مرکب دودهای از جمله مرکبهایی است که در آثار مکتوب بسیار مورد استفاده بوده است که برخی از آنها در حال حاضر در وظیفه نگهداری آنها با ما است؛ بنابراین ضروری است که تخریب آنها مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان از تخریب بیشتر آنها جلوگیری کرد. در این راستا در پژوهش حاضر که بررسی میزان تخریب و سنجش پایداری مرکب دودهای انجام شد. سؤال این پژوهش که مرکبهای ساخته شده از چه میزان تخریب و پایداری برخوردار است؟ هدف از انجام این پژوهش بررسی مرکب دودهای که در آثار کاغذی مورد استفاده قرار میگرفته است، از ابزارهای آزمایشگاهی، pH متر، FTIR، میکروسکوپ نوری، رنگسنج، دستگاه مقاومت کششی بهره گرفته شد. برای آمادهسازی نمونهها از روش غوطهوری برای آغشته کردن کاغذ به مرکب استفاده شد و برای پیرسازی نمونه¬ها برای پیرسازی نمونهها از دستگاه انکوباتور استفاده شد. نتیجه آزمون اسیدیته (سنجش pH) کاغذهای آغشته به مرکبها نشان میدهد که فرایند پیرسازی تسریعی رطوبتی - حرارتی، بهویژه پس از دورهٴ 12 روزه باعث کاهش pH نسبت به نمونههای قبل از پیرسازی میشود. نتایج حاصل از مشاهدات میکروسکوپی نشان میدهد که نمونه پیرسازی شده علاوه بر مرکب الیاف کاغذ هم دچار گسست شدهاند. تحلیل طیفهای ATR – FTIR، در نمونه دودهای نشان دهنده این است که سلولز در طول پیرسازی دچار تغییرات ساختاری شده ولی بیشتر تغییرات در ساختار مرکب است. نا بر بررسیهای انجام شده نتیجه حاصل از این پژوهش، بیانگر این است که مرکب دوده¬ای طی پیرسازی از پایداری نسبتأ خوبی برخوردار است.
یاسر حمزوی، حسین احمدی، دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
در ایران هنوز دیوارنگاره بومپارچه بهعنوان گروهی از هنر نقاشی که بهصورت جداگانه مورد مطالعات گسترده و دقیق قرار گیرد شناخته نشده است. به این دلیل، مداخلات حفاظتی که بر روی اینگونه آثار در گذشته انجام شده، مورد بررسی قرار نگرفته و اطلاعات کمی در این مورد در دسترس است. در این راستا ابتدا مطالعاتی برای شناخت تعدادی از دیوارنگارههای بومپارچه در خارج از ایران انجام شده و در ادامه بررسیهایی در حوزه مداخلات مرمتی اینگونه آثار در خارج از ایران صورت گرفته است. پس از دریافت اطلاعات درباره حفاظت از دیوارنگارههای بومپارچه خارج از ایران، روشهای حفاظت از دیوارنگارههای بومپارچه در ایران مطالعه و بررسی شده است که در پایان، مقایسه، تحلیل و نتایج این پژوهش ارائه شده است. هدف مقاله پیش رو دستیابی به چگونگی یا روشهای مداخلات مرمتی دیوارنگارههای بومپارچه است. دادههای پژوهش حاضر در یک بررسی کتابخانهای و مطالعه میدانی گردآوری شده است و این پژوهش با روشی تحلیلی-تطبیقی سامان یافته است. تحقیق حاضر از نظر هدف یک پژوهش توسعهای و از نظر روش، یک تحقیق کیفی است. باید به این نکته توجه داشت که آفرینش این شیوه نمایش نقاشی روی کرباس در کشورهای خارجی که مورد بررسی قرار گرفته بهصورت کاملاً سامانمند و طی یک پروسه طولانیمدت و روشمند نسبت به آثار مشابه در ایران بوده است، اما تنوع فنی در دیوارنگارههای بومپارچه ایران نسبت به آثار خارجی بیشتر است و این میتواند یکی از دلایل تنوع بیشتر مداخلات مرمتی در ایران باشد. تنوع بالا در شیوه اجرا و موضوع سبب مشکلاتی در حوزه تصمیمگیریهای حفاظتی و میزان و نوع مداخلات مرمتی دیوارنگارههای بومپارچه شده است؛ زیرا برخی آثار بررسی شده در این تحقیق به اشتباه بهعنوان نقاشی روی کرباس شناخته میشود که در حوزه مداخله ناصحیح حفاظتی این مسئله باید حل شود.
در نیم قرن اخیر، بناهای تاریخی با بحرانهای متعددی مواجه بودهاند. دامنه وسیع آسیبهای ناشی از عوامل درونی، طبیعی و انسانی، چالشهای جدیدی را پیش روی حفاظت و مرمت این آثار قرار داده و بیشازپیش ضرورت تشخیص دقیق آسیبها با بهرهگیری از روشهای ترکیبی را روشن ساخته است. با این حال، مطالعاتی که در زمینه آسیبشناسی بناهای تاریخی در ایران انجام شدهاند، همچنان یا دارای رویکردی توصیفی-تحلیلی با ماهیتی عمدتا کیفی هستند و یا صرفا بر تحلیلهای کمی تکیه دارند. ازآنجاکه که تشخیص و ارزیابی صحیح علل بروز آسیبها، نقش اساسی در تعیین حد، سطح و اولویت مداخلات مرمت ایفا مینماید، این پژوهش بهدنبال توسعه روشی جامع برای آسیبشناسی ترکیبی و همه جانبه یک بنای تاریخی است. همانگونه که وضعیت آسیبهای فعلی بنا در تعیین میزان و شیوه مداخله تأثیرگذار است، درک دگرگونیهای بنا در طول تاریخ، شناخت تعمیرات و تغییرات گذشته، بررسی ویژگیهای ذاتی و ساختاری مصالح، تحلیل کمی و کیفی رفتار سازه در برابر تنشهای وارده و بحرانهای طبیعی همچون زلزله و سیل نیز مؤثر بوده و میبایستی بهصورت توامان مورد ارزیابی قرار گیرند. این پژوهش با تمرکز بر آسیبهای پل- بند تاریخی ایزدخواست به یک روش ترکیبی سازنده دست یافته که میتواند برای ارزیابی آسیبشناسانه سایر بناهای تاریخی دیگر الهامبخش باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با تعریف یک متدولوژی شش مرحلهای، شامل: (1) تحلیل تاریخی و بررسی سیر تحول بنا، (2) مشاهده مستقیم و تحلیل کیفی وضعیت فعلی در محل، (3) تحلیل کیفی و نیمهکمی مالتها و تحلیل کیفی مصالح، (4) تحلیل سازه و بررسی رفتار کلی بنا، (5) ارزیابی ایمنی و انجام تحلیلهای کمی و آزمونهای سازهای و (6) قضاوت نهایی و ترکیب دادهها؛ به تشخیص و داوری دقیق علل بروز آسیبها پرداخته است. این روش در ارتباط با پل- بند تاریخی ایزدخواست بهکار گرفته شده و نتایج آن مبنایی برای تعیین حدود مداخلات مرمتی و اقدامات استحکامبخشی فراهم آورده است. از نظر هدف، پژوهش حاضر کاربردی است و از لحاظ روش تحلیل، ماهیتی کمی و کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی دارد. متغیرهای بهکاررفته ترکیبی از دادههای کمی و کیفی بوده و از منظر زمانی، شامل بررسی گذشته و وضعیت کنونی است. نتایج پژوهش نشان میدهد که تلفیق نظاممند تحلیل تاریخی، آسیبشناسی کیفی وضعیت فعلی، تحلیل مالتها و مصالح، تحلیل سازهای و تحلیل کمی رفتار سازه، ضمن روشن ساختن سازوکارهای پایداری پل- بند ایزدخواست، امکان اتخاذ راهکارهای مرمتی حداقلی، سازگار با اصالت و توان بنا و قابل تعمیم به بناهای تاریخی مشابه را فراهم میآورد.