیعی و روش‌های علمی‌ـ‌تجربی می‌تواند در حفاظت موقت یا دائمی آثار کاوش‌شده در محوطه‌های باستانی مؤثر واقع شود.

مهدی رازانی،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده

کتیبه‌ بیستون، از مهم‌ترین اسناد تاریخی جهان، به دستور داریوش بزرگ هخامنشی در قرن ششم پیش از میلاد حکاکی شده است. در سال ۱۸۴۴،.م هنری راولینسون، شرق‌شناس بریتانیایی، به همراه دو نفر دیگر، نام خود را بر روی این کتیبه حک کرد. درحالی‌که هویت راولینسون به‌طور کامل شناخته شده است، هویت دو همراه او، کاپیتان جیمز فلیکس جونز و آقای ا. هکتور، تاکنون در هاله‌ای از ابهام قرار داشت. این مقاله با بررسی منابع تاریخی و اسناد آرشیوی، تلاش می‌کند به کشف هویت این دو شخصیت بپردازد. کاپیتان جونز، افسر نیروی دریایی هند و نقشه‌بردار مشهور، در سفرهای اکتشافی متعددی در خاورمیانه مشارکت داشت و نقش مهمی در تهیه‌ نقشه‌های دقیق از مناطق مرزی ایران و عثمانی ایفا کرد. از سوی دیگر، آقای هکتور، که تنها نامش در زیر کتیبه در تمامی منابع مکتوب نامش هستر ثبت شده و هیچ‌گونه اطلاعاتی به‌جز همراهی راولینسون در رابطه با او در دسترس نیست و احتمالاً به‌عنوان یک محقق یا همراه علمی در این سفر حضور داشت. این پژوهش نشان می‌دهد که همکاری این سه شخصیت، گامی مهم در رمزگشایی کتیبه‌ بیستون و پیشبرد مطالعات باستان‌شناسی و تاریخ خاورمیانه بوده و نشان‌دهنده زحمات متخصصین بنام در این اقدام تاریخی و فرهنگی است.

رقیه موحدی‌مهرآبادی، رضا وحیدزاده،
دوره 2، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده

بقعه شاه‌حمزه واقع در شهر قم، از بناهای دوره صفوی است. ایوان شرقی این بنا در دوره قاجار با کاشی‌های سفید و آبی تزئین شده است. هدف این مقاله، معرفی بنای تاریخی شاه‌حمزه و معرفی تزئینات آن است. در این راستا  یک نمونه کاشی سفید و آبی بنا با مطالعات کتابخانه‌ای، روش‌های میکروسکوپ نوری، دیجیتالی و روش‌های دستگاه SEM-EDX و XRD مورد بررسی فن‌شناسی قرار گرفت. براساس بررسی‌های انجام‌شده لایه رنگ به‌طور مستقیم و بدون لایه تدارکاتی روی بدنه سنگی اجرا شده و سپس لایه شیشه‌ای روی آن کشیده شده است.

حمیدرضا بخشنده‌فرد، حسنا ربیعی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

گورستان تپه‌پردیس واقع در قرچک استان تهران، محوطه ارزشمند تاریخی عصر آهن است که در کاوش‌های آن اشیای مفتولی مفرغی به دست ‌آمده است. علیرغم به اهمیت تاریخی اشیای فلزی کشف‌شده در تهران، تاکنون مطالعه تخصصی ساختاری، فن‌شناسی و آسیب‌شناسی به‌صورت مستقل و با استفاده از روش‌های دستگاهی و آزمایشگاهی بر روی اشیای فلزی به‌دست‌آمده از این سایت صورت نگرفته است. هدف نگارندگان، مطالعه یکی از این مفتول‌های مفرغی به‌دست‌آمده از گورستان تپه‌پردیس از نظر فنی با پرسش‌هایی در زمینه ترکیبات عنصری و روش ساخت و همچنین بررسی آسیب‌هاسـت. بدین‌منظـور از روش‌های دسـتگاهی AAS, SEM- EDS برای شـناخت ترکیب شیمیایی آلیاژ و ریزساختارنگاری به‌منظور شناسایی روش ساخت استفاده شده است. براساس مطالعات، این اثر مربوط به عصر آهن است. با توجه به داده‌های آنالیز عنصری، ترکیب به‌کاررفته در ساخت این اثر آلیاژ مس-قلع (مفرغ) است. بررسی ریزساختار نشان داد که شیوه ساخت عملیات پیوسته گرمایی/ مکانیکی است. همچنین نتایج آزمایش XRD، ترکیبات کوپریت، مالاکیت و نانتوکیت در محصولات خوردگی شناسایی شد که با توجه به حضور میزان فراوان نانتوکیت می‌توان گفت شیء خوردگی فعالی دارد.

حامد یعقوب‌زاده، یاسر حمزوی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

استحکام‌بخشی اضطراری آرایه‌های معماری در بیشتر مواقع در راستای اهداف مرمت بناهای تاریخی صورت می‌گیرد به همین منظور مرمتگر آرایه‌های معماری می‌بایست شرایط ایمن را از جهت حفظ آرایه‌های موجود در اقدمات مرمت بنا ایجاد کند خانه ارم یزد یکی از بناهای قاجاری شهر یزد بوده و قرار بر احیا و کاربری یافتن دارد؛ این بنا در بخش شاهنشین دارای آرایه‌های گچی آینه و شیشه‌ای و همچنین دیوارنگاره با نقوش گیاهی و کتیبه نوشتاری است به دلیل آسیب‌های موجود در لایه‌های مختلف آرایه‌های معماری این بنا امکان استحکام‌بخشی سازه‌ای و مرمت قسمت‌های فرسوده را برای مرمتگران بنا دشوار کرده بود به طوری که در صورت انجام هر گونه اقدامات مرمت سازه‌ای امکان تخریب آرایه‌های معماری وجود داشت؛ چرا که ترک‌هایی که نشان از حرکت سازه دارد موجب جدایش و سست شدن آرایه‌ها از بخش لایه زیرین خود که شامل تکیه‌گاه آجر) آستر (کاهگل) و بستر (گچ) شده است که نیازمند استحکام‌بخشی است؛ کل سطح دیوارها به جز دیوار سقف در خانه ارم یزد دارای اندود گچی الحاقی بوده که باعث پنهان شدن بخش‌هایی از آرایه‌های گچی و دیوار نگاره شده است؛ از این رو نیازمند مشخص‌سازی آرایه‌های پنهان در بخش‌های مختلف با انجام سونداژهایی در دیوارهای اتاق شاه نشین خانه ارم یزد است. در برخی از نقاط دیوارها نیازمند استحکام‌بخشی دقیق از جانب مرمتگران ابنیه است ولی در این نقاط گفته شده دیوارنگاره وجود دارد که امکان هر گونه اقدمات استحکام‌بخشی را محدود کرده است. برای این منظور دیوارنگاره‌ها در نقاط ذکر شده می‌بایست از دیوارها جدا و نگهداری شده و بعد از اقدمات استحکام‌بخشی سازه‌ای دوباره به مکان اصلی خود جای گذاری شوند. در این مقاله شرح کامل اقدامات عملی استحکام‌بخشی اضطراری انجام گرفته بر روی آرایه‌ای معماری خانه ارم یزد ارائه شده است.

شیبا خدیر، فتح‌اله نیازی، کورش کوهستانی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

نعلین کعبه موزه فرش ایران یک جفت کفش فلز آلیاژ مس اثر استاد پرویز تناولی در فضای روباز است. این اثر به عنوان جزیی از یادمان کعبه در سبک ساده گرایی مینیمالیسم در محوطه موزه فرش ایران ساخته شده است. اندازه نعلین در مقیاس واقعی خلق شده است. روی سطح نعلین به وسیله شیارهای ریز و ظریفی به منظور القای حس زیبایی شناسانه و جلوی بصری بافت دار شده است. همچنین یک پاتین هنری تیره رنگ بر روی سطح اثر توسط هنرمند ایجاد شده است داخل نعلین محل تجمع گرد و غبار خس و خاشاک فضای سبز محیط پیرامون بوده است. علاوه بر این طی سالیان متمادی و ارتباط با زمین تحت تاثیر شرایط جوی مانند بارندگی‌های سالیانه اختلاف دمای در فصل مختلف سال و آلاینده‌های محیط شهری همچون بارانهای اسیدی قرار گرفته است. سطح نعلین با محصولات خوردگی سبز رنگ و رسوبات کربناتی شکل مخدوش شده است. همچنین در رسوبات سبز رنگ یون کلر به عنوان عامل بیماری برنز به حضور نانتوکیت و هیدروکسی کلریدهای مس همچون آتا کامیت پارا تا کامیت کلینو آتاکامیت و بوتالاکیت با خوردگی فعال آلیاژهای مس مرتبط می‌باشد. هدف از این عملیات حفظ پایداری و جلوگیری از قرارگیری بیشتر در برابر عوامل آسیب‌رسان محیط شهری تعریف شده است. به منظور ارزیابی و مستندنگاری وضعیت موجود اثر عکس برداری دیجیتال در مقیاس ماکروسکوپی و میکروسکوپی صورت گرفته است. به منظور پاکسازی و حذف رسوبات سطحی از روش‌های مکانیکی توسط اسکالپ و دستگاه التراسونیک بهره‌گرفته شده و از روش ضمادگذاری برای حذف رسوبات حجیم از محلول نمک راشل و اسید کلریدریک ۲ به صورت موضعی کنترل شده و محدود استفاده شد. به منظور ایجاد بازدارندگی سطح از محلول ۳ BTA و به عنوان پوشش دهنده سطحی اثر از محلول اپوکسی پلی آمید استفاده شده است.

مریم شیروانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

دوران زندیه، دوران کوتاهی در حکومت­های شکل گرفته در ایران است که با فرماندهی در شهر شیراز به حیات خود ادامه داد. در این زمان هر چند کوتاه آثار مختلفی ساخته شد که یکی از مهمترین آن­ها، ارگ کریم­خانی است. در این بنا با ویژگی خاص معماری خود از آرایه­های مختلف تزیینی استفاده شده و نقاشی دیواری یکی از آن­هاست که متاسفانه در دوران قاجار در زیر لایه گچ مخفی شده و دوباره روی آن در برخی قسمت­ها نقاشی قاجاری کشیده شده است. امروزه در برخی بخش­ها نقاشی­های زندیه از زیر گچ خارج شده که تا کنون مطالعات زیادی بر روی شناسایی رنگدانه­های دوره زندیه صورت نپذیرفته است. هدف در این پژوهش فن­شناسی و ساختارشناسی رنگدانه­ها در نقاشی دیواری دوره زندیه در ارگ کریم­خانی است. سوال مطرح شده این است که ترکیب این مواد رنگی شامل چه نوع موادی است. با توجه به این موضوع، از روش آنالیزهای دستگاهی FT-IR ،SEM–EDS  و RAMAN برای شناسایی عنصری و ترکیبی مواد تشکیل‌دهنده رنگ‏ها استفاده‌ شده است. یافته­های حاصل شده بیان می­دارد که ترکیبات رنگدانه قرمز شامل اکسید سرب (سرنج) و احتمالا اکسید آهن (اخرا)، رنگدانه آبی شامل آبی اولتامارین (لاجورد- لازولیت) و رنگدانه سبز شامل مالاکیت (سبز کوهی) بوده که بر روی بسترهای گچی اجرا شده­اند و از یک ترکیب روغنی به عنوان بست و بستر زیرین استفاده شده است. رنگدانه­ها دارای ساختار معدنی بوده و با اینکه در دوره قاجار به طور کامل در زیر لایه گچ قرار گرفته ماندگاری مناسبی داشته و تخریب نشده­اند. همچنین دیده می­شود با وجود وارد شدن رنگ­های روغنی اروپایی در دوره زندیه در ایران از این ترکیبات رنگی در نقاشی دیواری استفاده نشده است.

مسعود باتر، محبوبه راستین،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

کتیبه‌ گچبری مسجد آق‌قلعه در شهر نقاب سبزوار، یکی از آثار شاخص دوره ایلخانی در شرق ایران به‌شمار می‌رود که از منظر هنری، تاریخی و فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فنون اجرایی، آسیب‌شناسی، مطالعات آزمایشگاهی و تدوین شیوه‌ای علمی در حفاظت و مرمت این کتیبه انجام گرفته است. در مرحله نخست، با روش‌های مطالعات میدانی و تصویربرداری، وضعیت کلی کتیبه از نظر ساختار، لایه‌های رنگ، گچبری و تزئینات بررسی و مستندسازی شد. سپس با بهره‌گیری از روش‌های آنالیز دستگاهی پراش و فلورسانس پرتوی ایکس، ساختار و ترکیبات شیمیایی رنگ‌دانه‌های مورد استفاده در تزئین کتیبه شناسایی گردید که نتایج آن حاکی از کاربرد رنگ‌دانه‌های طبیعی معدنی نظیر قرمز اخرا و آبی لاجورد بود. در مرحله آسیب‌شناسی، عوامل تخریب و فرسایش اثر، همچون رطوبت صعودی و نزولی، نوسانات دمایی، فشار سازه‌ای، آلودگی‌های شیمیایی و بیولوژیکی و مداخلات مرمتی غیراصولی توسط عوامل انسانی شناسایی شد. بر این اساس، مراحل مختلف مرمت شامل پاک‌سازی، استحکام‌بخشی، بازسازی بخش‌های کمبود نقوش و کتیبه گچبری، موزون‌سازی رنگی و تثبیت نهایی اجرا گردید و در تمامی مراحل اصل بازگشت‌پذیری، کمینه‌سازی مداخله و هماهنگی بصری رعایت شد. در پایان، برای حفاظت بلندمدت اثر، پیشنهاداتی همچون کنترل شرایط محیطی، نصب حفاظ، آموزش متولیان و دفع رطوبت زیرساختی ارائه گردید. آنچه این پژوهش را از مطالعات مشابه مرمت آثار ایلخانی متمایز می‌سازد، به‌کارگیری هم‌زمان داده‌های آزمایشگاهی پیشرفته با تحلیل‌های میدانی برای ارائه یک مدل اجرایی یکپارچه و بومی‌سازی‌شده در مرمت کتیبه‌های گچبری رنگ‌آمیزی‌شده دوره ایلخانی است؛ مدلی که پیش‌تر در پژوهش‌های مرتبط با تزئینات گچی شرق ایران به‌صورت نظام‌مند ارائه نشده بود.

فریده مجیدی‌خامنه،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

مجسمه­‌های فضای باز (روباز) یا مجسمه‌­های شهری به‌­عنوان بخشی از میراث فرهنگی ، علاوه بر زیباسازی فضا، نقش مهم انتقال پیام به ناظران و  هویت‌­بخشی به معابر را ایفا می­‌نمایند. تآب­‌آوری این سازه‌­ها مورد تهدید عوامل جوی، انسانی و زیست­‌محیطی­‌ست و در گذر زمان دچار فرسایش می­‌گردند. در یک نمونه موردی، فضولات پرندگان، مجسمه برنزی نادرشاه افشار در مشهد را دچار آسیب و خردگی‌های متعدد نمودند. متاسفانه بعد از مرمت مجسمه نادرشاه و صرف هزینه‌­های زمانی، اقتصادی بسیار زیاد، تهدید پرندگان هنوز پابرجا مانده است. هدف از این پژوهش، بازشناسی تجارب دانش بومی در جهت دفع پرندگان، مقایسه الگوهای کهن و تکنیک­‌های مدرن دفع پرندگان، یافتن زمینه­‌های هم‌­افزایی مطالعات مردم‌­شناسی، دانش حفاظت آثار تاریخی و طراحی شهری است. سوال اصلی پژوهش در مورد میزان انعطاف­‌پذیری راهکارهای بومی برای حل معضل حفاظت مجسمه­‌های شهری فلزی از آسیب پرندگان است. به این منظور پژوهشگر با روش توصیفی/ تحلیلی به استخراج الگوهای دانش بومی و بنیان­‌های عقلانیت زیست­‌محیطی دانشوران محلی در دفع پرندگان پرداخته و به مقایسه آن با شیوه‌­های مدرن اقدام کرده است. این الگوها شامل: 1- الگوی محرومیت از لانه­‌سازی، استقرار و غذا 2- الگوی صدا هراسی3- الگوی وحشت از حرکت اشیاء 4- الگوی خیرگی چشم پرندگان 5-  الگوی رنگ هراسی (هراس پرندگان از رنگی خاص) 6- الگوی بو هراسی (هراس پرندگان از بویی خاص) هستند. نتایج نشان­‌دهنده درجات بالای فهم  اکولوژیک دانشوران محلی و انعطاف­‌پذیری گسترده دانش‌­های بومی در دفع پرندگان است. دانشوران بومی حوزه کشاورزی طی قرن­‌ها مبارزه با پرندگان به عقلانیت زیست محیطی و دانش تجربی رفتارشناسی دست یافته‌­اند. این روش­‌های بومی، دوست‌دار محیط زیست، اقتصادی، قابل دسترس، ماندگار و تجدید­پذیر در مقایسه با روش­‌های مدرن دفع پرندگان از مجسمه­‌های فضای باز هستند. پژوهش حاضر به اهمیت هم‌­افزایی سه دانش طراحی شهری، حفاظت و دانش میراثی بومی تاکید دارد.

حمید امان‌اللهی، حسن کریمیان، فاطمه شیخ احمدی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

تخت‌سلیمان، واقع در منطقه‌ای کوهستانی در شمال‌غرب ایران، یکی از مراکز تاریخی و تمدنی مهم کشور است که از جنبه‌های مختلف علمی موردبررسی قرارگرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی ویژگی‌های زیست‌محیطی مؤثر بر سکونت انسان‌ها و بررسی اثرات شرایط اقلیمی و محیطی بر حفاظت از آثار تاریخی انجام‌شده است. نتایج نشان می‌دهد که چشمه بزرگ تخت‌سلیمان و چشمه‌های کارستی متعدد، با تأمین آب حاوی املاح، نقش مهمی در شکل‌گیری سکونتگاه‌ها و ترکیب شیمیایی خاک داشته و به‌تبع آن، بر تنوع زیستی و پوشش گیاهی منطقه مؤثر بوده‌اند. بارندگی مناسب نیز موجب غنای پوشش گیاهی و ایجاد زیستگاه مطلوب برای گونه‌های جانوری شده است. اهداف اصلی تحقیق شامل شناسایی ظرفیت‌های زیست‌محیطی در شکل‌گیری سکونتگاه‌ها و ارائه راهکارهای سازگاری با شرایط اقلیمی برای حفاظت، مرمت و ساماندهی مجموعه است. با توجه به شرایط خاص اقلیمی تخت‌سلیمان، از جمله زمستان‌های طولانی و بارش سنگین برف، سؤال اصلی این است که چگونه می‌توان از آثار تاریخی منطقه حفاظت کرد. روش تحقیق به‌صورت تاریخی و توصیفی-تحلیلی، با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و بازدیدهای میدانی بوده است. تحلیل و مقایسه پارامترهای اقلیمی شامل دما، رطوبت، بارش و تابش خورشیدی با استانداردهای بین‌المللی نشان داد که با مدیریت صحیح، برخی شاخص‌های اقلیمی می‌توانند در کاهش آسیب‌های فیزیکی آثار مؤثر باشند. بر این اساس، راهکارهای عملی مبتنی بر شاخص‌های کمی و کیفی برای کاهش اثرات مخرب عوامل محیطی ارائه‌شده است. مطالعه حاضر با تلفیق داده‌های تاریخی، معماری و محیطی، نقش مطالعات محیطی را در حفاظت محوطه‌های باستانی، به‌ویژه تخت‌سلیمان، برجسته ساخته و راهکارهایی علمی و کاربردی پیشنهاد می‌کند که می‌تواند حفاظت پایدار این میراث ارزشمند را تضمین کند.

حسین اسمعیلی سنگری، راحله پروین،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس در فضاهای تاریخی مستلزم درک چندلایه‌ای از فرهنگ، رفتار و معنا و همچنین مشارکت فعال مردم است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر طراحی روایت‌های فرهنگی بر ارتقاء مشارکت مردمی به منظور حفاظت از میراث ناملموس در محدوده حریم مجموعه میراث جهانی بازار تاریخی تبریز (کوچه‌پاساژ) انجام شد. بدینسان، در راستای پاسخ به پرسش اصلی: «تأثیر طراحی روایت‌های فرهنگی بر ارتقاء مشارکت مردمی در حفاظت از میراث ناملموس به چه میزان است؟»، روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) به‌کار گرفته شد. بطوریکه در بخش کیفی، با استفاده از رویکرد خودمردم‌نگاری، مشاهدات میدانی و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ساکنان و کسبه، داده‌هایی در ارتباط با تجارب زیسته، تعلق مکانی و ارزش‌های فرهنگی جمع‌آوری و با تحلیل مضمون ۲۸ گویه اصلی استخراج شد. در بخش کمی، پرسشنامه‌ای بر اساس گویه‌های کیفی طراحی و میان ۵۰ نفر از کاربران و ۱۶ نفر از متخصصان توزیع شد. تحلیل داده‌ها با آزمون‌های تحلیل عاملی اکتشافی، ضریب پایایی، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته­های پژوهش نشان دادند که میان مؤلفه‌های فرهنگی (ملموس، رفتاری و معنوی) و حس تعلق به مکان رابطه‌ای معنادار وجود دارد. چنانکه با الگوی روایت‌های فرهنگی طراحی‌شده و با استفاده از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره TOPSIS ارزیابی و رتبه‌بندی شدند. نتایج نشان می‌دهد فرآیند طراحی روایت فرهنگی برمبنای تجریه زیسته کنشگران به‌عنوان ابزاری عملیاتی در انتقال ارزش‌های میراث ناملموس، تقویت حس تعلق به مکان و ارتقاء مشارکت فعال مردم در حفاظت از فضاهای تاریخی عمل خواهد نمود.

فاطمه فرحانی، رضا رحیم‌نیا،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

یکپارچگی به‌عنوان مؤلفه‌ای برای حفظ ارزش‌ها و اهمیت میراث‌فرهنگی، عاملی اساسی در فرایند حفاظت از میراث فرهنگی است. در شهرهای تاریخی با توجه به روند گسترش و توسعه، موضوع یکپارچگی و حفاظت اهمیت ویژه‌ای دارند. یکپارچگی می‌تواند باعث ایجاد تعادل میان حفاظت و توسعه شهری باشد. بخصوص در یکپارچگی تاریخی- ساختاری این موضوع قابل توجه جدی‌تر است. در حال حاضر متأسفانه با ازبین‌رفتن یکپارچگی ساختاریِ بافت‌های کهن، بسیاری از فضاهای شهری تحت‌تأثیر قرار گرفته و دچار آسیب شده‌اند. هدف از این مطالعه در کنار شناسایی شاخص‌های کلیدی مرتبط با یکپارچگی تاریخی- ساختاری، بررسی، ارزیابی و تحلیل این موضوع در بخشی از محدوده بافت تاریخی قزوین بود. این مطالعه با بازنمایی و بازخوانی وجوه اصیل و در جهت حفظ ارزش‌ها و اصالت‌های بافت تاریخی، به پرسش «در طی زمان چه تحولات کالبدی و ساختاری در محدوده مرکزی بافت تاریخی قزوین ایجاد شده و این تغییرات چه پیامدهایی را به همراه داشته است» پاسخ داده است. در این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی، شاخص‌های اصلی سنجش یکپارچگی بر اساس ضوابط حفاظتی و دیدگاه نظریه‌پردازان تعیین و پس از آن بر روی محلات راه‌ری، خندق‌بار و خیابان واقع در شهر قزوین در دو مقیاس محله و محدوده پیرامونی بررسی شد. در این مطالعه اسناد کتابخانه‌ای، منابع تاریخی، مطالعات میدانی و به‌ویژه تحلیل نقشه‌ها و تصاویر تاریخی (از اولین نقشه موجود مربوط به سال 1297 ه.ش تا به امروز) در جهت بررسی سیر تغییرات و تحولات مورد استفاده قرار گرفت. یافته‌ها در این مطالعه نشان داد که تغییرات و تحولات ایجاد شده در الگوهای ساختاری محله و همچنین ساختار تاریخی و عملکردی محدوده پیرامونی تأثیر گذاشته است. وضعیت حال حاضر به‌گونه‌ای است که بخشی از هویت و انسجام پیشین بخصوص در خطوط تاریخی دچار خدشه شده است. از این رو در کنار توجه به تداوم توسعه‌های شهر و تعادل بین وجود تاریخی و زندگی امروز، ضروری است تا ارزش‌های تاریخی محدوده و محله در اولویت قرار گیرد تا به تبع آن تغییراتی در نظام ساختار و تاریخی محدوده انجام پذیرد.

حبیب مشکین فام فرد،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

بتن به‌عنوان یکی از پرکاربردترین مصالح ساختمانی معاصر، با ویژگی‌هایی چون مقاومت فشاری بالا، قابلیت شکل‌پذیری، دردسترس‌بودن و هزینه مناسب، جایگاه ویژه‌ای در معماری و سازه‌های امروزی دارد. برخی از آثار معاصر معماری ایران و جهان که در فهرست میراث ملی و جهانی ثبت شده‌اند، با بهره‌گیری از بتن نمایان ساخته شده‌اند. بااین‌حال، قرارگیری این سازه‌ها در معرض شرایط جوی متنوع و آلودگی‌های ناشی از کلان‌شهرها، به‌ویژه در طول زمان، موجب بروز فرسایش و تغییرات ظاهری و ساختاری در بتن می‌شود. عوامل مخربی همچون باران‌های اسیدی، ترکیبات شیمیایی موجود در جو، املاح محلول و فرسایش ناشی از باد و آب، به‌تدریج موجب کاهش دوام و تضعیف ساختار بتن می‌گردند. این فرایند نه‌تنها به افت کیفیت بصری منجر می‌شود، بلکه ضرورت اقدامات حفاظتی و مرمتی را نیز اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. ازاین‌رو، حفاظت سطوح بتنی در برابر عوامل محیطی و شیمیایی، رویکردی حیاتی در نگهداشت و پایداری این سازه‌ها به شمار می‌آید. در پاسخ به این چالش، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین می‌تواند نقش مؤثری در افزایش دوام بتن ایفا کند. یکی از دستاوردهای مهم در این زمینه، اختراع پوشش مقاوم سیمانی ضدآب است که در سال ۱۳۹۵ ثبت و تأییدیه آن از سوی دانشگاه شیراز صادر شد. این پژوهش با رویکردی کاربردی انجام‌گرفته و در گام نخست به معرفی اختراع و شروع ایده آن پرداخته است. سپس با تبیین تشریح و توضیح آن و ماهیت و اهداف آن پرداخته و با ارائه نتایج آزمون‌های عملکردی در تشدید شرایط محیطی و جذب آب، کاربری مرتبط آن ارائه شده است. نتایج آزمون جذب آب ۲۴ ساعته نشان می‌دهد که این پوشش با میزان جذب تنها ۰.۳ درصد، در مقایسه با نمونه شاهد سیمانی با جذب ۱۴.۸ درصد، عملکردی چشمگیر در نفوذناپذیری در برابر رطوبت دارد. افزون بر این، پوشش مذکور باضخامت حداقل یک میلی‌متر، ویژگی‌های ضدآب و مقاومت در برابر شوره و اسید را داراست. سهولت استفاده و قابلیت اعمال بر روی سطوح متنوع، از دیگر مزایای این فناوری محسوب می‌شود. نکته قابل‌توجه آن است که پوشش مقاوم سیمانی ضد آب با حداقل تأثیر بصری، امکان حفاظت از بتن را بدون تغییر محسوس در ظاهر سطح فراهم می‌آورد.

دکتر سحر رستگار ژاله،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده


مبنای اصل پایداری این است که در زمان تصمیم گیری و مداخله، کاربران آینده را در نظر داشت و این منشاء بدنۀ کلی اخلاقیات معاصر حفاظت را شکل داده است. این اصل سعی دارد از تصمیم گیری های افراطی مبتنی بر سلیقه و تعصب، جلوگیری نماید. اصول اخلاقی ای چون «بازگشت پذیری» و «حداقل مداخله» در قرن نوزدهم میلادی تحت تأثیر نحله های نظری مختلف شکل گرفته و در ادبیات حفاظت کلاسیک بسیار پُرکاربرد بوده اند. این اصول بنیادین، به عنوان متغیرهای تأثیرگذار در تصمیم گیری های اخلاقی و فنی، در اندیشۀ معاصر حفاظت به موضوعی مورد بحث و مورد انتقاد بدل گشته اند. هدف پژوهش حاضر پرداختن به این انتقادها از منظر پایداری در حفاظت معاصر با بهره گرفتن از روش «واسازی» است؛ بدین معنی که با بررسی روابط علّی متغیرها و آشکار کردن آنچه پنهان مانده، شکاف ها و تناقضات را نشان دهد. هدف در گام نخست، عیان کردن چالش هایی همچون «موضوع مورد حفاظت»، «دلایل»، «اهداف» و «روش» است که اصول اخلاقی حفاظت را به امری متناقض، غیرشفاف و حتی گاه غیرممکن بدل کرده اند؛ سپس به نقد کشیدن و واسازی اصولی که در حفاظت کلاسیک به عنوان بدیهیات پذیرفته شده و غیرقابل بحث بوده اند. نتیجه آن که اخلاقیات معاصر با انعطاف پذیری بیشتر به دنبال چیزی است که مونوز ویناس آن را «اخلاقیات قابل انطباق» می نامد. در این روش اخلاقیات در زمان مداخله به عنوان اصولی ایستا و مکانیکی به کار گرفته نمی شوند، بلکه با «انطباق» و «سازگاری» آمادگی مواجهه با رفتار غیرقابل پیش بینی را دارند و در هیچ موردی الزامی نیستند و با توجه به شرایط می توانند نادیده گرفته شوند.

مهدی رازانی، سمیه صمدیان، عبدالله میرزایی،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده

قالی ایران به عنوان نمونه شاخص میراث فرهنگی منقول و شناخته شده در سطح جهانی است. به لحاظ کارکردهای دوگانه مصرفی و موزه ای- مجموعه داری قالی ها، شیوه های حفاظت و مرمت این آثار همواره در چالش رویکردها و روش های سنتی و بازار محور در مقابل روش های موزه ای بوده اند. لذا مسئله اصلی شایان توجه در دسترس نبودن معیار و راهنمای علمی و عملی در حفاظت و مرمت قالی های تاریخی و موزه ای است. ازاین رو سؤال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: فرآیند و مراحل اصلی در حفاظت و مرمت قالی های تاریخی از نگاه کارشناسان کدامند؟ به منظور پاسخ به این سؤال و با هدف تدوین راهنمای علمی این حوزه، تحقیق پیشروی با تکیه بر مصاحبه های علمی و منابع مکتوب در دسترس به انجام رسیده است. در گام نخست بامطالعه شیوه های سنتی که عموماً در بازار و توسط احیاگران قالی های تجاری (رفوگران) انجام می شود، آشکار شد که اساس کار بر مبنای باز زنده سازی نمونه ها و احیای ویژگی های بصری آن ها صورت می پذیرد که از منظر اصول و مبانی علمی کاستی های زیادی به همراه دارند. چراکه بازگرداندن اثر به شکل اولیه در رویکردهای علمی مرمت آثار تاریخی و فرهنگی مورد انتقاد قرارگرفته است. همچنین نتایج بررسی رویکردهای نوین مرمت آثار فرهنگی حاکی از آن بود که در این شیوه از ترمیم قالی ها، جهت گیری به سوی مداخله ی کمتر و حفاظت بیشتر با بهره مندی از فن آوری و دستاورد های جدید با تأکید بر مستندسازی تمامی مراحل اجرایی است.

دکتر حمیدرضا آذری نیا، آقای حمیدرضا کشاورزی میاندشتی، آقای سید مهدی مهدوی،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده

خط هنری اسلامی است که در آثار تاریخی و بناهای قدیمی می توان انواع آن را به وفور مشاهده کرد به طوری که کتیبه‌ها، جزء جدایی ناپذیر این بناها هستند. کتیبه‌ها با مضامین مذهبی، مانند آیات قرآن و اسماء الهی و نام معصومین در هنر‌اسلامی ایرانی جایگاه ویژه ای دارند که فراوان در اماکن مذهبی، شامل مساجد و بقاع متبرکه، مشاهده می شوند. در این میان، کتیبه‌های صلوات کبیره علاوه بر جنبه هنری آن که در دوره های مختلف تاریخی مانند دوره ایلخانان و تیموریان آفریده شده اند، که بازنمایی فرهنگ مردم و بانیان بنا هستند. تحقیق حاضر ابتدا به معرفی و بررسی دقیقِ کتیبه صلوات کبیره پیربکران واقع در بقعه پیر‌بکران اصفهان از جنبه های: متن مرجع، شیوه طراحی، جهت حرکت کلمات، ویژگی مفردات حروف و اشکالات طراحی، ایرادات املایی و اجراییِ کتیبه می پردازد، سپس با مقایسه کلمات باقی مانده از کتیبه مسجد جامع هفتشویه با این کتیبه ابتدا نتیجه گرفته می شود که به دلیل قرابت مسافت و زمان و همچنین نزدیکی فرهنگی این دو منطقه با یکدیگر و سالم بودن کتیبه پیربکران، و شباهتهای طراحی و نگارشی باید طراح هر دو کتیبه یکی باشد. پس با الگوبرداری از کتیبه پیربکران به باز طراحی کتیبه صلوات کبیره در مسجد جامع هفتشویه اصفهان پرداخته می شود. برای این کار ابتدا از کتیبه پیربکران تصویر برداری دقیقی صورت گرفت، سپس با استفاده از نرم افزار طرح پیاده شده وبدینوسیله کلمات مفقوده کتیبه هفتشویه عینا از کتیبه پیربکران برداشت و بر مسیر حرکت کتیبه (پیچیده حلزونی خلاف عقربه های ساعت) قرار داده شده و  بر روی قاب آسیب دیده و ناقص کتیبه هفتشویه بازطراحی شد. بدین ترتیب تصویر مناسبی از کتیبه در اختیار مرمتگران قرار می گیرد، و با توجه به به تفاوت های این کتیبه با پیربکران، معانی نهفته در طراحی مسجد هفشویه آشکار می‌شود.
 


حسین اسمعیلی سنگری، مینا حیدری ترکمانی، امیرحسین جعفرپور،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده

مقرنس‌کاری به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین جلوه‌های تزیین معماری اسلامی، همواره نقش مهمی در غنای بصری و هویتی بناهای تاریخی داشته است. مجموعه تاریخی مشتاقیه کرمان به‌عنوان یکی از آثار برجسته دوره قاجار در جنوب شرق ایران، دارای نمونه‌های ارزشمندی از تزئینات مقرنس‌کاری است که به‌مرور زمان دچار فرسایش و آسیب‌های متعددی شده‌اند. این پژوهش با هدف تبیین راهکارهای حفاظتی و مرمتی، بر پایه گونه‌شناسی و آسیب‌شناسی مقرنس‌های این مجموعه، به‌صورت یکپارچه و نظام‌مند انجام شده است. در مرحله نخست، با انجام مستندنگاری دقیق، ویژگی‌های فرمی، هندسی و ساختاری مقرنس‌ها شناسایی و طبقه‌بندی شده و در گام بعد، انواع آسیب‌های ساختاری و سطحی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. در ادامه، طرح‌های حفاظتی، مرمتی و استحکام‌بخشی متناسب با اصالت و ارزش‌های تاریخی بنا ارائه شده است. همچنین بازسازی دیجیتالی سه‌بعدی وضعیت قبل و بعد از مرمت، به‌منظور مستندسازی دقیق و انتقال دانش مرمت، انجام پذیرفته است. نتایج این پژوهش می‌تواند الگویی کاربردی برای حفاظت و مرمت تزئینات مشابه در سایر بناهای تاریخی ایران فراهم آورد.
 


دکتر حمیدرضا بخشنده فرد، خانم معصومه فمی تفرشی، دکتر محمد امین امامی،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده

در برخورد با آثار برنزی تاریخی، معمولاً با لایه‌ای موسوم به پاتین یا پوسته دیرینگی بر سطح این آثار مواجه می‌شویم. شناخت ماهیت، ساختار و کارکرد این لایه یکی از مسائل اساسی در حوزه حفاظت و مرمت فلزات تاریخی به شمار می‌آید. این پرسش که پاتین چه نقشی در حفاظت، تفسیر تاریخی و تصمیم‌گیری‌های مرمتی اشیای برنزی ایفا می‌کند، انگیزه اصلی پژوهش حاضر را برای بررسی و شناخت علمی این پدیده فراهم ساخته است. به‌طور کلی، پاتین در فلزات به‌عنوان پوششی متشکل از ترکیبات شیمیایی متنوعی همچون اکسیدها، کربنات‌ها، سولفیدها و کلریدها تعریف می‌شود که در نتیجه برهم‌کنش طولانی‌مدت فلز با عوامل محیطی و فرساینده شکل می‌گیرد. این لایه، علاوه بر آن‌که از منظر زیباشناختی و تاریخی حائز اهمیت است، در بسیاری از موارد می‌تواند نقش حفاظتی در برابر ادامه فرایندهای خوردگی ایفا کند؛ هرچند در شرایط خاص ممکن است خود به عاملی مخرب تبدیل شود. در مقاله حاضر، ضمن معرفی مفهوم پاتین و انواع آن در برنزهای تاریخی، به بررسی عوامل مؤثر در تشکیل و تحول این لایه، از جمله شرایط محیطی، ترکیب آلیاژ پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مطالعه پاتین می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره شرایط محیطی محل نگهداری یا تدفین شیء، تاریخچه دگرسانی‌های سطحی و در برخی موارد اصالت اثر در اختیار پژوهشگران و مرمتگران قرار دهد. هدف نهایی این مقاله، ارائه چارچوبی علمی برای شناخت پاتین و فراهم کردن راهنمایی کاربردی برای مرمتگران در مواجهه آگاهانه و اصولی با این لایه در فرایندهای حفاظتی و مرمتی اشیای برنزی تاریخی است.

 



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1