عبدالرسول وطندوست،
دوره 1، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده
اینکه پژوهشکدهی حفاظت و مرمّت آثار تاریخی-فرهنگی توانسته است اجازهی چاپ و انتشار تعدادی مجلّهی علمی، از جمله این نشریهی وزین دانش حفاظت و مرمّت، را دریافت کرده و به انتشار آن نیز دست یابد، خبر بسیار فرخندهای است که لازم است جامعهی مرمّتگران کشور آنرا به فال نیک گرفته و ضمن مشارکت فعّال و پیوسته در آن، ʺخانهی مرمتگران کشورʺ را بیش از پیش ʺخانهی خودʺ، بدانند. ولی برای آنکه بتوان راه و رسم چنین جریدهای را با عنایت به نیازهای جاری کشور، وظایف و مسئولیّتهای پژوهشکده، و نیز نظام پژوهشی، آموزشی و اجرایی کشورمان در حوزهی حفاظت و مرمّت آثار تاریخی-فرهنگی، تبیین و توصیه نمود لازم است ابتدا به دیروز نگاه کرد، بعد در بارهی وضعیّت امروز اندیشه نمود، سپس فردا را دید، و سرِآخر تلاش کرد تا راه مجلّه چنان طرّاحی شود تا ضمن آنکه مسئولیّت خود نسبت به مردم، و بهویژه جامعهی فرهنگی کشور را انجام میدهد، حرکتی پویا، بادوام، ملّی، و پاسخگو نیز داشته باشد. حفاظتگران و مرمّتگران میراث فرهنگی کشور، که بهواقع میتوان آنها را طبیبان امور فرهنگی کشور دانست، بیش از پیش تشنهی گفت و گوهای سازنده با یکدیگر در داخل کشور، و با همقطاران خود در بیرون از کشور، هستند و هر چه تعداد مجلّات علمی در این حوزه بیشتر شود، دستیابی به مقصود نهایی، یعنی نگاهداری میراث فرهنگی و معرّفی درست و بهکمال آن، امکانیافتنیتر خواهد شد. به بیان دیگر برای آنکه بتوان آیندهی پژوهشکده و در نتیجه آینده و شیوهی کاری نشریّات منتشره از سوی این نهاد مهم را براساس نیازها و اولویّتهای میراث فرهنگی کشور و سپس دیدگاه پالایشیافتهی ملّی و جهانی پیرامون امر حفاظت، نگاهداری و مرمّت آثار فرهنگی تعریف و تبیین نمود، لازم است به گذشته و حال اندیشید و بعد توانی دوچندان یافت و به افقهای پیشِ رو نظاره کرد؛ دُرُست همانگونه که کوهنوردی تجربهاندوخته در میانهی راه صعود میایستد و به راهی مینگرد که تا آن زمان پیموده است، بعد حال خود را میبیند، و سرِآخر، با توانی که از نگاه به گذشته بازیافتهاست، ادامهی مسیر میدهد.
حمیدرضا بخشندهفرد، صدیقه طاهریبَجگان،
دوره 1، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده
اشیای مطالعه شده در این پژوهش دو خنجر مفرغی متعلق به محوطۀ باستانشناسی گَروی منسوب به اواخر عصر مفرغ و اوایل عصر آهن هستند که فاقد تزییناتاند و خوردگی و اکسیدشدگی روی سطحشان هوید است. هدف این پژوهش مطالعۀ فنشناسیِ اشیای مذکور از طریق انجام مطالعات تطبیقی و باستانشناسی به روش کتابخانهای و انجام مطالعات فنشناسی و آسیبشناسی به روش آزمایشگاهی (شیمیتر، رادیوگرافی، متالوگرافی، و آنالیز عنصری مغز فلزی توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) به منظور شناسایی فلز و تکنیک ساخت آن است. پس از مطالعه و انجام آزمایشهای ذکرشده، جنس این اشیاء از مفرغ، تکنیکِ ساختشان ریختهگری و چکشکاری، و متعلق به دورۀ عصر آهن تشخیص داده شد.
رقیه موحدیمهرآبادی، رضا وحیدزاده،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده
بقعه شاهحمزه واقع در شهر قم، از بناهای دوره صفوی است. ایوان شرقی این بنا در دوره قاجار با کاشیهای سفید و آبی تزئین شده است. هدف این مقاله، معرفی بنای تاریخی شاهحمزه و معرفی تزئینات آن است. در این راستا یک نمونه کاشی سفید و آبی بنا با مطالعات کتابخانهای، روشهای میکروسکوپ نوری، دیجیتالی و روشهای دستگاه SEM-EDX و XRD مورد بررسی فنشناسی قرار گرفت. براساس بررسیهای انجامشده لایه رنگ بهطور مستقیم و بدون لایه تدارکاتی روی بدنه سنگی اجرا شده و سپس لایه شیشهای روی آن کشیده شده است.
شیبا خدیر، پرستو نعیمیطرئی،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده
با توجه به ماهیت یون کلر و تمایل به نفوذ در لایههای درونی فلز، توجه به آن در حوزه حفاظت از آثار فلزی از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مقاله به تاثیر یون مهاجم کلرید بر فلزات تاریخی پایه مس و نقره پرداخته شده است و با توجه به نتایج طرح پژوهشی بلندمدت بیماریشناسی آثار فلزی در ایران، نمونههای مختلف از آثار متأثر از حملات کلریدی به اختصار مطرح و مورد مقایسه قرار گرفتهاند. در انجام مطالعات خوردگی در طرح مذکور برای تحلیل روند خوردگی از شیوههای تصویربرداری پرتو ایکس، میکروسکوپ نوری و روبش الکترون و روشهای تجزیه تر و دستگاهی ((EDX, XRD, PIXE استفاده شده است. با توجه به مطالعات صورتگرفته، خوردگیهای حفرهای شدید با شرایط پیشرونده در آثار موزه رشت و همچنین خوردگی فاز غنی از قلع و خارج شدن آن بهصورت ترکیبات اکسیدی به شکل همزمان در بسیاری از آینههای موجود در این موزه مشاهده شد که در بسیاری از موارد با فراهم شدن شرایط موضعی نقطه آغازشی از زیر رسوبات سطحی داشته است. این روند در آثار موجود در موزههای جنوب ایران با شرایط رطوبتی زیاد و با کلریدهای تغلیظشده در محصولات خوردگی باعث از بین رفتن مغزه فلزی در بسیاری از آثار بهدستآمده از هرمز شده است. تغلیظ و تبلور کلرید در لایههای خوردگی و حملات ناشی از آن در آثار مناطق خشک ایران با وجود رطوبتهای دورهای یا شرایط نگهداری کنترلنشده بعد از حفاری، عامل از بین رفتن مغزه فلزی بسیاری از آثار بهدستآمده از محوطههایی چون صرم، قلی درویش و سیلک است که با سازوکاری متفاوت از نفوذ کلرید در لایه اکسیدی تا انحلال و خارج شدن مس از لایههای خارجی تحت تأثیر حملات کلریدی بودهاند. آثار نقره بهدستآمده از محوطههای مختلف نیز با توجه به حضور ترکیبات کلریدی نقره شاخی (سیلک)، خوردگیهای موضعی شدید (هرمز) و تهنشینی منقطع مس و ترسیب نمکهای کلریدی آن (تپه حصار) از حملات کلریدی بینصیب نبودهاند.
آرمان رزم، حسین احمدی، عباس عابداصفهانی،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده
آثار بسیاری که از محل زندگی اجتماعات قدیم در جرجان یافت شدهاند، نشاندهنده قدمت زندگی در این منطقه هستند. شواهد بسیاری از اهمیت جرجان در دوران تاریخی، ازجمله هخامنشی، ساسانی و سلوکی در کتیبههای مربوط به آن دوران یافت میشود. در دوره سلجوقی، جرجان مهد علم، ادب، هنر و صنعت شمال ایران و در صنایع شیشهگری، سفالگری و فلزکاری و بهکارگیری لعاب روی سفالینهها از مراکز مهم کشور بوده است. استفاده از نقوش سیاه و لعاب فیروزهای در اشیاء سفالی کاوششده در جرجان بهوفور دیده میشود. در این پژوهش سه نمونه از سفالهای دارای این نوع لعاب در منطقه جرجان، ازلحاظ فنشناسی مورد بررسی قرار گرفتند و روش ساخت و مواد بهکاررفته در آنها مطالعه شد. در این راستا با استفاده از روشهای میکروسکوپ دیجیتال، میکروسکوپ نوری پلاریزان، میکروسکوپ الکترونی روبشی و آنالیز پراش پرتو ایکس ، به شناخت لعابها پرداخته شد. با توجه به تصاویر میکروسکوپی از مقطع نمونهها، شیوه اجرای لعاب از نوع زیرلعابی است و سه لایه برای ایجاد لعاب قابل مشاهده است. ابتدا یک لایه شیریرنگ که انگوب نامیده میشود، روی سطح سفال ایجادشده و سپس نقوش سیاهرنگ روی آن اجرا شدهاند و در نهایت یک لایه لعاب شفاف فیروزهای تمام سطح را پوشانده است.
غلامرضا رحمانی، عبدالغفار ابوالحسینی شهرنوی، پیمان افسر،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده
بخش مهمی از آرشیو کتابخانهها و موزههای تاریخی هر کشور را آثار کاغذی تشکیل میدهند و عوامل مختلفی میتوانند سبب تخریب آنها شوند. عوامل مخرب شیمیایی از قبیل اکسیداسیون و اثرات هیدرولیز اسیدی کاغذ همواره از چالشهای بزرگ مرمتگران و محققان این حوزه است. از موثرترین و جدیدترین روشها برای کاهش سرعت تخریب، استفاده از نانوفناوری میباشد. در این پژوهش سعی شده از نانوچندسازههای اکسیدهای روی و تیتانیوم جهت توقف اکسیداسیون استفاده شود. برای این منظور نانوچندسازه اکسیدروی/ اکسیدتیتانیوم و همچنین ترکیب پلیمری نشاسته کاتیونی به کار گرفته شد. در این روش علاوه بر توقف اکسیداسیون، به طور همزمان و در یک مرحله، اسیدزدایی و استحکام بخشی نیز انجام میگیرد. در نتیجه با این روش میتوان چند مرحله مرمت را در یک مرحله خلاصه کرد که هم در مصرف ماده و هم زمان صرفهجویی میشود و احتمال آسیب به اثر به حداقل میرسد. برای انجام این پژوهش روشهای مختلف آنالیز دستگاهی از قبیل طیف سنجی مادونقرمز، تصاویر میکروسکوپ الکترونی، سنجش مقاومت کششی کاغذ و پیرسازی تسریع شده حرارتی جهت بررسی خواص شیمیایی و فیزیکی استفاده شد. نتایج نشان دادند که نمونه با پوشش نانوچندسازه اکسیدتیتانیوم/اکسیدروی/ نشاستهکاتیونی بهعنوان آنتیاکسیدانت مورد تأیید بوده و در مقایسه با نمونههای پوشاندهشده با نانوچندسازه اکسیدتیتانیوم/اکسیدروی یا نشاسته کاتیونی به تنهایی عملکرد بهتری داشته است.
نجمه خاتون میری، کاوه بهرامزاده، داوود اسدالله وشعالی،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده
ماندانا طیبی،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده
آثار باستانی نمایندگان فرهنگ و تمدن گذشته و حامل اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی روزمره، باورها، فناوری و روابط اجتماعی آن دوران هستند. با پیشرفت فناوری، ابزارها و روشهای نوینی برای بررسی و تحلیل این آثار پدید آمدهاند و میتوانند اطلاعات جدیدی درباره جنبههای ناشناخته آنها فراهم کنند. رصد خُرد با بررسی دقیق و نظاممند وضعیت آثار و استفاده از روشهای نوآورانه، بهعنوان یک روش علمی، نقشی کلیدی در حفاظت و مرمت اشیاء فرهنگی و تاریخی دارد. این مقاله مروری است بر برخی از روشهای مختلف رصد خرد؛ مانند مطالعات میکروسکوپی، تصویربرداری با وضوح بالا، اسکن سهبعدی و تحلیل طیفسنجی و نشان میدهد که چگونه این فناوریها به درک عمیقتر از شرایط اولیه مواد و الگوهای تخریب کمک میکنند. همچنین، مطالعات موردی ارائهشده کاربردهای موفق رصد خُرد در زمینههای مختلف را نشان میدهند و تنوع و اثربخشی آن را در مواجهه با چالشهای خاص در حفاظت و مرمت اشیاء شکننده و ارزشمند برجسته میسازند.
حمید فدایی، آزیتا میرزایی،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی و ارزیابی روشهای حفاظت اضطراری در محوطه باستانی چغازنبیل با تمرکز بر پوششدهی محلهای کاوش شامل چاهکها، شبکههای سطحی و بقایای معماری میپردازد. هدف از این اقدامات، حفاظت آثار کاوششده در برابر عوامل محیطی همچون رطوبت، فرسایش و تخریب تدریجی، در بازههای زمانی موقت یا بلندمدت بوده است. روش تحقیق مبتنی بر مشاهدات میدانی، ارزیابی مصالح موجود و رجوع به تجربیات پیشین حفاظت در این محوطه است. در این پروژه، استفاده از مصالح شن و ماسه از نوع شکسته و با دانهبندی متغیر بین ۲ تا ۲۰ میلیمتر بهعنوان مواد پُرکننده ترانشهها و چاهکها توصیه شد. در انتخاب این مصالح، پرهیز از ناخالصیهایی نظیر گچ، انیدریت و انواع سولفاتها که میتوانند منجر به بروز نمکهای محلول و آسیب به آثار شوند، مورد توجه قرار گرفت. پوششدهی چاهکها، شبکهها و سکوی آجری با رویکردی مرحلهای و متناسب با عمق و اهمیت آنها انجام شد. در چاهکهای عمیقتر، لایههایی از شن و خاک نرم با تراکم مناسب استفاده گردید؛ درحالیکه برای شبکههای کمعمق، قشر نازکی از شن کفریزی و سپس با خاک کاوش پر شد. حفاظت از سکوی آجری کتیبهدار با دقت بالاتری صورت گرفت و از ماسه نرم بهعنوان بستر محافظ بهره گرفته شد. یافتهها نشان میدهند که بهرهگیری از مصالح طبیعی و روشهای علمیـتجربی میتواند در حفاظت موقت یا دائمی آثار کاوششده در محوطههای باستانی مؤثر واقع شود.
مهدی رازانی،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده
کتیبه بیستون، از مهمترین اسناد تاریخی جهان، به دستور داریوش بزرگ هخامنشی در قرن ششم پیش از میلاد حکاکی شده است. در سال ۱۸۴۴،.م هنری راولینسون، شرقشناس بریتانیایی، به همراه دو نفر دیگر، نام خود را بر روی این کتیبه حک کرد. درحالیکه هویت راولینسون بهطور کامل شناخته شده است، هویت دو همراه او، کاپیتان جیمز فلیکس جونز و آقای ا. هکتور، تاکنون در هالهای از ابهام قرار داشت. این مقاله با بررسی منابع تاریخی و اسناد آرشیوی، تلاش میکند به کشف هویت این دو شخصیت بپردازد. کاپیتان جونز، افسر نیروی دریایی هند و نقشهبردار مشهور، در سفرهای اکتشافی متعددی در خاورمیانه مشارکت داشت و نقش مهمی در تهیه نقشههای دقیق از مناطق مرزی ایران و عثمانی ایفا کرد. از سوی دیگر، آقای هکتور، که تنها نامش در زیر کتیبه در تمامی منابع مکتوب نامش هستر ثبت شده و هیچگونه اطلاعاتی بهجز همراهی راولینسون در رابطه با او در دسترس نیست و احتمالاً بهعنوان یک محقق یا همراه علمی در این سفر حضور داشت. این پژوهش نشان میدهد که همکاری این سه شخصیت، گامی مهم در رمزگشایی کتیبه بیستون و پیشبرد مطالعات باستانشناسی و تاریخ خاورمیانه بوده و نشاندهنده زحمات متخصصین بنام در این اقدام تاریخی و فرهنگی است.
مهدی رازانی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
مصالح ساختمانی، بهویژه سنگ، نقش بنیادینی در شکلگیری سبکها و هویت معماری ایفا میکنند. باوجود پیشینهی طولانی استفاده از سنگ در معماری ایران، این ماده کمتر بهصورت مستقل و تحلیلی در مطالعات سبکشناسی مورد بررسی قرارگرفته است. معماری سنگی، از نخستین فضاهای طبیعی مانند غارها تا فضاهای دستکند زیستی در اقصی نقاط ایران تا بناهای شاخص حکومتی و آیینی در اعصار مختلف تاریخی تا دوران معاصر، بستر ارزشمندی برای بازشناسی نسبت میان مصالح، فناوری ساخت و تحول سبکها فراهم آورده است. این مقاله کوتاه باهدف معرفی چارچوبی دستهبندیشده برای معماری سنگی ایران، بر لزوم بازخوانی این شاخه از منظر سبکشناسی تأکید دارد در این مقاله ضمن توجه به دلایل مهجور ماندن موضوع به بررسی نقش حالت های مختلف سنگ در شکل گیری تنوع چشمگیری از انواع مصالح ساختمانی اشاره دارد و ساحت های استفاده از سنگ در معماری را به منظور سبکشناسی معماری سنگی در ایران فارغ از حکومتها و دورههای تاریخی مورد بررسی قرار میدهد.
رقیه موحدیمهرآبادی، رضا وحیدزاده،
دوره 2، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
بقعه شاهحمزه واقع در شهر قم، از بناهای دوره صفوی است. ایوان شرقی این بنا در دوره قاجار با کاشیهای سفید و آبی تزئین شده است. هدف این مقاله، معرفی بنای تاریخی شاهحمزه و معرفی تزئینات آن است. در این راستا یک نمونه کاشی سفید و آبی بنا با مطالعات کتابخانهای، روشهای میکروسکوپ نوری، دیجیتالی و روشهای دستگاه SEM-EDX و XRD مورد بررسی فنشناسی قرار گرفت. براساس بررسیهای انجامشده لایه رنگ بهطور مستقیم و بدون لایه تدارکاتی روی بدنه سنگی اجرا شده و سپس لایه شیشهای روی آن کشیده شده است.
حمیدرضا بخشندهفرد، حسنا ربیعی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
گورستان تپهپردیس واقع در قرچک استان تهران، محوطه ارزشمند تاریخی عصر آهن است که در کاوشهای آن اشیای مفتولی مفرغی به دست آمده است. علیرغم به اهمیت تاریخی اشیای فلزی کشفشده در تهران، تاکنون مطالعه تخصصی ساختاری، فنشناسی و آسیبشناسی بهصورت مستقل و با استفاده از روشهای دستگاهی و آزمایشگاهی بر روی اشیای فلزی بهدستآمده از این سایت صورت نگرفته است. هدف نگارندگان، مطالعه یکی از این مفتولهای مفرغی بهدستآمده از گورستان تپهپردیس از نظر فنی با پرسشهایی در زمینه ترکیبات عنصری و روش ساخت و همچنین بررسی آسیبهاسـت. بدینمنظـور از روشهای دسـتگاهی AAS, SEM- EDS برای شـناخت ترکیب شیمیایی آلیاژ و ریزساختارنگاری بهمنظور شناسایی روش ساخت استفاده شده است. براساس مطالعات، این اثر مربوط به عصر آهن است. با توجه به دادههای آنالیز عنصری، ترکیب بهکاررفته در ساخت این اثر آلیاژ مس-قلع (مفرغ) است. بررسی ریزساختار نشان داد که شیوه ساخت عملیات پیوسته گرمایی/ مکانیکی است. همچنین نتایج آزمایش XRD، ترکیبات کوپریت، مالاکیت و نانتوکیت در محصولات خوردگی شناسایی شد که با توجه به حضور میزان فراوان نانتوکیت میتوان گفت شیء خوردگی فعالی دارد.
حامد یعقوبزاده، یاسر حمزوی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
استحکامبخشی اضطراری آرایههای معماری در بیشتر مواقع در راستای اهداف مرمت بناهای تاریخی صورت میگیرد به همین منظور مرمتگر آرایههای معماری میبایست شرایط ایمن را از جهت حفظ آرایههای موجود در اقدمات مرمت بنا ایجاد کند خانه ارم یزد یکی از بناهای قاجاری شهر یزد بوده و قرار بر احیا و کاربری یافتن دارد؛ این بنا در بخش شاهنشین دارای آرایههای گچی آینه و شیشهای و همچنین دیوارنگاره با نقوش گیاهی و کتیبه نوشتاری است به دلیل آسیبهای موجود در لایههای مختلف آرایههای معماری این بنا امکان استحکامبخشی سازهای و مرمت قسمتهای فرسوده را برای مرمتگران بنا دشوار کرده بود به طوری که در صورت انجام هر گونه اقدامات مرمت سازهای امکان تخریب آرایههای معماری وجود داشت؛ چرا که ترکهایی که نشان از حرکت سازه دارد موجب جدایش و سست شدن آرایهها از بخش لایه زیرین خود که شامل تکیهگاه آجر) آستر (کاهگل) و بستر (گچ) شده است که نیازمند استحکامبخشی است؛ کل سطح دیوارها به جز دیوار سقف در خانه ارم یزد دارای اندود گچی الحاقی بوده که باعث پنهان شدن بخشهایی از آرایههای گچی و دیوار نگاره شده است؛ از این رو نیازمند مشخصسازی آرایههای پنهان در بخشهای مختلف با انجام سونداژهایی در دیوارهای اتاق شاه نشین خانه ارم یزد است. در برخی از نقاط دیوارها نیازمند استحکامبخشی دقیق از جانب مرمتگران ابنیه است ولی در این نقاط گفته شده دیوارنگاره وجود دارد که امکان هر گونه اقدمات استحکامبخشی را محدود کرده است. برای این منظور دیوارنگارهها در نقاط ذکر شده میبایست از دیوارها جدا و نگهداری شده و بعد از اقدمات استحکامبخشی سازهای دوباره به مکان اصلی خود جای گذاری شوند. در این مقاله شرح کامل اقدامات عملی استحکامبخشی اضطراری انجام گرفته بر روی آرایهای معماری خانه ارم یزد ارائه شده است.
شیبا خدیر، فتحاله نیازی، کورش کوهستانی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
نعلین کعبه موزه فرش ایران یک جفت کفش فلز آلیاژ مس اثر استاد پرویز تناولی در فضای روباز است. این اثر به عنوان جزیی از یادمان کعبه در سبک ساده گرایی مینیمالیسم در محوطه موزه فرش ایران ساخته شده است. اندازه نعلین در مقیاس واقعی خلق شده است. روی سطح نعلین به وسیله شیارهای ریز و ظریفی به منظور القای حس زیبایی شناسانه و جلوی بصری بافت دار شده است. همچنین یک پاتین هنری تیره رنگ بر روی سطح اثر توسط هنرمند ایجاد شده است داخل نعلین محل تجمع گرد و غبار خس و خاشاک فضای سبز محیط پیرامون بوده است. علاوه بر این طی سالیان متمادی و ارتباط با زمین تحت تاثیر شرایط جوی مانند بارندگیهای سالیانه اختلاف دمای در فصل مختلف سال و آلایندههای محیط شهری همچون بارانهای اسیدی قرار گرفته است. سطح نعلین با محصولات خوردگی سبز رنگ و رسوبات کربناتی شکل مخدوش شده است. همچنین در رسوبات سبز رنگ یون کلر به عنوان عامل بیماری برنز به حضور نانتوکیت و هیدروکسی کلریدهای مس همچون آتا کامیت پارا تا کامیت کلینو آتاکامیت و بوتالاکیت با خوردگی فعال آلیاژهای مس مرتبط میباشد. هدف از این عملیات حفظ پایداری و جلوگیری از قرارگیری بیشتر در برابر عوامل آسیبرسان محیط شهری تعریف شده است. به منظور ارزیابی و مستندنگاری وضعیت موجود اثر عکس برداری دیجیتال در مقیاس ماکروسکوپی و میکروسکوپی صورت گرفته است. به منظور پاکسازی و حذف رسوبات سطحی از روشهای مکانیکی توسط اسکالپ و دستگاه التراسونیک بهرهگرفته شده و از روش ضمادگذاری برای حذف رسوبات حجیم از محلول نمک راشل و اسید کلریدریک ۲ به صورت موضعی کنترل شده و محدود استفاده شد. به منظور ایجاد بازدارندگی سطح از محلول ۳ BTA و به عنوان پوشش دهنده سطحی اثر از محلول اپوکسی پلی آمید استفاده شده است.
مریم شیروانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
دوران زندیه، دوران کوتاهی در حکومتهای شکل گرفته در ایران است که با فرماندهی در شهر شیراز به حیات خود ادامه داد. در این زمان هر چند کوتاه آثار مختلفی ساخته شد که یکی از مهمترین آنها، ارگ کریمخانی است. در این بنا با ویژگی خاص معماری خود از آرایههای مختلف تزیینی استفاده شده و نقاشی دیواری یکی از آنهاست که متاسفانه در دوران قاجار در زیر لایه گچ مخفی شده و دوباره روی آن در برخی قسمتها نقاشی قاجاری کشیده شده است. امروزه در برخی بخشها نقاشیهای زندیه از زیر گچ خارج شده که تا کنون مطالعات زیادی بر روی شناسایی رنگدانههای دوره زندیه صورت نپذیرفته است. هدف در این پژوهش فنشناسی و ساختارشناسی رنگدانهها در نقاشی دیواری دوره زندیه در ارگ کریمخانی است. سوال مطرح شده این است که ترکیب این مواد رنگی شامل چه نوع موادی است. با توجه به این موضوع، از روش آنالیزهای دستگاهی FT-IR ،SEM–EDS و RAMAN برای شناسایی عنصری و ترکیبی مواد تشکیلدهنده رنگها استفاده شده است. یافتههای حاصل شده بیان میدارد که ترکیبات رنگدانه قرمز شامل اکسید سرب (سرنج) و احتمالا اکسید آهن (اخرا)، رنگدانه آبی شامل آبی اولتامارین (لاجورد- لازولیت) و رنگدانه سبز شامل مالاکیت (سبز کوهی) بوده که بر روی بسترهای گچی اجرا شدهاند و از یک ترکیب روغنی به عنوان بست و بستر زیرین استفاده شده است. رنگدانهها دارای ساختار معدنی بوده و با اینکه در دوره قاجار به طور کامل در زیر لایه گچ قرار گرفته ماندگاری مناسبی داشته و تخریب نشدهاند. همچنین دیده میشود با وجود وارد شدن رنگهای روغنی اروپایی در دوره زندیه در ایران از این ترکیبات رنگی در نقاشی دیواری استفاده نشده است.
مسعود باتر، محبوبه راستین،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
کتیبه گچبری مسجد آققلعه در شهر نقاب سبزوار، یکی از آثار شاخص دوره ایلخانی در شرق ایران بهشمار میرود که از منظر هنری، تاریخی و فناوری اهمیت ویژهای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فنون اجرایی، آسیبشناسی، مطالعات آزمایشگاهی و تدوین شیوهای علمی در حفاظت و مرمت این کتیبه انجام گرفته است. در مرحله نخست، با روشهای مطالعات میدانی و تصویربرداری، وضعیت کلی کتیبه از نظر ساختار، لایههای رنگ، گچبری و تزئینات بررسی و مستندسازی شد. سپس با بهرهگیری از روشهای آنالیز دستگاهی پراش و فلورسانس پرتوی ایکس، ساختار و ترکیبات شیمیایی رنگدانههای مورد استفاده در تزئین کتیبه شناسایی گردید که نتایج آن حاکی از کاربرد رنگدانههای طبیعی معدنی نظیر قرمز اخرا و آبی لاجورد بود. در مرحله آسیبشناسی، عوامل تخریب و فرسایش اثر، همچون رطوبت صعودی و نزولی، نوسانات دمایی، فشار سازهای، آلودگیهای شیمیایی و بیولوژیکی و مداخلات مرمتی غیراصولی توسط عوامل انسانی شناسایی شد. بر این اساس، مراحل مختلف مرمت شامل پاکسازی، استحکامبخشی، بازسازی بخشهای کمبود نقوش و کتیبه گچبری، موزونسازی رنگی و تثبیت نهایی اجرا گردید و در تمامی مراحل اصل بازگشتپذیری، کمینهسازی مداخله و هماهنگی بصری رعایت شد. در پایان، برای حفاظت بلندمدت اثر، پیشنهاداتی همچون کنترل شرایط محیطی، نصب حفاظ، آموزش متولیان و دفع رطوبت زیرساختی ارائه گردید. آنچه این پژوهش را از مطالعات مشابه مرمت آثار ایلخانی متمایز میسازد، بهکارگیری همزمان دادههای آزمایشگاهی پیشرفته با تحلیلهای میدانی برای ارائه یک مدل اجرایی یکپارچه و بومیسازیشده در مرمت کتیبههای گچبری رنگآمیزیشده دوره ایلخانی است؛ مدلی که پیشتر در پژوهشهای مرتبط با تزئینات گچی شرق ایران بهصورت نظاممند ارائه نشده بود.
فریده مجیدیخامنه،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
مجسمههای فضای باز (روباز) یا مجسمههای شهری بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی ، علاوه بر زیباسازی فضا، نقش مهم انتقال پیام به ناظران و هویتبخشی به معابر را ایفا مینمایند. تآبآوری این سازهها مورد تهدید عوامل جوی، انسانی و زیستمحیطیست و در گذر زمان دچار فرسایش میگردند. در یک نمونه موردی، فضولات پرندگان، مجسمه برنزی نادرشاه افشار در مشهد را دچار آسیب و خردگیهای متعدد نمودند. متاسفانه بعد از مرمت مجسمه نادرشاه و صرف هزینههای زمانی، اقتصادی بسیار زیاد، تهدید پرندگان هنوز پابرجا مانده است. هدف از این پژوهش، بازشناسی تجارب دانش بومی در جهت دفع پرندگان، مقایسه الگوهای کهن و تکنیکهای مدرن دفع پرندگان، یافتن زمینههای همافزایی مطالعات مردمشناسی، دانش حفاظت آثار تاریخی و طراحی شهری است. سوال اصلی پژوهش در مورد میزان انعطافپذیری راهکارهای بومی برای حل معضل حفاظت مجسمههای شهری فلزی از آسیب پرندگان است. به این منظور پژوهشگر با روش توصیفی/ تحلیلی به استخراج الگوهای دانش بومی و بنیانهای عقلانیت زیستمحیطی دانشوران محلی در دفع پرندگان پرداخته و به مقایسه آن با شیوههای مدرن اقدام کرده است. این الگوها شامل: 1- الگوی محرومیت از لانهسازی، استقرار و غذا 2- الگوی صدا هراسی3- الگوی وحشت از حرکت اشیاء 4- الگوی خیرگی چشم پرندگان 5- الگوی رنگ هراسی (هراس پرندگان از رنگی خاص) 6- الگوی بو هراسی (هراس پرندگان از بویی خاص) هستند. نتایج نشاندهنده درجات بالای فهم اکولوژیک دانشوران محلی و انعطافپذیری گسترده دانشهای بومی در دفع پرندگان است. دانشوران بومی حوزه کشاورزی طی قرنها مبارزه با پرندگان به عقلانیت زیست محیطی و دانش تجربی رفتارشناسی دست یافتهاند. این روشهای بومی، دوستدار محیط زیست، اقتصادی، قابل دسترس، ماندگار و تجدیدپذیر در مقایسه با روشهای مدرن دفع پرندگان از مجسمههای فضای باز هستند. پژوهش حاضر به اهمیت همافزایی سه دانش طراحی شهری، حفاظت و دانش میراثی بومی تاکید دارد.
حمید اماناللهی، حسن کریمیان، فاطمه شیخ احمدی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
تختسلیمان، واقع در منطقهای کوهستانی در شمالغرب ایران، یکی از مراکز تاریخی و تمدنی مهم کشور است که از جنبههای مختلف علمی موردبررسی قرارگرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی ویژگیهای زیستمحیطی مؤثر بر سکونت انسانها و بررسی اثرات شرایط اقلیمی و محیطی بر حفاظت از آثار تاریخی انجامشده است. نتایج نشان میدهد که چشمه بزرگ تختسلیمان و چشمههای کارستی متعدد، با تأمین آب حاوی املاح، نقش مهمی در شکلگیری سکونتگاهها و ترکیب شیمیایی خاک داشته و بهتبع آن، بر تنوع زیستی و پوشش گیاهی منطقه مؤثر بودهاند. بارندگی مناسب نیز موجب غنای پوشش گیاهی و ایجاد زیستگاه مطلوب برای گونههای جانوری شده است. اهداف اصلی تحقیق شامل شناسایی ظرفیتهای زیستمحیطی در شکلگیری سکونتگاهها و ارائه راهکارهای سازگاری با شرایط اقلیمی برای حفاظت، مرمت و ساماندهی مجموعه است. با توجه به شرایط خاص اقلیمی تختسلیمان، از جمله زمستانهای طولانی و بارش سنگین برف، سؤال اصلی این است که چگونه میتوان از آثار تاریخی منطقه حفاظت کرد. روش تحقیق بهصورت تاریخی و توصیفی-تحلیلی، با استفاده از مطالعات کتابخانهای و بازدیدهای میدانی بوده است. تحلیل و مقایسه پارامترهای اقلیمی شامل دما، رطوبت، بارش و تابش خورشیدی با استانداردهای بینالمللی نشان داد که با مدیریت صحیح، برخی شاخصهای اقلیمی میتوانند در کاهش آسیبهای فیزیکی آثار مؤثر باشند. بر این اساس، راهکارهای عملی مبتنی بر شاخصهای کمی و کیفی برای کاهش اثرات مخرب عوامل محیطی ارائهشده است. مطالعه حاضر با تلفیق دادههای تاریخی، معماری و محیطی، نقش مطالعات محیطی را در حفاظت محوطههای باستانی، بهویژه تختسلیمان، برجسته ساخته و راهکارهایی علمی و کاربردی پیشنهاد میکند که میتواند حفاظت پایدار این میراث ارزشمند را تضمین کند.
حسین اسمعیلی سنگری، راحله پروین،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس در فضاهای تاریخی مستلزم درک چندلایهای از فرهنگ، رفتار و معنا و همچنین مشارکت فعال مردم است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر طراحی روایتهای فرهنگی بر ارتقاء مشارکت مردمی به منظور حفاظت از میراث ناملموس در محدوده حریم مجموعه میراث جهانی بازار تاریخی تبریز (کوچهپاساژ) انجام شد. بدینسان، در راستای پاسخ به پرسش اصلی: «تأثیر طراحی روایتهای فرهنگی بر ارتقاء مشارکت مردمی در حفاظت از میراث ناملموس به چه میزان است؟»، روش تحقیق آمیخته (کیفی-کمی) بهکار گرفته شد. بطوریکه در بخش کیفی، با استفاده از رویکرد خودمردمنگاری، مشاهدات میدانی و مصاحبههای نیمهساختاریافته با ساکنان و کسبه، دادههایی در ارتباط با تجارب زیسته، تعلق مکانی و ارزشهای فرهنگی جمعآوری و با تحلیل مضمون ۲۸ گویه اصلی استخراج شد. در بخش کمی، پرسشنامهای بر اساس گویههای کیفی طراحی و میان ۵۰ نفر از کاربران و ۱۶ نفر از متخصصان توزیع شد. تحلیل دادهها با آزمونهای تحلیل عاملی اکتشافی، ضریب پایایی، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. یافتههای پژوهش نشان دادند که میان مؤلفههای فرهنگی (ملموس، رفتاری و معنوی) و حس تعلق به مکان رابطهای معنادار وجود دارد. چنانکه با الگوی روایتهای فرهنگی طراحیشده و با استفاده از روش تصمیمگیری چندمعیاره TOPSIS ارزیابی و رتبهبندی شدند. نتایج نشان میدهد فرآیند طراحی روایت فرهنگی برمبنای تجریه زیسته کنشگران بهعنوان ابزاری عملیاتی در انتقال ارزشهای میراث ناملموس، تقویت حس تعلق به مکان و ارتقاء مشارکت فعال مردم در حفاظت از فضاهای تاریخی عمل خواهد نمود.