بخش مهمی از آرشیو کتابخانهها و موزههای تاریخی هر کشور را آثار کاغذی تشکیل میدهند و عوامل مختلفی میتوانند سبب تخریب آنها شوند. عوامل مخرب شیمیایی از قبیل اکسیداسیون و اثرات هیدرولیز اسیدی کاغذ همواره از چالشهای بزرگ مرمتگران و محققان این حوزه است. از موثرترین و جدیدترین روشها برای کاهش سرعت تخریب، استفاده از نانوفناوری میباشد. در این پژوهش سعی شده از نانوچندسازههای اکسیدهای روی و تیتانیوم جهت توقف اکسیداسیون استفاده شود. برای این منظور نانوچندسازه اکسیدروی/ اکسیدتیتانیوم و همچنین ترکیب پلیمری نشاسته کاتیونی به کار گرفته شد. در این روش علاوه بر توقف اکسیداسیون، به طور همزمان و در یک مرحله، اسیدزدایی و استحکام بخشی نیز انجام میگیرد. در نتیجه با این روش میتوان چند مرحله مرمت را در یک مرحله خلاصه کرد که هم در مصرف ماده و هم زمان صرفهجویی میشود و احتمال آسیب به اثر به حداقل میرسد. برای انجام این پژوهش روشهای مختلف آنالیز دستگاهی از قبیل طیف سنجی مادونقرمز، تصاویر میکروسکوپ الکترونی، سنجش مقاومت کششی کاغذ و پیرسازی تسریع شده حرارتی جهت بررسی خواص شیمیایی و فیزیکی استفاده شد. نتایج نشان دادند که نمونه با پوشش نانوچندسازه اکسیدتیتانیوم/اکسیدروی/ نشاستهکاتیونی بهعنوان آنتیاکسیدانت مورد تأیید بوده و در مقایسه با نمونههای پوشاندهشده با نانوچندسازه اکسیدتیتانیوم/اکسیدروی یا نشاسته کاتیونی به تنهایی عملکرد بهتری داشته است.
شرات از لحاظ تعداد گونه، مهمترین رده سلسله جانوری هستند و شامل 3/2 گونههای شناخته شده میباشند. علاوه بر کثرت تعداد گونه، از نظر سطح پراکندگی و قدرت تکثیر گونهها نیز در بین گروههای جانوری مقام اول رادارا میباشند. زندگی برای حشرات در شرایط اقلیمی و جغرافیایی متفاوت به علت جثه کوچک و سازشهای بسیار متنوع آنها یک امر عادی و تقریبا عمومی است. قدرت تکثیر زیاد و سطح پراکندگی وسیع و امکان سازشهای مختلف از نوع مرفومتریک و فیزیولوژیک و بیولوژیک، این جانوران را در طبیعت به عنوان یکی از عوامل حیاتی مقاوم و شکستناپذیر درآورده است. در این میان مجموعههای تاریخی- فرهنگی با توجه به شرایط خاص خود از این قاعده مستثنی نبوده و نیاز به بررسیهای تخصصی در این زمینه دارد. در بررسیهای اولیه و میدانی کتابخانه مجموعه تاریخی- فرهنگی نیاوران آفات حشرهای شدیدی مشاهده شدبه طوری که موکتهای مجموعه به سبب حمله آفات حشرهای دچار آسیب شده بودند. بنابراین در اولین اقدام، آفات مجموعه مورد بررسی قرار گرفت و شناسایی شد و در ادامه آفتزدایی قسمتهای آسیب دیده انجام گرفت. در این مقاله مراحل مختلف از تشخیص و شناسایی تا آفتزدایی ارائه خواهد شد.
گسترش داﻣﻨﻪ اﻧﺪیﺸﻪ ﻫﺎ و ﻧﯿﺰ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان زﻣﯿﻨﻪ ای ﻣﯿﺎن ﺑﺨﺸﯽ، در دﻧﯿﺎی اﻣﺮوز ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎ روﻧﺪ رﺷﺪ ﻋﻠﻢ در ﺳﺎیﺮ ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎ و زﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎﺳﺖ. ایﻦ ﺣﺮﮐﺖ و ﺟﺮیﺎن ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺗﺎ ﻫﺮ روز ﻣﻘﻮﻟﻪ ﻫﺎ و ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﺟﺪیﺪی ﺑﻪ ﻣﺒﺎﻧﯽ ﻧﻈﺮی و ادﺑﯿﺎت ایﻦ ﺣﻮزه وارد ﺷﻮد. زایﺶ اﻧﺪیﺸﻪ ﻫﺎ و ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﺟﺪیﺪ ﺧﻮد ﺑﺎﻋﺚ دﮔﺮﮔﻮﻧﯽ ﻧﮕﺎه ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺗﺎ ﭘﯿﺶ از ایﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺪیﻬﯽ و ﺑﺪون ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ رﺳﯿﺪ. طبیعت ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺳﻮی ﮔﺴﺘﺮش ﻣﺮزﻫﺎی اﻧﺪیﺸﻪ و ﻣﻼﺣﻈﺎت در ﻋﻠﻢ ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ، ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪن دیﺪﮔﺎه ﻫﺎ و ﻧﯿﺰ ﻃﺮح ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺟﺪیﺪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ﺧﻮد ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮ ﻗﻀﺎوت و ارزیﺎﺑﯽ اﻗﺪاﻣﺎت ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪ اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻮﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺗﻔﮑﺮ در اﻧﺪیﺸﻪ ﻫﺎ و دیﺪﮔﺎه ﻫﺎی ﺟﺪیﺪ ﻣﻄﺮح ﺷﺪه در ﺣﻮزه ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ اﺷﯿﺎء تاریخی- فرهنگی، ﺧﻸ ﺑﺰرﮔﯽ را در ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ آﮔﺎﻫﯽ ﻫﺎ و داﻧﺶ ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ ﮐﺸﻮر در ﺧﺼﻮص راﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ ﻣﺨﺎﻃﺐ و ﻣﺮﻣﺘﮕﺮ ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﻋﺎﻣﻞ اﺻﻠﯽ اﻧﺘﺨﺎب و ﭘﺮداﺧﺘﻦ به موضوع ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪ. از ﻃﺮﻓﯽ، ﺑﺮﺧﯽ ﺑﻪ ایﻦ ﻧﮑﺘﻪ اﺷﺎره ﮐﺮده اﻧﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺖ ﻣﺨﺎﻃﺐ، یﮏ ﺑﺎر ﺑﺮای ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﯿﺴﺖ. ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻫﻤﻮاره در ﻣﻌﺮض از دﺳﺖ رﻓﺘﻦ و ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪن اﺳﺖ و در ﻧﺘﯿﺠﻪ راﺑﻄﻪ ای مستقیم و پایدار میان ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ و ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻧﺶ ﺿﺮوری اﺳﺖ. ﺑﺎ ﺳﻨﺠﺶ هریک از این ﻋﻮاﻣﻞ در ایران، ﺑﺎ ﮐﺎﺳﺘﯽﻫﺎی ﻓﺮایﻨﺪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺳﺎزی ﺧﺼﻮﺻﺎً در زمینه میراث فرهنگی مواجه میشویم.
عصر آهن در ایران ۱۴۵۰ ۵۵۰ ق.م) و فراتر از آن معرف دورهای است که در مراحل تکاملی شاهد تحولات مهم اجتماعی فرهنگی اقتصادی و تکنولوژیکی بوده است. زوار مور محوطه استقراری از دوره آهن در دشت ورامین در منطقه مرکزی ایران است که در دهههای گذشته کاوشهای متعددی در این منطقه توسط باستانشناسان مختلف انجام شده است. در کاوش سال ۱۳۹۷ انجام شده در منطقه زواره ور تعدادی سفال خاکستری مربوط به تدفین بدست آمده است. با توجه به پراکندگی گورستانهای عصر آهنی و مطالعات فنی محدودی که در خصوص این آثار انجام شده است. آگاهی ما از نحوه تولید این آثار همچون بافت عناصر تشکیل دهنده و فرایند تولید از اهمیت بسیاری در شناخت تولید و فناوری سفالگری این دوره خاص برخوردار است. بنابراین نتایج حاصل از مطالعات آزمایشگاهی با استفاده از تکنیکهای مکمل میتواند راهگشای دستیابی به فرایند تولید این آثار باشد. در این پژوهش تلاش شد تا با اطلاعاتی که از مطالعه ۹ نمونه سفال عصر آهنی این منطقه با استفاده از روشهای آنالیز طیفسنجی جرمی پلاسمای جفت شده القایی (ICP-MS) و مطالعه کانی نگاری مقطع نازک (Petrography) شناخت دقیقتری برای انجام مطالعات تطبیقی و منشاء تولید محلی این آثار فراهم کرد. نتایج نشان داد که فازهای اصلی سفالهای مورد مطالعه با رنگ خمیره خاکستری بر اساس کانی نگاری کوارتز Quartz سیلیس SiO2 ، کلسیت Calcite هستند. نتایج ICP-MS نیز تا حدود زیادی توانست بخشی از مشاهدات حاصل از تحلیل سنگنگاری را تأیید کند. البته بخش بزرگی از خوشه بندی شیمیایی سرامیک ناشی از ناهمگونی در ترکیبات عنصری از تفاوت در منابع رسی مورد استفاده ناشی نمیشود همچنین خاکهای مورد مطالعه از نظر عناصر کم مقدار شباهت زیادی با نمونه سفالها دارد و می توان گفت که محلی بودن آنها را تأیید میکند.
تپه سفالین در شمال شهر پیشوا، بر روی تپههای طبیعی این شهر که از لایههای هولوسن پیشین (آبرفت کهنتر از ۴۰۰۰ سال پیش) تشکیل شدهاند، قرار دارد. کاوش در تپه سفالین در ادامه مطالعات باستانشناسی دشت ورامین-پیشوا بهصورت منظم و پیوسته در چند سال اخیر به مدت هفت فصل انجام گشته است. مواد فرهنگی بهدستآمده از تپه سفالین در شمال مرکز فلات ایران باعث افزایش اطلاعات ما درباره دوره آغاز نگارش، مابین ۳۵۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد، در حوزه فرهنگی شمال مرکز فلات ایران شده است. در فصل ششم و هفتم کاوش محوطه سفالین، فضاهای معماری از کارگاه شماره ۲۰ کاوش بهدست آمد. این فضاها با کف قلوهسنگی، سکوی خشتی و معماری راستگوشه مستند شدند. براساس یافتههای سفالی (ساده و منقوش)، گلمهر و گلنوشته شکسته، سکونت در مراحل مختلف دوره فرهنگی آغاز ایلامی مشخص گشت. این پژوهش به مطالعه فنی و آزمایشگاهی براساس روش آنالیز پراش پرتو ایکس (XRD) از بقایای معماری خشتی دوره آغاز ایلامی تپه سفالین و نیز مطالعات شیمیایی جهت ارائه راهکاری حفاظتی میپردازد. هدف از انجام این پژوهش، شناخت ّساختاری خشتهای این دوره با یک روش نیمهکمی بوده است تا شناخت ما را از کانیشناسی خشت دوره آغاز ایلامی کاملتر نماید. این شناخت در خصوص حفاظت مطلوب این محوطه و نیز محوطههای خشتی همافق کمک خواهد نمود.