جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای رحیم‌نیا

رضا رحیم‌نیا،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

یادگیری، آﻣﻮزشﻫﺎی ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و ﺣﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در دﻫﻪﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺤﻮل در فرایند آﻣﻮزش ﺷﺪه‌اﻧﺪ. یادگیری دانشجویان در ﮐﻼس درس ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮای آن ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ ﺑﯿﻦ ﺳﺒﮏ یادگیری ﺗﺮﺟﯿﺤﯽ داﻧﺸﺠﻮ و ﺳﺒﮏ آﻣﻮزش اﺳﺘﺎد درس دارد. این ﻣﻮﺿﻮع در دروس و واﺣﺪﻫﺎیی ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻋﻤﻠﯽ دارﻧﺪ ﻧﻤﻮد ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺧﻮاﻫﺪ یافت. از این رو در ﺣﻮزهﻫﺎیی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻣﻬﺎرت ﻣﺤﻮر آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ دیگر ﺷﯿﻮهﻫﺎی آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ و ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﮐﻼسﻫﺎی یک ﻃﺮﻓﻪ ﺟﻮاﺑﮕﻮی آﻣﻮزش در داﻧﺸﮕﺎه ﻧﯿﺴﺖ و ﻧﮕﺎهﻫﺎ و رویﮑﺮدﻫﺎی ﺟﺪیﺪ ی را ﻣﯽﻃﻠﺒﻨﺪ. یکی از این دیدﮔﺎهﻫﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮاﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در این راﺳﺘﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ روش اﻗﺪامﭘﮋوﻫﯽ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ در ﮐﻨﺎر ﻣﺮور ﭼﺎرﭼﻮب ﻧﻈﺮ ی ﻣﻮﺿﻮع، اﺑﻌﺎد ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ یک ﻧﻤﻮﻧﻪ از ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪﻣﺤﻮر در آﻣﻮزش داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی  (ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان تمرین‌های  ﺣﻔﺎﻇﺖ) را اراﺋﻪ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. ﺑﺎ این ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻼش دارد ﺑﻪ این ﭘﺮﺳﺶ ﮐﻪ روش آﻣﻮزش و تدریس ﭼﮕﻮﻧﻪ می‌تواند ﺑﻪ تقویت وﺟﻮه خلاقانه ﺑﺮای ﺣﻞ مسائل تخصصی ﺣﻔﺎﻇﺖ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ؟ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﺪ. ﭘﺲ از در یافت ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی ﺗﺠﺮﺑﻪ اراﺋﻪ ﺷﺪه از ﮔﺮوه ﻣﻨﺘﺨﺒﯽ از ﻓﺎرغ‌اﻟﺘﺤﺼﯿﻼن ـــ ﮐﻪ در فرآیند آﻣﻮزش، این تمرین‌ها را ﺗﺠﺮﺑﻪ کرده‌اند. تحلیل محتوای ﻧﻈﺮات آنﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم‌اﻓﺰار MAXQDA اﻧﺠﺎم و نتایج آن اراﺋﻪ گردید. در نهایت ﻋﻼوه ﺑﺮ همسانی ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی اراﺋﻪ ﺷﺪه ﺑﺎ ﻫﺪفﻫﺎی تبیین ﺷﺪه، ارﺗﺒﺎط ﻣﻌﻨﺎدار روش آﻣﻮزش ﻣﺬﮐﻮر ﺑﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و مبتنی ﺑﺮ ﺣﻞ مسئله ﻣﺸﺨﺺ گردید. در ﻧﺘﯿﺠﻪ این اﻟﮕﻮ به‌عنوان نمونه‌ای ﺑﺮای تقویت مهارت‌های تخصصی دانشجویان ﺑﺮای الگوگیری در سایر دروس تخصصی این  رشته پیشنهاد ﺷﺪه اﺳﺖ.

فاطمه فرحانی، رضا رحیم‌نیا،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

یکپارچگی به‌عنوان مؤلفه‌ای برای حفظ ارزش‌ها و اهمیت میراث‌فرهنگی، عاملی اساسی در فرایند حفاظت از میراث فرهنگی است. در شهرهای تاریخی با توجه به روند گسترش و توسعه، موضوع یکپارچگی و حفاظت اهمیت ویژه‌ای دارند. یکپارچگی می‌تواند باعث ایجاد تعادل میان حفاظت و توسعه شهری باشد. بخصوص در یکپارچگی تاریخی- ساختاری این موضوع قابل توجه جدی‌تر است. در حال حاضر متأسفانه با ازبین‌رفتن یکپارچگی ساختاریِ بافت‌های کهن، بسیاری از فضاهای شهری تحت‌تأثیر قرار گرفته و دچار آسیب شده‌اند. هدف از این مطالعه در کنار شناسایی شاخص‌های کلیدی مرتبط با یکپارچگی تاریخی- ساختاری، بررسی، ارزیابی و تحلیل این موضوع در بخشی از محدوده بافت تاریخی قزوین بود. این مطالعه با بازنمایی و بازخوانی وجوه اصیل و در جهت حفظ ارزش‌ها و اصالت‌های بافت تاریخی، به پرسش «در طی زمان چه تحولات کالبدی و ساختاری در محدوده مرکزی بافت تاریخی قزوین ایجاد شده و این تغییرات چه پیامدهایی را به همراه داشته است» پاسخ داده است. در این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی، شاخص‌های اصلی سنجش یکپارچگی بر اساس ضوابط حفاظتی و دیدگاه نظریه‌پردازان تعیین و پس از آن بر روی محلات راه‌ری، خندق‌بار و خیابان واقع در شهر قزوین در دو مقیاس محله و محدوده پیرامونی بررسی شد. در این مطالعه اسناد کتابخانه‌ای، منابع تاریخی، مطالعات میدانی و به‌ویژه تحلیل نقشه‌ها و تصاویر تاریخی (از اولین نقشه موجود مربوط به سال 1297 ه.ش تا به امروز) در جهت بررسی سیر تغییرات و تحولات مورد استفاده قرار گرفت. یافته‌ها در این مطالعه نشان داد که تغییرات و تحولات ایجاد شده در الگوهای ساختاری محله و همچنین ساختار تاریخی و عملکردی محدوده پیرامونی تأثیر گذاشته است. وضعیت حال حاضر به‌گونه‌ای است که بخشی از هویت و انسجام پیشین بخصوص در خطوط تاریخی دچار خدشه شده است. از این رو در کنار توجه به تداوم توسعه‌های شهر و تعادل بین وجود تاریخی و زندگی امروز، ضروری است تا ارزش‌های تاریخی محدوده و محله در اولویت قرار گیرد تا به تبع آن تغییراتی در نظام ساختار و تاریخی محدوده انجام پذیرد.


صفحه 1 از 1