یاسین صدقی، سید محمدامین امامی، نصیر اسکندری دامنه، دوره 1، شماره 1 - ( ویژهنامه شماره 1.1 1397 )
چکیده
در پژوهش حاضر سعی شده است تا با بررسی و مطالعه هفت قطعه از سفالینههای فرهنگ علیآباد (هزاره چهارم پ.م.) محوطهی مختارآباد شهداد به بررسی و مطالعهی شباهتها و تفاوتهای ساختاری و کانیشناسی آنها، شناخت مواد خام و مصرفی و درنهایت منشأ و فن ساخت آنها پی برد. برای این منظور از روشهای مطالعه مقطع نازک پتروگرافی و پراش پرتو ایکس استفادهشده است. تمامی سفالها دارای پتروفابریک مشابه و رسی ریزبلور همگن هستند. سفالها از منظر کانیشناسی دارای دانههای مشابه قطعات کوارتز خردشده با لبههای تیز، پلاژیوکلاز با ماکلهای پلیسنتتیک و فلدسپات، مسکویت با دانههای ریز، دانههای کربناته و آهکی هستند. با توجه به تشابه تمامی سفالها باهم که دارای منشأیی واحد بوده، با مقایسه با رخنمونهای زمینشناسی منطقه میتوان منشأ بومی و محلی آنها را مورد تأیید و تصدیق قرار داد.
محبوبه عباسآباد عربی، هایده خمسه، یاسین صدقی، دوره 2، شماره 2 - ( ویژه نامه شماره 1398 )
چکیده
تزئینات و نقاشیها جزو ویژگیهای جداییناپذیر معماری ایرانی-اسلامی به شمار میآیند. ازجمله این بناها که پیوسته در حال پیشرفت در آرایهها و تزئینات وابسته به معماری خود هستند، آرامگاهها و بقعههای بزرگان مذهبی میباشند. یکی از این بناها که دارای تزئینات دیواری متنوع است، آرامگاه امامزاده حمزه بن موسی (ع) در روستای دهنه شیرین، شهر اسفراین، استان خراسان شمالی است. در تحقیق حاضر، بهمنظور بازشناخت فن ساخت تزئینات دیواری امامزاده، از روشهای آزمایشگاهی همچون مطالعه مقطع نازک پتروگرافی (OPM) برای شناسایی لایهها و ترکیبات آن و طیفسنجی مادونقرمز تبدیل فوریه (FTIR) برای شناسایی رنگدانههای قرمز و آبی استفادهشده است. آنالیز پتروگرافی چهار لایه مختلف شامل لایه رنگ، بستر، آستر زیرین و آستر فوقانی را در لایههای دیوارنگاره نشان میدهد. در آنالیز FTIR، رنگدانهها قابلشناسایی نبودند و تنها نوارهایی از وجود سولفات کلسیم و کربنات کلسیم در نمونههای موردمطالعه شناسایی شد؛ برای شناسایی دقیقتر رنگدانهها، نیاز به آنالیزهای تکمیلی همچون میکروسکوپ الکترونی روبشی با آشکارساز تفکیک انرژی (SEM-EDX) و پراش سنجی پرتوایکس (XRD)وجود دارد.
استفاده از روشهای غیرمخرب امروزه به یکی از مهمترین مباحث تأثیر گذار در حوزه مطالعات علمی نگاهداشت و مرمت آثار تاریخی تبدیل شده است؛ چراکه به کارگیری این گونه روشها به دلیل احترام به اثر و عدم دخالت ساختاری در آن حجم وسیعی از پژوهشهای این حوزه را در بر گرفته است. به دلیل ارتباط تنگاتنگ این موضوع با ماهیت نگاهداشت و مرمت میراث فرهنگی در این گفتار سعی شده است روشی هدفمند مبتنی بر انتخاب آثار موزهای جهت ارائه و نمایش و یا انبارش در گنجینهها تعریف و بکار گرفته شود از این رو در این مقاله سعی شده است تا به عملکرد گروه موزههای دفینه در قبال آنالیزهای گرفته شده از آثار در اختیارش که بر پایه آنالیزهای غیرمخرب بودهاند پرداخته شود. پژوهشهای صورت گرفته به دو دسته روشهای دستگاهی قابل حمل و روشهای تصویربرداری فنی تقسیمبندی میشوند که در راستای اهداف نگاهداشتی نمایش موزهای و اصالتسنجی آثار موجود تهیه شدهاند. لذا در این مقاله سعی شده تا به اختصار به گزارشی از عمده فعالیتهای صورت گرفته بر مبنای اصول نگاهداشت علمی پرداخته شود.
شهرستان سیستان یکی از مراکز جمعیتی جنوب شرق ایران است. این شهرستان در نزدیکی مرز افغانستان و ایران قرار دارد و از دوره سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان دارای آثاری است که تاکنون مورد توجه باستانشناسان بسیاری قرار گرفته است. کوه خواجه تنها عارضه طبیعی این دشت پهناور است که دارای مجموعه آثاری از پیش از تاریخ تا اسلامی است. مدارک تاریخی نشان میدهد که در دوره اشکانیان بنای یک کاخ با کاربری آیینی و مذهبی در دامنه کوه خواجه تأسیس و این ناحیه از سیستان را به یکی از مکانهای عبادی زردشتیان تبدیل کرده است. بنای این کاخ که تا حدود 1500 میلادی قلعهرستم نام داشته است، با نامهای کاخ رستم، کاخ گندافره، کاخ گاسپار، کاخ سهمغ و قلعه سهمجوس و اخیراً قلعه کافرون و «کهن دژ» نیز نامیده شده است. بهدلیل پیچیدگی لایههای مختلف تاریخی و کمبود مطالعات پژوهشی در این زمینه هنوز بخشهای زیادی از بنا، بهطور ناشناخته باقیمانده است. مسئله اصلی این نوشتار بررسی اثر با تکیه بر اسناد باستانشناسی، مطالعات میدانی و شواهد موجود است. این بررسی برای بازیابی ساختارهای کالبدی بنا که دچار تخریب و تغییراست، انجام شده و ضرورت آن با توجه به پژوهشهای اندکی که در این بنا صورت گرفته است مشخص میشود. بر این اساس پرسشهایی پیرامون، کاربری فضاهای بنا و کالبد بنا در قسمتهای تخریب شده مطرح میشود. این پژوهش به روش توصیفی- تاریخی و میدانی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد بنای کاخ دارای الحاقاتی است که متعلق به زمان بعد از ساخت اولیه بنا استو همین امر باعث از بین رفتن فرم و کالبد اصلی بنا، برهم خوردن نظام صحیح حرکت و پنهان شدن تزئینات معماری ساسانی شده است.