مهدی عابدینی عراقی، ابوالفضل نیکوبیان، محمد کشاورز دیوکلایی، دوره 7، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
حفاظت اشیاء و بقایای معماری که از کاوشهای باستانشناسی به دست میآیند، حین و بعد از کاوش از مباحث مهمی استکه باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. زمانیکه شئ یا سازهای از زیر خاک بیرون میآید، تحت تأثیر فرایند کاوش و تغییرات شرایط محیطی، علاوه بر آسیبهای پیشین، مستعد صدمات جدی و بازگشتناپذیر است. این آثار وسازهها بعد از بیرون آمدن از زیر خاک، بهدلیل برهم خوردن تعادل شرایط محیطی، پایداری خود را از دست میدهند و نیازمند اقدامات حفاظتی عاجل بهمنظور تثبیت وضعیت اثر هستند که تنها با همکاری و تعامل بین باستانشناس و حفاظت گر ممکن خواهد بود. در این مقاله تلاش شده است با ارائه گزارش کاوش و اقدامات اضطراری که بهمنظور حفاظت از بقایای اثر معماری ارزشمند با نام طاق- سازه اسپهبد خورشید در جنوب استان مازندران صورت گرفته است، بر ضرورت و اهمیت این موضوع تأکید شود.
دکتر محسن کشاورز، دکتر محمد منگلی، دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده
آموزش در حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی، نقشی بنیادین در حفظ میراث فرهنگی دارد. با توجه به حساسیت موضوع و پیچیدگیهای علمی، فنی، و فرهنگی، طراحی برنامههای درسی در این حوزه باید بر پایه اصول نظری قوی و تجارب موفق جهانی استوار باشد. در دهههای اخیر، کشورهای مختلف با توسعه برنامههای تخصصی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، تلاش کردهاند تا نیازهای حرفهای این رشته را پاسخ دهند. با این حال، تفاوتهای فرهنگی، فنی و ساختاری در این برنامهها، بررسی تطبیقی و نقد مدلهای برنامهریزی درسی را ضروری میسازد. حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی، یکی از حوزههای میانرشتهای است که نیازمند طراحی دقیق و هدفمند برنامههای درسی برای تربیت متخصصان این حوزه میباشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی مدلهای برنامه درسی و تحلیل تطبیقی تجربههای جهانی در آموزش حفاظت و مرمت انجام شده است. گرچه در ایران چنین تجاربی نهادینه نشده و به ندرت توسط برخی اساتید از این الگوها استفاده میشود اما تداوم نداشته و به نظر میرسد به صورت موقت در یکی دو ترم بهکار گرفته شده است و هنوز روش سنتی آموزش رواج دارد. در این راستا، در این پژوهش ابتدا به معرفی مدلهای نظری برنامه درسی مانند مدل استاد شاگردی، یادگیری خدمتمحور، پراکسیس و یادگیری مبتنی بر نتایج پرداختهشده و سپس با بررسی تطبیقی برنامههای آموزشی در دانشگاههای مختلف، نقاط قوت، ضعف و الگوهای اثربخش شناسایی گردید. یافتهها نشان میدهد که برنامههای موفق، تعادلی بین آموزش نظری، عملی، و رویکردهای بینرشتهای برقرار کردهاند. بر این اساس، پیشنهاد میشود در بازنگری برنامههای آموزشی در ایران، از تجارب بینالمللی که الگوهای مختلف و گاهاً ترکیبی را به کار گرفتهاند با در نظر گرفتن بافت بومی استفاده شود.
دکتر حمیدرضا آذری نیا، آقای حمیدرضا کشاورزی میاندشتی، آقای سید مهدی مهدوی، دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده
خط هنری اسلامی است که در آثار تاریخی و بناهای قدیمی می توان انواع آن را به وفور مشاهده کرد به طوری که کتیبهها، جزء جدایی ناپذیر این بناها هستند. کتیبهها با مضامین مذهبی، مانند آیات قرآن و اسماء الهی و نام معصومین در هنراسلامی ایرانی جایگاه ویژه ای دارند که فراوان در اماکن مذهبی، شامل مساجد و بقاع متبرکه، مشاهده می شوند. در این میان، کتیبههای صلوات کبیره علاوه بر جنبه هنری آن که در دوره های مختلف تاریخی مانند دوره ایلخانان و تیموریان آفریده شده اند، که بازنمایی فرهنگ مردم و بانیان بنا هستند. تحقیق حاضر ابتدا به معرفی و بررسی دقیقِ کتیبه صلوات کبیره پیربکران واقع در بقعه پیربکران اصفهان از جنبه های: متن مرجع، شیوه طراحی، جهت حرکت کلمات، ویژگی مفردات حروف و اشکالات طراحی، ایرادات املایی و اجراییِ کتیبه می پردازد، سپس با مقایسه کلمات باقی مانده از کتیبه مسجد جامع هفتشویه با این کتیبه ابتدا نتیجه گرفته می شود که به دلیل قرابت مسافت و زمان و همچنین نزدیکی فرهنگی این دو منطقه با یکدیگر و سالم بودن کتیبه پیربکران، و شباهتهای طراحی و نگارشی باید طراح هر دو کتیبه یکی باشد. پس با الگوبرداری از کتیبه پیربکران به باز طراحی کتیبه صلوات کبیره در مسجد جامع هفتشویه اصفهان پرداخته می شود. برای این کار ابتدا از کتیبه پیربکران تصویر برداری دقیقی صورت گرفت، سپس با استفاده از نرم افزار طرح پیاده شده وبدینوسیله کلمات مفقوده کتیبه هفتشویه عینا از کتیبه پیربکران برداشت و بر مسیر حرکت کتیبه (پیچیده حلزونی خلاف عقربه های ساعت) قرار داده شده و بر روی قاب آسیب دیده و ناقص کتیبه هفتشویه بازطراحی شد. بدین ترتیب تصویر مناسبی از کتیبه در اختیار مرمتگران قرار می گیرد، و با توجه به به تفاوت های این کتیبه با پیربکران، معانی نهفته در طراحی مسجد هفشویه آشکار میشود.