حفاظت و مرمت آثار از جمله بافتهها در گرو شناخت ویژگیها و خصوصیات اثر است. با افزایش اطلاعات درباره اثر میتوان با اطمینان و قطعیت بیشتری درباره نحوه برخورد و روشهای نگهداری آثار تصمیمگیری کرد. الیاف بهعنوان اصلیترین جزء تشکیلدهنده بافتهها، بخش مهمی از بررسیهای بافتههای تاریخی را شامل میشوند که پاسخگویی به مسائل مطرح در زمینه فنشناسی و آسیبشناسی الیاف، میتواند راهگشای قدمهای بعدی در حفاظت یک بافته تاریخی باشد و هر چه میزان اطلاعات به دستآمده در این زمینه بیشتر و دقیقتر باشد، اقدامات حفاظتی با صحت و اطمینان بیشتری انجام خواهد شد. در مطالعه الیاف، بخش عمدهای از اطلاعات با استفاده از روشهای مختلف آزمایشگاهی و آنالیز دستگاهی و بررسی سطح و ساختار اثر به دست میآیند. تنوع و تعدد این روشها باعث شده است تا شناخت مزایا و محدودیتهای هریک از این روشها عامل کلیدی در برنامهریزی مطالعاتی و طراحی آزمایش بهشمار رود. در این پژوهش یک پرچم زربافت متعلق به محله اونچی میدان در شهر اردبیل موردبررسیهای آزمایشگاهی قرار گرفته است. شناسایی الیاف این پرچم علیرغم تعدد و تنوع نمونهها با استفاده از روش های شعله و بررسی میکروسکوپی انجام گرفت.
مریم عسکری آرامی، محمدتقی آشوری، شهرزاد امینشیرازی، فاطمه علیمیرزایی، دوره 2، شماره 3 - ( Special issue 1398 )
چکیده
اقلام جانبی پوشاک محلی مانند یک کلاه جزئی از لباس است و بیشک کلاهها از مهمترین اجزای پوشاک محلی و تاریخی زنان و مردان است. گستردگی و تنوع وسایل جنبی لباس ازجمله کلاهها باعث میشود که نتوان یکراه حل ساده و عمومی برای آنها ارائه داد. چنانچه اقلام جانبی پوشاک به شکل غیراصولی به نمایش گذاشته و یا انبار شوند، در اثر تاخوردگی، آلودگیهای محیطی، دمای نامناسب، وجود گردوغبار و نور نامناسب و غیره موجب میشود که به آثار آسیبهای جدی و جبرانناپذیری واردشده و موجب تغییر در بافت و شکل آنها شود. برخورد منحصربهفرد با آثار و انتخاب شیوه مناسب در حفاظت، نمایش و انبارش با توجه به جنس و فرم هر کلاه و نوع آسیب وارده میتواند عامل مهم حفاظتی بشمار آید. همچنین انبارش اصولی و بهرهگیری از روشهای نمایش مناسب میتواند کلاهها را از بسیاری از عوامل که منجر به تخریب آنها میشود محافظت کند، لذا این مقاله به توصیف عملیات انجامگرفته بر روی کلاههای مجموعه مردمشناسی میپردازد و حاصل این مطالعات منجر به اجرای طرح حفاظت مجموعه کلاههای مردمشناسی گردید. در این طرح پاکسازی سطحی و مکانیکی و نیز استحکامبخشی کلاهها انجامشده و در ادامه پیشنهادهای لازم در مورد نحوه مطلوب انبارش و نمایش این مجموعه ارائه گردید.
مرضیه چِلبی، محمدتقی آشوری، شهرزاد امینشیرازینژاد، فاطمه علیمیرزایی، دوره 2، شماره 4 - ( Special issue 1398 )
چکیده
مخازن مجموعههای فرهنگی جز اصلی شاکله یک مجموعه فرهنگی، علمی و تحقیقاتی محسوب میشوند که لزوم پرداختن به عملکرد آنها و نیز بهینهسازی و تجهیز مخازن برای نگهداری بهتر آثار و همچنین جلوگیری از تخریب و آسیب اشیا در آنها بیش از هرچیز به چشم میخورد. اهمیت مخازن از این جهت است که بیشتر آثار و اشیا یک مجموعه در مخزن آن نگهداری میشود. پس لازم است مخازن از لحاظ حفاظت و امنیت از سطح بالایی برخوردار باشند و از این سو نیاز به مراقبتهای دائمی دارند. در این مقاله، مخزن بافتههای پژوهشکده مردمشناسی با دارا بودن حجم وسیعی از بافتهها متعلق به اقوام و فرهنگهای مختلف ایران که از ارزش و اهمیت ویژهای برخوردار است بهصورت پایلوت مورد بررسی قرار گرفته است. مخزن کنونی مناسب نگهداری این مجموعه نیست و باید با توجه به حساسیتهای خاص بافتهها و استانداردهای موجود، طراحی و بازسازی شود و با اجرای صحیح آن محیط نگهداری اشیا مطلوب و استاندارد شود. هدف از این مقاله بهبود وضعیت مخزن نگهداری گنجینه پوشاک مردمشناسی از طریق طراحی جدید با توجه به استانداردهای حفاظت پیشگیرانه است. روش مطالعه این پروژه استفاده از منابع کتابخانهای، بهرهگیری از نتایج پروژههای مشابه است. فساد و زوال در مورد اشیا امری گریزناپذیر است خصوصا اشیایی مانند بافتهها که از حساسیت بالایی برخوردارند و نیاز به مراقبت و توجه بیشتری دارند. اجرای طرح انبارش و کنترل شرایط محیطی میتواند به طول عمر بافتههای این مجموعه ارزشمند کمک شایانی کند و این روند را کندتر کند.
معدن چهرآباد زنجان از معدود معادن نمک باستانی دنیا و تنها معدن نمک شناسایی شده در ایران است که شواهدی از استخراج نمک در یک محدوده زمانی طولانی از حدود 500 ق.م تا عصر معاصر را داراست. بر اساس پژوهشهای میدانی انجام شده تاکنون در محدوده کاوش شده این معدن، فعالیتهای معدنکاری مربوط به دوره هخامنشی، ساسانی، دوره اسلامی میانی و متأخر اسلام به اثبات رسیده است. آنچه در این طرح انجام شده، حاصل یک سال تلاش گروهی متخصصین طی سالهای 1398 و 1399. ش و به منظور حفاظت، نگهداری و مرمت مجموعهای ارزشمند، مکشوفه از معدن چهرآباد زنجان است. کیسه چرمی، دستکش خز- چرمی، پوستین(قبا)، کفش چرمی از اشیاء شاخص این مجموعه، بودند. پیرو تصمیمات مدیران کاوش معدن تاریخی، برخی از اشیاء مکشوفه جهت آمادهسازی وارائه در نمایشگاهیمشترک بین موزه ملی ایران و موزه معدنکاری بوخوم با عنوان «مرگ در معدن نمک، روایت باستانشناسانه از سرزمین پارس» انتخاب شدند. به منظور ارائه آثار مختلف در این نمایشگاه، ضروری بود تا مطالعه و حفاظت با هدف بررسی شرایط آثار، اقدامات حفاظتی ضروری و انجام عملیات آمادهسازی جهت نمایش ایمن آثار در نمایشگاه صورت گیرد. تعداد 33 شیء چرمی، 23 شیء چوبی، 7 عدد طناب بافته شده از الیاف گیاهی و 4 عدد از بقایای حیوانی موردمطالعه و حفاظت و مرمت قرار گرفت. روند کار شامل بررسی و مستندسازی، آزمایشهای شیمی تر، بررسی سطوح با میکروسکوپ دیجیتال، آزمایشهای بیولوژی، پاکسازی، نرم کردن، قطعهیابی، تثبیت و وصالی، بازسازی رنگی، استحکامبخشی، مرحله برداشتن برچسب و شمارهگذاری مجدد و بستهبندی بوده است. با توجه به ماهیت مجموعه انتخابی، هدف از کار روی آنها، هویتبخشی و کشف حالت نهایی و معرفی بهعنوان شیء موزهایی بوده است تا آثاری که پیشتر فقط ارزش مطالعاتی داشتند با تشخیص کاربری بهعنوان اشیاء موزهایی منحصر به فرد، حفاظت و به نمایش در آید.کم تعداد بودن آثار آلی در بین یافتههای کاوشهای باستانشناسی ایران، اهمیت حفظ و نگهداری صحیح و اصولی این اشیاء بینظیر را صد چندان میکند.
مرد نمکی شماره یک در سال 1372 بهصورت تصادفی در معدن چهرآباد زنجان کشف گردید. این مومیایی طبیعی هماکنون در موزه ملی نگهداری میشود. مستندنگاری قبل و بعد پاکسازی مردان نمکی ایران با تلفیق روشهای مختلف عکاسی و پردازش بهوسیله نرمافزارهای تخصصی انباشت تصویر صورت گرفت. این مقاله به مستندنگاری پایشمحور مرد نمکی شماره 1 موجود در موزه ملی ایران میپردازد. این پروژه با تلفیق روش انباشت تصویر و پانوراماانجام شد. خروجی نهایی این پروژه تصاویر High res از 5 زاویه مختلف با عمق میدان وضوح کامل از قبل و بعد از پاکسازی بود. بزرگترین تصویر پروژه مربوطه دارای تراکم پیکسل 649.4 مگا پیکسل مربوط به نمای روبهروی این اثر است. این پروژه چالشهای پیشروی خود را داشت. وجود موی سر و صورت مرد نمکی شماره 1، در تطبیق عکسها مشکل ایجاد میکرد. همچنین وجود گوشواره طلا که به روش ماکروگرافی مستند نگاری شد، چالش دیگر این پروژه بود. هدف این پروژه ثبت تصاویر پایش محور با بالاترین جزئیات ممکن قبل و بعد از پاکسازی بود؛ بنابراین کلیه مراحل در مستند نگاری قبل از پاکسازی با دقت ترسیم و یادداشتبرداری و مجدداً بعد از پاکسازی تکرار شد. یادداشتبرداری از شرایط حین عکاسی و حساسیت در مطابقت رنگ و نور و بافت در قبل و بعد از پاکسازی، مسیری برای پایش علمی این اثر در آینده ایجاد کرد. در نتیجه با اندکی برنامهریزی بهراحتی میتوان یک مستند نگاری ساده و فاقد ارزش پایش را به مستند نگاری پایشمحور تبدیل کرد.
طلحه قدوسیان، مهدی رازانی، امیرحسین مهدیخانی، آرش کشتکار، علی خواجه میرزایی، علیرضا منصوری، علیاکبر کیایی، حسین شیرازی، مصطفی دهپهلوان، عبدالبصیر حسینبر، دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
میراث فرهنگی و هنری، بهعنوان گواهی بر تاریخ و هویت بشری، با چالشهای متعددی ناشی از زوال طبیعی، محدودیت دسترسی، پیچیدگیهای مستندسازی و استخراج داده روبهرو است. فناوریهای هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، بهعنوان ابزارهای تحولآفرین، راهحلهای نوآورانهای برای حفاظت، نگهداری، بازسازی و بازنمایی این میراث ارائه دادهاند. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی جامع و نظاممند از کاربردهای AI و ML در حوزه میراث فرهنگی و هنر، پتانسیلها، محدودیتها و جهتگیریهای آتی این رویکردها را بررسی میکند. مطالعات موردی برجسته شامل کاربردهای بینایی کامپیوتری در بازسازی تصاویر، پردازش زبان طبیعی برای رمزگشایی متون کهن، تحلیل دادههای عددی و طیفی برای شناسایی پدیدهها و ماهیت مواد فرهنگی، توسعه دستیاران هوشمند و تولید محتوای خلاقانه میباشد. روششناسی این مطالعه مبتنی بر مرور بیبلومتریک و ارزیابی الگوریتمهای محاسباتی کلاسیک و پیشرفته ML است که نشان میدهد هوش مصنوعی نهتنها دقت و سرعت فرآیندهای حفاظتی را افزایش میدهد، بلکه تجربههای تعاملی و پایداری فرهنگی را از طریق بازآفرینی میراث ناملموس و تحلیلهای مولکولی-ژنتیکی تقویت میکند. با وجود چالشهایی همچون کیفیت ناکافی دادهها، مسائل اخلاقی مرتبط با اصالت و هزینههای بالای زیرساخت، پذیرش گسترده این فناوریها محدود شده است. این مقاله فناوریهای نوظهوری مانند مهندسی پرامپت، دستیاران هوشمند، NFT و متاورس، هوش مصنوعی کوانتومی، حفاظت پیشبینانه مبتنی بر اینترنت اشیا و چاپ سهبعدی هوشمند را بهعنوان جهتگیریهای آتی برجسته میکند که نویدبخش تحولات چشمگیر در عصر دیجیتال هستند. در نهایت، این مطالعه بر لزوم همکاریهای بینرشتهای و توسعه استانداردهای اخلاقی برای بهرهبرداری مسئولانه از هوش مصنوعی در حوزه میراث فرهنگی تأکید میکند و راهنمایی ارزشمند برای پژوهشگران و سیاستگذاران در این زمینه ارائه میدهد.
آزاده متینمقدم، شهرزاد امینشیرازینژاد، علی نظری، دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
بهرهگیری از عصاره گیاه اکالیپتوس بهعنوان عامل بازدارنده و روش محافظتی برای آثار پشمین در برابر حشرات مهاجم ابداع شد. استفاده از این ماده به شیوه معرفیشده در این ابداع، ضمن اینکه مبتنی بر هدف این پژوهش برای منسوجات و بافتههای تاریخی ایمن است، سازگاری حداکثری با محیط زیست و اکوسیستم داشته و برای انسان نیز خطری دربر ندارد. استفاده از این عصاره، هیچ تأثیر نامطلوبی (از قبیل تغییر خصوصیات فیزیکی، ظاهر و مقاومت الیاف) بر روی بافتههای پشمی ندارد. پیش از این تحقیق، خواص ضد حشره ترکیبات موجود در اکالیپتوس شناختهشده و از روغن آن به روشهای مختلف برای کنترل آفات انباری و عصاره الکلی آن در کنترل حشرات انگلی در دامهای مو بلند استفاده شده و به ثبت رسیدهاند (CN 102065711 B، US 20120128648 A1، EP 2488036 A2، CN 103070195 A) . در این روش، عصاره اکالیپتوس در اتانول 96 % به روش سوکسله[i] استخراجشده و نوارهای کاغذی با pH خنثی به آن آغشته میشوند. برای ارزیابی تأثیر روش، نمونه تیمار شده با نوارهای کاغذیِ آغشته به عصاره اکالیپتوس و نمونه شاهد، در انکوباتور با دمای 30- 25 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 50% در چرخه روزانهی 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی به مدت 90 روز در معرض سوسک قالی (گونهی Anthrenus Vrbasci) قرار داده شدند و رفتار بازدارندگی هر دو نمونه در برابر این حشره بررسی شد. در طول دوره ارزیابی، کاهش وزن نمونهها بهعنوان شاخص فعالیت مخرب حشره، در نظر گرفته شد. در نهایت، نتایج به دست آمده از بررسی تغییرات وزنی نمونه شاهد و نمونه تیمار شده، نشان داد که نمونه تیمار شده در مقایسه با نمونه شاهد، کاهش وزن کمتری داشته و این امر را میتوان به عدم تغذیه حشره از نمونه تیمار شده نسبت داد. این مطلب تأییدی است بر اینکه که نمونه آغشته به عصاره الکلی اکالیپتوس نسبت به نمونه شاهد، از 99/58 % اثر بازدارندگی در برابر تخریب ناشی از حمله سوسک قالی برخوردار شده است. نکته دارای اهمیت در این ابداع این است که نوارهای حاوی عصاره اکالیپتوس بهعنوان یک ضد حشره سازگار با محیط زیست، انسان و اثر تاریخی، میتوانند در موارد گوناگونی چون بستهبندی بافتههای پشمی روکش ویترینها و جعبههای نگهداری از آثار، لایههای محافظ در بین آثار در مخازن و سایر شرایط آسیب زای مشابه به کار گرفته شوند؛ و هزینه تولید این نوارها نیز پایین بوده و نسبت به سایر روشها از ایمنی و کارایی بالاتری برخوردار هستند.
[i]عصارهگیری با استفاده از دستگاه سوکسله یکی از روشهای رایج در استخراج مواد مؤثر از مواد جامد است. در این روش با استفاده از بخار حلال مناسب، ترکیبات مؤثر از ماده جامد اصلی در مدت زمانی مشخص و یک محیط بسته و کنترلشده استخراج میشوند. این روش یکی از کارآمدترین شیوهها برای جداسازی و استخراج ترکیبات روغنی از گیاهان است.