جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای بیگی

حسین بیگی، محسن محمدی آچاچِلویی،
دوره 2، شماره 1 - ( Special issue 1398 )
چکیده

نگاتیوهای شیشه‌ای بخش مهمی از میراث فرهنگی، تاریخی و اسناد تصویری در تاریخ معاصر ایران را تشکیل می‌دهند. شناسایی آسیب‌های این گونه آثار کمک شایانی به ارئه راهکارهای حفاظتی و مرمتی در نگاتیوهای شیشه‌ای می­‌کند. نتایج حاصل از طیف‌سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) و میکروپروب اشعه ایکس (XPMA ) در یک نمونه مطالعاتی نشان داد که تکنیک ساخت نمونه ژلاتین و هالید نقره بر روی شیشه است و آسیب‌های شیمیایی موجود شامل رنگ پریدگی و  پدیده آیینه‌سانی است. عدم شستشوی کافی پس از ثبوت و باقیماندن آن بر روی سطح اثر عامل اصلی رنگ پریدگی می‌باشد. فرایند تشکیل پدیده آیینه‌سانی به دلیل اکسید شدن یون‌های نقره در لایه تصویر توسط گازهای آرشیوی مانند پراکسیدها، واکنش با گاز سولفور و مهاجرت یون‌های نقره به سطح تصویر می­‌باشد که در صد عنصر نقره در نواحی نسبت به سایر نقاط تصویر بیشتر می­‌باشد.

آرزو ‌‌فیض‌اله ‌بیگی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

مسجد ‌‌حاج‌‌رجبعلی ‌‌از ‌‌بناهای ‌‌قاجاری ‌‌تهران ‌‌است ‌‌که ‌‌در ‌‌سیر ‌‌تکاملی ‌‌خود ‌‌دستخوش ‌‌تحولات ‌‌بسیاری ‌‌به‌ویژه ‌‌از ‌‌جنبه‌های ‌‌کالبدی ‌‌شده ‌‌است ‌‌و ‌‌با ‌‌وجود ‌‌اهمیت ‌‌ویژه ‌‌تاکنون ‌‌به‌طور ‌‌شایسته ‌‌بررسی ‌‌نشده ‌‌است. ‌‌پژوهش‌های ‌‌انجام‌شده ‌‌بیشتر ‌‌به ‌‌بررسی ‌‌وضعیت ‌‌موجود ‌‌بنا ‌‌پرداخته‌اند. ‌‌بیشتر ‌‌اطلاعات ‌‌حاصل ‌‌از ‌‌این ‌‌پژوهش‌ها ‌‌با ‌‌اطلاعات ‌‌موجود ‌‌در ‌‌اسناد ‌‌تاریخی ‌‌دوره‌های ‌‌مختلف، ‌‌به‌ویژه ‌‌از ‌‌نظر ‌‌فرم ‌‌کالبدی، ‌‌هم‌خوانی ‌‌ندارند ‌‌و ‌‌تناقضاتی ‌‌از ‌‌نظر ‌‌تغییرات ‌‌شکلی، ‌‌زمانی ‌‌و ‌‌همچنین ‌‌تاریخ ‌‌احداث ‌‌بنا ‌‌مشاهده ‌‌می‌شود. ‌‌هدف ‌‌اصلی ‌‌این ‌‌پژوهش ‌‌بررسی ‌‌سیر ‌‌تحولات ‌‌تاریخی ‌‌بنا، ‌‌به‌ویژه ‌‌از ‌‌دیدگاه ‌‌کالبدی ‌‌در ‌‌دوره‌های ‌‌مختلف ‌‌به‌منظور ‌‌تدقیق ‌‌زمانی ‌‌پیدایش ‌‌و ‌‌سیر ‌‌تحولات ‌‌بناست. ‌‌برای ‌‌این ‌‌منظور ‌‌از ‌‌روش ‌‌پژوهش ‌‌کیفی ‌‌با ‌‌رویکرد ‌‌توصیفی-تحلیلی-تطبیقی ‌‌استفاده ‌‌شده ‌‌و ‌‌گردآوری ‌‌اطلاعات ‌‌نیز ‌‌به ‌‌روش ‌‌مطالعه ‌‌کتابخانه‌ای، ‌‌بررسی‌های ‌‌میدانی ‌‌و ‌‌مصاحبه ‌‌صورت ‌‌گرفته ‌‌است. ‌‌یافته‌های ‌‌پژوهش ‌‌نشان ‌‌می‌دهد ‌‌برخلاف ‌‌اطلاعات ‌‌موجود ‌‌در ‌‌برخی ‌‌منابع، ‌‌بنا ‌‌به ‌‌دوره ‌‌محمدشاه ‌‌مربوط ‌‌است. ‌‌همچنین ‌‌برخلاف ‌‌اطلاعات ‌‌موجود ‌‌در ‌‌منابع ‌‌کتیبه ‌‌موجود ‌‌در ‌‌بنا ‌‌نشان‌دهنده ‌‌سال ‌‌اتمام ‌‌ساخت ‌‌بنا ‌‌نبوده ‌‌و ‌‌فرایند ‌‌تکمیل ‌‌بنا ‌‌پس ‌‌از ‌‌تاریخ ‌‌کتیبه ‌‌نیز ‌‌ادامه ‌‌داشته ‌‌است. ‌‌تحلیل ‌‌داده‌ها ‌‌نشان ‌‌می‌دهد ‌‌فرم ‌‌کالبدی ‌‌بنا ‌‌از ‌‌زمان ‌‌تکمیل ‌‌تا ‌‌اواسط ‌‌دهه ‌‌۴۰ ‌‌ثابت ‌‌بوده ‌‌است. ‌‌تفسیر ‌‌عکس‌های ‌‌هوایی ‌‌مشخص ‌‌می‌کند ‌‌بیشترین ‌‌تغییرات ‌‌کالبدی ‌‌از ‌‌اواخر ‌‌دهه ‌‌۴۰ ‌‌تا ‌‌اواسط ‌‌دهه ‌‌۶۰ ‌‌رخ ‌‌داده ‌‌که ‌‌کاربری‌های ‌‌ناهمگونی ‌‌را ‌‌به ‌‌بنا ‌‌تحمیل ‌‌کرده ‌‌است. ‌‌نتایج ‌‌پژوهش ‌‌به‌کمک ‌‌تحلیل ‌‌و ‌‌تفسیر ‌‌منابع ‌‌اطلاعاتی ‌‌که ‌‌از ‌‌نظر ‌‌علمی ‌‌و ‌‌حقوقی ‌‌قابل‌استناد ‌‌هستند، ‌‌ضمن ‌‌تصحیح ‌‌زمانی ‌‌تحولات ‌‌و ‌‌کمک ‌‌به ‌‌تصحیح ‌‌و ‌‌بازترسیم ‌‌تغییرات، ‌‌سیر ‌‌تحولات ‌‌کالبدی- ‌‌تاریخی ‌‌بنا ‌‌را ‌‌بازیابی ‌‌کرده ‌‌و ‌‌در ‌‌رفع ‌‌ابهامات ‌‌مؤثر ‌‌است. ‌‌درنهایت ‌‌ترکیب ‌‌و ‌‌تحلیل ‌‌اطلاعات ‌‌نقشه‌های ‌‌تاریخی ‌‌و ‌‌عکس‌های ‌‌هوایی ‌‌به ‌‌تعریف ‌‌چهار ‌‌دوره ‌‌اصلی ‌‌تغییرات ‌‌کالبدی ‌‌در ‌‌بنا ‌‌منجر ‌‌شده ‌‌که ‌‌معرف ‌‌اصالت ‌‌کالبدی ‌‌بخش‌های ‌‌مختلف ‌‌بنا ‌‌نیز ‌‌است.

سارا صدقی، نیما ولی‌بیگی، وحید پورزرقان،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

شهرستان سیستان یکی از مراکز جمعیتی جنوب شرق ایران است. این شهرستان در نزدیکی مرز افغانستان و ایران قرار دارد و از دوره سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان دارای آثاری است که تاکنون مورد توجه باستان‌شناسان بسیاری قرار گرفته است. کوه خواجه تنها عارضه طبیعی این دشت پهناور است که دارای مجموعه آثاری از پیش از تاریخ تا اسلامی است. مدارک تاریخی نشان می‌دهد که در دوره اشکانیان بنای یک کاخ با کاربری آیینی و مذهبی در دامنه کوه خواجه تأسیس و این ناحیه از سیستان را به یکی از مکان‌های عبادی زردشتیان تبدیل کرده است. بنای این کاخ که تا حدود 1500 میلادی قلعه‌رستم نام داشته است، با نام‌های کاخ رستم، کاخ گندافره، کاخ گاسپار، کاخ سه‌مغ و قلعه سه‌مجوس و اخیراً قلعه کافرون و «کهن دژ» نیز نامیده شده است. به‌دلیل پیچیدگی لایه‌های مختلف تاریخی و کمبود مطالعات پژوهشی در این زمینه هنوز بخش‌های زیادی از بنا، به‌طور ناشناخته باقیمانده است. مسئله اصلی این نوشتار بررسی اثر با تکیه بر اسناد باستان‌شناسی، مطالعات میدانی و شواهد موجود است. این بررسی برای بازیابی ساختارهای کالبدی بنا که دچار تخریب و تغییر است، انجام شده و ضرورت آن با توجه به پژوهش‌های اندکی که در این بنا صورت گرفته است مشخص می‌شود. بر این اساس پرسش‌هایی پیرامون، کاربری فضاهای بنا و کالبد بنا در قسمت‌های تخریب شده مطرح می‌شود. این پژوهش به روش توصیفی- تاریخی و میدانی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد بنای کاخ دارای الحاقاتی است که متعلق به زمان بعد از ساخت اولیه بنا است و همین امر باعث از بین رفتن فرم و کالبد اصلی بنا، برهم خوردن نظام صحیح حرکت و پنهان شدن تزئینات معماری ساسانی شده است.

سحر احمد‌خان‌بیگی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

سنگ­های ازاره­ی ایوان جنوب شرقی گنبد سلطانیه در زنجان به دلیل شرایط قرارگیری در پایین بنا و عواملی نظیر حضور نمک­‌های مخرب، رطوبت صعودی، بندکشی با ملاط نادرست دچار آسیب‌هایی از قبیل پوسته‌ شدن، تغییر ظاهر بصری، افزایش تخلخل سطحی و از دست رفتن دوام و فرسایش شده‌‌ است. در مقاله حاضر با اهداف شناسایی ماهیت نمک­‌های موجود و شناسایی مکانیسم تخریب نمک در سنگ­‌های ازاره جنوب شرقی بنای گنبد سلطانیه به مواردی از قبیل، ساختارشناسی، آسیب­‌شناسی و گزارش راهکار درمانی و پیشنهاد حفاظتِ پایدار پرداخته شده است. از این‌رو جهت شناخت علمی از فرآیند فوق، مطالعات ساختارشناسی شامل آنالیز XRD، پتروگرافی، SEM-EDS به‌­صورت شناسایی نوع سنگ با استفاده از روش­‌های شناسایی میکروسکوپی و آنالیز شیمیایی سنگ‌­ها، شناسایی ماهیت نمک­‌های موجود در سنگ‌ها با استفاده از روش­‌های شیمیایی و القا نمک به نمونه سنگ­‌های آزمایشی تحت شرایط شبیه‌­سازی شده (شرایط مرطوب و خشک) در آزمایشگاه به منظور تعیین میزان مقاومت سنگ‌ها در برابر نمک انجام گردید. در همین راستا نتایج آزمایش‌های ساختارشناسی سنگ و تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی حاکی از آن است که سنگ به­‌کار رفته در ازاره­ی گنبد سلطانیه از نوع سنگ آذرآواری توف است که ساختاری بسیار متخلخل دارد. علاوه بر آن، نتایج آزمون­‌های فیزیکی شامل تخلخل­‌سنجی، جذب آب و تعیین مقاومت در برابر حمله­‌ی نمک­‌ها نشان از واکنش ضعیف سنگ در برابر رطوبت و چرخه‌­های انحلال و باز تبلور نمک­‌ها دارد. چرخه­‌های تر و خشک شدن و تبلور نمک­‌های محلول که شامل نمک­‌های نیترات سدیم (NaNO3)، هالیت (NaCl) نیتر، پتاسیم نیترات، (KNO3)، هگزاهیدرات (MgSO4,6H2O) در میزان زیاد و کوارتز (SiO2) در میزان کم عوامل اصلی هوازدگی فیزیکی در سنگ­‌های توف بنا هستند. منافذ موجود در سنگ­‌ها نقش قابل توجهی را در جذب و انتقال یون­‌های نمک دارد که موجب آسیب تبلور نمک­‌ها­ با توجه به رطوبت است که باعث اعمال فشار مکانیکی در سنگ­‌های توف می‌­شود. از این رو در بخش اقدامات عملی هم در آزمایشگاه و هم سایت اصلی با توجه به ل %بزرگنمایی  زدودن چرکی­‌ها و نمک­‌های سطحی موجود، روش­‌های مبتنی بر پاک‌سازی کاهش نمک می‌باید همراه با کنترل محیطی صورت بگیرد تا از این طریق نمک­‌های باقی­مانده فرصتی برای انحلال و بازتبلور پیدا نکنند و در نهایت از تخریب هر چه بیشتر سنگ‌­ها جلوگیری به عمل آید.


صفحه 1 از 1