پرستو نعیمیطرئی، شیبا خدیر،
دوره 1، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده
به علت سازوکار پیچیدۀ خوردگیِ آثار برنزی، توضیح ساختار مختلف لایههای خوردگی در این آثار تنها در سطوح میکروسکوپی امکانپذیر است. زمانیکه شیء برنزی خورده میشود، معمولاً اکسید مس I، اولین لایۀ خوردگی بر سطح آثار برنزی [به ویژه آثار] مکشوفه از محوطههای تاریخی است. لیکن بسته به شرایط محیطی، صورتهای مختلفی از لایههای خوردگیِ اکسیدیِ غنی از قلع یا مس شکل میگیرد که در میزان مقاومت آثار در برابر خوردگی مؤثر است. شناسایی ترکیبات اکسیدی قلع یا ترکیبی از محصولات قلع ـ مس با استفاده از شیوههای تجزیۀ دستگاهیِ معمول ساده نیست. با این وجود در پژوهش صورتگرفته با استفاده از قابلیت میکروسکوپ نوری در به تصویر کشیدن رنگیِ محصولات خوردگی با استفاده از نور قطبیده، روند شکلگیری اکسیدهای مس و قلع نمونههایی از آثار برنزی مکشوفه از محوطههای مختلف ایران بررسی شده و در برخی موارد از شیوۀ میکروسکوپی روبش الکترون مجهز به سیستم تجزیۀ عنصری (SEM-EDX) جهت تکمیل روند شناسایی لایههای اکسیدی استفاده شده است. با توجه به نتایج به دستآمده، شناسایی شواهدی از اختلاف توزیع مس و قلع در ریزساختار حاصل از جدایشهای ماکروسکوپی و میکروسکوپی، تشکیل محلول جامد مس در کنار مخلوط یوتکتیک مس ـ اکسید مس در حین مراحل انجماد، وجود آخالهای اکسیدی مس در ریزساختار فلز، حرکت لایۀ غنی از قلع از میان لایۀ اکسیدی مس، شکل گیری لایه های ساندویچی اکسید مس ـ اکسید قلع، حل شدن انتخابی قلع در لایههای خارجی، پدیدۀ جدایش مس از لایههای خوردگی و تغلیظ قلع در مرکز نمونه و در نهایت روند رشد معمول لایۀ اکسیدی مس و یا تخریب آن تحت شرایط خاص در نمونۀ آثار برنزی انتخابی با استفاده از تصاویر میکروسکوپی مطالعه شده است. نتایج مذکور تأییدی بر قابلیت شیوههای میکروسکوپی در مطالعۀ لایههای اکسیدی آثار برنزی است.
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
رویا بهادری،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
رﻧﮕﺪاﻧﻪﻫﺎی ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺳﺒﺰ ﻣﺲ - آرﺳﻨﯿﮏ ﺷﺎﻣﻞ دو رﻧﮕﺪاﻧﻪ ﺳﺒﺰ ﺷﺌﻠﻪ (CuHAsO3) و ﺳﺒﺰ زﻣﺮدی (3Cu(AsO2)2.Cu(CH3CO)2 اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻗﺮون ﻫﺠﺪﻫﻢ و ﻧﻮزدﻫﻢ ﻣﯿﻼدی در اروﭘﺎ ﻣﺘﺪاول ﺑﻮدهاﻧﺪ. در دوره ﻗﺎﺟﺎر ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻣﺮاودات ﺑﺎ ﻏﺮب این دو رﻧﮕﺪاﻧﻪ وارد ایران ﺷﺪﻧﺪ و ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ارزان ﺑﻮدن و ﺷﻔﺎﻓﯿﺖ ﺧﯿﻠﯽ سریعترین ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ سایر رﻧﮕﺪاﻧﻪﻫﺎی ﺳﺒﺰ ﻣﺜﻞ وردیگریس و ﻣﺎﻻﮐﯿﺖ ﺷﺪﻧﺪ. ﻫﺪف از اﻧﺠﺎم این ﭘﮋوﻫﺶ ﺗﺤﻘﯿﻖ در ﺧﺼﻮص وﺟﻮد این رﻧﮕﺪاﻧﻪﻫﺎ در ﻧﻘﺎﺷﯽﻫﺎی دوره ﻗﺎﺟﺎر و اﻧﺘﺨﺎب بهترین روش ﺟﻬﺖ شناسایی این دو رﻧﮕﺪاﻧﻪ اﺳﺖ. ﺑﺮای این ﮐﺎر از رﻧﮓ ﺳﺒﺰ یک ﻧﻘﺎﺷﯽ روی ﺷﯿﺸﻪ، یک ﻧﻘﺎﺷﯽ روی ﭼﻮب، یک ﻧﻘﺎﺷﯽ دیواری و یک ﻧﺴﺨﻪ ﺧﻄﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ دوره ﻗﺎﺟﺎر ﺑﻮد ﻧﻤﻮﻧﻪﺑﺮداری ﺷﺪ ﺑﺮای شناسایی رﻧﮕﺪاﻧﻪﻫﺎ از روشﻫﺎی دﺳﺘﮕﺎﻫﯽ ﻣﺜﻞ ﻃﯿﻒﺳﻨﺠﯽ زیرﻗﺮﻣﺰ تبدیل فوریه (FTIR) ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﺳﻞ اﻧﻌﮑﺎﺳﯽ ATR، ﭘﺮاش ﺳﻨﺠﯽ ﭘﺮﺗﻮ ایکس (XRD) و ﻣﯿﮑﺮوﺳﮑﻮپ اﻟﮑﺘﺮوﻧﯽ روﺑﺸﯽ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﭘﺎﺷﻨﺪﮔﯽ ﭘﺮﺗﻮ ایکس (SEM/EDX) اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. نتایج وﺟﻮد ﺳﺒﺰ زﻣﺮدی را در ﻧﻘﺎﺷﯽ ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ﺧﺎﻧﻪ رﺷﻮﻧﺪ قزوین، ﻧﻘﺎﺷﯽ دیورای ارگ کریمخانی ﺷﯿﺮاز و تزیینات ﺑﻪ ﮐﺎررﻓﺘﻪ در یک ﻧﺴﺨﻪ ﺧﻄﯽ ﻗﺮآﻧﯽ و ﺳﺒﺰ ﺷﺌﻠﻪ را در ﻧﻘﺎﺷﯽ روی ﭼﻮب ﺳﻘﺎﻧﻔﺎر ﺑﺎﺑﻞ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮد. نتایج ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ بهترین و سریعترین روش آﻧﺎﻟﯿﺰ این دو ﺗﺮﮐﯿﺐ FTIR اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﺣﺪاﻗﻞ ﻧﻤﻮﻧﻪ این دو رﻧﮕﺪاﻧﻪ را شناسایی و ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺗﻔﺎوت ساختمانی، آنﻫﺎ را از یکدیگر ﺗﺸﺨﯿﺺ دﻫﺪ.
علیرضا کوچکزایی، محسن محمدی آچاچلویی،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
خاتمکاری از جمله هنرهای سنتی ایران با قدمتی طولانی است که آثار متعددی از این هنر، از ادوار گذشته برجایمانده است. باتوجهبه مطالعات فنی محدود پیرامون این آثار، بررسی آنها نقش مهمی در درک بهتر فرایند ساخت خاتم درگذشته دارد. متنوع بودن مواد تشکیلدهنده خاتم و واکنش متفاوت آنها نسبت به روشهای حفاظتی تأثیر زیادی در اتخاذ روش بهینه حفاظت و درمان دارد. در نتیجه شناسایی مواد تشکیلدهندۀ آنها جهت انتخاب روش صحیح برخورد با این نوع آثار، ضرورت خواهد داشت. طیفسنجی مادونقرمز تبدیل فوریه (FTIR) از جمله روشهایی است که میتواند بهمنظور شناخت ماهیت مواد آلی تشکیلدهندۀ خاتم مورد ارزیابی قرار گیرد. ازاینرو در این پژوهش خاتم درب مسجد سید اصفهان مربوط به دوره قاجار بهعنوان نمونۀ موردی، بررسی شد. بدین منظور طیفسنجی FTIR جهت بررسی ساختاری و شناسایی مواد بهکاررفته در ساخت آن، مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان دادند که قطعات قرمز – قهوهای و سیاه در این نمونه خاتم از جنس چوب و قطعات سفیدرنگ از جنس استخوان هستند. همچنین از سریشم بهعنوان چسب در پیچیدن خاتم و نیز آسترکردن آن و از ترکیبی حاوی رزینهای ترپنوئیدی جهت پرداخت و پوششدهی خاتم استفاده شده است.
فضه رحیمی خاروانا،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
آثار کاغذی در ایران دربرگیرنده انواع مختلفی از جمله اسناد، کتب، مرقعات است. تنوع و تعداد زیاد این اسناد باعث شده است که برخی از این آثار کمتر مورد توجه، برسی و مطالعه قرار گیرند. از جمله این موارد مرقعات موزه ملی قرآن است که از آثار شاخص این موزه است که هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته است. بر همین اساس در این پژوهش به بررسی مرقعات موزه ملی قرآن پرداخته شده است. تعداد این مرقعات هفت نسخه است. در این مطالعه به شیوه تحلیلی به مطالعه بخشهای مختلف آن پرداخته شده است که شامل تزیینات جلد و صفحات است.
باتوجهبه اینکه در ساختن مرقع و آرایههای آن، از هنرهای گوناگونی بهره گرفته میشود. از یک سو میتوان نمونههایی نفیس از هنرهای تجلید، وصالی، قطاعی، حاشیهسازی، متن و حاشیه را در ساختار آن مشاهده کرد و از سویی دیگر در مرقعات هنرهایی همچون خوشنویسی، نقاشی، تذهیب و تشعیرسازی در متن مرقعات جلوهگری به چشم میخورد. بر همین اساس هدف در این پژوهش تحلیل بخشهای مختلف در هفت مرقع موجود در موزه ملی قرآن است. در این طرح تزیینات مرقعات مورد بررسی قرار گرفته است. نقوش و خط و موضوع مرقعات مورد بررسی قرار گرفته است.
در این طرح تحقیقاتی پس از انجام مستندنگاری به مطالعه نقوش و نوع خط مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت، و متن آنها بازخوانی شد تا مشخص شود موضوع مرقع چه بوده است و هنرهای مورد استفاده در کتابآرایی به چه صورت در این مرقعات بکار رفته است.
عاطفهسادات صدر، مهرناز آزادی بویاغچی، نیوشا مومنی،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
آثار تاریخی و فرهنگی ساخته شده از کاغذ از مهمترین آثار مربوط به هر فرهنگ و تمدنی به شمار میروند و از نظر تاریخی، هنری، علمی، اقتصادی، فنی و مذهبی واجد ارزش هستند. همه مواد کاغذی بهمرورزمان تغییر مییابند بهطوریکه نمیتوان این فرایند را کاملاً متوقف نمود اما میتوان سرعت روند تغییرات را با عملیات حفاظت و مرمت کنترل کرد. سند خطی مورد مطالعه در این پژوهش یک برگ سند خطی متعلق به سال 1287 هجری قمری، و دوره قاجار است. هدف از این پژوهش، بررسی مواد بکار رفته، آسیبشناسی و درنهایت ارائه طرح مرمتی برای این سند خطی است. ر راستای این اهداف پس از بررسی منابع کتابخانهای شناخت الیاف، آهار و مواد بکار رفته در سند با استفاده از مطالعات آزمایشگاهی، نوع مرکب مورد استفاده و سایر آزمایشات برای این سند صورت گرفت. آزمایشات نشان میدهد که الیاف سند چوبی است ونمونه دارای مقدار کمی لیگنین است و در آزمون آهار حضور نشاسته و مواد قندی تایید شد.، میزان اسیدیته کاغذ 45/5 است و مرکب مورد استفاده در سند، از نوع فلزی- مازویی بوده و به آب حساس است. در نهایت با توجه به مطالعات آزمایشگاهی و آسیبشناسی سندراهکارهای مرمتی ارائه شد. اثر پس از اتمام مراحل مرمت سند به مجموعه شخصی تحویل داده شد.
لیلا زارعی، محسن محمدی آچاچلویی، مریم احمدی،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
مطالعه و بررسی آثار قرآنی به دلیل احترام و قداست در میان مسلمانان، دارای اهمیت فراوانی است طور یکه ارزش تاریخی، فرهنگی و مذهبی اینگونه آثار، اهمّیت حفاظت و نگهداری آنها را دوچندان میکند. اثر مورد بررسی در این پژوهش یک نمونه قرآن طوماری متعلق به مسجد حاج رحیم شهر تبریز است. بنا بر تحقیقات میدانی صورتگرفته و اظهارات هیئتامنای مسجد، این طومار در زمان نامعلومی بهعنوان نذر یا طلسم داخل دیوار مسجد قرار داده شده بود و در سال 1350 هجری شمسی طی عملیات بازسازی مسجد از میان دیوار کاهگلی کشف شده است. در طی این پژوهش به بررسی و شناخت فن و تکنیک ساخت کاغذ و مرکب بکار رفته در اثر، پرداخته شده است. در راستای این هدف به شناسایی نوع الیاف و آهار کاغذ و مرکبهای بکار رفته در اثر از جمله مرکب سیاه، قرمز و رنگدانه طلایی و در نهایت چسب بکار رفته در محل اتصال اوراق به یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است. تمامی شناساییهایی که در این پژوهش صورت گرفته با استفاده از روشهای شیمیتر است به جز تشخیص نوع چسب مورد استفاده در ابتدا و انتهای اوراق که از روش دستگاهی طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه استفاده شده است. نتایج، گویای استفاده از الیاف کتان و کهنه پارچه و آهار پلیساکاریدی برای تهیه کاغذ و مرکب سیاه کربنی، رنگدانه روناس برای مرکب قرمز و ترکیبات اکسید مس برای رنگ طلایی است. همچنین چسب بکار رفته در ابتدا و انتهای اوراق چسب سریش تشخیص داده شد.
میترا اعتضادی، ، ،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
چرا باید صلاحیت اصالتسنجی آثار در رشتۀ اشیاء عتیقه و احجار کریمه و کتب خطی» در کانون کارشناسان رسمی دادگستری ایجاد گردد و فارغ از زمان تنها به کارشناسان دانش آموختۀ کارشناسی مرمت اشیاء تاریخی، هنری و فرهنگی سپرده شود!
نرگس دوستی ثانی، مهشید ایلخانی، شیبا خدیر، افشین ابراهیمی،
دوره 2، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
مطالعۀ آثار فلزی محوطۀ ارگ بم همسو با طرح بیماریشناسی آثار فلزی در ایران انجام گرفته که هدف آن بررسی، مطالعه و آسیبشناسی آثار فلزی در ایران است. از محوطۀ ارگ بم آثار فلزی مختلفی ازجمله آهن، نقره و آلیاژهای مس بهدستآمده است.در پژوهش حاضر بر تعدادی از آثار برنزی تمرکز شده است. مطالعات انجامشده با بهرهگیری از روشهای میکروسکوپی و ماکروسکوپی شامل متالوگرافی، شیمی تر، تفرق اشعۀایکس (XRD)، میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و طیفسنجی پراش انرژی پرتو ایکس(EDX) بوده است. نتایج حاکی از آن است که با توجه به ساختار دندریتی، اغلب این آثار به روش ریختهگری ساخته شدهاند. طبق نتایج پراشسنج پرتو ایکس (XRD) محصولات خوردگی شامل کوپریت (اکسید مس)، آزوریت (کربنات مس)، بروکانتیت (سولفات مس)، کاسیتریت (اکسید قلع) و ترکیبات کلریدی آتاکامیت، پاراتاکامیت، نانتوکیت و ملانوتالیت Cu2OCl2 هستند. نکتۀجالبتوجه آن است که وجود فاز حاوی آهن و گوگرد در تمامی نمونهها نشاندهندۀ استفاده از سنگ معدنهای سولفیدی در استخراج مس است.
فضه رحیمی، مهناز عبدالله خان گرجی،
دوره 2، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
منابع مختلفی در موضوع آرایههای تزیینی و رنگهای استفادهشده در تزیینات نسخ خطی وجود دارد که میتواند مرجع خوبی برای شناخت اینگونه تزیینات باشد. اما ضروری است که مطالعات دقیقتری برای شناسایی رنگهای بهکاررفته انجام پذیرد، تا شناخت ما نسبت به آثار شناختی دقیق و علمی باشد. ازجملۀ این موارد کاربرد رنگ طلایی در آرایههای تزیینی نسخ خطی است که در این پژوهش به شناسایی آنها در نسخ تاریخدار پرداخته شده است. با توجه به اینکه نسخهشناسان در فهرستنویسیها یا شناسنامههای اموالی رنگ طلایی بهکاررفته در نسخ خطی را زر (طلا) اعلام میکنند و از طرفی در دوران اسلامی کاربرد طلا در آثار و اشیا محدودیت دارد، این پرسش مطرح میشود که آیا کاربرد طلا در قرآنها نیز محدودیت داشته یا از آلیاژهایی که تلألؤ طلایی دارند استفاده میشده است. بر همین اساس در این پژوهش به بررسی رنگ طلایی بهکاررفته در قرآنهای خطی قاجاری پرداخته میشود تا بررسی شود در تزیینات قرآنها از طلا استفاده شده یا از آلیاژهای آن.
در تحقیق حاضر 5 نمونه رنگ طلایی بهکاررفته در 5 نسخۀ خطی مربوط به دورۀ قاجار شناسایی شدند. این آثار مذهّب و مرصّع بهدلیل نفیس بودن در فهرست آثار ملی ثبت شدهاند و در حال حاضر در موزۀ ملی قرآن نگهداری میشوند. این بررسی با میکروسکوپ پلاریزان (PLM) و میکروسکوپ الکترونی روبشی SEM مجهز به آنالیزگر EDS انجام شد. نتایج پژوهش بیانگر این مطلب بود که طلا بهعنوان رنگدانه در تزیینات رنگ طلایی به کار رفته است.
عاطفه شکفته، حسین احمدی، مهدی یزدی،
دوره 2، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
محوطههای باز تاریخی ساخته شده از سنگ در ایران تعداد نسبتاً محدودی در مقایسه با دیگر آثار شامل میشوند، اما این آثار باقی مانده اهمیت والایی از جهت ارزش، قدمت و ناگفتههایی که در آنها مستتر است، دارند. از آنجایی که عموماً این محوطههای سنگی در ایران قدمتی حدودا دو هزار ساله دارند، مدت زمان زیادی در معرض عوامل آسیبرسان قرار گرفتهاند. اطلاعات در خصوص انواع عوامل آسیبرسان و الگوهای تخریبی آنها به شکلی پراکنده در مقالات و کتب عموماً به زبان انگلیسی وجود دارند که دسترسی آنها برای کارشناسان حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی محدود است. در این پژوهش سعی شده است که با جمع آوری هدفمند اطلاعات حاصل از تحقیقاتی که تا کنون بر روی سنگهای محوطههای باز انجام شده، اقدام موثری در راستای روشن ساختن همه جنبههای تخریبی سنگهای رسوبی کربناته که بخش اعظمی از محوطههای باز ایران را تشکیل دادهاند، صورت گیرد. بدین ترتیب با استفاده از منابع کتابخانهای به معرفی عوامل آسیبرسان محیطی و الگوهای تخریبی رایج در محوطهها با شرایط اقلیمی و صنعتی مشابه پرداخته میشود. از مطالعات معلوم گشت که بر خلاف تصور تنها "عوامل محیطی" از فاکتورهای تخریب در سنگهای رسوبی نیستند بلکه خواص فیزیکی و شیمیایی ذاتی (درونی) سنگ نیز در امر تخریب بسیار تاثیرگذار است. در بین عوامل تخریبی شیمیایی و فیزیکی، عوامل شیمیایی مخرب به جهت اینکه منجر به انحلال و یا تغییر ماهیت سنگ میشوند از اهمیت بیشتری برخوردار هستند.
محوطههای باز تاریخی ساخته شده از سنگ در ایران تعداد نسبتاً محدودی در مقایسه با دیگر آثار شامل میشوند، اما این آثار باقی مانده اهمیت والایی از جهت ارزش، قدمت و ناگفتههایی که در آنها مستتر است، دارند. از آنجایی که عموماً این محوطههای سنگی در ایران قدمتی حدودا دو هزار ساله دارند، مدت زمان زیادی در معرض عوامل آسیبرسان قرار گرفتهاند. اطلاعات در خصوص انواع عوامل آسیبرسان و الگوهای تخریبی آنها به شکلی پراکنده در مقالات و کتب عموماً به زبان انگلیسی وجود دارند که دسترسی آنها برای کارشناسان حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی محدود است. در این پژوهش سعی شده است که با جمع آوری هدفمند اطلاعات حاصل از تحقیقاتی که تا کنون بر روی سنگهای محوطههای باز انجام شده، اقدام موثری در راستای روشن ساختن همه جنبههای تخریبی سنگهای رسوبی کربناته که بخش اعظمی از محوطههای باز ایران را تشکیل دادهاند، صورت گیرد. بدین ترتیب با استفاده از منابع کتابخانهای به معرفی عوامل آسیبرسان محیطی و الگوهای تخریبی رایج در محوطهها با شرایط اقلیمی و صنعتی مشابه پرداخته میشود. از مطالعات معلوم گشت که بر خلاف تصور تنها "عوامل محیطی" از فاکتورهای تخریب در سنگهای رسوبی نیستند بلکه خواص فیزیکی و شیمیایی ذاتی (درونی) سنگ نیز در امر تخریب بسیار تاثیرگذار است. در بین عوامل تخریبی شیمیایی و فیزیکی، عوامل شیمیایی مخرب به جهت اینکه منجر به انحلال و یا تغییر ماهیت سنگ میشوند از اهمیت بیشتری برخوردار هستند.
علیرضا جعفری، امید عودباشی،
دوره 2، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
اشیاء آهنی باستانی در مدت زمان طولانی در خاک دچار تغییرات شده و سطح آنها از خوردگی پوشیده میشود. ماهیت محصولات و لایههای خوردگی شکل گرفته در این اشیاء به شرایط محیط دفن، نوع و خواص فلز بستگی دارد. در این پژوهش به مطالعه لایهها و محصولات خوردگی تعداد سه نمونه از اشیاء آهنی باستانی متعلق به محوطه پهلوج سوادکوه مازندران (دوره ساسانی) پرداخته شده است. هدف این پژوهش شناسایی ماهیت شیمیایی لایهها و محصولات خوردگی تشکیل شده و تحلیل ریختشناسی خوردگی از نقطه نظر لایه نگاری محصولات خوردگی است. لایهها و محصولات خوردگی با استفاده از روشهای آنالیز پراش پرتو ایکس[1] ، میکروسکوپی الکترونی روبشی همراه با طیف سنجی تفرق اشعه ایکس
[2] و میکروسکوپ نوری[3] مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج لایهنگاری بیانگر شکلگیری ریختشناسی خوردگی موجود در اشیای آهنی و نشاندهندهی ایجاد خوردگی یکنواخت در آنها بوده که پس از کاوش و قرارگیری نمونهها در محیط نگهداری جدید دچار تغییر ترکیبات خوردگی میشود. در نهایت ارائه راهکاری مشخصاً برای حفاظت از اشیاء بدست آمده از محیط مورد نظر و ایجاد شرایط محیطی برای نمونهها در محل نگهداری ارائه شده است.
مهری قبادی، محسن محمدی آچاچلویی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
ﭘﺎﮐﺴﺎزی و ﺷﺴﺘﺸﻮی بافتهها و ﻣﻨﺴﻮﺟﺎت تاریخی در ﺣﻮزه ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ، ﻫﻤﭽﻨﺎن یکی از ﻣﻬﻢترین و ﭼﺎﻟﺶ برانگیزترین ﻣﺒﺎﺣﺚ در این ﺣﯿﻄﻪ اﺳﺖ. ﺑﺮای ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ شویندهها در ﻣﺮﻣﺖ ﭘﺎرﭼﻪﻫﺎی تاریخی، از سویی ﺑﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی آزمایشگاهی ﻧﯿﺎز اﺳﺖ و از ﺳﻮی دیگر ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺧﺎص ﺑﻮدن شرایط آﺛﺎر تاریخی، اﺳﺘﻔﺎده از ﭼﺮک اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻣﻮﺟﻮد، ﭘﺎﺳﺨﮕﻮی ﻧﯿﺎز ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮ این ﺣﻮزه ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻪ این ﻣﻨﻈﻮر، ﻫﺪف ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻬﯿﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﭘﺎرﭼﻪای ﭼﺮک از ﺟﻨﺲ ﭘﻨﺒﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت تسریعی ﭘﯿﺮ ﺷﺪهاﻧﺪ. در راﺳﺘﺎی دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ این ﻫﺪف، اﺑﺘﺪا ﻧﻮع و ﻣﯿﺰان ﭼﺮک ﺗﻌﯿﯿﻦ و در اداﻣﻪ، ﻣﯿﺰان تاخریب ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ ﻫﻨﮕﺎم ﭘﯿﺮﺳﺎزی تسریعی پایش و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺷﺪ. روش ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺮاﺳﺎس ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ- مقایسهای و ﺷﯿﻮه ﮔﺮدآوری دادهﻫﺎ از طریق آزﻣﺎیشهای ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ نظیر طیفنگاری ﻣﺎدون ﻗﺮﻣﺰ تبدیل فوریه (FTIR) ، تعیین ﻣﯿﺰان ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﮐﺸﺸﯽ، رﻃﻮﺑﺖ بازیافتی(ﺗﻌﺎدﻟﯽ)، هدایت الکتریکی، ﺳﻨﺠﺶ رﻧﮓ وpH ﺑﻮده اﺳﺖ. ﻣﺮاﺣﻞ اﻧﺠﺎم این ﭘﮋوﻫﺶ بدینﮔﻮﻧﻪ ﺑﻮد ﮐﻪ ﭘﺎرﭼﻪﻫﺎی ﭘﻨﺒﻪای ﺗﻬﯿﻪ، آﻟﻮده و پیر ﺷﺪﻧﺪ و ﺗﻐﯿﯿﺮات تخریب آنها پایش و ﺑﺎ تغییرات تخریب ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﭘﺎک مقایسه ﺷﺪ. نتایج ﺣﺎﮐﯽ از آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺲ از ﺣﺪود 700 ﺳﺎﻋﺖ ﭘﯿﺮﺳﺎزی تسریعی دﻣﺎ و رﻃﻮﺑﺖ، ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ در ﻧﻤﻮدار ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻧﺎﺷﯽ از تخریب، در شرایط تقریبا ﺛﺎﺑﺘﯽ ﻗﺮار داﺷﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای ﮐﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺟﺰﺋﯽ ﻧﺎﺷﯽ از ﺗﺄﺛﯿﺮات ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب شوینده ﺑﺮ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. بنابراین ﻣﯽﺗﻮان ﮔﻔﺖ کمترین زﻣﺎن ﺑﺮای ﭘﯿﺮﺳﺎزی و ﺗﻬﯿﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی آزمایشگاهی ﭘﺎرﭼﻪﻫﺎی آﻟﻮده، ﺣﺪود 700 ﺳﺎﻋﺖ در دﻣﺎی 110 درﺟﻪ ﺳﺎﻧﺘﯽﮔﺮاد و رﻃﻮﺑﺖ ﻧﺴﺒﯽ 90 درﺻﺪ اﺳﺖ.
منا سلطانی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
از زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﺮش ﻫﺎ ﺑﺎ ورود ﺑﻪ ﻣﻮزهﻫﺎ و ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﻫﺎی ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺎرﺑﺮی دادﻧﺪ و ارزشﻫﺎی دیگری ﻣﺎﻧﻨﺪ ارزشﻫﺎی تاریخی و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﺮای آﻧﻬﺎ تعریف ﺷﺪ، ﺑﻪ ﻣﺮور ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ نوین ﺣﻔﻆ و ﻣﺮﻣﺖ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﺑﺴﯿﺎری از ﺷﯿﻮههایی ﮐﻪ ﻃﯽ ﻗﺮنﻫﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﻣﺖﮔﺮان ﺳﻨﺘﯽ در ﺗﺮﻣﯿﻢ و ﻧﮕﻪداری ﻓﺮشﻫﺎ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ، در درﻣﺎن ﻓﺮشﻫﺎی ﻣﻮزهای ﻏﯿﺮﺿﺮوری داﻧﺴﺘﻪ ﺷﺪ. در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت درﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ دو اﺻﻞ ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﺪاﺧﻠﻪ و ﺑﺮﮔﺸﺖپذیری ﺑﺎ اﻧﻮاع ﺷﯿﻮهﻫﺎی اﺳﺘﺤﮑﺎمﺑﺨﺸﯽ ﻣﺘﺮادف گردید. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﯿﻨﻪ تاریخی و جایگاه ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ در فرآیند ﺣﻔﻆ و ﻣﺮﻣﺖ ﻓﺮشﻫﺎی آﺳﯿﺐ دیده از ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ اﻣﺮوز، این ﺳﻮال ﻣﻄﺮح ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ آیا ﻣﯽﺗﻮان ﺑﺪون ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞﻫﺎی ﻣﺜﺒﺖ ﻣﻮﺟﻮد در ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ ﺑﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻓﺮشﻫﺎی ﻣﻮزهای ﭘﺮداﺧﺖ. ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ این ﺳﻮال ﻫﻤﻮاره از مهمترین ﺑﺤﺚﻫﺎی ﻣﻄﺮح ﺑﯿﻦ ﻃﺮﻓﺪاران ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ و نوین در جریان ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻓﺮشهای ﺑﺎ ارزش ﻣﻮزهای ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺑﺮ این اﺳﺎس از مهمترین اﻫﺪاف این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ دﻗﯿﻖ ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ، اﻫﺪاف و وظایف آن و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ جایگاه آن در ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻓﺮشﻫﺎی ﻣﻮزهای اﺳﺖ. این ﻣﻘﺎﻟﻪ از ﺟﻤﻠﻪ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﮐﺎرﺑﺮدی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ پایه ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪای، ﺟﻤﻊآوری و ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﯽ ﺑﻪ ﺷﯿﻮه ﻣﯿﺪاﻧﯽ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ نتایج ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه از ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت ﺷﺨﺼﯽ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. نتایج ﺣﺎﺻﻞ از این ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﮑﻨﯿﮏﻫﺎی رایج در ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ در درﻣﺎن ﻓﺮشﻫﺎی ﻣﻮزهای داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﺣﻔﻆ و ﺑﻘﺎی آﻧﻬﺎ را ﺗﻀﻤﯿﻦ نماید. ﺑﻪ ﻋﻼوه یک ارﺗﺒﺎط ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺣﺮﻓﻪای ﺑﯿﻦ ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ و ﺣﻔﺎﻇﺖ وﺟﻮد دارد.
فرشته رحیمی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
مطالعه و بررسی شواهد فلزکاری و ردیابی معادن مورد استفاده بدون داشتن اطلاعات ژئوشیمیایی معادن کهن امکانپذیر نخواهد بود. همچنین اندازهگیری ایزوتوپهای سرب ابزاری قدرتمند برای شناخت منشأ کانیها بهویژه ارزیابی منبع فلزات است. این مطالعه بهمنظور به دست آوردن الگو یا نقشهای از اطلاعات ژئوشیمیایی ذخایر سرب، روی و نقره ایران انجام شده است. همچنین پژوهشهای منشأیابی روی ظروف نقرهای بهدستآمده از غار قوریقلعه و طرح پژوهشی شناسایی و بررسی معادن کهن نقره در منطقه تکاب را بررسی کرده است. اهمیت این منطقه بهدلیل وجود ذخایر معدنی فلزی، بهویژه ذخایر سرب، روی و نقره و همجواری با تمدنهای کهن بود. نتایج آنالیز ایزوتوپی سرب این معادن با معادن کهن سایر ذخایر سرب، روی و نقره ایران بررسی و مقایسه شد. برای انجام آزمایشهای آنالیز ایزوتوپی در مطالعات آرکئومتالورژی و تعیین منشأ آثار تاریخی و محوطههای فلزکاری لازم است از دستگاه طیفسنجی جرمی پلاسمای جفتشده القایی مولتیکالکتور یا MC-ICP-MS استفاده شود. از سوی دیگر، در مطالعات و بررسیهای زمینشناسی از همین روش آنالیز ایزوتوپهای سرب در راستای شناسایی منشأ فلزات و محیط زمینساختی کانسارها استفاده میشود؛ بنابراین بهخوبی میتوان از نتایج آزمایشها در اینگونه مطالعات استفاده شد و با انجام محاسبات، نسبتهای ایزوتوپی سرب مورد نیاز در مطالعات تعیین منشأ به دست آمد. مقایسه نتایج آنالیز نسبتهای ایزوتوپ سرب برای تعدادی از معادن کهن نقره در ایران نشان میدهد که میزان تفاوت نسبتهای ایزوتوپ سرب ذخایر سرب، روی و نقره در زون و محورهای زمینشناسی ایران در حدی است که میتواند در منشأیابی محوطههای فلزکاری کهن و آثار نقرهای (که سرب موجود در آن عمدتاً از کانیهای سرب، روی و نقره است) کمک شایانی کرد.
سمیه نوغانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
حفاظت از میراث فرهنگی مجموعهای گسترده از اقدامات و رویکردها را در بر میگیرد که با هدف حفظ، حراست و انتقال آثار فرهنگی به نسلهای آینده انجام میشود. یکی از چالشهای اساسی این حوزه، پیشگیری از زوال و آسیبهای احتمالی به آثار است، چرا که تغییرات و فرسودگی در طول زمان، جزئی طبیعی و اجتنابناپذیر از ماهیت مواد به شمار میرود و عوامل محیطی و انسانی نقش مهمی در تسریع این روند دارند. در این راستا، حفاظت پیشگیرانه به عنوان رویکردی علمی و جامع مطرح است که با کنترل و مدیریت تغییرات اجتنابناپذیر، به کندسازی، به تعویق انداختن یا متوقف ساختن تخریب آثار میپردازد. پرسش اصلی این پژوهش، بررسی این موضوع است که چگونه حفاظت پیشگیرانه میتواند فراتر از تنظیم شرایط محیطی، با بهرهگیری از مجموعهای هماهنگ از روشها و ابزارها، اثرگذاری خود را در حفظ میراث فرهنگی افزایش دهد. این اقدامات شامل مستندسازی دقیق، استفاده از فناوریهای نوین مانند مدلسازی و شبیهسازی دیجیتال، پایش و کنترل پیوسته شرایط محیطی، بهکارگیری روشهای بهینه برای نگهداری و جابهجایی آثار، برنامهریزی مدیریت بحران و آموزش مستمر مخاطبان در سطوح تخصصی و عمومی، تنظیم قوانین حقوقی و بیمه آثار میشود. همچنین، موفقیت برنامههای حفاظت پیشگیرانه مستلزم همکاری میانرشتهای و هماهنگی میان متخصصان حوزههای مختلف نظیر مرمت، مدیریت ریسک، حقوق میراث فرهنگی و آموزش است. شناخت دقیق مخاطرات و تهدیدها، ارزیابی مستمر و اولویتبندی مسائل حفاظتی نیز از دیگر ارکان مهم این فرایند به شمار میرود. این مقاله با مرور تحلیلی این ابعاد، نقش کلیدی حفاظت پیشگیرانه را در تضمین بقای بلندمدت میراث فرهنگی و ارتقای پایداری این سرمایههای ارزشمند بشری بررسی میکند و چارچوبی کلی برای تدوین راهبردهای مؤثر در این زمینه ارائه میدهد.