استحکامبخشی و آبگریزی مواد و مصالح سازنده تاریخی و به ویژه سطح سنگهای تاریخی یکی از مداخلات حساس و چالشبرانگیز در حوزه حفاظت آثار فرهنگی است که نیازمند بررسیهای دقیق و تحقیقات جامع برای کاهش عوارض جانبی احتمالی است. این اقدامات بهویژه زمانی ضرورت پیدا میکند که آثار سنگی در فضای باز در معرض تخریب و فرسایش عمیق قرار گرفته یا دچار تغییرات سطحی قابلتوجهی شده باشند که میتواند به از بین رفتن زیبایی و انسجام ساختاری آنها منجر شود. در صورت عدم مداخله بهموقع، عوامل فرسایشی به لایههای عمیقتر اثر نفوذ کرده و خطر فروپاشی کامل را به دنبال خواهند داشت. در این پژوهش، عملکرد سه نوع پوششدهنده صنعتی مبتنی بر سیلان/ سیلوکسان شامل واکر 290، واکر 3003 و لانگ لایف در فرآیند پوششدهی مصالح سنگی ارزیابی شده است. در اینباره ویژگیهای فیزیکی، مکانیکی و بهویژه خصوصیات آبگریزی این مواد بر روی سطح سنگ مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. نتایج نشان داد که هر سه ماده خاصیت دافع رطوبت دارند، اما مواد لانگلایف و واکر 290 به دلیل ایجاد پیوند مناسبتر با سطح سنگ، عملکرد بهتری از خود نشان دادند. این یافتهها میتواند راهنمایی مؤثر برای انتخاب مواد مناسب در پروژههای حفاظتی آثار تاریخی ارائه کند و از تخریب زودهنگام این میراث ارزشمند جلوگیری نماید.
مطالعات سنگنگاری (پتروگرافی) با کمک به شناخت ویژگیهای ساختاری و ترکیبات آثار سفالین، نقش مهمی در شناخت تحولات و مبادلات فرهنگی، مبتنی بر تغییرات فنی این آثار دارد؛ از اینرو بهعنوان یکی از روشهای مطالعه اصلی برای نمونههای با قابلیت نمونهبرداری از این آثار، همواره در دستور کار قرارمیگیرد. محوطه باستانی قلیدرویش در 3 کیلومتری حاشیه جنوبی شهر قم، در محدودهای بالغ بر 30 هکتار عرصه بقایای باستانی ارزشمندی دربردارنده گونههای شاخص سفالهای مربوط به عصر برنز قدیم تا عصر آهن I است. در این مطالعه که با هدف یررسی بافت، اجزا سازنده و دستهبندی سفالهای موردنظر انجامشد، تعداد 37 قطعه از یافتههای سفالی منطقه قلیدرویش بدستآمده از کاوشهای سال 1394 مورد بررسی قرارگرفتند. به این منظور، از روش مطالعه مقطع نازک یا سنگ نگاری با تکیه بر شناسایی ساختار میکروسکوپی و کانیهای موجود استفاده شد. نتایج نشانداد که در نمونه سفالهای موردنظر سه نوع بافت متفاوت شامل بافت درشتدانه ناهمگن یا پورفیری، بافت ریزدانه یا سیلتی، و بافت آواری وجود دارد. خمیره این سفالها دارای کمترین جورشدگی در اجزا سازنده، دربردارنده شاموت و پرکنندههای درشت است؛.. بهطوریکه قطعات مختلف سنگ آذرین و چرت (بقایای سیلت، رس و یا سفالهای خردشده)، کلسیت و کوارتز در آنها قابلمشاهده است. براساس یافتهها میتوان گفت که عموماً مواد بهکاررفته در ساخت این سفالها محلی و مربوط به خود منطقه است.
مجموعه فرهنگی ـ تاریخی نیاوران در باغ بزرگی به مساحت حدود 11 هکتار در شمال تهران قرار دارد که از زیبایی و جذابیت طبیعی و تاریخی فراوانی برخوردار میباشد. بناهای این مجموعه متعلق به دورههای قاجار و پهلوی است. این مجموعه بناهایی چون کاخ صاحبقرانیه، کوشک احمدشاهی، کتابخانۀ اختصاصی و موزۀ جهاننما را در خود جای داده است. کوشک احمدشاهی، از جمله کاخهای قاجاری این مجموعه، فاقد کتیبه یا نشان تاریخدار میباشد و طبق شواهد این بنا در زمان احمدشاه قاجار بنا شده است. در این بنای دو طبقه اشیاء و لوازم شخصی مربوط به رضا پهلوی قرار دارد. در طبقه همکف آن در ضلع غربی ساختمان دو اتاق که با ویترین شیشهای از هم تفکیک شدهاند قرار دارد. چهار ویترین شیشهای و بزرگ که این دو اتاق را از هم تفکیک میکند، حاوی 106 قطعه سنگ قیمتی و نیمه قیمتی راف و تراش خورده همراه با تعدادی فسیل است. مطالعه و شناسایی نمونههای سنگ و فسیل موجود در این ویترینها هدف اصلی این مقاله است. سنگهای مورد مطالعه به صورت راف و از خانواده کوارتز با رنگهای مختلف، کانیهای معدنی مانند پیریت، کالکوپیریت، استیبنیت، گوگرد، سنگهای قیمتی مانند بریل و انواع مختلف فسیل ماهی، آمونیت، تریلوبیت و فسیلهای عهد حاضر مانند مرجان و ماهی است. سه نمونه شاخص در این ویترینها، نمونه الماس طبیعی همراه با سنگ میزبان کیمبرلیتی بوده که احتمالا مربوط به معادن آفریقای جنوبی است. نمونه شهاب سنگ تکتیت که از ماه آورده شده و توسط نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا هدیه داده شده است و چندین نمونه زیبا و راف کانی فیروزه همراه با سنگ میزبان متعلق به معدن فیروزه نیشابور است. نکته منفی این طرح نبود اطلاعات تاریخی در مورد نحوه جمعآوری، خرید و یا هدیه دادن این نمونههای کلکسیونی است که از طرف چه شخص و یا اشخاصی انجام شده است.
دکتر امین اله کمالی، دکتر مهدی رازانی، دکتر سید ایرج بهشتی، دکتر حمید فدایی، مهندس وحید ابراهیم زاده، دوره 9، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
محوطه های ذوب فلز چاه جمال خَشومنگ در استان یزد، بخش خرانق و شرق شهرستان اردکان، در ۲۵ کیلومتری جنوب روستای ساغند و ۱۲۰ کیلومتری یزد واقع شده اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فناوری ذوب و منشأ کانه های مورد استفاده در این محوطه ها، نمونه های سرباره برداشته شده از دو محوطه ذوب فلز را از طریق مطالعات میدانی، پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش (ICP-OES) بررسی کرده است. نتایج پتروگرافی حضور کانی های سیلیکاتی پیروکسن و فایالیت در زمینه ی شیشه ای، همراه با فازهای فلزی مس طبیعی، کانی های سولفیدی مس (کالکوسیت و کوولیت) و کانی آهن دار وستیت را نشان می دهد. مقدار بالای سیلیس در نتایج آنالیز شیمیایی، در کنار حضور CaO و MgO، حاکی از استفاده از کمک ذوب های سیلیسی و کربناته برای کاهش ویسکوزیته سرباره است؛ این شواهد، همراه با ترکیب کانی شناختی مشاهده شده، دمای ذوب را حدود ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد و شرایط درون کوره را احیایی و نسبتاً کنترل شده نشان می دهد. این محوطه های ذوب فلز که با هدف استخراج مس ایجاد شده بودند، علاوه بر مس، حاوی عناصر سرب، روی و نقره نیز هستند که نشان می دهد ماده خام تأمین کننده این کوره ها از یک کانسار پلی متال بوده است. در خصوص منشأ این مواد خام معدنی نیز می توان به تونل ها و چاهک های اکتشافی کهن، در فاصله حدود دو کیلومتری این محوطه ها، اشاره کرد که تأمین کننده محلی مواد اولیه این کوره های ذوب بوده اند. یافته های این پژوهش درک و آگاهی ما را نسبت به فناوری استخراج فلزات در فلات مرکزی ایران ارتقا می بخشد.