میاده علیقی، مسعود نظامابادی، حسن فاضلینشلی، دوره 9، شماره 1 - ( 5-1405 )
چکیده
روند مطالعات دیرینانگلشناسی طی دو دههی اخیر در ایران سرعت و وسعت یافته است. با این حال گسترش پژوهش های دیرینانگلشناسی در فلات ایران در این سال ها با چالشهایی همراه بوده و نتایج محدودی از آن منتشر شده که یکی از دلایل آن میزان بالای تخریب ریزماندهای زیستی در اقلیم قریب به اتفاق محوطه های باستانی ایران است. مهم ترین یافتههای دیرینانگلشناسی در ایران تاکنون از محوطه هایی با سطح حفظکنندگی بالا همچون معدن نمک چهرآباد زنجان بوده است که یافتههای متعددی از بقایای زیستی و به خصوص مومیایی مردان نمکی از آن گزارش شده است. تدفینهای کاوش شده عصر آهن در شهنهپشته نیز حاوی اسکلتهای انسانی در این محوطه بود که فرصتی برای آزمون نمونه های رسوب خاک برداشتشده از مجاورت اندامهای اسکلتی، تحت بررسی میکروسکوپی در آزمایشگاه فراهم ساخت. این مطالعه با هدف ارزیابی شواهد بالقوهی حضور انگلها به عنوان نشانههای اغلب ماندگار و قابل تحلیل از میزان سلامت، سطح بهداشت فردی و اجتماعی و حتی شیوههای تغذیهی پیشینیان ساکن در محوطهی باستانی شهنهپشته انجام شد. اگرچه در طی این آزمایشات، شواهدی قطعی از حضور بقایای گونههای انگل داخلی شناسایی نشد، اما گونههایی از نماتودها، هیرهها و یک مورد از پالینومورفهای مشابه با تخم آسکاریس مشاهده گردید. همچنین با توجه به محدود بودن یافتهها و ریزماندهای زیستی قابل بازیابی در محوطهی شهنهپشته به بررسی اهمیت و نقش تعیینکنندهی شرایط محیطی، اقلیمی، زمینشناختی و ویژگی های خاک در فرآیندهای تافونومیک و موثر بر ماندگاری یا تخریب ریزماندهای زیستی در این محوطه پرداخته شد. مطالعهی حاضر و یافتههای این پژوهش بر ضرورت توسعهی رویکردهای میانرشتهای و بهرهگیری از فنآوریهای نوین در زمینههای زیستباستان شناسی و دیرینانگلشناسی تأکید می کند.