حمام حاج صالح که در بافت قدیمی شهرستان سقز بناشده مربوط به دوره زندیه است. درب ورودی آن در بازار روز این شهر قرار دارد. سبک ساخت این بنا اصفهانی و دارای تزئینات آهکبری منحصربهفردی است. یکی از نقوش آهکبری زیبا و دارای اهمیت در این بنا نقش شکارگاه است که دچار تخریب زیادی شده و مشتمل بر سه لایه شامل دولایه آهکی و یک لایه رنگ است. در این پژوهش با یک بررسی آزمایشگاهی به شناخت فنی مصالح بکار رفته در لایههای سازنده آهکبری مذکور پرداخته و سپس در ادامه آسیبهای وارده به اثر موردبررسی قرار گرفت. در ادامه هم به شرح عملیات حفاظت و مرمت نقش شکارگاه پرداختهشده که در این مرحله پس از تمیزکاری به روش مکانیکی و شیمیایی، قسمتهای طبله کرده بهوسیله تزریق ترکیب دوغاب گچ (گچ دندانپزشکی) با پلکسیتول 5% در آب، با کمک گرفتن از روش بالشتکی این قسمتها به سطح تکیهگاه چسبانده شده و استحکامبخشی گردید. در ادامه قسمتهای کمبود با استفاده از ترکیب گچ با پلکسیتول 5% بازسازیشده و با آبرنگ موزونسازی قسمتهای بازسازیشده و رنگرفتگیها انجام گرفت و در پایان با پلکسیتول 5% کل اثر تثبیت نهایی شد.
شهر سوختهی سیستان یکی از کلیدیترین و مهمترین محوطههای واقع در جنوب شرق ایران بوده که آغاز استقرار در این محوطه همزمان با عصر مفرغ (3200 ق.م) است. این محوطه با مساحتی در حدود 151 هکتار، که 120 هکتار آن دارای آثار و بقایای مادی و فرهنگی بوده، متشکل از سه بخش اصلی منطقه بزرگ مرکزی، منطقه صنعتی و منطقه گورستان است. نتایج حاصل از کاوشهای مختلف نشاندهندهی چهار دوره فرهنگی- استقراری (I-IV) در این منطقه است که به یازده فاز تقسیمشده است. سفال بهعنوان بیشترین و فراوانترین دادهی فرهنگی- تاریخی است که در اکثر محوطههای باستانی جنوب شرق ازجمله شهر سوخته نیز بهدستآمده که از اهمیت بالایی در مطالعات باستانشناسی برخوردار است و تنها شیء باستانی است که طی هزاران سال بدون تغییرات عمیقی به دست ما رسیده است. باستانشناسان بر این باورند که بیشتر سفالهای بهدستآمده، در شهر سوخته و در کارگاههای محوطههای اقماری آن ساختهشدهاند که برای سنجش این فرضیه، پژوهش حاضر بر اساس مطالعات آزمایشگاهی همچون مطالعهی مقاطع نازک پتروگرافی با استفاده از میکروسکوپ پلاریزان (OPM) و پراش پرتوی ایکس به روش پودری (XRPD) بر روی سه نمونه از سفالهای نخودی شهر سوخته بهدستآمده از گور شمارهی 8525 NFB انجام شد، که بر اساس نتایج آزمایشهای موجود و تطبیق آن با زمینشناسی منطقه موردمطالعه مشخص شد که سفالهای نخودی این محوطه بومی میباشند. همچنین بر اساس مطالعه ساختارشناسی و وجود دانههای کلسیت دمای پخت 800 درجه سانتیگراد و برای نمونههای دیگر میتوان دمای حدود 900 درجه سانتیگراد را پیشنهاد داد.
خاتمکاری نوعی تزئین است که با کنار هم قرارگیری مثلثهایی از جنس چوب، استخوان و فلز که بهطوری استادانه نقوش هندسی را تشکیل میدهند، ایجاد میشود. اثر مورد بحث آینهایی چهارگوش بوده و دارای مالکیت شخصی و منسوب به دورهی قاجار است. با توجه به آزمایشهای انجام شده برای شناسایی مواد تشکیل دهندهی اثر، مشخص شد که چوب (کاج ایرانی، صنوبر یا همان تبریزی و چنار)، استخوان و فلز (نقره و برنج) بوده که مثلثها از جنس فلز برنج و استخوان و چوب و لاهای استفاده شده از جنس نقره و زیرساخت از جنس چوب، است. آسیبهای وارده بر روی اثر عبارتاند از تشکیل محصول خوردگی در قسمتهایی که فلز نقرهکار شده، تیره شدن جلا، اعوجاج و جدایش اتصالات در زیرساخت و اعوجاج و جدا شدن و ریختگی در بعضی از قسمتها که این آسیبها، باعث از هم پاشیدگی نقوش نیز شدهاند. پس از حذف تعمیرهای نادرست قبلی و پاکسازی جلای تیره شده و تابگیری اعوجاج زیرساخت و تابگیری تزئینات خاتم، بازسازی، موزونسازی و استحکامبخشی نهایی صورت گرفته است.
لیلی نعمانی خیاوی، علیرضا امیری باغبادرانی، ناصر زواری، دوره 4، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
کتیبههای تاریخی، بهویژه در بناهای مذهبی و آموزشی، از نمادهای برجسته و بیبدیل میراث فرهنگی و تاریخی بهشمار میآیند. یکی از این کتیبهها، واقع در مدرسه طالبیه تبریز، نمونهای بینظیر از هنر خوشنویسی و معماری اسلامی ایران است. این آثار حجاری، با نگارش و متونی که در خود جای دادهاند، حامل پیامهایی عمیق از تاریخ، فرهنگ و وضعیت اجتماعی و سیاسی دوران خود به شمار میروند. در این مقاله، به بررسی دقیق و خوانش کتیبه سر در مدرسه طالبیه واقع در ورودی بازار سرپوشیده تبریز پرداخته میشود؛ کتیبه که به خط ثلث نگاشته شده، علاوه بر ارزشهای هنری و معماری، اطلاعات مهمی پیرامون وقفنامهها و سفارشات حکومتی آن دوران ارائه میدهند. کتیبهی مذکور که در سال ۱۲۱۶ هجری قمری به دستور حاکمان وقت تبریز و به امضای شخصیتهای برجسته تحریر شده است، حاوی مفاهیم حقوقی و دینی مهمی است که ابعاد معنوی و اجتماعی آن زمان را بازتاب میدهد. این تحقیق از دیدگاه زبانشناسی، کتیبهشناسی و تحلیل دلالات تاریخی به معرفی و تبیین پرداخته و در تلاش است تا با دیدگاه عمیق اقدامات صورت گرفته بر روی این اثر از جمله موزونسازی رنگی انجام شده، مفاهیم پیچیده آن را آشکار سازد. مهمترین سؤالات پژوهش عبارت است از: متن و نوشتههای کتیبه سردر مدرسه طالبیه تبریز چیست و راوی چه اطلاعاتی است؟ تغییرات اتفاق افتاده بر کتیبه سردر مدرسه طالبیه تبریز چیست؟ چگونگی استنساخ سنگنوشته با امکان دریافت بیشترین اطلاعات از این اثر؟ برای دستیابی به پاسخ این سؤالات، علاوه بر مطالعات تاریخی، بررسیهای میدانی، روشهای نوین مستندسازی شامل فتوگرامتری و طراحی دیجیتال متن کتیبه انجامشد که پس از انجام مراحل ذکر شده، خوانش مجدد متن کتیبه به همراه بررسی روند تغییرات آن در طول زمان به دست آمد چرا که حفظ و نگهداری این میراث فرهنگی میتواند راهگشای پژوهشهای آتی در حوزه مرمت و تاریخ هنر اسلامی باشد.
پارچههای قلمکار دوره ی قاجار متعلق به کاخ گلستان برای مدتهای مدیدی به صورت تا شده در صندوقهای چوبی مخازن اقرار داشت. لذا در جهت جلوگیری از آسیبهای فیزیکی و بیولوژیک پارچهها، فرایند ساماندهی و مرمت آنها مورد بررسی قرار گرفت. شیوهی انتخاب این طرح با مطالعات کتابخانهای و انجام آنالیزهای مورد نیاز صورت گرفته و دادههای حاصل از آنالیزها بصورت کمی در طول مقاله به شرح آن پرداخته میشود فعالیتهای صورت گرفته در راستای اهداف پروژهی مذکور بدین شرح است پس از عکاسی و مستندسازی، اقدام به تهیه شناسنامه فنی و مرمتی کار نموده و شماره اصولی درج شده بر پارچهای مقال نخی به پارچه قلمکار دوخته شد پاکسازی و غبار روی صاف کردن خطوط ناشده برای جلوگیری از تغییر شکل پارچه و آسیب فیزیکی در نقاط تا خورده انجام شد میزان اسیدیته اثر یا pH آن با نوارهای pH سنج بررسی شده بر روی برخی پارچههای قلمکار، کشت الخارج صورت گرفت و همچنین کشت نیز بر صندوق نگهداری پارچههای مخزن جدیدتر و مخزن نگهداری پارچهها انجام شد. آزمون ایمشناسی نیز جهت تشخیص ساختاری از پارچه انجام شد. نتایج آنالیزهای انجام شده گویای این است که pH پارچه ها در محدوده ی خشی قرار دارد. تالیز کشت قارچ نشان داد که قارچ آسپرژیلوس نایجر بر یک اثر و درب صندوق چھی نگهداری آثار رشد کرده است با توجه به خطرناک نبودن این نوع قارچ هوادهی منظم دورهای پیشنهاد شد. آنالیز الیافخانی نیزلیف سلولزی پیهای را نشان داد نهایتا پارچههای قلمکار با پارچهی نخی متقال پوشش دهی شده با ریسمانهای نخی در جای خود ثابت شدند. نگهای شناساییتر به آن متصل شده و با تمهیدات و دلت کافی به مخزن استاندارد کاخ گلستان انتقال یافت همچنین راهکارهای حفاظتی و مرستی جهت نگهداری آثار در بهترین شرایط ممکن ارائه شد.
نقش برجستهها و کتیبهها از مهمترین مستندات تاریخی هستند که به شکلی حامل روایات متنوعی اعم از جنگ، پیروزی، فتح، وقوع رویدادی خاص و یا یادواره میباشند که بهطور بیواسطه و شفاف، نمایانگر برهه خاصی از تاریخ هستند. در طول زمان بشر با دانستن خاصیت مقاومت و شکلپذیری سنگ، گزارش وقایع را به شیوههای متنوعی، بر روی این ماده ارزشمند ثبت کرده است. این فرایند بهطور ابتدایی با ترسیم نقوش ابتدایی در صخرههای طبیعی آغاز شده و سپس با هدف ثبت وقایع زمان بهصورت حجاری ادامه یافته است. در ابتدا بهصورت صخرهکند در طبیعت بکر و با خطوطی مانند میخی انجام شده و سپس با پیشرفت مهارت و ابزار، با جزئیات و هنرنمایی بیشتر، در قالب کتیبهها یا نقوشکنده تزئیناتی در آمده است. مقاله حاضر شامل استنساخ جدیدی از سنگ کتیبه سردر مجموعه مسجد و مدرسه حسن پادشاه واقع در بخش مرکزی شهر تبریز، استان آذربایجان شرقی در میدان صاحبالامر و زیرمجموعه بازار جهانی سرپوشیده است که بر بدنه سنگی مربوط به اواخر سدهی هشت ه.ق نقر شده است. بر روی این کتیبه نقوشی با خط ثلث کندهکاری شده و به سبب عوامل گوناگونی دچار آسیبهایی شده است. مهمترین سؤالات این پژوهش عبارت است از: متن و نوشتههای کتیبه سردر مجموعه حسن پادشاه تبریز چیست و راوی چه اطلاعاتی است؟ این کتیبه چه تغییراتی را از سر گذرانده است؟ استنساخ این کتیبه با هدف دریافت بیشترین اطلاعات از آن چگونه انجام میشود؟ برای دستیابی به پاسخ این سؤالات، علاوه بر مطالعات تاریخی و باستانشناسی، بررسیهای میدانی، روشهای نوین مستندسازی شامل فتوگرامتری و طراحی دیجیتال انجام شد. پس از انجام مراحل ذکر شده و خوانش متن کتیبه، روند تغییرات صورت گرفته در طول زمان بررسی و مطالعه شد.