جستجو در مقالات منتشر شده


1 نتیجه برای ناصری

حمید فدایی، فردین ناصری،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

تخت‌جمشید یکی از شاخص‌ترین محوطه‌های سنگی برجای مانده در ایران و جهان است که آداب، فرهنگ و رسوم ایرانیان باستان را به نمایش می‌گذارد و از حیث معماری ساختاری و زیبایی بصری قابل توجه است. تالار صدستون بزرگترین تالار ستون‌دار تخت‌جمشید پس از آپادانا است که در مجموعه تختگاه و به زیبایی تمام با یکصد‌ستون مرتفع  خودنمایی می‌کرده و امروزه عمدتاً بقایای پایه‌ستون‌های آن در مکان اصلی خود در این کاخ به‌جای مانده است. قطعات متعدد سنگ متعلق به دیگر اجزای ستون‌ها  نیز همچون قطعات قلمه‌ستون، شالی‌ستون و گل­ستون نیز به‌صورت پراکنده در فضای باز تالار اصلی کاخ و در معرض عوامل آسیب‌رسان طبیعی قرار دارند؛ از این رو اضطرار اقدامات حفاظتی را می‌­طلبند. پژوهش حاضر بر روی یکی از پایه‌ستون‌های این کاخ (پایه‌ستون 4D) متمرکز بوده و  ضمن مطالعات کتابخانه­‌ای، میدانی و آنالیزی و اجرای برنامه اضطراری حفاظت سعی دارد آهنگ الگوی تخریب را در این پایه‌ستون آهسته‌تر کند. در گذشته عمده مرمت­‌های انجام شده در تخت‌جمشید با مصالح ماسه سیمان بوده­است ولی با تغییر در دیدگاه‌ها و مبانی نظری حفاظت از سنگ، استفاده از سیمان به‌دلیل تفاوت ضریب جذب و دفع آب، ضریب انبساط و انقباض و بازگشت‌ناپذیری منسوخ شده است. نتایج آنالیزهای XRD حاکی از آن است که اکسید کلسیم دارای بیشترین مقدار در نمونه‌ها است، همچنین مقدار اندکی سیلیکات، آلومینیوم و آهن در ترکیب سنگ‌ها یافت شده است. سایر اکسید‌ها به عنوان عنصر فرعی نیز به مقدار بسیار کم وجود دارند و نوع سنگ‌های به‌کار رفته در اثر از جنس سنگ آهک با خلوص خوب و کم سیلیس است. از دستاوردهای این پژوهش استفاده از مصالح بر پایه آهک هیدرولیک موسوم به "لدان" است که در ترکیب با مواد افزودنی و پرکننده در بخش‌های کمبود و دارای شکستگی فعال اجرا شده است. اجرای این ملاط حفاظتی که تناسب زیادی با سنگ‌های آهکی دارد باعث شده که درزه‌ها و شکستگی‌های سنگ در برابر نفوذ عوامل رطوبتی مقاومتر عمل نمایند و نرخ فرسایش به طرز چشم‌گیری کاهش یابد.


صفحه 1 از 1