ﮔﺴﺘﺮش و پیشرفت ﻫﻤﻪﺟﺎﻧﺒﻪ و چشمگیر ﻋﻠﻮم ﺑﻪویﮋه در ﺣﻮزهﻫﺎی ﻋﻠﻮم ﻃﺒﯿﻌﯽ، ﭘﺎیدﺳﯽ ﻣﻮﺟﺐ ﺟﻬﺸﯽ ﻋﻈﯿﻢ ﺑﺎ رویکردﻫﺎی ﻋﻠﻤﯽ و روﺷﻤﻨﺪ در زﻣﯿﻨﻪﻫﺎی ﻋﻠﻮم اﻧﺴﺎﻧﯽ، ﭘﺰﺷﮑﯽ، ﮐﺸﺎورزی و ﻫﻨﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ. این ﺟﻬﺶ ﺑﺎﻋﺚ ایجاد داﻧﺶﻫﺎی ﺑﯿﻦرﺷﺘﻪای یﺎ زﺑﺎن ﻣﺸﺘﺮک ﺑﯿﻦ ﻋﻠﻮم و ﺗﺨﺼﺺ ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺷﺪه و ﺗﻠﻔﯿﻖ آنﻫﺎ ﺗﻌﺎﻣﻠﯽ ﺳﺎزﮔﺎر را ﺷﮑﻞ داد اﺳﺖ. در این ﻣﯿﺎن ﺑﺎﺳﺘﺎنﺳﻨﺠﯽ یا آرﮐﺌﻮﻣﺘﺮی ازﺟﻤﻠﻪ داﻧﺶﻫﺎی ﺑﯿﻦ رﺷﺘﻪای اﺳﺖ ﮐﻪ اﻏﻠﺐ ﺑﻪﻋﻨﻮان یک ﺗﺨﺼﺺ ﺟﺎﻧﺒﯽ و اﻓﺰوده ﺑﺮ ﺗﺤﻠﯿﻞﻫﺎی ﺑﺎﺳﺘﺎنﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی به آن ﺗﻮﺟﻪ ﻣﯽﺷﺪ، اﻣﺎ اﻣﺮوزه ﺑﺎ ﺑﻬﺮهﺟﻮیی روﺷﻤﻨﺪ از رﻫﯿﺎﻓﺖﻫﺎی ﻋﻠﻮم ﻃﺒﯿﻌﯽ، پایه و ﻓﻨﯽ مهندسی، ﺑﺎﺳﺘﺎنﺳﻨﺠﯽ ﺑﻪ زﺑﺎن ﻣﺸﺘﺮک ﻋﻠﻮم ﻣﺬﮐﻮر ﺑﺎ ﻋﻠﻮم اﻧﺴﺎﻧﯽ و ﻫﻨﺮ ﺑﺎﻷﺧﺺ در ﺣﻮز ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺗﺒﺪیل ﺷﺪه و در ﻗﺎﻟﺐ ﺗﺨﺼﺼﯽ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﯿﺶ ازﭘﯿﺶ اﻫﻤﯿﺖ یافته اﺳﺖ. در ﭘﮋوﻫﺶ ﭘﯿﺶ رو ﻣﺪﻟﯽ ﮐﺎرﺑﺮدی و ﻣﻘﺪﻣﺎﺗﯽ از ﺟﺎیگاه رﻫﯿﺎﻓﺖﻫﺎ و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺑﺎﺳﺘﺎنﺳﻨﺠﯽ در ﺷﻨﺎﺧﺖ و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯿﺮاث ﻣﻌﻤﺎری و ﻋﻨﺎﺻﺮ آن اراﺋﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻧﯿﺎز ﺗﻘﺎﺿﺎی ﻣﺤﻘﻘﯿﻦ ﻋﻠﻢ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺑﻪ اﻃﻼﻋﺎت و دادهﻫﺎی ﮐﻨﺘﺮلﺷﺪه و ﻋﻠﻤﯽ در ﺳﺎﻟﯿﺎن اﺧﯿﺮ، موجب دوﭼﻨﺪان ﺷﺪن اﻫﻤﯿﺖ رﻫﯿﺎﻓﺖﻫﺎی ﺑﺎﺳﺘﺎنسنجی ﺷﺪه، اﻣﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎن ﮐﻤﺒﻮد داده در زمینه ﺣﻔﺎﻇﺖ از آﺛﺎر تاریخی ایران ﺑﻪﺧﺼﻮص میراث ﻣﻌﻤﺎری ﺑﻪوﺿﻮح اﺣﺴﺎس ﻣﯽﺷﻮد.
طلحه قدوسیان، مهدی رازانی، امیرحسین مهدیخانی، آرش کشتکار، علی خواجه میرزایی، علیرضا منصوری، علیاکبر کیایی، حسین شیرازی، مصطفی دهپهلوان، عبدالبصیر حسینبر، دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
میراث فرهنگی و هنری، بهعنوان گواهی بر تاریخ و هویت بشری، با چالشهای متعددی ناشی از زوال طبیعی، محدودیت دسترسی، پیچیدگیهای مستندسازی و استخراج داده روبهرو است. فناوریهای هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، بهعنوان ابزارهای تحولآفرین، راهحلهای نوآورانهای برای حفاظت، نگهداری، بازسازی و بازنمایی این میراث ارائه دادهاند. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی جامع و نظاممند از کاربردهای AI و ML در حوزه میراث فرهنگی و هنر، پتانسیلها، محدودیتها و جهتگیریهای آتی این رویکردها را بررسی میکند. مطالعات موردی برجسته شامل کاربردهای بینایی کامپیوتری در بازسازی تصاویر، پردازش زبان طبیعی برای رمزگشایی متون کهن، تحلیل دادههای عددی و طیفی برای شناسایی پدیدهها و ماهیت مواد فرهنگی، توسعه دستیاران هوشمند و تولید محتوای خلاقانه میباشد. روششناسی این مطالعه مبتنی بر مرور بیبلومتریک و ارزیابی الگوریتمهای محاسباتی کلاسیک و پیشرفته ML است که نشان میدهد هوش مصنوعی نهتنها دقت و سرعت فرآیندهای حفاظتی را افزایش میدهد، بلکه تجربههای تعاملی و پایداری فرهنگی را از طریق بازآفرینی میراث ناملموس و تحلیلهای مولکولی-ژنتیکی تقویت میکند. با وجود چالشهایی همچون کیفیت ناکافی دادهها، مسائل اخلاقی مرتبط با اصالت و هزینههای بالای زیرساخت، پذیرش گسترده این فناوریها محدود شده است. این مقاله فناوریهای نوظهوری مانند مهندسی پرامپت، دستیاران هوشمند، NFT و متاورس، هوش مصنوعی کوانتومی، حفاظت پیشبینانه مبتنی بر اینترنت اشیا و چاپ سهبعدی هوشمند را بهعنوان جهتگیریهای آتی برجسته میکند که نویدبخش تحولات چشمگیر در عصر دیجیتال هستند. در نهایت، این مطالعه بر لزوم همکاریهای بینرشتهای و توسعه استانداردهای اخلاقی برای بهرهبرداری مسئولانه از هوش مصنوعی در حوزه میراث فرهنگی تأکید میکند و راهنمایی ارزشمند برای پژوهشگران و سیاستگذاران در این زمینه ارائه میدهد.