خاتمکاری نوعی تزئین است که با کنار هم قرارگیری مثلثهایی از جنس چوب، استخوان و فلز که بهطوری استادانه نقوش هندسی را تشکیل میدهند، ایجاد میشود. اثر مورد بحث آینهایی چهارگوش بوده و دارای مالکیت شخصی و منسوب به دورهی قاجار است. با توجه به آزمایشهای انجام شده برای شناسایی مواد تشکیل دهندهی اثر، مشخص شد که چوب (کاج ایرانی، صنوبر یا همان تبریزی و چنار)، استخوان و فلز (نقره و برنج) بوده که مثلثها از جنس فلز برنج و استخوان و چوب و لاهای استفاده شده از جنس نقره و زیرساخت از جنس چوب، است. آسیبهای وارده بر روی اثر عبارتاند از تشکیل محصول خوردگی در قسمتهایی که فلز نقرهکار شده، تیره شدن جلا، اعوجاج و جدایش اتصالات در زیرساخت و اعوجاج و جدا شدن و ریختگی در بعضی از قسمتها که این آسیبها، باعث از هم پاشیدگی نقوش نیز شدهاند. پس از حذف تعمیرهای نادرست قبلی و پاکسازی جلای تیره شده و تابگیری اعوجاج زیرساخت و تابگیری تزئینات خاتم، بازسازی، موزونسازی و استحکامبخشی نهایی صورت گرفته است.
مجسمههای فضای باز (روباز) یا مجسمههای شهری بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی ، علاوه بر زیباسازی فضا، نقش مهم انتقال پیام به ناظران و هویتبخشی به معابر را ایفا مینمایند. تآبآوری این سازهها مورد تهدید عوامل جوی، انسانی و زیستمحیطیست و در گذر زمان دچار فرسایش میگردند.در یک نمونه موردی، فضولات پرندگان، مجسمه برنزی نادرشاه افشار در مشهد را دچار آسیب و خردگیهای متعدد نمودند. متاسفانه بعد از مرمت مجسمه نادرشاه و صرف هزینههای زمانی، اقتصادی بسیار زیاد، تهدید پرندگان هنوز پابرجا مانده است. هدف از این پژوهش، بازشناسی تجارب دانش بومی در جهت دفع پرندگان، مقایسه الگوهای کهن و تکنیکهای مدرن دفع پرندگان، یافتن زمینههای همافزایی مطالعات مردمشناسی، دانش حفاظت آثار تاریخی و طراحی شهری است. سوال اصلی پژوهش در مورد میزان انعطافپذیری راهکارهای بومی برای حل معضل حفاظت مجسمههای شهری فلزی از آسیب پرندگان است. به این منظور پژوهشگر با روش توصیفی/ تحلیلیبه استخراج الگوهای دانش بومی و بنیانهای عقلانیت زیستمحیطی دانشوران محلی در دفع پرندگان پرداخته و به مقایسه آن با شیوههای مدرن اقدام کرده است. این الگوها شامل: 1- الگوی محرومیت از لانهسازی، استقرار و غذا 2- الگوی صدا هراسی3- الگوی وحشت از حرکت اشیاء 4- الگوی خیرگی چشم پرندگان 5- الگوی رنگ هراسی (هراس پرندگان از رنگی خاص) 6- الگوی بو هراسی (هراس پرندگان از بویی خاص) هستند. نتایج نشاندهنده درجات بالای فهم اکولوژیک دانشوران محلی و انعطافپذیری گسترده دانشهای بومی در دفع پرندگان است. دانشوران بومی حوزه کشاورزی طی قرنها مبارزه با پرندگان به عقلانیت زیست محیطی و دانش تجربی رفتارشناسی دست یافتهاند. این روشهای بومی، دوستدار محیط زیست، اقتصادی، قابل دسترس، ماندگار و تجدیدپذیر در مقایسه با روشهای مدرن دفع پرندگان از مجسمههای فضای باز هستند. پژوهش حاضر به اهمیت همافزایی سه دانش طراحی شهری، حفاظت و دانش میراثی بومی تاکید دارد.