دکتر محسن کشاورز، دکتر محمد منگلی، دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده
آموزش در حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی، نقشی بنیادین در حفظ میراث فرهنگی دارد. با توجه به حساسیت موضوع و پیچیدگیهای علمی، فنی، و فرهنگی، طراحی برنامههای درسی در این حوزه باید بر پایه اصول نظری قوی و تجارب موفق جهانی استوار باشد. در دهههای اخیر، کشورهای مختلف با توسعه برنامههای تخصصی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، تلاش کردهاند تا نیازهای حرفهای این رشته را پاسخ دهند. با این حال، تفاوتهای فرهنگی، فنی و ساختاری در این برنامهها، بررسی تطبیقی و نقد مدلهای برنامهریزی درسی را ضروری میسازد. حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی، یکی از حوزههای میانرشتهای است که نیازمند طراحی دقیق و هدفمند برنامههای درسی برای تربیت متخصصان این حوزه میباشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی مدلهای برنامه درسی و تحلیل تطبیقی تجربههای جهانی در آموزش حفاظت و مرمت انجام شده است. گرچه در ایران چنین تجاربی نهادینه نشده و به ندرت توسط برخی اساتید از این الگوها استفاده میشود اما تداوم نداشته و به نظر میرسد به صورت موقت در یکی دو ترم بهکار گرفته شده است و هنوز روش سنتی آموزش رواج دارد. در این راستا، در این پژوهش ابتدا به معرفی مدلهای نظری برنامه درسی مانند مدل استاد شاگردی، یادگیری خدمتمحور، پراکسیس و یادگیری مبتنی بر نتایج پرداختهشده و سپس با بررسی تطبیقی برنامههای آموزشی در دانشگاههای مختلف، نقاط قوت، ضعف و الگوهای اثربخش شناسایی گردید. یافتهها نشان میدهد که برنامههای موفق، تعادلی بین آموزش نظری، عملی، و رویکردهای بینرشتهای برقرار کردهاند. بر این اساس، پیشنهاد میشود در بازنگری برنامههای آموزشی در ایران، از تجارب بینالمللی که الگوهای مختلف و گاهاً ترکیبی را به کار گرفتهاند با در نظر گرفتن بافت بومی استفاده شود.