حسین بیگی، محسن محمدی آچاچِلویی، دوره 2، شماره 1 - ( Special issue 1398 )
چکیده
نگاتیوهای شیشهای بخش مهمی از میراث فرهنگی، تاریخی و اسناد تصویری در تاریخ معاصر ایران را تشکیل میدهند. شناسایی آسیبهای این گونه آثار کمک شایانی به ارئه راهکارهای حفاظتی و مرمتی در نگاتیوهای شیشهای میکند. نتایج حاصل از طیفسنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) و میکروپروب اشعه ایکس (XPMA ) در یک نمونه مطالعاتی نشان داد که تکنیک ساخت نمونه ژلاتین و هالید نقره بر روی شیشه است و آسیبهای شیمیایی موجود شامل رنگ پریدگی و پدیده آیینهسانی است. عدم شستشوی کافی پس از ثبوت و باقیماندن آن بر روی سطح اثر عامل اصلی رنگ پریدگی میباشد. فرایند تشکیل پدیده آیینهسانی به دلیل اکسید شدن یونهای نقره در لایه تصویر توسط گازهای آرشیوی مانند پراکسیدها، واکنش با گاز سولفور و مهاجرت یونهای نقره به سطح تصویر میباشد که در صد عنصر نقره در نواحی نسبت به سایر نقاط تصویر بیشتر میباشد.
شهرستان سیستان یکی از مراکز جمعیتی جنوب شرق ایران است. این شهرستان در نزدیکی مرز افغانستان و ایران قرار دارد و از دوره سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان دارای آثاری است که تاکنون مورد توجه باستانشناسان بسیاری قرار گرفته است. کوه خواجه تنها عارضه طبیعی این دشت پهناور است که دارای مجموعه آثاری از پیش از تاریخ تا اسلامی است. مدارک تاریخی نشان میدهد که در دوره اشکانیان بنای یک کاخ با کاربری آیینی و مذهبی در دامنه کوه خواجه تأسیس و این ناحیه از سیستان را به یکی از مکانهای عبادی زردشتیان تبدیل کرده است. بنای این کاخ که تا حدود 1500 میلادی قلعهرستم نام داشته است، با نامهای کاخ رستم، کاخ گندافره، کاخ گاسپار، کاخ سهمغ و قلعه سهمجوس و اخیراً قلعه کافرون و «کهن دژ» نیز نامیده شده است. بهدلیل پیچیدگی لایههای مختلف تاریخی و کمبود مطالعات پژوهشی در این زمینه هنوز بخشهای زیادی از بنا، بهطور ناشناخته باقیمانده است. مسئله اصلی این نوشتار بررسی اثر با تکیه بر اسناد باستانشناسی، مطالعات میدانی و شواهد موجود است. این بررسی برای بازیابی ساختارهای کالبدی بنا که دچار تخریب و تغییراست، انجام شده و ضرورت آن با توجه به پژوهشهای اندکی که در این بنا صورت گرفته است مشخص میشود. بر این اساس پرسشهایی پیرامون، کاربری فضاهای بنا و کالبد بنا در قسمتهای تخریب شده مطرح میشود. این پژوهش به روش توصیفی- تاریخی و میدانی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد بنای کاخ دارای الحاقاتی است که متعلق به زمان بعد از ساخت اولیه بنا استو همین امر باعث از بین رفتن فرم و کالبد اصلی بنا، برهم خوردن نظام صحیح حرکت و پنهان شدن تزئینات معماری ساسانی شده است.
سنگهای ازارهی ایوان جنوب شرقی گنبد سلطانیه در زنجان به دلیل شرایط قرارگیری در پایین بنا و عواملی نظیر حضور نمکهای مخرب، رطوبت صعودی، بندکشی با ملاط نادرست دچار آسیبهایی از قبیل پوسته شدن، تغییر ظاهر بصری، افزایش تخلخل سطحی و از دست رفتن دوام و فرسایش شده است.در مقاله حاضر با اهداف شناسایی ماهیت نمکهای موجود و شناسایی مکانیسم تخریب نمک در سنگهای ازاره جنوب شرقی بنای گنبد سلطانیه به مواردی از قبیل، ساختارشناسی، آسیبشناسی و گزارش راهکار درمانی و پیشنهاد حفاظتِ پایدار پرداخته شده است. از اینرو جهت شناخت علمی از فرآیند فوق، مطالعات ساختارشناسی شاملآنالیز XRD، پتروگرافی، SEM-EDS بهصورت شناسایی نوع سنگ با استفاده از روشهای شناسایی میکروسکوپی و آنالیز شیمیایی سنگها، شناسایی ماهیت نمکهای موجود در سنگها با استفاده از روشهای شیمیایی و القا نمک به نمونه سنگهای آزمایشی تحت شرایط شبیهسازی شده (شرایط مرطوب و خشک) در آزمایشگاه به منظور تعیین میزان مقاومت سنگها در برابر نمک انجام گردید. در همین راستا نتایج آزمایشهای ساختارشناسی سنگ و تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی حاکی از آن است که سنگ بهکار رفته در ازارهی گنبد سلطانیه از نوع سنگ آذرآواری توف است که ساختاری بسیار متخلخل دارد. علاوه بر آن، نتایج آزمونهای فیزیکی شامل تخلخلسنجی، جذب آب و تعیین مقاومت در برابر حملهی نمکها نشان از واکنش ضعیف سنگ در برابر رطوبت و چرخههای انحلال و باز تبلور نمکها دارد. چرخههای تر و خشک شدن و تبلور نمکهای محلول که شامل نمکهای نیترات سدیم (NaNO3)، هالیت (NaCl) نیتر، پتاسیم نیترات، (KNO3)، هگزاهیدرات (MgSO4,6H2O) در میزان زیاد و کوارتز (SiO2) در میزان کم عوامل اصلی هوازدگی فیزیکی در سنگهای توف بنا هستند. منافذ موجود در سنگها نقش قابل توجهی را در جذب و انتقال یونهای نمک دارد که موجب آسیب تبلور نمکها با توجه به رطوبت است که باعث اعمال فشار مکانیکی در سنگهای توف میشود. از این رو در بخش اقدامات عملی هم در آزمایشگاه و هم سایت اصلی با توجه به ل %بزرگنمایی زدودن چرکیها و نمکهای سطحی موجود، روشهای مبتنی بر پاکسازی کاهش نمک میباید همراه با کنترل محیطی صورت بگیرد تا از این طریق نمکهای باقیمانده فرصتی برای انحلال و بازتبلور پیدا نکنند و در نهایت از تخریب هر چه بیشتر سنگها جلوگیری به عمل آید.