جستجو در مقالات منتشر شده



حمید فدایی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

اگرچه مستندسازی در حوزه میراث فرهنگی، نقشی محوری در حفاظت، مدیریت و انتقال دانش مرتبط با آثار ملموس و ناملموس بر عهده دارد، با این وجود چنین فرایندی به‌عنوان ابزاری کلیدی برای شناسایی، ارزیابی و ثبت ویژگی‌ها و ارزش‌های مختلف فرهنگی و تاریخی، کمتر در اسناد مختلف بین‌المللی (همچون منشورها، کنوانسیون‌ها، آیین‌نامه‌ها و توصیه‌نامه‌ها) مورد واکاوی قرار گرفته است. عدم ثبت و مستندسازی نظام‌مند میراث فرهنگی و از بین رفتن داده‌ها نه تنها منجر به خسارت‌های جبران‌ناپذیر به دانش میراث فرهنگی می‌شود، بلکه فرایندهای حفاظت، بازسازی و آموزش را نیز با دشواری مواجه می‌سازد؛ بنابراین این مقاله تلاش می‌کند جایگاه مستندسازی میراث فرهنگی را در اسناد یادشده تبیین نموده و ابزار و روش‌های آن را بررسی نماید. اگرچه بهره‌برداری از این چارچوب‌ها در سطح ملی و محلی اغلب با چالش‌هایی از جمله نبود استانداردهای اجرایی بومی‌سازی شده، کمبود تخصص در بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته و ناکافی بودن منابع مالی و آموزشی مواجه است. در روش‌شناسی، این مقاله بر تحلیل نظام‌مند اسناد بین‌المللی مرتبط با میراث فرهنگی استوار است. لذا ضمن بهره‌گیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی، جایگاه و تأکید مستندسازی در این اسناد و روش‌ها و ابزار آن بررسی گردید. برای افزایش دقت، تطبیق میان مفاهیم کلیدی و چارچوب‌های نظری مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی انجام شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد به‌طور کلی، اسناد بین‌المللی بر اهمیت و ضرورت مستندسازی به‌عنوان یک رکن اساسی برای حفظ و مدیریت صحیح میراث فرهنگی تأکید دارند. این کار شفافیت در اقدامات مرمتی را افزایش داده و همکاری‌های بین‌المللی را تسهیل می‌کند، به‌ویژه در مواقعی که آثار فرهنگی به‌خاطر عوامل طبیعی و انسانی تهدید می‌شوند. برخی از این اسناد مستندسازی را به‌عنوان بخشی از آموزش و پژوهش در حوزه میراث فرهنگی مورد تأکید قرار داده و آن را راهی برای انتقال دانش و تجارب به نسل‌های آینده می‌دانند. این فرآیند با ارائه اطلاعات کامل و دقیق، نقش مهمی در حفاظت از اصالت، ارزش‌ها و ماندگاری آثار فرهنگی در سطح جهانی ایفا می‌کند و به تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های مرتبط با میراث فرهنگی یاری می‌رساند.

محمدرضا علیخواه، آنیسا شیری، شهرزاد امین‌شیرازی‌نژاد، محمدحسین برومند،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

مرد نمکی شماره یک در سال 1372 به‌صورت تصادفی در معدن چهرآباد زنجان کشف گردید. این مومیایی طبیعی هم‌اکنون در موزه ملی نگهداری می‌شود. مستندنگاری قبل و بعد پاک‌سازی مردان نمکی ایران با تلفیق روش‌های مختلف عکاسی و پردازش به‌وسیله نرم‌افزارهای تخصصی انباشت تصویر صورت گرفت. این مقاله به مستندنگاری پایش‌محور مرد نمکی شماره 1 موجود در موزه ملی ایران می‌پردازد. این پروژه با تلفیق روش انباشت تصویر و پانوراما انجام شد. خروجی نهایی این پروژه تصاویر High res   از 5 زاویه مختلف با عمق میدان وضوح کامل از قبل و بعد از پاک‌سازی بود. بزرگ‌ترین تصویر پروژه مربوطه دارای تراکم پیکسل 649.4 مگا پیکسل مربوط به نمای روبه‌روی این اثر است. این پروژه چالش‌های پیش‌روی خود را داشت. وجود موی سر و صورت مرد نمکی شماره 1، در تطبیق عکس‌ها مشکل ایجاد می‌کرد. همچنین وجود گوشواره طلا که به روش ماکروگرافی مستند نگاری شد، چالش دیگر این پروژه بود. هدف این پروژه ثبت تصاویر پایش محور با بالاترین جزئیات ممکن قبل و بعد از پاک‌سازی بود؛ بنابراین کلیه مراحل در مستند نگاری قبل از پاک‌سازی با دقت ترسیم و یادداشت‌برداری و مجدداً بعد از پاک‌سازی تکرار شد. یادداشت‌برداری از شرایط حین عکاسی و حساسیت در مطابقت رنگ و نور و بافت در قبل و بعد از پاک‌سازی، مسیری برای پایش علمی این اثر در آینده ایجاد کرد. در نتیجه با اندکی برنامه­ریزی به‌راحتی می‌توان یک مستند نگاری ساده و فاقد ارزش پایش را به مستند نگاری پایش‌محور تبدیل کرد.

علیرضا امیری باغبادرانی، لیلی نعمانی خیاوی، مهدی رازانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

نقش برجسته‌ها و کتیبهها از مهم‌ترین مستندات تاریخی هستند که به شکلی حامل روایات متنوعی اعم از جنگ، پیروزی، فتح، وقوع رویدادی خاص و یا یادواره می‌باشند که به‌طور بی‌واسطه و شفاف، نمایانگر برهه خاصی از تاریخ هستند. در طول زمان بشر با دانستن خاصیت مقاومت و شکل‌پذیری سنگ، گزارش وقایع را به شیوه‌های متنوعی، بر روی این ماده ارزشمند ثبت کرده است. این فرایند به‌طور ابتدایی با ترسیم نقوش ابتدایی در صخره‌های طبیعی آغاز شده و سپس با هدف ثبت وقایع زمان به‌صورت حجاری ادامه یافته است. در ابتدا به‌صورت صخرهکند در طبیعت بکر و با خطوطی مانند میخی انجام ‌شده و سپس با پیشرفت مهارت و ابزار، با جزئیات و هنرنمایی بیشتر، در قالب کتیبهها یا نقوش‌کنده تزئیناتی در آمده است. مقاله حاضر شامل استنساخ جدیدی از سنگ کتیبه سردر مجموعه مسجد و مدرسه حسن پادشاه واقع در بخش مرکزی شهر تبریز، استان آذربایجان شرقی در میدان صاحب‌الامر و زیر‌مجموعه بازار جهانی سرپوشیده است که بر بدنه سنگی مربوط به اواخر سدهی هشت ه.ق نقر شده است. بر روی این کتیبه نقوشی با خط ثلث کنده‌کاری‌ شده و به سبب عوامل گوناگونی دچار آسیب‌‌هایی شده است. مهم‌ترین سؤالات این پژوهش عبارت است از: متن و نوشته‌های کتیبه سردر مجموعه حسن پادشاه تبریز چیست و راوی چه اطلاعاتی است؟ این کتیبه چه تغییراتی را از سر گذرانده است؟ استنساخ این کتیبه با هدف دریافت بیشترین اطلاعات از آن چگونه انجام میشود؟ برای دستیابی به پاسخ این سؤالات، علاوه بر مطالعات تاریخی و باستان‌شناسی، بررسی‌های میدانی، روشهای نوین مستندسازی شامل فتوگرامتری و طراحی دیجیتال انجام ‌شد. پس از انجام مراحل ذکر شده و خوانش متن کتیبه، روند تغییرات صورت گرفته در طول زمان بررسی و مطالعه شد.

مریم شیروانی، سارا زارعیان جهرمی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

بناهای تاریخی ساخته شده در ایران دارای ویژگی‌های گوناگونی بوده و از آرایه‌های مختلف در تزئینات این بناها استفاده شده است. یکی از بهترین نمونه این تزئینات سقف‌های چوبی است که در بناهای تاریخی به‌خصوص در دوره قاجار در شیراز مورد استفاده قرار گرفته است و دچار آسیب‌های مختلفی شده‌اند. هدف از انجام این پژوهش آسیب‌نگاری دقیق تغییرات اعمال شده در سقف‌های چوبی موسوم به مرجوئک در خانه کازرونیان شیراز است که با نقاشی تزیین شده‌اند. سؤال اصلی مطرح شده این است که بهترین شیوه مستندسازی در آسیب‌نگاری این دسته از آثار کدام است و آیا فتوگرامتری برد کوتاه می‌تواند در این زمینه مؤثر باشد. روش تحقیق به‌صورت کاربردی تجربی است که با استفاده از تحقیقات پیمایشی و میدانی مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج حاصل شده بیان می‌دارد که استفاده از روش فتوگرامتری یک روش بی‌خطر بوده که در آسیب‌نگاری بسیار مؤثر است و می‌تواند میزان تغییرات ایجاد شده در ساختار اصلی چوب را به نمایش بگذارد. در این روش میزان خمیدگی و تغییر حالت تیرهای چوبی سقف خانه کازرونیان ارزیابی و آنالیز گردید و در ادامه آن بهترین روش جهت استحکام‌بخشی و بازگرداندن به حالت اولیه اثر انتخاب و مورد استفاده قرار گرفت.

علی شهابی‌نژاد، مهدیه جعفری،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

مستندسازی ابنیه تاریخی یکی از فرایندهای بسیار مهم و کاربردی در امر مطالعه، حفاظت و مرمت ابنیه تاریخی است. از گذشته تاکنون روش‌های مختلفی برای مستندسازی بناهای تاریخی به کار گرفته شده است. یکی از این روش‌های رایج، برداشت نقشه‌های معماری یا رولوه بنای تاریخی است. رولوه، با استفاده از روش‌های سنتی و دستی تا روش‌های مدرن و دیجیتال اجرا می شود و فهم ما از الگوی معماری بنا را ارتقا می‌دهد، اما نمی‌تواند گویای بسیاری از اطلاعات، از جمله تنوع رنگی، جنس و بافت مصالح، نور و اشیاء درون فضا باشد. از این رو در کنار این روش، تمایل به استفاده از دیگر روش‌هایی که می‌تواند اطلاعات کاملتری از بنا را ثبت کند افزایش یافته است. در این نوشتار تصویرسازی متریک ابنیه تاریخی به عنوان یکی از این روش ها معرفی شده است. منظور از تصویرسازی متریک، تصویرسازی از بنای تاریخی مبتنی بر نقشه‌های فنی و برداشت دقیق از بنا است. نمونه‌ای از این تصویرسازی که به صورت نما برش در موزه آب یزد انجام شده است به عنوان مطالعه کاربردی موردی ارائه شده است.

محمدرضا رکنی، حمید فدایی، مرجان کِفیرگیر،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

تخت‌جمشید به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین محوطه‌های باستان‌شناختی ایران، نماد عظمت فرهنگی و هنری دوره هخامنشی است. هنر حجاری و آرایه‌های معماری این دوره با بهره‌گیری از تجربیات و دانش فرهنگ‌های گوناگون، شیوه‌ای نوین و هنرمندانه را خلق کرده است که در نقوش برجسته سنگی تخت‌جمشید نمود یافته‌اند. این نقوش به دلیل ظرافت و دقت اجرا، توجه پژوهشگران بسیاری را به خود جلب کرده و پرسش‌هایی در خصوص ارزش‌های هنری و روش‌های اجرایی آن‌ها مطرح ساخته‌است. این پژوهش با هدف تحلیل فنون اجرایی نقوش برجسته تخت‌جمشید، به مستندسازی نمونه‌هایی از این نقوش در پلکان شرقی کاخ آپادانا و پلکان شمالی کاخ شورا پرداخته است. برای مستندسازی و تهیه مدل‌های سه‌بعدی نقوش برجسته، از روش‌های پیشرفته فتوگرامتری، با تأکید ویژه بر فناوری فتو‌اسکن، استفاده شد و تصاویر به‌وسیله نرم‌افزارهای تخصصی Agisoft، 3D Zephyr و Reality Capture پردازش گردید. نتایج این پژوهش بخشی از فرایند خلق این آثار هنری را آشکار می‌کند که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. همچنین، کارایی روش مستندسازی مبتنی بر فتوگرامتری در استخراج داده‌های دقیق فنی و هنری مورد تأیید قرار گرفت. این روش نه‌تنها امکان تحلیل دقیق‌تر جزئیات نقوش برجسته و تناسبات هندسی آن‌ها را فراهم می‌سازد، بلکه به درک عمیق‌تری از ارزش‌های هنری این آثار و جایگاه آن‌ها در تاریخ هنر کمک می‌کند. این رویکرد می‌تواند الگویی ارزشمند برای پژوهش‌های آینده در زمینه مستندسازی و استحصال داده‌های فنی و هنری نقوش برجسته تاریخی باشد.

پویا طالب‌نیا، الهام قادریان،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

مستندسازی بافت‌های روستایی به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در برنامه‌ریزی و مدیریت، نیازمند رعایت مراحل منظم و هدفمند است. این فرآیند مستلزم بهره‌گیری از علوم مختلف و روش‌های چندگانه است که در هر مرحله از مستندسازی باید به کار گرفته شوند. هدف از پژوهش حاضر معرفی تجربیات مستندسازی بافت‌های روستایی شاخص منظر فرهنگی هورامان است. مراحل مستندسازی این بافت‌ها شامل نقشه‌برداری سه‌بعدی به شیوه فتوگرامتری، استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و ایجاد بانک اطلاعات ابنیه است. در نهایت، برداشت‌های دقیق و جزئی از عناصر مختلف بافت مانند معابر، پلان بناهای شاخص، جزئیات معماری و بازشوها انجام شده است. پژوهش حاضر علاوه بر معرفی شیوه‌های نوین و کاربردی مستندسازی بافت‌های روستایی منظر فرهنگی هورامان، به بررسی مزایا و قابلیت‌های ویژه هر یک از این مراحل و روند مرحله‌بندی این روش ترکیبی می‌پردازد. تهیه اطلاعات دقیق کمی و کیفی از مراحل مختلف مستندسازی این بافت‌ها حائز اهمیت ویژه‌ای است. مستندسازی و برداشت بافت‌های روستاهای پلکانی با شرایط خاص و دشوار، نیازمند دقت بالا به‌منظور کاهش خطاهای سیستماتیک است. این شیوه مستندسازی و مراحل مجزای آن باهدف ثبت جهانی منظر فرهنگی هورامان انجام شده است. در پایان این مراحل مجزا، اطلاعات تولیدشده به هم پیوسته و در قالب یک مستندسازی کامل معرفی می‌گردد. این داده‌ها که برای 20 بافت روستایی در منطقه هورامان جمع‌آوری شده‌اند، طی سال‌های آینده در پژوهش‌های علمی و اجرایی کاربرد خواهند داشت و می‌توانند به حفاظت، پایش، معرفی و توسعه پایدار این روستاها کمک کنند. در نهایت، معرفی تجارب و دستورالعمل مراحل مستندسازی و شیوه ترکیبی آن در این پژوهش به‌عنوان الگویی برای سایر بافت‌های تاریخی روستایی و شهری می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.
 

 
امین‌اله کمالی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

محوطه ذوب فلز روی بهاباد، واقع در ۷۱ کیلومتری شمال بهاباد در استان یزد ایران با مساحت ۲۲۰ مترمربع و در کمربند فلز_زایی طبس-پشت‌بادام، یکی از مراکز متالورژی باستانی محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف شناسایی نوع فلز استخراج‌شده، بررسی فرآیندهای متالورژیکی و بازسازی فناوری‌های به‌کاررفته، از طریق تحلیل پتروگرافی و ژئوشیمیایی میخ‌های سفالی و سرباره‌های کوره انجام شده است. از محوطه، ۳۰ نمونه میخ سفالی و ۲۰ نمونه سرباره جمع‌آوری شد که از هر گروه، پنج نمونه برای مطالعات پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش(ICP-OES)   انتخاب شدند. نتایج پتروگرافی نشان داد که میخ‌های سفالی، ساخته‌شده از خاک رس پخته، دارای بافت پورفیری با حدود ۲۰ % کوارتز و مقادیر اندک کلسیت هستند، در حالی که سرباره‌ها حاوی فایالیت (FeSiO)، ملیلیت، پیروکسن و وستیت (FeO) بوده و شرایط احیایی و دمای بالای ذوب را تأیید می‌کنند. آنالیز شیمیایی، حضور میانگین ۱.۲۱ % ZnO در میخ‌ها را نشان داد که نقش آن‌ها را در جمع‌آوری بخارات روی به‌صورت توتیا (ZnO) پس از قرن‌ها تأیید می‌کند. سرباره‌ها با میانگین ۳.۷۴ % ZnO، بیانگر استخراج ناکامل روی هستند. غلظت پایین سرب (۶۶۹ ppm در میخ‌ها و ۳۱۵ ppm در سرباره‌ها) و گوگرد (۱۰۵۳ ppm در میخ‌ها و ۳۶۱ ppm در سرباره‌ها) استفاده از کانی‌های اکسیدی مانند اسمیتسونیت (ZnCO) یا همی‌مورفیت را به‌جای سولفیدهایی نظیر اسفالریت (ZnS) نشان می‌دهد که با کمربند فلز_زایی سرب-روی کانسارهای اکسیدی منطقه هم‌خوانی دارد. برای استحصال روی، از کوره‌های دوطبقه استفاده می‌شد که شامل طبقه زیرین برای حرارت دهی به سنگ معدن و طبقه بالایی با صفحه‌ای مشبک از جنس رس بود. روی این صفحه، میخ‌های سفالی (با طول ۱۰ تا ۲۰ سانتی‌متر و قطر ۲ تا ۴ سانتی‌متر) قرار می‌گرفتند و فرآیند تقطیر صعودی را تسهیل می‌کردند. این فناوری در مقایسه با روش تقطیر نزولی هند (با استفاده از اسفالریت و کوره‌های مربعی شکل) و روش تقطیر صعودی چین (با کندانسور و کوره‌های مستطیلی) متمایز است و نوآوری بومی ایران را با بهره‌گیری از زغال‌چوب به‌عنوان سوخت و میخ‌های سفالی به‌عنوان ابزار اصلی نشان می‌دهد. این پژوهش بر انطباق این فناوری با شرایط محلی و اهمیت آن در تاریخ متالورژی جهانی تأکید دارد.

آزاده متین‌مقدم، شهرزاد امین‌شیرازی‌نژاد، علی نظری،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

بهره‌گیری از عصاره گیاه اکالیپتوس به‌عنوان عامل بازدارنده و روش محافظتی برای آثار پشمین در برابر حشرات مهاجم ابداع شد. استفاده از این ماده به شیوه معرفیشده در این ابداع، ضمن اینکه مبتنی بر هدف این پژوهش برای منسوجات و بافته‌های تاریخی ایمن است، سازگاری حداکثری با محیط زیست و اکوسیستم داشته و برای انسان نیز خطری دربر ندارد. استفاده از این عصاره، هیچ تأثیر نامطلوبی (از قبیل تغییر خصوصیات فیزیکی، ظاهر و مقاومت الیاف) بر روی بافته‌های پشمی ندارد. پیش از این تحقیق، خواص ضد حشره‌ ترکیبات موجود در اکالیپتوس شناخته‌شده و از روغن آن به روش‌های مختلف برای کنترل آفات انباری و عصاره الکلی آن در کنترل حشرات انگلی در دام‌های مو بلند استفاده شده و به ثبت رسیده‌اند (CN 102065711 B، US 20120128648 A1، EP 2488036 A2، CN 103070195 A) . در این روش، عصاره اکالیپتوس در اتانول 96 % به روش سوکسله[i] استخراج‌شده و نوارهای کاغذی با pH خنثی به آن آغشته می‌شوند. برای ارزیابی تأثیر روش، نمونه‌ تیمار شده با نوارهای کاغذیِ آغشته به عصاره اکالیپتوس و نمونه شاهد، در انکوباتور با دمای 30- 25 درجه سانتی‌گراد و رطوبت نسبی 50% در چرخه‌ روزانه‌ی 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی به مدت 90 روز در معرض سوسک قالی (گونه‌ی Anthrenus Vrbasci) قرار داده شدند و رفتار بازدارندگی هر دو نمونه در برابر این حشره بررسی شد. در طول دوره ارزیابی، کاهش وزن نمونه‌ها به‌عنوان شاخص فعالیت مخرب حشره، در نظر گرفته شد. در نهایت، نتایج به دست آمده از بررسی تغییرات وزنی نمونه شاهد و نمونه تیمار شده، نشان داد که نمونه تیمار شده در مقایسه با نمونه شاهد، کاهش وزن کمتری داشته و این امر را می‌توان به عدم تغذیه حشره از نمونه تیمار شده نسبت داد. این مطلب تأییدی است بر اینکه که نمونه آغشته به عصاره الکلی اکالیپتوس نسبت به نمونه شاهد، از 99/58 % اثر بازدارندگی در برابر تخریب ناشی از حمله سوسک قالی برخوردار شده است. نکته دارای اهمیت در این ابداع این است که نوارهای حاوی عصاره اکالیپتوس به‌عنوان یک ضد حشره سازگار با محیط زیست، انسان و اثر تاریخی، می‌توانند در موارد گوناگونی چون بسته‌بندی بافته‌های پشمی روکش ویترین‌ها و جعبه‌های نگهداری از آثار، لایه‌های محافظ در بین آثار در مخازن و سایر شرایط آسیب زای مشابه به کار گرفته شوند؛ و هزینه تولید این نوارها نیز پایین بوده و نسبت به سایر روش‌ها از ایمنی و کارایی بالاتری برخوردار هستند.
 
[i] عصاره‌گیری با استفاده از دستگاه سوکسله یکی از روش‌های رایج در استخراج مواد مؤثر از مواد جامد است. در این روش با استفاده از بخار حلال مناسب، ترکیبات مؤثر از ماده جامد اصلی در مدت زمانی مشخص و یک محیط بسته و کنترل‌شده استخراج می‌شوند. این روش یکی از کارآمدترین شیوه‌ها برای جدا‌سازی و استخراج ترکیبات روغنی از گیاهان است.

سجاد کلانتری، علیرضا باغبانان،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

استفاده از روش میکرو حفاری علاوه بر برآورد پارامترهای مقاومتی مصالحی همچون بتن و سنگ، می‌تواند جهت بررسی کمی و کیفی مقاومت نسبی بناهای تاریخی و ارزیابی کیفی مصالح ساختمانی مختلف به‌صورت عمقی و برجا بکار گرفته شود. این روش می‌تواند به‌عنوان یک روش تقریباً کم تهاجم، غیر مخرب، سریع و مطمئن در حوزه مرمت و بازسازی بناهای تاریخی استفاده شود. در این روش با حفاری در ابعاد میلی‌متری از سطح بنا و اندازه‌گیری هم‌زمان پارامترهای مختلف حفاری همچون نیروی بار پشت مته، گشتاور، نرخ نفوذ و سرعت چرخش مته امکان بررسی وضعیت عمقی بناهای تاریخی از نظر میزان فرسایش و هوازدگی ناشی از عوامل متعدد آب و هوایی و محیطی فراهم می‌شود. همچنین بررسی کیفیت ترمیم قبل و بعد از ترمیم نیز وجود دارد. به رغم پژوهش‌های مختلف در این روش با عنوان مقاومت حفاری، در کشور ما هنوز استفاده نشده است. اکنون که ساخت این نوع تجهیزات با قابلیت بیشتر در کشور فراهم شده است. اندازه‌گیری هم‌زمان چند پارامتر حفاری و استفاده از داده‌های آن می‌تواند مزیت‌های نسبی بیشتری از جمله کنترل تأثیر سایش مته در این روش فراهم کند. از این رو ما با ساخت و توسعه دستگاهی با این قابلیت این امکان را فراهم کردیم. استفاده از این روش برای اندازه‌گیری مقاومت حفاری متأثر از سایش مته است که در این مقاله سعی می‌شود ضمن معرفی این روش، روشی جهت برآورد مقاومت حفاری قابل اعتماد و قابل مقایسه ارائه شود و اصول استفاده از این روش در این راستا مورد بررسی قرار گیرد.

فاطمه علیمیرزایی، پرستو نعیمی‌طرئی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

مطالعه سازوکار خوردگی برنز باستانی و از جمله آثار برنزی مکشوفه از منطقه پرنمک و مرطوب هرمز به دلیل خوردگی شدید از اهمیت خاص برخوردار است. بر این اساس در این مقاله یک خنجر مفرغی منسوب به حفاری‌های منطقه هرمز احتمالاً مربوط به هزاره اول قبل از میلاد، جهت مطالعه رفتار خوردگی متأثر از شرایط محیط مورد مطالعه قرار گرفته است. در این راستا برای ارزیابی باقی‌مانده مغزه فلزی از روش تصویربرداری اشعه X، به‌منظور ریخت‌شناسی سطح اثر از استرئو‌میکروسکوپ، برای شناسایی محصولات خوردگی آن از شیمی تر و روش‌های دستگاهی پراش‌سنج پرتوایکس (XRD) و برای مطالعه ریزساختار از میکروسکوپ نوری پلاریزان (PLM) استفاده شده است. تکمیل مطالعات میکروسکوپی به‌منظور مطالعه لایه‌های خوردگی و بررسی چگونگی توزیع عناصر با استفاده از میکروسکوپ الکترون روبشی مجهز به سیستم تجزیه عنصری (SEM-EDX) صورت گرفته است. نتایج به‌دست آمده نشان می‌دهد بخش اعظم خنجر به محصولات خوردگی اکسیدی مس، قلع و کلریدهای بازی آتاکامیت و پاراتاکامیت در یک ساختار سه لایه خوردگی نوع دوم تبدیل شده است. سازوکار خوردگی خنجر مورد نظر انحلال انتخابی مس، خارج شدن آن به لایه‌های خارجی و تغلیظ ترکیبات اکسیدی قلع در قسمت‌های مرکزی نمونه بوده که با نفوذ آنیون­های کلرید به لایه‌های خوردگی داخلی همراه شده است. پدیده مذکور باعث باقی ماندن طرح‌واره‌ای از دانه‌بندی و دوقلویی‌های حرارتی در لایه‌های خوردگی اکسیدی داخلی شده، ضمن اینکه ته‌نشست‌های دوره­ای ترکیبات اکسیدی مس و قلع به‌صورت ساختار لایه‌ای به تشکیل یک محلول کلوئیدی از نمک‌های مس و قلع در زیر خاک اشاره دارد.

طلحه قدوسیان، مهدی رازانی، امیرحسین مهدی‌خانی، آرش کشت‌کار، علی خواجه میرزایی، علیرضا منصوری، علی‌اکبر کیایی، حسین شیرازی، مصطفی ده‌پهلوان، عبدالبصیر حسین‌بر،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

میراث فرهنگی و هنری، به‌عنوان گواهی بر تاریخ و هویت بشری، با چالش‌های متعددی ناشی از زوال طبیعی، محدودیت دسترسی، پیچیدگی‌های مستندسازی و استخراج داده روبه‌رو است. فناوری‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، به‌عنوان ابزارهای تحول‌آفرین، راه‌حل‌های نوآورانه‌ای برای حفاظت، نگهداری، بازسازی و بازنمایی این میراث ارائه داده‌اند. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی جامع و نظام‌مند از کاربردهای AI و ML در حوزه میراث فرهنگی و هنر، پتانسیل‌ها، محدودیت‌ها و جهت‌گیری‌های آتی این رویکردها را بررسی می‌کند. مطالعات موردی برجسته شامل کاربردهای بینایی کامپیوتری در بازسازی تصاویر، پردازش زبان طبیعی برای رمزگشایی متون کهن، تحلیل داده‌های عددی و طیفی برای شناسایی پدیده‌ها و ماهیت مواد فرهنگی، توسعه دستیاران هوشمند و تولید محتوای خلاقانه می‌باشد. روش‌شناسی این مطالعه مبتنی بر مرور بیبلومتریک و ارزیابی الگوریتم‌های محاسباتی کلاسیک و پیشرفته ML است که نشان می‌دهد هوش مصنوعی نه‌تنها دقت و سرعت فرآیندهای حفاظتی را افزایش می‌دهد، بلکه تجربه‌های تعاملی و پایداری فرهنگی را از طریق بازآفرینی میراث ناملموس و تحلیل‌های مولکولی-ژنتیکی تقویت می‌کند. با وجود چالش‌هایی همچون کیفیت ناکافی داده‌ها، مسائل اخلاقی مرتبط با اصالت و هزینه‌های بالای زیرساخت، پذیرش گسترده این فناوری‌ها محدود شده است. این مقاله فناوری‌های نوظهوری مانند مهندسی پرامپت، دستیاران هوشمند، NFT و متاورس، هوش مصنوعی کوانتومی، حفاظت پیش‌بینانه مبتنی بر اینترنت اشیا و چاپ سه‌بعدی هوشمند را به‌عنوان جهت‌گیری‌های آتی برجسته می‌کند که نویدبخش تحولات چشمگیر در عصر دیجیتال هستند. در نهایت، این مطالعه بر لزوم همکاری‌های بین‌رشته‌ای و توسعه استانداردهای اخلاقی برای بهره‌برداری مسئولانه از هوش مصنوعی در حوزه میراث فرهنگی تأکید می‌کند و راهنمایی ارزشمند برای پژوهشگران و سیاست‌گذاران در این زمینه ارائه می‌دهد.

رامین محمدی سفیدخانی، مصطفی ده‌پهلوان،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

حفاظت در کاوش‌های باستان‌شناسی، روش‌هایی مبتنی بر خلاقیت و سرعت عمل در راستای حداقل مداخله و حفظ حداکثری یافته‌ها تا زمان انتقال به کارگاه‌ها و آزمایشگاهای مجهز و تخصصی است. با توجه به اینکه اولین برخورد تخصصی بعد از کشف یافته‌ها در حوزه حفاظت و مرمت قرار می‌گیرد و تمامی اقدامات آن از جمله نمونه‌برداری‌های جامع و علمی، ضامن حفظ داده‌های نهان و آشکار یافته‌هاست، باید به گسترش روش و عمل در این حوزه توجه نمود. کمبود گزارش اقدامات عملی حفاظت در کاوش‌های باستان‌شناسی و گاها نبود متخصص در  محوطه‌ها یا اقدامات تخصصی مقبول، ضرورت توجه به این حوزه را محسوس می‌نماید. این مقاله با توجه به رویکردهای عملی حفاظت در کاوش‌های باستان‌شناسی، تلاشی برای گزارش اقدامات حفاظت و مرمت ترانشه ۱۲ گورستان قره‌تپه سگزآباد در دشت قزوین است و نحوه بلوکه‌برداری گور، باندپیچی سفالینه‌ها، استحکام‌بخشی و تثبیت آثار سفالی، فلزی و استخوان و برداشت آن‌ها را ارائه می‌نماید.

مهدی رازانی، محمدعلی حدادیان، جلیل اسمعیل‌نژاد تیمورآبادی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

طراحی پایه تعادل‌بخش برای اشیاء و به­خصوص اشیاء نامتعادل در ویترین موزه‌ها اهمیت بسیاری دارد. این پایه‌ها می‌توانند به‌عنوان بسترهایی که به نمایش آثار هنری و اشیاء ارزشمند تاریخی و فرهنگی کمک می‌کنند، عمل نمایند. هدف این مقاله طراحی و اجرای یک نمونه پایه برای کمک به ایستایی ظرفی است که از نظر ساختار فیزیکی تعادل مناسبی ندارد، از این‌رو نمی‌تواند به شیوه‌ای مناسب و امن به‌گونه‌ای که آسیبی برای آن نداشته باشد، در ویترین موزه‌ای به نمایش گذاشته شود. در این راستا، یک نمونه ظرف سفالی مربوط به کاوش­‌های علمی دالما‌تپه که به‌لحاظ ساختاری، ایستایی و تعادل لازم را نداشت، برای اجرای هدف این مطالعه، به‌عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شد. در این فرایند، پس از سه‌­بعدی‌سازی شئ، پایه متناسب و نگه‌دارنده‌ای که بتواند تعادل و ایستایی لازم برای آن را ایجاد کند، طراحی و ساخته شد. نکته حایز اهمیت دیگر در این مقاله که پس از بررسی پیشینه موضوع در ارتباط با فناوری­‌های نوین مورد توجه قرار گرفته، بررسی و معرفی معیارها و ویژگی‌هایی است که برای اینکه این پایه‌ها برای اشیاء مختلف کارایی داشته باشند، بایستی در فرایند طراحی و تولیدشان مورد توجه قرار گیرند. از جمله مهم‌ترین آن‌ها به ترتیب عبارت‌اند از: استفاده از مواد کم‌خطر برای ساخت این پایه‌ها، تماس نداشتن پایه با اثر به‌گونه‌ای که موجب آسیب به آن نشود، توجه به ارزش‌های زیباشناختی اثر از لحاظ هماهنگی رنگی و شکل پایه متناسب با ویژگی‌های ظاهری و کاربرد اثر و در نهایت مقاومت کافی برای حفظ وزن و تعادل اثر.

سحر احمد‌خان‌بیگی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

سنگ­های ازاره­ی ایوان جنوب شرقی گنبد سلطانیه در زنجان به دلیل شرایط قرارگیری در پایین بنا و عواملی نظیر حضور نمک­‌های مخرب، رطوبت صعودی، بندکشی با ملاط نادرست دچار آسیب‌هایی از قبیل پوسته‌ شدن، تغییر ظاهر بصری، افزایش تخلخل سطحی و از دست رفتن دوام و فرسایش شده‌‌ است. در مقاله حاضر با اهداف شناسایی ماهیت نمک­‌های موجود و شناسایی مکانیسم تخریب نمک در سنگ­‌های ازاره جنوب شرقی بنای گنبد سلطانیه به مواردی از قبیل، ساختارشناسی، آسیب­‌شناسی و گزارش راهکار درمانی و پیشنهاد حفاظتِ پایدار پرداخته شده است. از این‌رو جهت شناخت علمی از فرآیند فوق، مطالعات ساختارشناسی شامل آنالیز XRD، پتروگرافی، SEM-EDS به‌­صورت شناسایی نوع سنگ با استفاده از روش­‌های شناسایی میکروسکوپی و آنالیز شیمیایی سنگ‌­ها، شناسایی ماهیت نمک­‌های موجود در سنگ‌ها با استفاده از روش­‌های شیمیایی و القا نمک به نمونه سنگ­‌های آزمایشی تحت شرایط شبیه‌­سازی شده (شرایط مرطوب و خشک) در آزمایشگاه به منظور تعیین میزان مقاومت سنگ‌ها در برابر نمک انجام گردید. در همین راستا نتایج آزمایش‌های ساختارشناسی سنگ و تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی حاکی از آن است که سنگ به­‌کار رفته در ازاره­ی گنبد سلطانیه از نوع سنگ آذرآواری توف است که ساختاری بسیار متخلخل دارد. علاوه بر آن، نتایج آزمون­‌های فیزیکی شامل تخلخل­‌سنجی، جذب آب و تعیین مقاومت در برابر حمله­‌ی نمک­‌ها نشان از واکنش ضعیف سنگ در برابر رطوبت و چرخه‌­های انحلال و باز تبلور نمک­‌ها دارد. چرخه­‌های تر و خشک شدن و تبلور نمک­‌های محلول که شامل نمک­‌های نیترات سدیم (NaNO3)، هالیت (NaCl) نیتر، پتاسیم نیترات، (KNO3)، هگزاهیدرات (MgSO4,6H2O) در میزان زیاد و کوارتز (SiO2) در میزان کم عوامل اصلی هوازدگی فیزیکی در سنگ­‌های توف بنا هستند. منافذ موجود در سنگ­‌ها نقش قابل توجهی را در جذب و انتقال یون­‌های نمک دارد که موجب آسیب تبلور نمک­‌ها­ با توجه به رطوبت است که باعث اعمال فشار مکانیکی در سنگ­‌های توف می‌­شود. از این رو در بخش اقدامات عملی هم در آزمایشگاه و هم سایت اصلی با توجه به ل %بزرگنمایی  زدودن چرکی­‌ها و نمک­‌های سطحی موجود، روش­‌های مبتنی بر پاک‌سازی کاهش نمک می‌باید همراه با کنترل محیطی صورت بگیرد تا از این طریق نمک­‌های باقی­مانده فرصتی برای انحلال و بازتبلور پیدا نکنند و در نهایت از تخریب هر چه بیشتر سنگ‌­ها جلوگیری به عمل آید.

امین‌اله کمالی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

استان یزد به دلیل داشتن منابع معدنی متنوع و سابقه طولانی فعالیت‌های متالورژیکی از دوران پیش‌تاریخ تا معاصر، یکی از مراکز اصلی فلزکاری کهن در فلات مرکزی ایران محسوب می‌شود. محوطه ذوب فلز دهانه لشکر واقع در نزدیکی روستای رباط پشت‌بادام در جریان مطالعات زمین‌شناسی منطقه شناسایی شد و برای نخستین بار مورد مطالعه قرار گرفت. از این محوطه با مساحت ۱۴۰ مترمربع، ۱۰ نمونه سرباره جمع‌آوری شد که ۴ نمونه تحت مطالعات پتروگرافی و ۴ نمونه تحت آنالیزهای شیمیایی به روش ICP-OES قرار گرفتند. نمونه‌های مورد بررسی ویژگی‌های ماکروسکوپی مشخصی شامل رنگ سبز تیره تا سیاه، مورفولوژی نامنظم، بافت متخلخل تا متراکم و ابعاد ۲-۷ سانتی‌متر داشتند. مطالعات پتروگرافی نشان داد که سرباره‌ها عمدتاً از کانی‌های فایالیت (FeSiO)، پیروکسن و فازهای شیشه‌ای تشکیل شده‌اند و دارای بافت‌های اسپینی‌فکس و پورفیری هستند که حاکی از نرخ سرمایش سریع و تبلور ناقص مذاب است. همچنین بررسی مقاطع صیقلی حضور فازهای سولفیدی مس شامل بورنیت (CuFeS)، کوولیت (CuS) و مس نیتیو (Cu) را در این سرباره‌ها نشان می‌دهد. نتایج آنالیزهای شیمیایی نشان داد که میانگین غلظت مس 96/1درصد وزنی و روی 88/0 درصد وزنی است که بیانگر استفاده از کانسارهای پلی‌متال Cu-Pb-Zn به‌عنوان مواد خام اولیه می‌باشد. میانگین اکسید کلسیم (CaO) ۲۴ درصد، نشان‌دهنده استفاده از سنگ‌های کربناته (احتمالاً آهک و دولومیت) به‌عنوان فلاکس برای تنظیم ویسکوزیته و کاهش دمای ذوب است. ترکیب شیمیایی سرباره‌ها دمای ذوب متوسط ۱۱۰۰-۱۲۰۰ درجه سانتی‌گراد را نشان می‌دهد که با استفاده از فلاکس‌های سیلیسی و کربناته برای بهبود جداسازی فلز سازگار است. مطالعه حاضر بر اساس نتایج مطالعات پتروگرافی و شیمیایی سرباره‌ها، شواهدی از چرخه صنعت فلزکاری کهن در این محوطه ارائه می‌دهد. پرسش‌های اصلی تحقیق شامل نوع فلزات استخراج‌شده و فرآیندهای متالورژیکی به‌کار رفته بود. بر اساس یافته‌ها، این محوطه عمدتاً جهت استخراج مس مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. گرچه برای تاریخ‌گذاری دقیق شواهد سطحی کافی به‌دست نیامده، اما مطالعات پتروگرافی و شیمیایی نشان‌دهنده استفاده از فناوری‌های متالورژیکی پیشرفته با قابلیت دستیابی به دماهای ۱۱۰۰-۱۲۰۰ درجه سانتی‌گراد و به‌کارگیری سیستم فلاکس‌های ترکیبی (سیلیسی-کربناته) برای بهینه‌سازی فرآیند احیا و جداسازی فلز است.
استان یزد به دلیل داشتن منابع معدنی متنوع و سابقه طولانی فعالیت‌های متالورژیکی از دوران پیش‌تاریخ تا معاصر، یکی از مراکز اصلی فلزکاری کهن در فلات مرکزی ایران محسوب می‌شود. محوطه ذوب فلز دهانه لشکر واقع در نزدیکی روستای رباط پشت‌بادام در جریان مطالعات زمین‌شناسی منطقه شناسایی شد و برای نخستین بار مورد مطالعه قرار گرفت. از این محوطه با مساحت ۱۴۰ مترمربع، ۱۰ نمونه سرباره جمع‌آوری شد که ۴ نمونه تحت مطالعات پتروگرافی و ۴ نمونه تحت آنالیزهای شیمیایی به روش ICP-OES قرار گرفتند. نمونه‌های مورد بررسی ویژگی‌های ماکروسکوپی مشخصی شامل رنگ سبز تیره تا سیاه، مورفولوژی نامنظم، بافت متخلخل تا متراکم و ابعاد ۲-۷ سانتی‌متر داشتند. مطالعات پتروگرافی نشان داد که سرباره‌ها عمدتاً از کانی‌های فایالیت (FeSiO)، پیروکسن و فازهای شیشه‌ای تشکیل شده‌اند و دارای بافت‌های اسپینی‌فکس و پورفیری هستند که حاکی از نرخ سرمایش سریع و تبلور ناقص مذاب است. همچنین بررسی مقاطع صیقلی حضور فازهای سولفیدی مس شامل بورنیت (CuFeS)، کوولیت (CuS) و مس نیتیو (Cu) را در این سرباره‌ها نشان می‌دهد. نتایج آنالیزهای شیمیایی نشان داد که میانگین غلظت مس 96/1درصد وزنی و روی 88/0 درصد وزنی است که بیانگر استفاده از کانسارهای پلی‌متال Cu-Pb-Zn به‌عنوان مواد خام اولیه می‌باشد. میانگین اکسید کلسیم (CaO) ۲۴ درصد، نشان‌دهنده استفاده از سنگ‌های کربناته (احتمالاً آهک و دولومیت) به‌عنوان فلاکس برای تنظیم ویسکوزیته و کاهش دمای ذوب است. ترکیب شیمیایی سرباره‌ها دمای ذوب متوسط ۱۱۰۰-۱۲۰۰ درجه سانتی‌گراد را نشان می‌دهد که با استفاده از فلاکس‌های سیلیسی و کربناته برای بهبود جداسازی فلز سازگار است. مطالعه حاضر بر اساس نتایج مطالعات پتروگرافی و شیمیایی سرباره‌ها، شواهدی از چرخه صنعت فلزکاری کهن در این محوطه ارائه می‌دهد. پرسش‌های اصلی تحقیق شامل نوع فلزات استخراج‌شده و فرآیندهای متالورژیکی به‌کار رفته بود. بر اساس یافته‌ها، این محوطه عمدتاً جهت استخراج مس مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. گرچه برای تاریخ‌گذاری دقیق شواهد سطحی کافی به‌دست نیامده، اما مطالعات پتروگرافی و شیمیایی نشان‌دهنده استفاده از فناوری‌های متالورژیکی پیشرفته با قابلیت دستیابی به دماهای ۱۱۰۰-۱۲۰۰ درجه سانتی‌گراد و به‌کارگیری سیستم فلاکس‌های ترکیبی (سیلیسی-کربناته) برای بهینه‌سازی فرآیند احیا و جداسازی فلز است.

حمید فدایی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

آلودگی هوا یکی از معضلات زندگی مدرن است که نه‌تنها بحران‌های زیست‌محیطی را به‌ویژه در کشورهای در حال‌ توسعه تشدید می‌کند، بلکه میراث فرهنگی جوامع را نیز در معرض تهدید و فرسایش قرار می‌دهد. شهر مرودشت، به‌دلیل روند توسعه‌ای خود، از جمله مناطقی است که با این چالش مواجه است. وجود ده‌ها اثر تاریخی ثبت‌شده در فهرست آثار ملی و جهانی در این منطقه، مسئله تأثیرپذیری این آثار از آلودگی هوا، به‌ویژه با توجه به توسعه صنعتی منطقه را به دغدغه‌ای جدی برای متخصصان میراث فرهنگی تبدیل کرده است. آنچه این نگرانی را دوچندان می‌کند، وجود میراث سنگی با ساختار آهکی، نظیر مجموعه جهانی تخت‌جمشید و محوطه تاریخی نقش‌رستم، در این دشت است. این آثار، به‌دلیل ترکیب کلسیتی خود، در برابر باران‌های اسیدی مستعد فرسایش و تخریب، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم، هستند. از این‌رو، این پژوهش با هدف شناسایی منابع آلاینده هوای منطقه و بررسی تأثیر این آلاینده‌ها بر فرسایش میراث فرهنگی و آثار سنگی انجام شده است. در این مطالعه، پس از مرور منابع نظری و انجام بررسی‌های میدانی و آزمایشگاهی، مهم‌ترین منابع آلاینده هوای دشت مرودشت شناسایی و ارزیابی شده‌اند. داده‌های حاصل، از طریق روش‌های کیفی و کمی مورد تجزیه‌ و تحلیل قرار گرفته‌اند. به‌منظور سنجش تأثیر آلودگی، نمونه‌برداری از هوای محوطه‌های تخت‌جمشید و نقش‌رستم به‌عنوان شاخص میراث سنگی منطقه و همچنین از پتروشیمی مرودشت به‌عنوان مهم‌ترین منبع آلاینده دشت مرودشت انجام شد. سپس، با استفاده از روش کروماتوگرافی یونی و انجام محاسبات استوکیومتری، غلظت  NO، SO،O و NHدر نمونه‌‌های برداشت‌شده از هوا اندازه‌گیری گردید. نتایج این پژوهش نشان‌دهنده پتانسیل بالای آسیب‌زایی منابع آلاینده در منطقه است.

زهره مطلبی، امید عودباشی، سهراب ویسه، داریوش حیدری،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

بقای آرایه‌های کاشی گنبدهای دوره‌ی صفوی در اصفهان تا به امروز بر همکاری متعهدانه صنعتگران، معماران و هنرمندان این عرصه استوار بوده است. با توجه به روند پیچیده‌ی ساخت و مرمت آرایه‌های کاشی معرق گنبدها، دانش و مهارت زیادی از پخت کاشی و گچ تا شیوه‌ی اجرای هنرمندانه‌ی کاشی معرق، تهیه و عمل‌آوری ملاط و دوغاب گچ و نیز تسلط به دانش هندسه در این روند نیاز است. با توجه به ارزش‌های تاریخی، معنوی و زیبایی‌شناسی سه گنبد مورد مطالعه که نماد شهر اصفهان نیز محسوب می‌شوند، این پژوهش تلاش دارد با تکیه بر روند و ارزیابی مرمت آرایه‌های کاشی معرق این گنبدها از گذشته تا کنون، گامی در جهت حفاظت و نگاهداشت بهتر این گنبدها بردارد. از این رو، در روند این پژوهش و با استفاده از روش مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی، اطلاعاتی در راستای شناخت و بهبود فن مرمت کاشی و روش‌های رفع اشکالات آن گردآوری شده و از نتایج حاصل از تحلیل این داده‌ها در راستای مباحث مرمت کاشی گنبد و جلوگیری از آسیب جدی به آن‌ها در آینده بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد که دقت نظر در روند مرمت و تحلیل خطاها در طول این فرایند شامل ساخت کاشی، تهیه ملاط و نصب کاشی‌ها، کمک شایانی به مرمت اصولی با کمترین خطا در آرایه‌های کاشی گنبدهای تاریخی و در نتیجه حفاظت بهتر از این شاهکارها می‌نماید. از مهم‌ترین عواملی که در پیشبرد اصلاح روند مرمت و جلوگیری از زمان‌بر‌ شدن اجرا تأثیرگذار است، وجود طرح جامع مرمتی، پلان مدیریتی، نظارت مستمر، تشکیل کارگروه تخصصی و مشاوره با کارشناسان رشته‌های مختلف مرتبط و دوری از آزمون و خطاست.

بردیا حاجی‌رسولی‌ها، محمدحسین دهقانی، سرمد بختیاری،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

خانه‌ی تاریخی قاری‌ها یکی از بناهای خشتی به‌جای‌ مانده از روزگار مظفریان در شهر یزد است که شاهد تحولاتی در دوران مختلف تاریخی بوده است. این بنا و دیگر بناهای به‌جای‌ مانده از این دوران به‌دلیل ارزش‌های وابسته به عصر طلایی هنر و معماری ایلخانی، قابلیت مطالعه در زمینه‌های مختلف و مرتبط با علم حفاظت را دارند. در دهه‌های اخیر، فرسایش‌های‌ ناشی از شرایط محیطی، وضعیت نامناسبی برای این بنا به‌وجود آورده است. یکی از علل اصلی آسیب‌های به‌وجود آمده، فرسودگی شدید لایه‌‌های پشت‌بام و عدم کارایی درست مسیر‌های دفع آب باران است. این عامل باعث نفوذ آب به قسمت‌های داخلی و آسیب به بخشی‌هایی از سازه شده است. ازاین‌رو، با هدف جلوگیری از ادامه روند تخریب و تثبیت وضعیت موجود، اقدامات حفاظتی و مرمتی به شکل استحکام‌بخشی موضعی پی، مرمت و بازسازی نعل درگاه‌ها، مرمت و بازچینی سه گونه از طاق‌های آسیب‌دیده، تثبیت لایه‌‌ها و اندود‌‌های دیواری و خواناسازی آرایه‌های معماری انجام شده است. در این مقاله تلاش شده تا با کمک مستندات تصویری از فرایند عملیات اجرایی به همراه ترسیم‌های معماری شرح کاملی از اقدامات حفاظت و مرمتی صورت گرفته در ارتباط با این بنای تاریخی، ارائه شود.

میترا اعتضادی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

کالسکۀ ناصری که اکنون در موزۀ خودروهای تاریخی بنیاد مستضعفان به نمایش گذاشته شده است، اثری خاص دربردارنده تنوعی از ارزش‌های تاریخی، فنی، کاربردی و زیبا شناسانه است. این اثر ارزشمند که هم‌اکنون در موزه خودروهای تاریخی مجموعه موزه‌های بنیاد مستضعفان نگهداری می‌شود، قبل از انجام عملیات مرمت آسیب‌های فراوانی داشت که نیازمند بررسی و رسیدگی بود. از این‌رو پیرو تصمیمات اتخاذ‌شده از سوی متولیان موزه، برنامه مطالعه، حفاظت و مرمت این اثر طراحی شد. هدف از اجرای این برنامه طبیعتاً کمک به بازیابی سلامت و ظاهر زیبای این اثر منحصربه‌فرد به لحاظ ساختاری و تاریخی و آماده‌سازی مطلوب آن برای نمایش در موزه فعلی بود. در این راستا تیمی متشکل از متخصصان مختلف (طراح، عکاس، متخصص حفاظت و مرمت چوب) تشکیل‌شده و با مدیریت و نظارت واحد اقدامت مورد نیاز طراحی‌شده را اجرایی کردند. در این مقاله تلاش شده است تا علاوه بر ارائه گزارشی از مستندات تاریخی و فنی و آسیب‌شناسی انجام‌شده پیرامون اثر، بخشی از فرایند مرمت و تعمیر آن نیز به اشتراک گذاشته شود.


صفحه 6 از 7