مریم عسکری آرامی، محمدتقی آشوری، شهرزاد امینشیرازی، فاطمه علیمیرزایی، دوره 2، شماره 3 - ( Special issue 1398 )
چکیده
اقلام جانبی پوشاک محلی مانند یک کلاه جزئی از لباس است و بیشک کلاهها از مهمترین اجزای پوشاک محلی و تاریخی زنان و مردان است. گستردگی و تنوع وسایل جنبی لباس ازجمله کلاهها باعث میشود که نتوان یکراه حل ساده و عمومی برای آنها ارائه داد. چنانچه اقلام جانبی پوشاک به شکل غیراصولی به نمایش گذاشته و یا انبار شوند، در اثر تاخوردگی، آلودگیهای محیطی، دمای نامناسب، وجود گردوغبار و نور نامناسب و غیره موجب میشود که به آثار آسیبهای جدی و جبرانناپذیری واردشده و موجب تغییر در بافت و شکل آنها شود. برخورد منحصربهفرد با آثار و انتخاب شیوه مناسب در حفاظت، نمایش و انبارش با توجه به جنس و فرم هر کلاه و نوع آسیب وارده میتواند عامل مهم حفاظتی بشمار آید. همچنین انبارش اصولی و بهرهگیری از روشهای نمایش مناسب میتواند کلاهها را از بسیاری از عوامل که منجر به تخریب آنها میشود محافظت کند، لذا این مقاله به توصیف عملیات انجامگرفته بر روی کلاههای مجموعه مردمشناسی میپردازد و حاصل این مطالعات منجر به اجرای طرح حفاظت مجموعه کلاههای مردمشناسی گردید. در این طرح پاکسازی سطحی و مکانیکی و نیز استحکامبخشی کلاهها انجامشده و در ادامه پیشنهادهای لازم در مورد نحوه مطلوب انبارش و نمایش این مجموعه ارائه گردید.
مرضیه چِلبی، محمدتقی آشوری، شهرزاد امینشیرازینژاد، فاطمه علیمیرزایی، دوره 2، شماره 4 - ( Special issue 1398 )
چکیده
مخازن مجموعههای فرهنگی جز اصلی شاکله یک مجموعه فرهنگی، علمی و تحقیقاتی محسوب میشوند که لزوم پرداختن به عملکرد آنها و نیز بهینهسازی و تجهیز مخازن برای نگهداری بهتر آثار و همچنین جلوگیری از تخریب و آسیب اشیا در آنها بیش از هرچیز به چشم میخورد. اهمیت مخازن از این جهت است که بیشتر آثار و اشیا یک مجموعه در مخزن آن نگهداری میشود. پس لازم است مخازن از لحاظ حفاظت و امنیت از سطح بالایی برخوردار باشند و از این سو نیاز به مراقبتهای دائمی دارند. در این مقاله، مخزن بافتههای پژوهشکده مردمشناسی با دارا بودن حجم وسیعی از بافتهها متعلق به اقوام و فرهنگهای مختلف ایران که از ارزش و اهمیت ویژهای برخوردار است بهصورت پایلوت مورد بررسی قرار گرفته است. مخزن کنونی مناسب نگهداری این مجموعه نیست و باید با توجه به حساسیتهای خاص بافتهها و استانداردهای موجود، طراحی و بازسازی شود و با اجرای صحیح آن محیط نگهداری اشیا مطلوب و استاندارد شود. هدف از این مقاله بهبود وضعیت مخزن نگهداری گنجینه پوشاک مردمشناسی از طریق طراحی جدید با توجه به استانداردهای حفاظت پیشگیرانه است. روش مطالعه این پروژه استفاده از منابع کتابخانهای، بهرهگیری از نتایج پروژههای مشابه است. فساد و زوال در مورد اشیا امری گریزناپذیر است خصوصا اشیایی مانند بافتهها که از حساسیت بالایی برخوردارند و نیاز به مراقبت و توجه بیشتری دارند. اجرای طرح انبارش و کنترل شرایط محیطی میتواند به طول عمر بافتههای این مجموعه ارزشمند کمک شایانی کند و این روند را کندتر کند.
حفاظت و مرمت مجموعههای باستانشناسی معمولاً به سبب ناپایداری و بعضا حساسیت اشیاء در کار مرمت همواره روالی پیچیده در کار مطالعات پایه و آسیبشناسی را میطلبند. از آنجا که آثار سفالین نسبت به دیگر جنسیتها پایدارتر میباشند بعد از بررسی اولیه در خصوص میزان استحکام و سختیسنجی رسوبات سطحی و بررسی وجود شوره، چنانچه مسئله خاصی وجود نداشته باشد قابل مرمت میباشند در این گزارش به معرفی و شرح فرایند حفاظت و مرمت تعدادی از سفالینههای مجموعه مردان نمکی زنجان میپردازیم که در پی هماهنگیهای انجام شده جهت انجام عملیات حفاظت و مرمت از موزه ذوالفقاری زنجان به بخش سفال پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی منتقل شدند. این اشیاء که بعضا در محل کاوش پاکسازی و به صورت موقت وصالی شده بودند، مورد بازبینی کامل قرار گرفتند به این ترتیب که تمامی وصالیها باز شد قطعات به تفکیک با استفاده از انواع روشهای مکانیکی و شیمیایی پاکسازی شدند و پس از قطعهیابی صحیح مجدداً وصالی انجام شد؛ و در نهایت قسمتهایی که نیاز به بازسازی داشتند با پیروی از الگوی طراحی شده برای این مجموعه و لحاظ کردن مبانی مرمت با گچ بازسازی شدند.
عصر آهن در ایران ۱۴۵۰ ۵۵۰ ق.م) و فراتر از آن معرف دورهای است که در مراحل تکاملی شاهد تحولات مهم اجتماعی فرهنگی اقتصادی و تکنولوژیکی بوده است. زوار مور محوطه استقراری از دوره آهن در دشت ورامین در منطقه مرکزی ایران است که در دهههای گذشته کاوشهای متعددی در این منطقه توسط باستانشناسان مختلف انجام شده است. در کاوش سال ۱۳۹۷ انجام شده در منطقه زواره ور تعدادی سفال خاکستری مربوط به تدفین بدست آمده است. با توجه به پراکندگی گورستانهای عصر آهنی و مطالعات فنی محدودی که در خصوص این آثار انجام شده است. آگاهی ما از نحوه تولید این آثار همچون بافت عناصر تشکیل دهنده و فرایند تولید از اهمیت بسیاری در شناخت تولید و فناوری سفالگری این دوره خاص برخوردار است. بنابراین نتایج حاصل از مطالعات آزمایشگاهی با استفاده از تکنیکهای مکمل میتواند راهگشای دستیابی به فرایند تولید این آثار باشد. در این پژوهش تلاش شد تا با اطلاعاتی که از مطالعه ۹ نمونه سفال عصر آهنی این منطقه با استفاده از روشهای آنالیز طیفسنجی جرمی پلاسمای جفت شده القایی (ICP-MS) و مطالعه کانی نگاری مقطع نازک (Petrography) شناخت دقیقتری برای انجام مطالعات تطبیقی و منشاء تولید محلی این آثار فراهم کرد. نتایج نشان داد که فازهای اصلی سفالهای مورد مطالعه با رنگ خمیره خاکستری بر اساس کانی نگاری کوارتز Quartz سیلیس SiO2 ، کلسیت Calcite هستند. نتایج ICP-MS نیز تا حدود زیادی توانست بخشی از مشاهدات حاصل از تحلیل سنگنگاری را تأیید کند. البته بخش بزرگی از خوشه بندی شیمیایی سرامیک ناشی از ناهمگونی در ترکیبات عنصری از تفاوت در منابع رسی مورد استفاده ناشی نمیشود همچنین خاکهای مورد مطالعه از نظر عناصر کم مقدار شباهت زیادی با نمونه سفالها دارد و می توان گفت که محلی بودن آنها را تأیید میکند.
حفاظت از آثار تاریخی دو وجه دارد، وجهی که بعد مادی اثر را مدنظر قرارمیدهد و وجهی که ارزشهای معنوی، هنری، تاریخی و زیباییشناسی آنها را لحاظ میکند. بنابراین، معرفی، مستندسازی و ثبت آثار مختلف تاریخی بهعنوان بخشی از فرایند حفاظت و مرمت، علاوه بر اینکه با نقش ترویجی که در فراهمکردن درک و شناخت از ارزشهای هنر و فرهنگ برعهده دارد و موجب حفاظت و کمک به احیاء آنها نیز میشود. در این پژوهش تلاش شدهاست که با معرفی مجموعه کاشیهای پایگاه میراث جهانی تختسلیمان بهعنوان یکی از مجموعههای ارزشمند هنر ایرانی که از قدمت و تنوع بالایی برخوردار است، این نیاز حفاظتی را پوشش دادهشود. برای دنبالکردن این هدف از روش توصیفی و تحلیلی، و بررسی و گردآوری مستندات میدانی و مطالعات کتابخانهای بهره گرفتهشد. در نتیجه این مطالعه بیش از 5400 کاشی شامل انواع کاشیهای نفیس زرینفام در اشکال و نقوش متنوع، کاشی لاجوردی، فیروزهای، طلاچسبان با نقوش برجسته، کاشیهای هندسی، نمونههای کاشیهای تکرنگ و برخی آجر کاشیها شناساییشد.
این مقاله ضمن اشاره به پارهای از اصول و قواعد حفاظت و مرمت آثار سفالین فرآیند فناورانه بازسازی دو خمره ساسانی را طی گزارش مکتوب و مصور مورد بررسی قرار میدهد و تفاوتهایی که در انتخاب مواد و روش درمان به دلایل مختلف ایجاد شده است را شرح میدهد. خمرههایی مورد اشاره از کاوش سال ۱۳۹۶ دشت ورامین به سرپرستی آقای دکتر حصاری به دست آمدهاند و در کارگاه حفاظت و مرمت سفال پژوهشکده با حضور تعدادی از دانشجویان رشته حفاظت و مرمت آثار تاریخی فرهنگی مرمت و بازسازی شدهاند.
حفاظت از آثار تاریخی به عنوان حرفه ای که ارتباط مستقیم با تاریخ و فرهنگ جاری در زندگی فردی و اجتماعی افراد جامعه دارد، مأموریت و مسئولیت سنگینی در برابر سازندگان و صاحبان آثار در گذشته، حال و آینده عهدهدار است. از سویی علی رغم تعدد تفکرات خواستهها و رویکردهای گوناگون فعالیتی است که باید در یک چهارچوب علمی و نظری مشخص صورت پذیرد. حفاظتگران ضمن توجه به این چهارچوب مشخص بایستی ملاحظات اخلاقی خاصی را نیز مدنظر قرار دهند. این ملاحظات نه تنها برای حفظ کیفیت و روشن بودن خط مشی فعالیتها برای خود حفاظت گران و جامعه مخاطب ضروری هستند آنها را از پیامدهای اخلاقی اعمال شان و نیز معیارهای اخلاقی که برای ارزیابی آن اعمال استفاده میشوند، آگاه میسازند. این ملاحظات اخلاقی به صورتهای مختلف در نظریهها و اسناد حوزه حفاظت و مرمت در سیر تکامل این حرفه مورد توجه قرار گرفته اند. در این پژوهش تلاش شده است تا ضمن ارائه تعاریف و مفاهیم اولیه مرتبط با موضوع مثالهایی از قواعد (کدهای اخلاقی حرفه حفاظت با رویکرد تفسیری ارائه شود. هدف از این پژوهش شناخت جایگاه و کار کرد اخلاق در فرایندهای حفاظت و مرمت و برخی ملاحظات اخلاقی در مواجهه با آثار است. برای این منظور سند رفتار اخلاقی تهیه شده توسط برخی از مؤسسات حفاظتی همچون مؤسسه آمریکایی حفاظت (AIC) انجمن کانادایی حفاظت (CAC) کمیته حفاظت از شورای بینالمللی موزهها (ICOM-CC)، کنفدراسیون اروپایی سازمانهای حفاظتگر ECCO) مؤسسه انگلیسی حفاظت (UKIC) به عنوان مطالعات موردی مورد بررسی قرار گرفتهاند. بررسیها نشان داد که این اسناد تلاش دارند مرزهای حفاظت حرفهای را مشخص کنند و هدف اصلی آنها حفاظت از سرمایه عمومی و به دست آوردن سرمایه و تأیید اجتماعی برای این حرفه است. به همین جهت به جای علایق حرفهای بر منافع بشریت تمرکز دارند و اخلاق حفاظت را مبتنی بر توجه به ارزشهای جهانی و تمرکز بر ارزشهای فرهنگی توسعه دادهاند.
مطالعه سازوکار خوردگی برنز باستانی و از جمله آثار برنزی مکشوفه از منطقه پرنمک و مرطوب هرمز به دلیل خوردگی شدید از اهمیت خاص برخوردار است. بر این اساس در این مقاله یک خنجر مفرغی منسوب به حفاریهای منطقه هرمز احتمالاً مربوط به هزاره اول قبل از میلاد، جهت مطالعه رفتار خوردگی متأثر از شرایط محیط مورد مطالعه قرار گرفته است. در این راستا برای ارزیابی باقیمانده مغزه فلزی از روش تصویربرداری اشعه X، بهمنظور ریختشناسی سطح اثر از استرئومیکروسکوپ، برای شناسایی محصولات خوردگی آن از شیمی تر و روشهای دستگاهی پراشسنج پرتوایکس (XRD)و برای مطالعه ریزساختار از میکروسکوپ نوری پلاریزان (PLM) استفاده شده است. تکمیل مطالعات میکروسکوپی بهمنظور مطالعه لایههای خوردگی و بررسی چگونگی توزیع عناصر با استفاده از میکروسکوپ الکترون روبشی مجهز به سیستم تجزیه عنصری (SEM-EDX) صورت گرفته است. نتایج بهدست آمده نشان میدهد بخش اعظم خنجر به محصولات خوردگی اکسیدی مس، قلع و کلریدهای بازی آتاکامیت و پاراتاکامیت در یک ساختار سه لایه خوردگی نوع دوم تبدیل شده است. سازوکار خوردگی خنجر مورد نظر انحلال انتخابی مس، خارج شدن آن به لایههای خارجی و تغلیظ ترکیبات اکسیدی قلع در قسمتهای مرکزی نمونه بوده که با نفوذ آنیونهای کلرید به لایههای خوردگی داخلی همراه شده است. پدیده مذکور باعث باقی ماندن طرحوارهای از دانهبندی و دوقلوییهای حرارتی در لایههای خوردگی اکسیدی داخلی شده، ضمن اینکه تهنشستهای دورهای ترکیبات اکسیدی مس و قلع بهصورت ساختار لایهای به تشکیل یک محلول کلوئیدی از نمکهای مس و قلع در زیر خاک اشاره دارد.