شکوفه مصباحی،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1398 )
چکیده
مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان بهترین مرجع برای مطالعه قالی دوره قاجار است. قالیهای مجموعه را میتوان در گروههای مختلف و بر اساس ابعاد، طرح، نقشه، منطقۀ بافت، جنس مواد اولیه، قدمت و دورۀ تاریخی طبقهبندی کرد. تعداد زیادی از قالیها بهویژه قالیهای بزرگ پارچه موجود سفارشی بافتهشدهاند. دراینبین قالی اهدایی سلطان عبدالحمید عثمانی به ناصرالدینشاه به دلیل برخورد خاصی که برای نگهداری و نمایش آن شده بود، بهعنوان نخستین نگرش موزهای به قالی حائز اهمیت است. روش تحقیق مطالعات کتابخانهای و میدانی دربارۀ قالیهای کاخ گلستان و قالی عبدالحمید و کاخ ابیض و همچنین بررسی تصاویر و مستندات موجود در مرکز اسناد کاخ گلستان بوده است.
فائزه السادات اسعدی،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1398 )
چکیده
زیلو، زیراندازی با بافت محکم، سطح صاف و بدون پرز است که قدمت آن را بهپیش از اسلام نسبت میدهند. تاروپود آن غالباً از جنس پنبه بوده که با مواد طبیعی رنگشدهاند. زیلو ازنظر نوع بافت و نقوش، منحصربهفرد بوده، دار آن نیز بافرش و دیگر زیراندازها متفاوت است. این هنر و صنعت در 1390، با شماره 246 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. در حال حاضر قسمتی از کاروانسرای شاهعباسی میبد بهعنوان موزه جهت نمایش زیلوها اختصاص دادهشده است. اغلب زیلوهای موزه از قدمتی چند صدساله برخوردارند که در حال حاضر در شرایط مناسبی قرار ندارند.
این پژوهش، بر اساس این فرضیه که یکی از عوامل اصلی صدمه به زیلوهای میبد با توجه به اقلیم آن گردوغبار است؛ به بررسی عوامل آسیبرسان میپردازد و هدف آن دریافت علل و عوامل محیطی آسیبرسان بر زیلوهای موزه است تا بتوان بر طبق شیوهنامهای دقیق، اثرات زیانبار آنها را در محیط کاهش داد که پیامد اصلی آن افزایش حیات اشیاء تاریخی و فرهنگی خواهد بود. محور اصلی، شناسایی عوامل محیطی آسیبرسان بر روی آثار موزه از طریق پایش محیطی است. اطلاعات بهدستآمده، از نوع کتابخانهای، میدانی و آزمایشگاهی بوده؛ روش تجزیهوتحلیل اطلاعات، تجربی و تحلیلی است. مطالعات میدانی پیرامون پایش محیطی موزه زیلو، ثبت وضعیت موجود و مقایسه نتایج با استانداردهای جهانی است. میزان تأثیر شرایط محیطی در موزه و پیامدهای ناشی از آنها نیز بهوسیلهی دستگاهها و ابزارهای اندازهگیری و میکروسکوپ نوری مورد پایش و بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از یافتهها، غیراستاندارد بودن شرایط محیطی را نشان میدهد که گردوغبار و نوسانات رطوبت نسبی و درجه حرارت ازجمله عوامل مخرب بوده که در این میان بیشترین تخریب به عوامل انسانی تعلق دارد.
منا منتظری هدشی، سیدهحانیه قوامی ماسوله،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1398 )
چکیده
منسوجات همچون سایر مواد آلی، دارای پیشینه تاریخی و فرهنگی هستند کـه حفاظـت و مرمـت آنها یکی از مهمترین مسائل همیشگی کارشناسان این حوزه بهویژه در دهههای اخیر بوده است. شـاید دلیـل این رویکرد در حوزهی حفاظت، از بین رفتن صنعت تولید برخی از انواع منسوجات در چند سال اخیر باشد؛ منسوجاتی که از پیشینهی فرهنگی بسیار باارزشی نیز برخوردارند. ازآنجاکه منسوجات به سبب ماهیت آلی خود بندرت در یافتههای باستانشناسی دیده میشوند بنابراین نسبت به سـایر آثـار کمتـر موردتوجه قرارگرفتهاند . موضوع این پژوهش، ارائه طرح حفاظتی بخشی از پرده ورودی خانه کعبـه اسـت کـه ارزش فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و هنری بسیار شایان توجهی دارد. با پژوهش و بررسی مـواد اولیـه این اثر و مطرح نمودن شیوهی مناسب حفظ ساختار فعلی آن تلاش گردیده تا ضمن معرفـی سـاختار و حفظ این اثر معنوی گرانقدر، بتوان راهکاری شایسته برای معرفی و نگاه داشت این گروه از آثـار نیـز ارائه داد و بهاینترتیب در راستای حفظ معنویات هنری، فکری و فرهنگی مشترک با سایر اقوام گام برداشت. در این طرح بامطالعه تطبیقی و بررسیهای آزمایشگاهی به روش SEM ، FTIR، ابعاد مختلف فن شناسی این اثر مطرح گردیده و در پایـان، بـا بررسی عوامل آسیبرسان و نیز آسیبهای ایجادشده، طرح حفاظتی مناسب بـا شـرایط اثـر، ارائـه گردیده است. به این دلیل که این قطعه بهعنوان یک قطعـه پرکـار از پـرده قسـمت ورودی خانـه کعبه، قطعهای است از 11 قطعه اهداشده به کشور ایران در سالهای متمادی، امید است این طرح بتواند راه گشای اجرای عملیات حفاظت و مرمت سایر قطعات موجـود از ایـن اثر در موزههای دیگر باشد.
سیده الهه علوی دهکردی، مهرناز آزادی بویاغچی،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1398 )
چکیده
با توجه به اهمیت آثار گذشتگان نحوه برخورد و ارائه راهکار برای دستیابی به تطویل عمر این آثار بسیار حائز اهمیت است. برای انجام برخوردی صحیح و متناسب با شرایط اثر علاوه بر احاطه کامل بر وضعیت اثر آسیبدیده، شناخت کامل روشهای اجرایی مرمت و حفاظت نیز موردنیاز است، در این راستا باهدف معرفی روشهای اجرایی حفاظت و مرمت، نمونه پارچه ترمه موردمطالعه مربع- مستطیل شکل به ابعاد 75(کمینه)×79(بیشینه) سانتیمتر دارای زمینه سورمهای با نقش تکرارشونده بته و قاببندی تحت عنوان "روشهایی اجرایی حفاظت و مرمت بر روی یک اثر پارچهای ترمه منسوب به اواخر دوره قاجار یا اوایل دوره پهلوی" متعلق به مجموعه شخصی ( خانم ایران استکی)، موردبررسی و حفاظت و مرمت قرار گرفت. روش تحقیق به کار گرفتهشده در این تحقیق کتابخانهای و میدانی است. درنهایت با توجه به آسیبهای وارده به اثر از دو روش دوخت و چسب در جهت حفاظت و مرمت اثر استفاده شد.
مریم عسکری آرامی، محمدتقی آشوری، شهرزاد امینشیرازی، فاطمه علیمیرزایی،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1398 )
چکیده
اقلام جانبی پوشاک محلی مانند یک کلاه جزئی از لباس است و بیشک کلاهها از مهمترین اجزای پوشاک محلی و تاریخی زنان و مردان است. گستردگی و تنوع وسایل جنبی لباس ازجمله کلاهها باعث میشود که نتوان یکراه حل ساده و عمومی برای آنها ارائه داد. چنانچه اقلام جانبی پوشاک به شکل غیراصولی به نمایش گذاشته و یا انبار شوند، در اثر تاخوردگی، آلودگیهای محیطی، دمای نامناسب، وجود گردوغبار و نور نامناسب و غیره موجب میشود که به آثار آسیبهای جدی و جبرانناپذیری واردشده و موجب تغییر در بافت و شکل آنها شود. برخورد منحصربهفرد با آثار و انتخاب شیوه مناسب در حفاظت، نمایش و انبارش با توجه به جنس و فرم هر کلاه و نوع آسیب وارده میتواند عامل مهم حفاظتی بشمار آید. همچنین انبارش اصولی و بهرهگیری از روشهای نمایش مناسب میتواند کلاهها را از بسیاری از عوامل که منجر به تخریب آنها میشود محافظت کند، لذا این مقاله به توصیف عملیات انجامگرفته بر روی کلاههای مجموعه مردمشناسی میپردازد و حاصل این مطالعات منجر به اجرای طرح حفاظت مجموعه کلاههای مردمشناسی گردید. در این طرح پاکسازی سطحی و مکانیکی و نیز استحکامبخشی کلاهها انجامشده و در ادامه پیشنهادهای لازم در مورد نحوه مطلوب انبارش و نمایش این مجموعه ارائه گردید.
آرزو فیضاله بیگی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
مسجد حاجرجبعلی از بناهای قاجاری تهران است که در سیر تکاملی خود دستخوش تحولات بسیاری بهویژه از جنبههای کالبدی شده است و با وجود اهمیت ویژه تاکنون بهطور شایسته بررسی نشده است. پژوهشهای انجامشده بیشتر به بررسی وضعیت موجود بنا پرداختهاند. بیشتر اطلاعات حاصل از این پژوهشها با اطلاعات موجود در اسناد تاریخی دورههای مختلف، بهویژه از نظر فرم کالبدی، همخوانی ندارند و تناقضاتی از نظر تغییرات شکلی، زمانی و همچنین تاریخ احداث بنا مشاهده میشود. هدف اصلی این پژوهش بررسی سیر تحولات تاریخی بنا، بهویژه از دیدگاه کالبدی در دورههای مختلف بهمنظور تدقیق زمانی پیدایش و سیر تحولات بناست. برای این منظور از روش پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی-تطبیقی استفاده شده و گردآوری اطلاعات نیز به روش مطالعه کتابخانهای، بررسیهای میدانی و مصاحبه صورت گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد برخلاف اطلاعات موجود در برخی منابع، بنا به دوره محمدشاه مربوط است. همچنین برخلاف اطلاعات موجود در منابع کتیبه موجود در بنا نشاندهنده سال اتمام ساخت بنا نبوده و فرایند تکمیل بنا پس از تاریخ کتیبه نیز ادامه داشته است. تحلیل دادهها نشان میدهد فرم کالبدی بنا از زمان تکمیل تا اواسط دهه ۴۰ ثابت بوده است. تفسیر عکسهای هوایی مشخص میکند بیشترین تغییرات کالبدی از اواخر دهه ۴۰ تا اواسط دهه ۶۰ رخ داده که کاربریهای ناهمگونی را به بنا تحمیل کرده است. نتایج پژوهش بهکمک تحلیل و تفسیر منابع اطلاعاتی که از نظر علمی و حقوقی قابلاستناد هستند، ضمن تصحیح زمانی تحولات و کمک به تصحیح و بازترسیم تغییرات، سیر تحولات کالبدی- تاریخی بنا را بازیابی کرده و در رفع ابهامات مؤثر است. درنهایت ترکیب و تحلیل اطلاعات نقشههای تاریخی و عکسهای هوایی به تعریف چهار دوره اصلی تغییرات کالبدی در بنا منجر شده که معرف اصالت کالبدی بخشهای مختلف بنا نیز است.
احسان هراتی، محمود بختیاری شهری،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
روشهای بازتابی (Reflection) و فلورسانس ( Fluorescence) در مبحث تاریخ هنر و فرایند شناخت مواد و بررسی وضعیت و مرمت آثار تاریخی و هنری اطلاعات ارزشمندی را در اختیار پژوهشگران و مرمتگران قرار میدهد. تصاویر حاصل از نور مریی (Visible Light) بهترین روش برای ثبت اثر و بررسی آن در غیاب اثر است. دوربینهای دیجیتال مدرن این پدیده را تسریع و همگانی کردهاند. تصاویر اشعه ماوراءبنفش (Ultra-Violet (Uv)) برای آنالیز سطح نقاشی و بررسی وضعیت کنونی اثر و تشخیص رنگدانهها به کار میرود. این روش جزو روشهای بازتابی و فلورسانس شمرده میشود. از این جهت که مقداری از آن از سطح نمونه بازتاب و در طول موج مریی از سطح ساطع میشود. مقداری نیز بهکمک سطح جذب میشود. این پژوهش به بررسی کیفی آسیبهای یک تابلو نقاشی رنگروغن و دو نسخه خطی به روش فلورسانس اشعه ماوراءبنفش و روش بازتابی نور مریی پرداخته است. مشخصات ظاهری اثر بهوسیله تصویر نور مریی و تصویر فلورسانس بررسی و ثبت شد. تصویر فلورسانس محلهایی که رنگ خود را از دست دادهاند، وصلهکاری شدهاند یا بخشهایی را که مرمتی هستند تشخیص دادهاند؛ بنابراین تصویر فلورسانس، در غیاب تاریخچه اثر تصویر روشنی از وضعیت مرمتهای پیشین و آسیبهایی که در تابلوی نقاشی ایجاد شده است، میدهد. همچنین در بررسی یک نسخه تاریخی- فرهنگی تشخیص بخشهایی که مورد حمله بیولوژیکی قرار گرفتهاند میسر شد. بررسی نسخه خطی دیگر با اشعه فلورسانس ماوراءبنفش نشان داد که احتمالاً رنگ قرمز بهکاررفته در نسخه، رنگدانه اخراست.
محسن محمدی آچاچِلویی، حسین احمدی، کامبیز پورطهماسبی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
چوب، مادهای آلی است که در ساخت آثار تاریخی مختلف به کار رفته است. بسیاری از آثار چوبی در فضای باز و تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارند. یکی از مهمترین عوامل تخریب این آثار در اقلیمهای خشک و نیمهخشک، هوازدگی و تخریب فتوشیمیایی است. لازم است راهکارهای مختلف برای حفاظت از اینگونه آثار مطالعه شود. با توجه به ویژگیهای نانوذرات اکسید روی، این ماده بهعنوان تیمار حفاظتی چوب در برابر تخریب فتوشیمیایی ناشی از هوازدگی مطالعه شد. نمونهسازی با استفاده از چوب صنوبر (Populus alba L.) بهعنوان گونه پرکاربرد در آثار تاریخی ایران انجام گرفت و نمونهها با سوسپانسیون نانواکسید روی در ایزوپروپانول به روش آغشتگی تیمار شدند. آزمون هوازدگی براساس دستورالعمل ASTM ۲۵۶۵-۹۹ در سه مرحله زمانی ۳۰۰، ۸۰۰ و ۲۰۰۰ ساعت انجام شد. نمونهها با استفاده از سنجش کاهش جرم، pH متری، رنگسنجی و طیفسنجی مادونقرمز تبدیل فوریه ـ انعکاس کل تضعیفشده (ATR-FTIR) ارزیابی شدند. نتایج نشان میدهد که این تیمار از تغییرات بصری چوب در برابر هوازدگی جلوگیری نمیکند؛ هرچند تغییرات چندان شدید نبوده است. این تیمار تأثیر هوازدگی را در چوب کند میکند، اما از تخریب ساختاری جلوگیری نمیکند. در طول زمان و در صورت ادامه روند هوازدگی، کارکرد اصلی نانوذرات اکسید روی، یعنی جذب نور فرابنفش بهتدریج و در اثر واکنشهای شیمیایی با اجزای شیمیایی چوب و محصولات تخریب اولیه، از دست میرود. به همین دلیل در طولانیمدت کارایی لازم را نخواهد داشت.
مرتضی حیدری، علیاصغر فهیمیفر، محمدزمان کسائی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
در این پژوهش نانو ذراتی ارزان و دارای بیشترین تشابه ترکیبی، برای افزایش نسبی مقاومت سطحی سنگهای باستانی پاسارگاد معرفی شد. با بررسی مقطع نازک نمونه مشخص شد که نوع کانی، کلسیت و از بافت گریناستون است. مشخصات فیزیکی سنگ نمونه، نشان از تخلخل بالای آن داشت. برای به دست آوردن بیشترین شباهت ترکیبی قسمتی از سنگ نمونه بهکمک آسیاب مکانیکی بهصورت پودر درآمد. پس از تهیه پودر سنگ نمونه، نانو مواد به روش سل-ژل تهیه شد. بلورهای کلسیم تیتانات با فاز پرووسکیت و تیتانیوم دیاکسید با فاز آناتاز بهکمک دستگاه پراش پرتو ایکس تشخیص داده شد. این ترکیبات با طیفسنج فروسرخ نیز تأیید شد. اندازه بلورهای کروی و بیضوی تهیهشده در مقیاس نانو، بهکمک میکروسکوپ الکترونی روبشی تأیید شد. وجود عناصر غالب کلسیم، تیتانیوم، اکسیژن و کربن بهکمک طیفسنج انرژی پرتو ایکس مشخص شد. در این آزمون از اتانول خشک بهعنوان حلال استفاده شد. محلول کلوئیدی حاصل، در چهار ساعت بر سطح سنگ افزوده و نمونه بهدلیل خاصیت موئینگی وارد منافذ سنگ شد. سپس سطح پوشش دادهشده تحت آزمون سایش سطحی سرشار قرار گرفت. همه مراحل برای پیشماده آهک خالص نیز انجام شد. نتایج حاصل نشاندهنده بهبود نسبی مقاومت سطحی سنگ نمونه است. براساس مشاهده و مقایسه عینی، تغییر رنگ محسوسی در سطح سنگ نمونه رؤیت نشد.
اعظم علیاصغری وشاره، پریسا محمدی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
اثرات مفید اسانسهای گیاهی از دیرباز شناخته شده است و اکنون نیز از اسانسهای گیاهی در زمینههای مختلفی مانند پزشکی و رایحهدرمانی و همچنین در صنایع غذایی و دارویی استفاده میشود. در چند سال اخیر استفاده از اسانسهای گیاهی برای مقابله با فرسودگی زیستی اشیاء و آثار میراث فرهنگی مطرح است که بهعنوان راهکارهای حفاظت سبز مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر ضدمیکروبی 3 اسانس رزماری، اکالیپتوس و آویشن بر روی 5 سویه قارچی Aspergillus niger، Penicillium polonicum، Cladosporium limoniform، Aspergillus flavus،,Penicillium chrysogenom Parengyodontium album و سه سویه باکتری Bacillus cereus، Bacillus licheniformis، Kocuria rosea جدا شده از بسترهای فرسوده مسجد جامع اصفهان انجام گرفت. نتایج نشان داد از میان اسانسهای استفاده شده، اسانس آویشن دارای بیشترین تأثیر روی میکروارگانیسمهای منتخب بود. این اسانس در رقت 50% مانع رشد میکروارگانیسمهای مورد بررسی شد. کمترین اثر ضدمیکروبی را اسانس اکالیپتوس از خود نشان داد. اسانس اکالیپتوس روی سویههای قارچ Penicillium chrysogenum اثر ضدمیکروبی نشان نداد، اما با قطر هاله عدم رشد 25، 28 و 15 میلیمتر به ترتیب روی سویههای Bacillus cereus، Bacillus licheniformis،rosea Kocuria مؤثر بود. با توجه به نتایج مطالعه حاضر، اسانس آویشن میتواند برای کنترل عوامل فرسایشگر زیستی مورد اشاره استفاده شود.
حمید فدایی، آزیتا میرزایی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
تپه کنار صندل جنوبی، واقع در حوزه آبریز هلیل رود، یکی از شاخصترین محوطههای پیش از تاریخ در پهنه دشت جیرفت محسوب میشود. مهمترین پیکره انسانی کشفشده در این محوطه، یک نقش برجسته گلین به اندازه طبیعی انسان است که درون فرورفتگیای شبیه به درگاه، در یک اتاق بزرگ قرار داشته است. این نقش برجسته که از آن بهعنوان کهنترین نمونه نقش برجسته پیکرهای یادمانی خشتی همراه با معماری در خاورمیانه یاد میشود، مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد است. از زمان کشف این اثر در سال ۱۳۸۵ خورشیدی تاکنون، حفاظت از آن به یکی از دغدغههای اصلی کارشناسان تبدیل شده است. پیشینه کاوشهای غیرمجاز در منطقه، همراه با کمبود زیرساختهای مناسب برای نگهداری و مراقبت دائمی از محوطه، این نگرانیها را تشدید کرده است؛ تا جایی که گاهی انتقال اثر به موزه بهعنوان یک راهحل پیشنهاد شده است. پرسش اصلی این پژوهش بر تعیین رویکرد مناسب برای حفاظت از نقش برجسته در محوطه متمرکز است. در این تحقیق، با استفاده از روشهای کتابخانهای و میدانی، اطلاعات مرتبط با محوطه و نقش برجسته گردآوری شده و شرایط محیطی تأثیرگذار بر فرسایش اثر برداشت و مستندسازی شده است؛ سپس این اطلاعات مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد که پوشش حفاظتی کنونی اثر نامناسب بوده و شرایط محیطی، بهویژه رطوبت صعودی از خاک که حاوی نمکهای محلول است، میتواند به تسریع فرسایش و تخریب لایههای رنگی سطح اثر منجر شود. بر این اساس، این پژوهش پیشنهادهایی برای حفاظت بهینه از اثر ارائه کرده است.
سامرا سلیمپور آبکنار، رضا محمدعلی مالک،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
تهیه یک بستر طبیعی، غیرسمی، ارزان قیمت و زیست تخریبپذیر با نام بستر یا پوشش سبز (Green sheet) از رویکردهای نوین حوزه علوم نانو و فناوری زیستی است. امروزه بسترهای سبز با کاربردهای چندگانه در صنایع مختلفی نظیر بستهبندی مواد غذایی، تهیه پانسمان و زخمپوش، لباسهای بیمارستانی، سیستمهای دارورسانی، معطرسازی، ضدتعریق، ضدمیکروب، دافع حشرات و غیره از جایگاه ویژهای برخوردارند. یکی از قابلیتهای کاربردی این بسترها استفاده از آنها در حوزه میراث فرهنگی همچون: حفاظت در مرمت آثار باستانی، حفاظت از اوراق تاریخی، بستهبندی و حملونقل اشیاء تاریخی و مکشوفه، ساخت عروسکها، رودوزیهای سنّتی و غیره است. بر این اساس، پژوهش پیش رو بر شیوه تهیه یک بستر طبیعی، ارزان قیمت و دوستدار محیط زیست با استفاده از پیلههای ضایعاتی برای کاربرد در حوزه میراث فرهنگی- بالاخص حفاظت و مرمت- متمرکز شده است. در گام اول، بستر طبیعی مورد نظر با استفاده از پیلههای ضایعاتی تحت فرآیندهای تکمیلی (صمغزدایی، بازکردن و تکمیلی) تهیه شدند. سپس، نانوساختار طبیعی بتاسایکلودکسترین (BCD) به روش ساده و متداول پد-پخت-خشک و به کمک اتصالدهنده طبیعی کربوکسیلیک اسید بر روی بستر مذکور اتصال یافت. برای ایجاد خاصیت ضدمیکروبی نیز از روغنهای ضروری گیاهی (HEOs) مستخرج از گیاهانی با نامهای درخت چای (TTO) و پونه کوهی (OP) استفاده شد. نهایتاً، فعالیت ضدمیکروبی این بستر در مقابل میکروارگانیسمهای شناخته شده استافیلوکوکوس اورئوس (Staphylococcus aureus)، اشرشیا کلای (Escherichia coli) و کاندیدا آلبیکانس (Candida albicans) به روشهای کیفی و کمی ارزیابی گردید. نتایج نشان میدهد که بستر سبز تهیه شده از مواد طبیعی، مقاومت بسیار خوبی در برابر رشد میکروارگانیسمهای نامبرده شده دارد.
سحر نوحی، منیژه هادیاندهکردی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
پژوهش حاضر جستاری است بر شرایط محیط نگهداری آثار عکاسی پایه شیشهای در مخازن و چگونگی تأثیر پارامترهای محیطی بر یکدیگر. آگاهی از این مسئله که پارامترهای محیطی مانند دما، رطوبت نسبی، آلایندهها و نور تا چه میزان میتوانند برهم تأثیر بگذارند و بررسی آنها بهطور مستقل امکانپذیر نیست، میتواند در برقراری شرایط محیطی مناسب برای آثار، خصوصاً آثار عکاسی پایه شیشهای، نقش بسیار تعیینکنندهای داشته باشد. بر اساس مطالعات انجام شده، آثار عکاسیِ پایه شیشهای همچون دیگر آثار تصویری و در مواردی حتی بیشتر، در معرض آسیبهای جدی قرار دارند. با توجه به میزان ارزشمندی این دسته از آثار از نظر تاریخی، هنری و اطلاعات مفیدی که بهعنوان سند میتوانند در اختیار قرار دهند و در نظر گرفتن این مسئله که فرایند درمان و مرمت این دسته از آثار بسیار مشکل و در بسیاری از موارد ناشدنی است، اهمیت و ضرورت نگهداری و حفاظت پیشگیرانه این دسته از آثار به روشنی قابل درک است. هدف از این تحقیق، معرفی شرایط محیطی استاندارد و مناسب جهت نگهداری آثار عکاسی پایه شیشهای است. مطالب ارائه شده در این مقاله حاصل مطالعات و مشاهداتی است که در نتیجه بررسی منابع مرتبط با موضوع و همچنین توجه به وضعیت آثار موجود در مجموعههای متعلق به آثار عکاسی پایه شیشهای صورتگرفته است. این تحقیق به معرفی شرایط محیطی مناسب از قبیل دما، رطوبت، نور و حد مجاز آلایندهها برای این دسته از آثار پرداخته است. بهعلاوه ارتباط این دسته از پارامترهای محیطی و چگونگی تأثیر آنها بر یکدیگر نیز مورد بررسی قرار گرفته است. در عین حال به نحوه کنترل عوامل محیطی و نحوه پیشگیری از برخی آسیبهایی که در صورت برقرار نبودن شرایط محیطی مناسب بروز میکنند نیز اشاره دارد.
سعیده نامدار،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
نقاشیهای تبلیغاتی سردر سینما در اوایل دهۀ ۳۰ ش برای جلب توجه مخاطبان به سینما ایجاد شدند و با ظهور صنعت چاپ دیجیتال در دهۀ ۸۰ ش از رونق افتادند و به تدریج به فراموشی سپرده شدند. با گذشت زمان، این نقاشیها به آثار تاریخی تبدیل شدهاند و نیازمند حفاظت و مرمت هستند. پژوهش حاضر با هدف شناخت مواد بهکاررفته در نقاشیهای سردر سینما انجام شده است. روش تحقیق به صورت توصیفی با استفاده از روشهای آزمایشگاهی شیمی کلاسیک، میکروسکوپهای دیجیتال و پلاریزان و طیفسنجی مادون قرمز انجام شده است. نتایج نشان میدهند که نقاشی شامل سه لایۀ تکیهگاه، بستر و رنگ است. تکیهگاه از الیاف پنبهای و نخی تشکیل شده است و در موارد مرمت، از ابریشم استفاده شده است. ترکیبات بستر شامل گچ، کلسیت و سفید سرب میباشد و رنگدانهها نیز شامل ترکیباتی مانند سفید سرب، کلسیت، آبی پروس و اکسید آهن سیاه هستند.
مهدی رازانی، میترا تقیزاده،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
نقاشیهای بوم پارچه تاریخی، با توجه به قدمت شان در معرض تخریبهای بسیاری قرار دارند. از جمله این تخریبها میتوان به آلودگیهای محیطی مانند رطوبت، نور، آلودگیهای جوی و آلودگیهای بیولوژیکی و وندالیسم اشاره کرد. نشست گازهای SO2 وSO3 موجود در هوا بر روی آثار نقاشی در جوار رطوبت، موجب اسیدی شدن کرباس میشود که علاوه بر سست شدن تکیهگاه نقاشی، موجب تضعیف اتصالات رنگ به لایه زیرین شده و در نهایت زوال اثر را به دنبال خواهد داشت؛ بنابراین اسیدزدایی کرباس نقاشی، اقدامی جدی و بسیار مؤثر در جلوگیری از نابودی اثر خواهد بود. روشهای سنتی اسیدزدایی که تا به امروز مورداستفاده قرار میگرفتند، متأسفانه اثرات سوئی نیز بر روی اثر باقی میگذاشت که شورهزدگی و سنگین شدن پارچه نقاشی، مواردی از آنهاست. با پیشرفت تکنولوژی و نانو فناوری، روشهای جدیدی جهت اسیدزدایی آثار تاریخی اعم از پارچه، چوب و کاغذ ارائه شده است. استفاده از نانو ذرات هیدروکسید کلسیم، امکان اسپری کردن مواد را در عملیات مرمت میسر میسازد. اندازه ریز نانو ذرات و عدم تراکم املاح در سطح اثر و بالا بودن عمق نفوذ ناشی از قابلیت جذب نانو ذرات توسط الیاف کرباس، باعث کارایی بالای نانو ذرات در مقایسه با ذرات درشت میشود. در این مقاله ابتدا استفاده از نانو ذرات هیدروکسید کلسیم در اسیدزدایی کرباس نقاشی بوم پارچه مورد بررسی قرار گرفته، سپس به روشها و نحوه تولید نانوذره هیدروکسید کلسیم، پایداری و طول عمر آن پرداخته شده است.
نرگس افضلیپور، شهرزاد امینشیرازینژاد،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
معدن چهرآباد زنجان از معدود معادن نمک باستانی دنیا و تنها معدن نمک شناسایی شده در ایران است که شواهدی از استخراج نمک در یک محدوده زمانی طولانی از حدود 500 ق.م تا عصر معاصر را داراست. بر اساس پژوهشهای میدانی انجام شده تاکنون در محدوده کاوش شده این معدن، فعالیتهای معدنکاری مربوط به دوره هخامنشی، ساسانی، دوره اسلامی میانی و متأخر اسلام به اثبات رسیده است. آنچه در این طرح انجام شده، حاصل یک سال تلاش گروهی متخصصین طی سالهای 1398 و 1399. ش و به منظور حفاظت، نگهداری و مرمت مجموعهای ارزشمند، مکشوفه از معدن چهرآباد زنجان است. کیسه چرمی، دستکش خز- چرمی، پوستین (قبا)، کفش چرمی از اشیاء شاخص این مجموعه، بودند. پیرو تصمیمات مدیران کاوش معدن تاریخی، برخی از اشیاء مکشوفه جهت آمادهسازی و ارائه در نمایشگاهی مشترک بین موزه ملی ایران و موزه معدنکاری بوخوم با عنوان «مرگ در معدن نمک، روایت باستانشناسانه از سرزمین پارس» انتخاب شدند. به منظور ارائه آثار مختلف در این نمایشگاه، ضروری بود تا مطالعه و حفاظت با هدف بررسی شرایط آثار، اقدامات حفاظتی ضروری و انجام عملیات آمادهسازی جهت نمایش ایمن آثار در نمایشگاه صورت گیرد. تعداد 33 شیء چرمی، 23 شیء چوبی، 7 عدد طناب بافته شده از الیاف گیاهی و 4 عدد از بقایای حیوانی موردمطالعه و حفاظت و مرمت قرار گرفت. روند کار شامل بررسی و مستندسازی، آزمایشهای شیمی تر، بررسی سطوح با میکروسکوپ دیجیتال، آزمایشهای بیولوژی، پاکسازی، نرم کردن، قطعهیابی، تثبیت و وصالی، بازسازی رنگی، استحکامبخشی، مرحله برداشتن برچسب و شمارهگذاری مجدد و بستهبندی بوده است. با توجه به ماهیت مجموعه انتخابی، هدف از کار روی آنها، هویتبخشی و کشف حالت نهایی و معرفی بهعنوان شیء موزهایی بوده است تا آثاری که پیشتر فقط ارزش مطالعاتی داشتند با تشخیص کاربری بهعنوان اشیاء موزهایی منحصر به فرد، حفاظت و به نمایش در آید. کم تعداد بودن آثار آلی در بین یافتههای کاوشهای باستانشناسی ایران، اهمیت حفظ و نگهداری صحیح و اصولی این اشیاء بینظیر را صد چندان میکند.
شیبا خدیر،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
سکههای تاریخی به عنوان یکی از مهمترین اسناد مادی تمدنهای گذشته نه تنها ارزش مالی دارند بلکه شواهد زندهای از تاریخ فرهنگ هنر و اقتصاد دوران مختلف هستند. در ایران با پیشینهای غنی و تمدنی که به بیش از ۲۵۰۰ سال میزند سکهها نقش مهمی در بازشناسی هویت ملی و فرهنگی ایفا میکنند با این حال حفاظت و مرمت این گنجینههای تاریخی به ویژه در مجموعههای خصوصی کشور با چالشهای متعددی روبرو است. این یادداشت به بررسی این چالشها و راهکارهای ممکن برای حفظ این میراث ارزشمند میپردازد.
سارا صدقی، نیما ولیبیگی، وحید پورزرقان،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
شهرستان سیستان یکی از مراکز جمعیتی جنوب شرق ایران است. این شهرستان در نزدیکی مرز افغانستان و ایران قرار دارد و از دوره سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان دارای آثاری است که تاکنون مورد توجه باستانشناسان بسیاری قرار گرفته است. کوه خواجه تنها عارضه طبیعی این دشت پهناور است که دارای مجموعه آثاری از پیش از تاریخ تا اسلامی است. مدارک تاریخی نشان میدهد که در دوره اشکانیان بنای یک کاخ با کاربری آیینی و مذهبی در دامنه کوه خواجه تأسیس و این ناحیه از سیستان را به یکی از مکانهای عبادی زردشتیان تبدیل کرده است. بنای این کاخ که تا حدود 1500 میلادی قلعهرستم نام داشته است، با نامهای کاخ رستم، کاخ گندافره، کاخ گاسپار، کاخ سهمغ و قلعه سهمجوس و اخیراً قلعه کافرون و «کهن دژ» نیز نامیده شده است. بهدلیل پیچیدگی لایههای مختلف تاریخی و کمبود مطالعات پژوهشی در این زمینه هنوز بخشهای زیادی از بنا، بهطور ناشناخته باقیمانده است. مسئله اصلی این نوشتار بررسی اثر با تکیه بر اسناد باستانشناسی، مطالعات میدانی و شواهد موجود است. این بررسی برای بازیابی ساختارهای کالبدی بنا که دچار تخریب و تغییر است، انجام شده و ضرورت آن با توجه به پژوهشهای اندکی که در این بنا صورت گرفته است مشخص میشود. بر این اساس پرسشهایی پیرامون، کاربری فضاهای بنا و کالبد بنا در قسمتهای تخریب شده مطرح میشود. این پژوهش به روش توصیفی- تاریخی و میدانی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد بنای کاخ دارای الحاقاتی است که متعلق به زمان بعد از ساخت اولیه بنا است و همین امر باعث از بین رفتن فرم و کالبد اصلی بنا، برهم خوردن نظام صحیح حرکت و پنهان شدن تزئینات معماری ساسانی شده است.
حسن خسروی خافتری، حسین احمدی، محمدحسن طالبیان،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
برنامه مدیریت حفاظت محوطههای تاریخی به دلیل گستردگی و پیچیدگی مسائل یک محوطه تاریخی امری بسیار پیچیده است. برخی منشورهای بینالمللی مانند منشور بورا، مدلهای برنامهریزی مارتا دماس، برنارد فیلدن، میشل سالویان، مایکل پیرسون و یوکا یوکهلتو در این خصوص دستورالعملهایی ارائه کردهاند. مدلهای استاندارد و عمومیتر دیگری نیز جهت برنامهریزی یک مجموعه وجود دارد که مهمترین آنها استفاده از شیوه استراتژیک و جدول SWOT است. در این پژوهش این سوالات اساسی مطرح است که: برنامهریزی مدیریت حفاظت محوطههای تاریخی چه اهمیتی دارد و شیوه مناسب جهت تدوین آن چیست؟ این پژوهش از لحاظ هدف یک پژوهش توسعهای و عملی بهحساب میید. روش حل مسئله به شکل «فرضیهای ـ قیاسی» در انجام این پژوهش مدنظر است. چارچوب نظری پژوهش بر اساس سه دسته مختلف اطلاعات شامل: منشورهای بینالمللی، تجربههای جهانی و مدلهای استاندارد برنامهریزی است. در ادامه اطلاعاتی در زمینه محوطه موردمطالعه (شهرمحوطه باستانی استخر)، ارائهشده است و درنهایت با استفاده از مدل تحلیلی (SWOT) سیاستگذاریهای اصلی جهت برنامهریزی حفاظت محوطه از قبیل تعیین حرایم و معرفی عمومی و ارتباط با جامعه به عنوان اصلیترین نیازهای محوطه معرفی گردیده است. هدف اصلی این مقاله معرفی برنامهریزی مدیریت محوطههای تاریخی بهعنوان یک ابزار مدیریتی و یک تخصص کلیدی در حوزه حفاظت میراث فرهنگی است.
هانی زارعی، زهرا ظهرابی، زینب ظهرابی،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
پل تاریخی دزفول، یکی از آثار برجسته دوره ساسانی در این شهر، با داشتن پایههای سنگی از ویژگیهای کالبدی منحصر به فردی برخوردار است. این تحقیق به بررسی شیوههای مرمت و بازسازی دهانههای پل تاریخی دزفول با تأکید بر حفظ اصالت کالبدی در طول زمان پرداخته است. روش پژوهش تاریخی– تفسیری است و روش جمعآوری اطلاعات کتابخانهای و میدانی است. نتایج پژوهش نشان میدهد که شیوههای مرمت و بازسازی در طول تاریخ، تنوع زیادی داشته است. مهمترین پرسش پژوهش عبارت است از اینکه: تنوع شیوههای مرمت پایههای پل تاریخی دزفول چیست و چگونه در طول زمان بر اصالت کالبدی و ارزش تاریخی پل تاریخی دزفول تأثیر گذاشته است؟ از جمله این شیوهها میتوان به استفاده از اندودهای سیمانی ساده، طرح آجری، اندودهای گچی و آهکی با طرح آجر و ترکیب مصالح سنگی و آجری اشاره کرد. همچنین، نوع سنگهای استفاده شده در بازسازی پل شامل تفاوتهایی در منظر، بافت، ابعاد و شیوه چیدمان بوده است. این تنوع در شیوههای بازسازی، منجر به ایجاد نمایی نامناسب در ساختار پل شده و اثرات منفی بر اصالت و ارزش تاریخی آن دارد. پژوهش نشان میدهد که عدم وجود یک شیوه واحد در مرمت و بازسازی این اثر تاریخی، میتواند از اهمیت و اصالت آن بهعنوان یک نماد شاخص از دوره ساسانی بکاهد و نیاز به توجه بیشتر به هماهنگی در شیوههای مرمتی و حفظ ویژگیهای اصیل این بنا دارد.