جستجو در مقالات منتشر شده


92 نتیجه برای حفاظت

لیلی نعمانی خیاوی، حسین احمدی، سید محمدامین امامی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

حفاظت از آجرهای تاریخی یکی از جنبه‌های حیاتی حفاظت از میراث است که نیازمند روش‌های استحکام‌بخشی مؤثر برای اطمینان از یکپارچگی ساختاری و تداوم زیبایی‌شناختی است چراکه استحکام‌بخشی به‌عنوان یکی از مهمترین اقدامات حفاظتی و مرمتی است که برای پایدارسازی آثار آسیب‌دیده به‌خصوص در یادمان‌های تاریخی، مورداستفاده قرار می‌گیرد. این مقاله با تمرکز بر مواد معمول برای استحکام‌بخشی آجرهای تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، انجام‌گرفته و راه‌حل‌های سنتی و نوآورانه را با بررسی مواد مختلف مرور نموده و ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی آجرهای تاریخی، چالش‌های ناشی از تخریب آنها و تکامل شیوه‌های استحکام‌بخشی را بررسی کرده است. این بررسی، مواد استحکام‌بخش را به مواد مبتنی بر سیلیکات، پلیمر و مواد زیستی طبقه‌بندی و اثربخشی آنها را از طریق مطالعات موردی و معیارهای عملکردی ارزیابی می‌کند. علاوه‌بر این، مسائل مربوط به سازگاری، اثرات زیست‌محیطی و ملاحظات زیبایی‌شناختی را موردبحث قرار می‌دهد. این یافته‌ها نیاز به تحقیق و نوآوری مداوم در مواد استحکام‌بخش را برای افزایش تلاش‌های حفاظتی و در عین‌حال حفظ اصالت ساختارهای تاریخی نشان می‌دهد.

الهه حجاری، محمد مرتضوی، کیوان رئیسی، محمد حافظی کهنموئی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

ناپایداری اشیاء آهنی تاریخی که از حفاری‌های باستان‌شناسی بهدست می‌آیند ناشی از وجود یون‌های کلرید در محیط دفن و همچنین قرارگیری در معرض اکسیژن و رطوبت نسبی بالا است. تشکیل ترکیبات کلریدی آهن و مکانسیم‌های مرتبط با آن می‌تواند تا تخریب کامل شیء آهنی پس از حفاری باستان‌شناسی ادامه یابد. از اینرو، به حداقل رساندن خوردگی آهن پس از حفاری و حذف ترکیبات کلریدی مرحله‌ای اساسی در فرآیند حفاظت و تثبیت این آثار است. با وجود مطالعات گسترده‌ای که در زمینه روش‌های مختلف کلرزدایی اشیاء آهنی باستانی انجام گرفته است، اما همچنان مواردی از ناکارآیی و یا موفقیت نسبی روش‌های درمانی ذکر شده است. از اینرو در این مقاله با مرور پژوهش‌های صورت گرفته در خصوص روش‌های مختلف کلرزدایی اشیاء آهنی باستانی به نقد و بررسی هر روش، میزان کارآیی، دلایل عدم موفقیت، مزایا، معایب و تاثیرات هریک بر اشیاء پرداخته شده است تا از این طریق یافته‌های پژوهش‌های موجود بهتر مشخص گردد و همچنین جنبه‌هایی از موضوع که نیاز به تحقیق بیشتر دارد شناسایی شود. بررسی منابع نشان داد که مطالعات بسیاری در خصوص روش‌های مختلف کلرزدایی و میزان موفقیت هریک، عوامل تأثیرگذار بر آن قبل، حین و بعد از کلرزدایی، و همچنین کلرزدایی اشیاء ترکیبی و بزرگ توسط پژوهشگران مختلف انجام گرفته است. عالوه‌بر این، مطالعه‌ای در مورد تعیین میزان کلرید باقیمانده در اشیاء پس از کلرزدایی و درمان انجام شده است که در آن مصرف اکسیژن محلول درنتیجه خوردگی مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعات، براساس فاکتورهایی چون محصولات خوردگی گوناگون، ساختارهای متفاوت لایه‌های خوردگی، میزان و شدت خوردگی، حفظ تمامیت اثر تاریخی و میزان حذف یونهای کلرید بوده است. در نهایت با مرور و مقایسه مطالعات انجام شده در این مقاله، مشخص شد همچنان خلاء‌هایی در این راستا دیده می‌شود که تحلیل آنها در نهایت موجب به‌کارگیری و بهینه‌سازی روش‌های مناسب کلرزدایی متناسب با ویژگی‌های خاص هر شیء و شرایط حفاظتی آن را فراهم می‌سازد.

مهدی رازانی، حمید فدایی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

محوطه‌های باستان‌شناسی به‌عنوان بخش‌هایی حساس و واجد ارزش‌های گوناگون فرهنگی، تاریخی و علمی، نیازمند سیاست‌ها و سازوکارهایی منسجم در زمینه حفاظت هستند. اگرچه در دهه‌های اخیر اهمیت حفاظت از این محوطه‌ها در گفتمان‌های فرهنگی و تخصصی مورد تأکید قرار گرفته، اما فقدان اسناد راهبردی مشخص و هماهنگ، موجب بروز چالش‌هایی در فرآیند کاوش و پس از آن شده است. این مقاله بر پایه تجربیات میدانی و تعامل میان حوزه‌های تخصصی مرتبط و کارشناسان این مقوله، ضمن ارائه پیشنهادات مدون بر ضرورت تدوین «سند ملی حفاظت در کاوش‌های باستان‌شناسی» تأکید می‌ورزد. هدف اصلی این سند، نهادینه‌سازی حفاظت به‌عنوان بخشی لاینفک از فرایند کاوش باستان‌شناسی است؛ رویکردی که از مرحله پیش از کاوش آغاز می‌شود و تا پایش‌های بلندمدت پس از آن استمرار می‌یابد. در این نوشتار، که مرتبط با تهیه چارچوبی فراگیر برای تعریف مسئولیت‌ها، زمانبندی اقدامات حفاظتی و هماهنگی بین‌بخشی در زمینه حفاظت و مرمت در حین کاوش است اصول، اهداف و پیشنهادهای اجرایی سند در قالب 8 ماده به همراه تبصره‌ها ارائه گردیده است.

غلامرضا رحمانی، نیما نظافتی، مرتضی حصاری،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

تپه سفالین در شمال شهر پیشوا، بر روی تپه‌های طبیعی این شهر که از لایه‌های هولوسن پیشین (آبرفت کهنتر از ۴۰۰۰ سال پیش) تشکیل شده‌اند، قرار دارد. کاوش در تپه سفالین در ادامه مطالعات باستان‌شناسی دشت ورامین-پیشوا به‌صورت منظم و پیوسته در چند سال اخیر به مدت هفت فصل انجام گشته است. مواد فرهنگی به‌دست‌آمده از تپه سفالین در شمال مرکز فلات ایران باعث افزایش اطلاعات ما درباره دوره آغاز نگارش، مابین ۳۵۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد، در حوزه فرهنگی شمال مرکز فلات ایران شده است. در فصل ششم و هفتم کاوش محوطه سفالین، فضاهای معماری از کارگاه شماره ۲۰ کاوش به‌دست آمد. این فضاها با کف قلوه‌سنگی، سکوی خشتی و معماری راست‌گوشه مستند شدند. براساس یافته‌های سفالی (ساده و منقوش)، گل‌مهر و گل‌نوشته شکسته، سکونت در مراحل مختلف دوره فرهنگی آغاز ایلامی مشخص گشت. این پژوهش به مطالعه فنی و آزمایشگاهی براساس روش آنالیز پراش پرتو ایکس (XRD) از بقایای معماری خشتی دوره آغاز ایلامی تپه سفالین و نیز مطالعات شیمیایی جهت ارائه راهکاری حفاظتی می‌پردازد. هدف از انجام این پژوهش، شناخت ّساختاری خشت‌های این دوره با یک روش نیمه‌کمی بوده است تا شناخت ما را از کانی‌شناسی خشت دوره آغاز ایلامی کامل‌تر نماید. این شناخت در خصوص حفاظت مطلوب این محوطه و نیز محوطه‌های خشتی هم‌افق کمک خواهد نمود.

الهام حاجی نیلی، عیسی اسفنجاری کناری،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

در نیم قرن اخیر، بناهای تاریخی با بحران‌های متعددی مواجه بوده‌اند. دامنه وسیع آسیب‌های ناشی از عوامل درونی، طبیعی و انسانی، چالش‌های جدیدی را پیش روی حفاظت و مرمت این آثار قرار داده و بیش‌ازپیش ضرورت تشخیص دقیق آسیب‌ها با بهره‌گیری از روش‌های ترکیبی را روشن ساخته است. با این حال، مطالعاتی که در زمینه آسیب‌شناسی بناهای تاریخی در ایران انجام شده‌اند، همچنان یا دارای رویکردی توصیفی-تحلیلی با ماهیتی عمدتا کیفی هستند و یا صرفا بر تحلیل‌های کمی تکیه دارند. ازآنجاکه که تشخیص و ارزیابی صحیح علل بروز آسیب‌ها، نقش اساسی در تعیین حد، سطح و اولویت مداخلات مرمت ایفا می‌نماید، این پژوهش به‌دنبال توسعه روشی جامع برای آسیب‌شناسی ترکیبی و همه جانبه یک بنای تاریخی است. همانگونه که وضعیت آسیب‌های فعلی بنا در تعیین میزان و شیوه مداخله تأثیرگذار است، درک دگرگونی‌های بنا در طول تاریخ، شناخت تعمیرات و تغییرات گذشته، بررسی ویژگی‌های ذاتی و ساختاری مصالح، تحلیل کمی و کیفی رفتار سازه در برابر تنشهای وارده و بحران‌های طبیعی همچون زلزله و سیل نیز مؤثر بوده و می‌بایستی به‌صورت توامان مورد ارزیابی قرار گیرند. این پژوهش با تمرکز بر آسیب‌های پل- بند تاریخی ایزدخواست به یک روش ترکیبی سازنده دست یافته که می‌تواند برای ارزیابی آسیب‌شناسانه سایر بناهای تاریخی دیگر الهام‌بخش باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با تعریف یک متدولوژی شش مرحله‌ای، شامل: (1) تحلیل تاریخی و بررسی سیر تحول بنا، (2) مشاهده مستقیم و تحلیل کیفی وضعیت فعلی در محل، (3) تحلیل کیفی و نیمه‌کمی مالت‌ها و تحلیل کیفی مصالح، (4) تحلیل سازه و بررسی رفتار کلی بنا، (5) ارزیابی ایمنی و انجام تحلیل‌های کمی و آزمون‌های سازه‌ای و (6) قضاوت نهایی و ترکیب داده‌ها؛ به تشخیص و داوری دقیق علل بروز آسیب‌ها پرداخته است. این روش در ارتباط با پل- بند تاریخی ایزدخواست به‌کار گرفته شده و نتایج آن مبنایی برای تعیین حدود مداخلات مرمتی و اقدامات استحکام‌بخشی فراهم آورده است. از نظر هدف، پژوهش حاضر کاربردی است و از لحاظ روش تحلیل، ماهیتی کمی و کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی دارد. متغیرهای به‌کاررفته ترکیبی از داده‌های کمی و کیفی بوده و از منظر زمانی، شامل بررسی گذشته و وضعیت کنونی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تلفیق نظام‌مند تحلیل تاریخی، آسیب‌شناسی کیفی وضعیت فعلی، تحلیل مالت‌ها و مصالح، تحلیل سازه‌ای و تحلیل کمی رفتار سازه، ضمن روشن ساختن سازوکارهای پایداری پل- بند ایزدخواست، امکان اتخاذ راهکارهای مرمتی حداقلی، سازگار با اصالت و توان بنا و قابل تعمیم به بناهای تاریخی مشابه را فراهم می‌آورد.

دکتر سحر رستگار ژاله،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده


مبنای اصل پایداری این است که در زمان تصمیم گیری و مداخله، کاربران آینده را در نظر داشت و این منشاء بدنۀ کلی اخلاقیات معاصر حفاظت را شکل داده است. این اصل سعی دارد از تصمیم گیری های افراطی مبتنی بر سلیقه و تعصب، جلوگیری نماید. اصول اخلاقی ای چون «بازگشت پذیری» و «حداقل مداخله» در قرن نوزدهم میلادی تحت تأثیر نحله های نظری مختلف شکل گرفته و در ادبیات حفاظت کلاسیک بسیار پُرکاربرد بوده اند. این اصول بنیادین، به عنوان متغیرهای تأثیرگذار در تصمیم گیری های اخلاقی و فنی، در اندیشۀ معاصر حفاظت به موضوعی مورد بحث و مورد انتقاد بدل گشته اند. هدف پژوهش حاضر پرداختن به این انتقادها از منظر پایداری در حفاظت معاصر با بهره گرفتن از روش «واسازی» است؛ بدین معنی که با بررسی روابط علّی متغیرها و آشکار کردن آنچه پنهان مانده، شکاف ها و تناقضات را نشان دهد. هدف در گام نخست، عیان کردن چالش هایی همچون «موضوع مورد حفاظت»، «دلایل»، «اهداف» و «روش» است که اصول اخلاقی حفاظت را به امری متناقض، غیرشفاف و حتی گاه غیرممکن بدل کرده اند؛ سپس به نقد کشیدن و واسازی اصولی که در حفاظت کلاسیک به عنوان بدیهیات پذیرفته شده و غیرقابل بحث بوده اند. نتیجه آن که اخلاقیات معاصر با انعطاف پذیری بیشتر به دنبال چیزی است که مونوز ویناس آن را «اخلاقیات قابل انطباق» می نامد. در این روش اخلاقیات در زمان مداخله به عنوان اصولی ایستا و مکانیکی به کار گرفته نمی شوند، بلکه با «انطباق» و «سازگاری» آمادگی مواجهه با رفتار غیرقابل پیش بینی را دارند و در هیچ موردی الزامی نیستند و با توجه به شرایط می توانند نادیده گرفته شوند.

دکتر سمیه نوغانی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده


فن‌آوری سل-ژل در دهه‌های اخیر، به عنوان یکی از روش‌های نوین مبتنی بر فن‌آوری نانو، توجه پژوهشگران حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی را به خود جلب کرده است. ویژگی هایی مانند امکان تولید نانوکامپوزیت‌های آلی-معدنی، نفوذپذیری مناسب در بسترهای متخلخل، ایجاد پوشش‌های نازک و نسبتاً سازگار با مصالح تاریخی، و مقاومت در برابر رطوبت و تابش فرابنفش، سبب شده‌اند که این فن‌آوری در زمینه‌های مختلف مرمتی مورد مطالعه قرار گیرد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که فن‌آوری سل-ژل چه قابلیت‌ها و کاربردهایی در حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی دارد و مطالعات انجام شده در این زمینه، چه دستاوردها و محدودیت‌هایی را نشان می‌دهند. این مقاله با رویکردی مروری و بر پایه بررسی منابع و پژوهش های انجام شده در حوزه کاربرد فن‌آوری سل-ژل در مرمت آثار تاریخی تدوین شده است. در این راستا، مطالعات مرتبط با استحکام بخشی آثار سنگی، پوشش‌دهی سطوح تاریخی، و همچنین کاربرد حسگرهای مبتنی بر سل-ژل در پایش شرایط محیطی موزه‌ها و فضاهای نگهداری آثار مورد بررسی قرار گرفته‌اند. نتایج مطالعات نشان می دهد که ترکیبات آلکوکسی‌سیلانی، در استحکام بخشی سنگ‌ها و مصالح تاریخی، موجب افزایش انسجام ساختاری و کاهش نفوذ رطوبت شده‌اند. همچنین پوشش‌های مبتنی بر سل-ژل در حفاظت فلزات تاریخی در برابر خوردگی، در حفاظت شیشه‌ها، کاشی‌ها و کاغذهای تاریخی در برابر هوازدگی و رشد میکروارگانیسم‌ها، نتایج قابل توجهی ارائه کرده‌اند. افزون بر این، توسعه حسگرهای مبتنی بر شیمی سل-ژل برای آشکارسازی رطوبت، اسیدیته، آلاینده‌ها و شدت نور، نشان‌دهنده گسترش کاربرد این فن‌آوری در حوزه حفاظت پیشگیرانه است. با وجود نتایج امیدوارکننده، بسیاری از این پژوهش‌ها هنوز در مرحله آزمایشگاهی قرار دارند و بررسی عملکرد بلندمدت این مواد بر روی آثار تاریخی، همچنان ضروری است.
 

مهدی رازانی، سمیه صمدیان، عبدالله میرزایی،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده

قالی ایران به عنوان نمونه شاخص میراث فرهنگی منقول و شناخته شده در سطح جهانی است. به لحاظ کارکردهای دوگانه مصرفی و موزه ای- مجموعه داری قالی ها، شیوه های حفاظت و مرمت این آثار همواره در چالش رویکردها و روش های سنتی و بازار محور در مقابل روش های موزه ای بوده اند. لذا مسئله اصلی شایان توجه در دسترس نبودن معیار و راهنمای علمی و عملی در حفاظت و مرمت قالی های تاریخی و موزه ای است. ازاین رو سؤال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: فرآیند و مراحل اصلی در حفاظت و مرمت قالی های تاریخی از نگاه کارشناسان کدامند؟ به منظور پاسخ به این سؤال و با هدف تدوین راهنمای علمی این حوزه، تحقیق پیشروی با تکیه بر مصاحبه های علمی و منابع مکتوب در دسترس به انجام رسیده است. در گام نخست بامطالعه شیوه های سنتی که عموماً در بازار و توسط احیاگران قالی های تجاری (رفوگران) انجام می شود، آشکار شد که اساس کار بر مبنای باز زنده سازی نمونه ها و احیای ویژگی های بصری آن ها صورت می پذیرد که از منظر اصول و مبانی علمی کاستی های زیادی به همراه دارند. چراکه بازگرداندن اثر به شکل اولیه در رویکردهای علمی مرمت آثار تاریخی و فرهنگی مورد انتقاد قرارگرفته است. همچنین نتایج بررسی رویکردهای نوین مرمت آثار فرهنگی حاکی از آن بود که در این شیوه از ترمیم قالی ها، جهت گیری به سوی مداخله ی کمتر و حفاظت بیشتر با بهره مندی از فن آوری و دستاورد های جدید با تأکید بر مستندسازی تمامی مراحل اجرایی است.

دکتر محسن کشاورز، دکتر محمد منگلی،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده

آموزش در حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی، نقشی بنیادین در حفظ میراث فرهنگی دارد. با توجه به حساسیت موضوع و پیچیدگی‌های علمی، فنی، و فرهنگی، طراحی برنامه‌های درسی در این حوزه باید بر پایه اصول نظری قوی و تجارب موفق جهانی استوار باشد. در دهه‌های اخیر، کشورهای مختلف با توسعه برنامه‌های تخصصی در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی، تلاش کرده‌اند تا نیازهای حرفه‌ای این رشته را پاسخ دهند. با این حال، تفاوت‌های فرهنگی، فنی و ساختاری در این برنامه‌ها، بررسی تطبیقی و نقد مدل‌های برنامه‌ریزی درسی را ضروری می‌سازد. حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی، یکی از حوزه‌های میان‌رشته‌ای است که نیازمند طراحی دقیق و هدفمند برنامه‌های درسی برای تربیت متخصصان این حوزه می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل‌های برنامه درسی و تحلیل تطبیقی تجربه‌های جهانی در آموزش حفاظت و مرمت انجام شده است. گرچه در ایران چنین تجاربی نهادینه نشده و به ندرت توسط برخی اساتید از این الگوها استفاده می‌شود اما تداوم نداشته و به نظر می‌رسد به صورت موقت در یکی دو ترم به‌کار گرفته شده است و هنوز روش سنتی آموزش رواج دارد. در این راستا، در این پژوهش ابتدا به معرفی مدل‌های نظری برنامه درسی مانند مدل استاد شاگردی، یادگیری خدمت‌محور، پراکسیس و یادگیری مبتنی بر نتایج پرداخته‌شده و سپس با بررسی تطبیقی برنامه‌های آموزشی در دانشگاه‌های مختلف، نقاط قوت، ضعف و الگوهای اثربخش شناسایی گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که برنامه‌های موفق، تعادلی بین آموزش نظری، عملی، و رویکردهای بین‌رشته‌ای برقرار کرده‌اند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود در بازنگری برنامه‌های آموزشی در ایران، از تجارب بین‌المللی که الگوهای مختلف و گاهاً ترکیبی را به کار گرفته‌اند با در نظر گرفتن بافت بومی استفاده شود.
 

دکتر حمید فدایی، دکتر آزیتا میرزایی، آقای کاظم برهانی آهنگ،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده

آرایه‌های گچ‌بری قلعه‌ی یزدگرد در استان کرمانشاه از جایگاهی ویژه در مطالعه‌ی ایرانِ دوره‌ی اشکانی برخوردارند. پس از گذشت نزدیک به سه دهه از کاوش‌های نخستین این محوطه توسط ادوارد کیل، در یک فصل کاوش زمستان ۱۳۸۶ و بهار  ۱۳۸۷ خورشیدی، کاوش‌های زنده‌یاد دکتر مسعود آذرنوش منجر به کشف نمونه‌های جدیدی از گچ‌بری‌ها شد. با توجه به چالش‌های حفاظتی این آرایه‌ها، موضوع حفاظت و نگهداری آن‌ها در محل کاوش اهمیت یافت. به‌ویژه آن‌که بسیاری از قطعاتِ به‌دست‌آمده از آوار و خاک، بر اثر تماس با نمک‌های محلول، دچار فرسایش وپوسته‌شدگی شده بودند و یا نقوش آنها با لایه‌ای از رسوبات نمکی پوشانده شده بود به‌نحوی که مطالعه‌ی دقیق نقوش آن‌ها امکان‌پذیر نبود. افزون بر این، بخشی از گچ‌بری‌های برجا‌مانده بر دیواره‌ها نیز با آسیب‌های شدید ناشی از فرسایش روبه‌رو بودند. در این پژوهش، با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و بررسی‌های میدانی، اطلاعات مرتبط با محوطه و آرایه‌های گچ‌بری آن گردآوری و تحلیل شده است. از جمله اقدامات میدانی مهم در راستای حفاظت از این تزئینات، می‌توان به پاک‌سازی رسوبات سطحی به روش‌های فیزیکی و شیمیایی، وصالی و استحکام‌بخشی قطعات و ساماندهی وضعیت نگهداری آن‌ها اشاره کرد. مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد که در ساخت این گچ‌بری‌ها از روش‌هایی چون قالب‌گیری با قالب‌های یک‌تکه یا چندتکه، کنده‌کاری مستقیم یا تراش و در نهایت پرداخت با ابزار دستی و گاه رنگ‌آمیزی بهره گرفته شده است. همچنین نتایج تحقیق حاکی از آن است که حفاظت از گچ‌بری‌ها در محوطه‌های روباز مستلزم تدابیر تخصصی و مداخلات مستمر است. بنابراین با توجه به حجم گسترده‌ی آثار مکشوفه از محوطه‌ی قلعه‌ی یزدگرد، طراحی و اجرای یک برنامه‌ریزی جامع و بلندمدت در حوزه‌ی حفاظت، گامی ضروری و مؤثر در راستای صیانت از این میراث ارزشمند به‌شمار می‌رود. در این زمینه، پیشنهادهایی نیز به‌منظور بهبود وضعیت موجود و ارتقای کیفیت اقدامات حفاظتی آتی در محوطه ارائه شده است.
 


حسین اسمعیلی سنگری، مینا حیدری ترکمانی، امیرحسین جعفرپور،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده

مقرنس‌کاری به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین جلوه‌های تزیین معماری اسلامی، همواره نقش مهمی در غنای بصری و هویتی بناهای تاریخی داشته است. مجموعه تاریخی مشتاقیه کرمان به‌عنوان یکی از آثار برجسته دوره قاجار در جنوب شرق ایران، دارای نمونه‌های ارزشمندی از تزئینات مقرنس‌کاری است که به‌مرور زمان دچار فرسایش و آسیب‌های متعددی شده‌اند. این پژوهش با هدف تبیین راهکارهای حفاظتی و مرمتی، بر پایه گونه‌شناسی و آسیب‌شناسی مقرنس‌های این مجموعه، به‌صورت یکپارچه و نظام‌مند انجام شده است. در مرحله نخست، با انجام مستندنگاری دقیق، ویژگی‌های فرمی، هندسی و ساختاری مقرنس‌ها شناسایی و طبقه‌بندی شده و در گام بعد، انواع آسیب‌های ساختاری و سطحی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. در ادامه، طرح‌های حفاظتی، مرمتی و استحکام‌بخشی متناسب با اصالت و ارزش‌های تاریخی بنا ارائه شده است. همچنین بازسازی دیجیتالی سه‌بعدی وضعیت قبل و بعد از مرمت، به‌منظور مستندسازی دقیق و انتقال دانش مرمت، انجام پذیرفته است. نتایج این پژوهش می‌تواند الگویی کاربردی برای حفاظت و مرمت تزئینات مشابه در سایر بناهای تاریخی ایران فراهم آورد.
 


دکتر حمیدرضا بخشنده فرد، خانم معصومه فمی تفرشی، دکتر محمد امین امامی،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده

در برخورد با آثار برنزی تاریخی، معمولاً با لایه‌ای موسوم به پاتین یا پوسته دیرینگی بر سطح این آثار مواجه می‌شویم. شناخت ماهیت، ساختار و کارکرد این لایه یکی از مسائل اساسی در حوزه حفاظت و مرمت فلزات تاریخی به شمار می‌آید. این پرسش که پاتین چه نقشی در حفاظت، تفسیر تاریخی و تصمیم‌گیری‌های مرمتی اشیای برنزی ایفا می‌کند، انگیزه اصلی پژوهش حاضر را برای بررسی و شناخت علمی این پدیده فراهم ساخته است. به‌طور کلی، پاتین در فلزات به‌عنوان پوششی متشکل از ترکیبات شیمیایی متنوعی همچون اکسیدها، کربنات‌ها، سولفیدها و کلریدها تعریف می‌شود که در نتیجه برهم‌کنش طولانی‌مدت فلز با عوامل محیطی و فرساینده شکل می‌گیرد. این لایه، علاوه بر آن‌که از منظر زیباشناختی و تاریخی حائز اهمیت است، در بسیاری از موارد می‌تواند نقش حفاظتی در برابر ادامه فرایندهای خوردگی ایفا کند؛ هرچند در شرایط خاص ممکن است خود به عاملی مخرب تبدیل شود. در مقاله حاضر، ضمن معرفی مفهوم پاتین و انواع آن در برنزهای تاریخی، به بررسی عوامل مؤثر در تشکیل و تحول این لایه، از جمله شرایط محیطی، ترکیب آلیاژ پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مطالعه پاتین می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره شرایط محیطی محل نگهداری یا تدفین شیء، تاریخچه دگرسانی‌های سطحی و در برخی موارد اصالت اثر در اختیار پژوهشگران و مرمتگران قرار دهد. هدف نهایی این مقاله، ارائه چارچوبی علمی برای شناخت پاتین و فراهم کردن راهنمایی کاربردی برای مرمتگران در مواجهه آگاهانه و اصولی با این لایه در فرایندهای حفاظتی و مرمتی اشیای برنزی تاریخی است.

 



صفحه 5 از 5    
5
بعدی
آخرین