محمد یاغیزایی، مهدی رازانی، عاطفه فاضل نجفآبادی، دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
آسیبشناسی آثار سفالی یکی از مهمترین ارکان حفاظت و مرمت به حساب میآیند زیرا شناخت آسیب راه را برای حفاظت و نوع مرمت آن هموار خواهد کرد آثار سفال در زمره مواد پایدار قرار میگیرند زیرا این آثار نسبت به سایر آثار مکشوفه از کاوشهای باستانشناسی پایداری بیشتری از خود نشان میدهند اما همین آثار اگر در شرایط نامناسب و عوامل نامطلوب دفن قرار گیرند بسیار دچار آسیب میشوند و اگر دقت کافی در حفاظت درست از این اشیا صورت نگیرد منجر به نابودی کامل سفالینهها خواهد شد. آسیبهای وارده در بدنههای سفالی معمولا به طور عمده به دو صورت فیزیکی و شیمیایی روی میدهد و در مواردی عوامل مکانیکی نیز باعث سرعت بخشیدن این فرآیند خواهد شد در آسیبشناسی بدنههای سفالی باید به سرمنشا و پدیدآورنده این آسیبها پی برد تا بهترین درمان در راستای پایداری بیشتر سفال اتخاذ شود. از جمله مهمترین آسیبهای وارده بر بدنههای سفالی میتوان به ترک شکستگی تبلور انواع نمکها آسیبهای مراحل پخت آسیبهای زیستی، لکه لایهلایه شدن و غیره اشاره کرد در این پژوهش مروری خواهد شد به متداولترین آسیبهای بدنههای سفالی و عوامل پدید آوردنده و رابطه میان شکلگیری یک آسیب و تأثیر آن در به وجود آمدن سایر آسیبها در همین راستا نیاز است تا تأثیرات یک آسیب بر روی به وجود آمدن سایر آسیبها شناخته شود که این امر موجب تصمیمگیری درست در انتخاب روش برای امر حفاظت و مرمت خواهد شد.
سروین مرادی، محمد یاغیزایی، دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
لعاب لایهای شیشهای براق یا مات است که روی سطح سفال قرار گرفته که علاوه بر زیبایی موجب استحکام و غیر قابل نفوذ بودن سطح آن میشود. لعابها بر حسب نوع مواد تشکیل دهنده و همچنین دما و نوع پخت به چندین دسته تقسیم میشوند لعاب که بر پایه سیلیس ساخته میشود شفاف و بیرنگ است که برای رنگی کردن لعاب به آن اکسیدهای فلزی مانند اکسید مس یا کبالت و .... اضافه میشود در تقسیمبندی اولیه مات یا شفاف بودن لعاب مطرح است و به سربی یا قلیایی بودن لعاب بستگی دارد. تقسیم بندیهای دیگر لعاب بر اساس نوع مواد استفاده شده و دمای پخت و همچنین محیط پخت لعاب صورت میگیرد. شناخت نوع مواد استفاده شده در لعابها کمک شایانی در بررسی و شناسایی بهتر آنها و همچنین معایب موجود در لعاب و نوع آسیب و محافظت از ظروف تاریخی مینماید. یکی از موادی که در ساختار لعابهای تاریخی استفاده میشده سیلیس با سنگ چخماق بوده که در لعابهای امروزی نیز کاربرد دارد. این ماده در طبیعت به صورت سنگهای کوارتز که انواع مختلفی از آن در جاهای متفاوت دنیا شناسایی شده است نقش مهمی در ساختار لعاب دارد. این ماده باعث اتصال بهتر بدنه و لعاب شده و در ترکیب با مواد دیگر موجب شیشهای شدن لعاب میشود نقش مهمی در استحکام لعاب دارد و بنابراین وجود آن بخصوص در دماهای بالا در لعاب ضروری است. در این پژوهش سعی شده تا با مطالعه در مورد ساختار فیزیکی و شیمیایی سیلیس به نقش و اهمیت آن در فرمولاسیون لعاب پرداخته شود. برای تحقق این موضوع لازم است ابتدا نوع و ساختار سیلیس بررسی شود و سپس به عیوب و مزایای آن در ساختار لعاب و چگونگی و اهمیت آن در لعاب پرداخته شود. این پژوهش با مطالعه در کتابها و مقالات سعی در آشنا کردن مخاطب با یکی از اساسیترین مواد مورد مصرف در لعاب که همان سیلیس است دارد که مقدار و نوع سیلیس مصرفی چه تأثیری در نوع لعاب دارد.
محمد یاغیزایی، عاطفه فاضل نجفآبادی، دوره 5، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
سرامیک و صنعت سرامیکسازی از ابتدای حضور انسان ابزارساز بر روی زمین تا به امروز دستخوش تغییرات متعددی شده است. این تغییرات سبب پیدایش گونههای مختلفی از سرامیکها متفاوت در شکل، طرح، نامگذاری، اندازه، روشهای تهیه و تولید، گردیده که عمدتا در حفاریهای باستانشناسی به دست میآیند و حفاظت و مرمت آنها با درک و شناسایی انواع و گونههای آن بسیار میتواند دقیقتر انجام پذیرد. سرامیکها بسته به فن ساخت، دمای پخت، خاک مورد استفاده و افزودنیهای مورد استفاده در خمیره به انواع مختلفی دستهبندی میشوند. این دستهبندیها در برخی مواقع بسیار پراکنده هستند، به طوری که بر اساس دمای پخت به چهار دسته استونور و ارتنور، چینی و پورسلان و بر اساس روش ساخت به انواع دستی، ورقهای، چرخی، قالبی و فشاری تقسیم میشوند. هدف از انجام این پژوهش معرفی مهمترین گونههای سرامیک و ویژگیهای آنها از جمله دمایی پخت، فن ساخت و سایر ویژگیهای ساختاری و مواد مورد استفاده در بدنه است. در این راستا و برای رسیدن به این هدف، به تشریح برخی از اصطلاحات سرامیکسازی، و دستهبندی سرامیکها بر مبنای دمای پخت، روش ساخت و نوع خاک، تشکیل دهنده خمیره آنها میپردازیم.
سفال یکی از با ارزشترین دستساختههای انسان بوده که در گذر زمان، فنّاوری ساخت و کاربرد آن دچار تغییراتی شدهاست. در بیشتر کاوشهای باستانشناسی آثار سفالین بخش عمدهای از یافتهها را به خود اختصاص میدهند که بیشتر این آثار دارای آسیبهای رایجی مانند شکستگی و ترک و در مواردی لایهلایهشدن بدنه هستند که نیاز به پژوهش و اقدامات حفاظتی و مرمتی خاصی دارند. در این مقاله یک نمونه دیگچه سفالین که متعلق به تپه سگزآباد دشت قزوین و مربوط به عصر آهن بوده، مورد مطالعه قرار گرفتهاست. از جمله اقداماتی که در این طرح بر روی اثر مذکور انجام شدهاست، میتوان به شناخت دقیق فن ساخت و آسیبهای بهوجودآمده بر روی بدنه و دلایل ایجاد آنها اشارهکرد. در این مسیر از روشهای بررسی دستگاهی همانند XRFو مطالعات تاریخی- تطبیقی بهره گرفته شدهاست. نتایج بررسیهای صورتگرفته، به انتخاب شیوه مرمت و سایر اقدامات حفاظتی مورد نیاز اثر کمککرد. در نهایت شئ مرمتشده برای جلوگیری از آسیبهای ثانویه در جعبهای که برای آن طراحیشد، قرارگرفت. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که هر اقدام مرمتی و حفاظتی به فراخور مورد، نیازمند بررسیها و مطالعات تطبیقی، آسیبشناسانه و در مواردی فنشناسانه است.