<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> دانــش حـفـاظـت و مـرمـت </title>
<link>http://journal.richt.ir/kcr</link>
<description>دانش حفاظت و مرمت - مقالات نشریه - سال 1396 جلد1 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1396/1/12</pubDate>

					<item>
						<title>پژوهشکده حفاظت و مرمّت آثار تاریخی- فرهنگی و موضوع حفاظت و مرمّت آثار تاریخی- فرهنگی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/kcr/browse.php?a_id=115&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:IRANsans;&quot;&gt;این که پژوهشکده ی حفاظت و مرمّت آثار تاریخی-فرهنگی توانسته است اجازه ی چاپ و انتشار تعدادی مجلّه ی علمی، از جمله این نشریه ی وزین دانش حفاظت و مرمّت، را دریافت کرده و به انتشار آن  نیز دست یابد، خبر بسیار فرخنده ای است که لازم است جامعه ی مرمّتگران کشور آن را به فال نیک گرفته و ضمن مشارکت فعّال و پیوسته در آن، ʺخانه ی مرمتگران کشورʺ را بیش از پیش ʺخانه ی خودʺ، بدانند. ولی برای آن که بتوان راه و رسم چنین جریده ای را با عنایت به نیازهای جاری کشور، وظایف و مسئولیّت های پژوهشکده، و نیز نظام پژوهشی، آموزشی و اجرایی کشورمان در حوزه ی حفاظت و مرمّت آثار تاریخی-فرهنگی، تبیین و توصیه نمود لازم است ابتدا به دیروز نگاه کرد، بعد در باره ی وضعیّت امروز اندیشه نمود، سپس فردا را دید، و سرِآخر تلاش کرد تا راه مجلّه چنان طرّاحی شود تا ضمن آن که مسئولیّت خود نسبت به مردم، و به ویژه جامعه ی فرهنگی کشور را انجام می دهد، حرکتی پویا، بادوام، ملّی، و پاسخگو نیز داشته باشد. حفاظتگران و مرمّتگران میراث فرهنگی کشور، که به واقع می توان آنها را طبیبان امور فرهنگی کشور دانست، بیش از پیش تشنه ی گفت و گوهای سازنده با یکدیگر در داخل کشور، و با همقطاران خود در بیرون از کشور، هستند و هر چه تعداد مجلّات علمی در این حوزه بیشتر شود، دست یابی به مقصود نهایی، یعنی نگاهداری میراث فرهنگی و معرّفی درست و به کمال آن، امکان یافتنی تر خواهد شد. به بیان دیگر برای آن که&amp;nbsp; بتوان آینده ی پژوهشکده و در نتیجه  آینده  و شیوه  ی کاری نشریّات منتشره از سوی این نهاد مهم را براساس نیازها و اولویّت های میراث فرهنگی کشور و سپس دیدگاه پالایش یافته ی ملّی و جهانی پیرامون امر حفاظت، نگاهداری و مرمّت آثار فرهنگی تعریف و تبیین نمود، لازم است به گذشته و حال اندیشید و بعد توانی دوچندان یافت و به افق های پیشِ  رو نظاره کرد؛ دُرُست همان گونه که کوه نوردی تجربه اندوخته در میانه ی راه صعود می ایستد و به راهی می نگرد که تا آن زمان پیموده است، بعد حال خود را می بیند، و سرِآخر، با توانی که از نگاه به گذشته بازیافته است، ادامه ی مسیر می دهد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>عبدالرسول وطن دوست</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرکاربری تطبیقی میراث صنعتی، الگویی برای خلق فرصت‌های جدید درون شهرها</title>
						<link>http://journal.richt.ir/kcr/browse.php?a_id=116&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:IRANsans;&quot;&gt;مفهوم میراث صنعتی در اواسط قرن بیستم یعنی دوره ه ایی که چندین و چند ساختمان صنعتی و منظر شهری ویران شد در انگلستان مطرح گردید. از آن هنگام به بعد تلاش  های متعددی در راستای شناخت آثار میراث صنعتی شکل گرفته  است. سایت  های صنعتی نقطۀ&amp;nbsp;عطفی در تاریخ بشریت شمرده می  شوند. آن ها خاطرات روزهایی را در بر دارند که هم موجب پیشرفت و هم مایۀ&amp;nbsp;رنجش بوده  و در عین حال نمادی از امید به زندگی بهتر هستند. بناهای صنعتی توسعۀ&amp;nbsp;فناوری کشورها را از طریق معماریشان نشان می  دهند و ارزش های اجتماعی و فرهنگی زمان خود را نمایان می  سازند.&lt;br&gt;
از دست رفتن کاربری صنعتی در دل شهرها و عدم توفیق اجتماعی آن، این مجموعه ها&amp;nbsp;را به سرعت به فرمان تخریب می سپارد. انتقال روحیه کار و فعالیت و سبکی از معماری که متعلق به تجربیات جهانی است، لزوم حفظ و مطالعۀ&amp;nbsp;این آثار را تشدید می نماید. اینجاست که دانستن چگونگی حفاظت از بناهایی که دیگر قادر به تأمین آینده ی خود نیستند اهمیت می  یابد. عدم تأمین آینده به دلیل کاهش نیاز به این بناها به وجود آمده و نتیجۀ&amp;nbsp;آن ایجاد محیطی متروک و ناامن است که به ظهور و پرورش جوامعی ناسالم دامن می زند. تغییرکاربری تطبیقی بنایی موجود و تاریخی و افزودن بنایی جدید به آن، حرکت، سرزندگی و تنوع بصری می آفریند، در عین اینکه شخصیت مجموعه حفظ می گردد. مقیاس عظیم کارخانه، تکرار ریتمیک آن، طول آن که به بی  نهایت اشاره می  کند و حتی رنگ های غم  انگیز بنا، به هنگام جستجوی یک طراحی اصیل برای استفاده مجدد از آن یک موضوع کلیدی است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>پیروز حناچی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آنالیز با ریزباریکۀ یونی: ابزاری توانمند در باستان‌سنجی، مرمت و حفاظت اشیای تاریخی و فرهنگی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/kcr/browse.php?a_id=117&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:IRANsans;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: black;&quot;&gt;در بررسی تکنولوژی ساخت و محل تولید اشیای تاریخی و همچنین پیشنهاد و تدوین راهکار های حفاظتی و مرمت این آثار، داشتن اطلاعات کافی از نمونۀ مورد بررسی ضروری است. اطلاعات مورد نیاز بسته به نوع نمونه و اشیای تاریخی متفاوت است. تعیین و اندازه گیری دقیق ترکیب عنصری و مواد سازنده این اشیاء یکی از اطلاعات ضروری است که امروزه با استفاده از علوم و فنون آزمایشگاهی مدرن قابل دست یابی است. در این مقاله، برخی از نتایج به  دست  آمده از بررسی نمونه های مختلف تاریخی و فرهنگی که در چند سال اخیر با استفاده از باریکۀ یونی میکرونی در آزمایشگاه وان دوگراف پژوهشگاه علوم و فنون هسته ای مورد مطالعه و پژوهش قرار گرفته اند، ارائه شده است. بررسی سفال های مینایی نقاشی  شده جهت تعیین رنگدانه های مختلف به  کاررفته در آن، تعیین ضخامت و خلوص لایه های طلاکاری  شده در سفال  های مینایی زراندود، بررسی و تعیین عامل درخشندگی در نقاشی های دیواری یک مکان تاریخی، بررسی علل خوردگی و تخریب یک نسخه از دست نوشته های قدیمی، تعیین خلوص و عیار سکه های برنزی الیمایی، و همچنین بررسی و تعیین نوع شیشه  های تاریخی ایرانی از جمله مواردی است که در این مقاله به آن ها اشاره خواهد شد. نتایج حاصل از این آنالیز ها و تعیین مواد تشکیل  دهندۀ آن ها در مطالعۀ تکنیک ساخت و فن  شناسی، بررسی اصالت نمونه ها، و نهایتاً حفاظت این آثار تاریخی کمک قابل توجهی خواهد کرد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>داود آقا علی گل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>فن‌شناسی و آسیب‌شناسی دو خنجر مفرغی از هزارۀ دوم قبل از میلاد متعلق به محوطۀ باستانی گَروی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/kcr/browse.php?a_id=118&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:IRANsans;&quot;&gt;اشیای مطالعه  شده در این پژوهش دو خنجر مفرغی متعلق به محوطۀ باستان  شناسی گَروی منسوب به اواخر عصر مفرغ و اوایل عصر آهن هستند که فاقد تزیینات اند و خوردگی و اکسیدشدگی  روی سطح شان هوید است. هدف این پژوهش مطالعۀ فن شناسیِ اشیای مذکور از طریق انجام مطالعات تطبیقی و باستان شناسی به روش کتابخانه  ای و انجام مطالعات فن  شناسی و آسیب شناسی به روش آزمایشگاهی (شیمی تر، رادیوگرافی، متالوگرافی، و آنالیز عنصری مغز فلزی توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;SEM&lt;/span&gt;) به منظور شناسایی فلز و تکنیک ساخت آن است. پس از مطالعه و انجام آزمایش  های ذکرشده، جنس این اشیاء از مفرغ، تکنیکِ ساخت شان ریخته گری و چکش  کاری، و متعلق به دورۀ عصر آهن تشخیص داده شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>حمیدرضا بخشنده فرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل بحران برپایۀ سنجش عوامل مؤثر بر خوردگی فعال و ارزیابی بحران در مجموعه‌های برنزی باستانی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/kcr/browse.php?a_id=119&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:IRANsans;&quot;&gt;امروزه ارزیابی و مدیریت بحران در مجموعه های تاریخی ـ فرهنگی یکی از موضوعات مهم در پژوهش های حوزۀ حفاظت پیشگیرانه است. در سالیان گذشته روش ها و دیدگاه های نسبتاً متنوعی در زمینۀ ارزیابی و مدیریت بحران در مجموعه ها و محوطه های باستانی مطالعه و استفاده شده اند و نتایج جالب توجهی از این پژوهش ها منتشر شده است. یکی از انواع مجموعه های موزه ای باستانی، مجموعۀ اشیای فلزی هستند که ممکن است در کاوش های باستان شناسی کشف شوند. در این پژوهش، استفاده ار رهیافت ارزیابی بحران جهت تخمین شرایط حفاظتی در مجموعه های برنزی باستانی مورد توجه قرار گرفته است. این رهیافت بر روی وقوع خوردگی فعال (بیماری برنز) و عوامل مؤثر بر آن در زمان دفن و پس از حفاری متمرکز شده است. بر این اساس، نتایج حاصل از مطالعات آزمایشگاهی بر اساس یک سیستم مطالعاتی از پیش انجام  شده (سیستم فلز ـ محیط ـ خوردگی) شامل شناسایی ماهیت خاک، شناخت مکانیزم خوردگی و اثر آنها بر شرایط حفاظتی اشیای برنزی مورد توجه قرار گرفته است. به همین منظور، دو مجموعۀ برنزی به  دست  آمده از کاوش محوطه های هفت  تپۀ خوزستان و سنگ تراشان لرستان مطالعه و بررسی شده اند. در پژوهش حاضر به ارزیابی شرایط در دو مجموعه اشیای برنزی پرداخته شده که شامل شناخت مخاطرات و عوامل آسیب رسان به اشیای برنزی در هنگام حفاری، نگهداری و حفاظت از آن ها و ارزیابی بحران بر اساس خوردگی فعال در دو مجموعه است. در نهایت شرایط حفاظتی و وضعیت حفاری و نگهداری اشیای دو مجموعه با توجه به ماهیت و وضعیت فرایند خوردگی رخداده در آنها و بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی بحران در محیط موزه و خاک بررسی و تحلیل شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>امید عودباشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعات کانی‌شناسی روی سنگ‌های مادر فشنگیِ دورۀ نوسنگی در محوطۀ چیاسبزِ شرقی در سیمرۀ لرستان</title>
						<link>http://journal.richt.ir/kcr/browse.php?a_id=120&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:IRANsans;&quot;&gt;محوطۀ باستانی چیاسبز در حاشیۀ رودخانۀ سیمره و در بخش مرکزی رشته  کوه زاگرس واقع شده است. این محوطه از معدود مجموعه  های عصر نوسنگی بی سفال اواخر هزارۀ هشتم پیش از میلاد در زاگرس است که طی کاوش های نجات  بخشی سد سیمره مورد بررسی قرار گرفت. طی حفاری باستان  شناسی این محوطه، تعداد زیادی سنگ مادر فشنگی متعلق به دورۀ نوسنگی به دست آمد که بخشی از آن ها با روش پراش پرتو ایکس مطالعه شدند. بر اساس این مطالعات اغلب سنگ های به  کارگرفته  شدۀ دارای ترکیب کانی شناسی مشابه و همگنی هستند. برای تأمین مادۀ خام مورد نیاز در تولید این سنگ مادرها نیز از منابع محلی استفاده شده است. در این مورد به نظر می رسد قلوه های سیلیسیِ سازندِ امیران که در بستر رودخانه و آبراهه های منطقه نیز یافت می شوند، منبع اصلی مادۀ خام مورد نیاز بوده اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>نیما نظافتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روند تشکیل ترکیبات اکسیدی در آثار برنزی با استناد به مطالعات میکروسکوپی</title>
						<link>http://journal.richt.ir/kcr/browse.php?a_id=121&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:IRANsans;&quot;&gt;به علت سازوکار پیچیدۀ خوردگیِ آثار برنزی، توضیح ساختار مختلف لایه های خوردگی در این آثار تنها در سطوح میکروسکوپی امکان  پذیر است. زمانی که  شی ء برنزی  خورده  می شود، معمولاً اکسید مس I، اولین لایۀ خوردگی بر سطح آثار برنزی [به  ویژه آثار] مکشوفه از محوطه های تاریخی است. لیکن بسته به شرایط محیطی، صورت های مختلفی از لایه های خوردگیِ اکسیدیِ غنی از قلع یا مس شکل می  گیرد که در میزان مقاومت آثار در برابر خوردگی مؤثر است. شناسایی ترکیبات اکسیدی قلع یا ترکیبی از محصولات قلع ـ مس با استفاده از شیوه های تجزیۀ دستگاهیِ معمول ساده نیست. با این وجود در پژوهش صورت گرفته با استفاده از قابلیت میکروسکوپ نوری در به تصویر کشیدن رنگیِ محصولات خوردگی با استفاده از نور قطبیده، روند شکل گیری اکسیدهای مس و قلع نمونه  هایی از آثار برنزی مکشوفه از محوطه های مختلف ایران بررسی شده و در برخی موارد از شیوۀ میکروسکوپی روبش الکترون مجهز به سیستم تجزیۀ عنصری (SEM-EDX) جهت تکمیل روند شناسایی لایه های اکسیدی استفاده شده است. با توجه به نتایج به  دست آمده، شناسایی شواهدی از اختلاف توزیع مس و قلع در ریزساختار حاصل از جدایش های ماکروسکوپی و میکروسکوپی، تشکیل محلول جامد مس در کنار مخلوط یوتکتیک مس  ـ  اکسید مس در حین مراحل انجماد، وجود آخال های اکسیدی مس در ریزساختار فلز، حرکت لایۀ غنی از قلع از میان لایۀ اکسیدی مس، شکل  گیری لایه  های ساندویچی اکسید مس ـ اکسید قلع، حل شدن انتخابی قلع در لایه های خارجی، پدیدۀ جدایش مس از لایه های خوردگی و تغلیظ قلع در مرکز نمونه و در نهایت روند رشد معمول لایۀ اکسیدی مس و یا تخریب آن تحت شرایط خاص در نمونۀ آثار برنزی انتخابی با استفاده از تصاویر میکروسکوپی مطالعه  شده است. نتایج مذکور تأییدی بر قابلیت شیوه  های میکروسکوپی در مطالعۀ لایه های اکسیدی آثار برنزی است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>پرستو نعیمی طرئی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استفاده از الاستومرها برای تخمین غلظت گاز ازون در محیط موزه</title>
						<link>http://journal.richt.ir/kcr/browse.php?a_id=122&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:IRANsans;&quot;&gt;خطرات ناشی از گاز ازون برای آثار تاریخی و هنری، همچنین محدودیت های دسترسی و غیر قابل استفاده بودن دستگاه های سنجش گاز ازون در کلیۀ محیط های موزه ای، نیاز به ابزار پایش ساده، مقرون به صرفه، و قابل استفاده در موزه برای سنجش این گاز را دوچندان کرده است. از سوی دیگر الاستومرها موادی پلیمری با واکنش پذیری بالا نسبت به گاز ازون هستند و در این میان لاتکس که از الاستومرهای طبیعی محسوب می شود، بیش ترین حساسیت را نسبت به این آلایندۀ گازی دارد. همین امر موجب شده است که این ماده به عنوان دُزی متر گاز ازون مورد توجه قرار گیرد.&lt;br&gt;
در این تحقیق به منظور دستیابی به دزی متر ازون، اثر این گاز بر روی نوارهای لاتکسِ تهیه  شده در شرایط مصنوعی مورد بررسی قرار گرفت. برای این کار از یک محفظۀ کهنگیِ مجهز به ژنراتور گاز ازون استفاده شد. از آنجا که اکسایش نوارهای لاتکس در محیط می تواند تحت اثر پرتوهای UV نیز اتفاق بیفتد، برای بررسی این فرایند و در مقایسه با گاز ازون نمونه های آزمایشی با استفاده از لامپ UV با طول موج 254 و 366 (nm) نیز کهنه شدند. کلیۀ بررسی های فوق در درجۀ حرارت &lt;sup&gt;o&lt;/sup&gt;C 24 و 40% رطوبت نسبی انجام شد. نوارهای لاتکسِ دست نخورده و کهنه  شده با استفاده از روش طیف سنجی ATR-FT-IR و میکروسکوپ دیجیتال مورد ارزیابی قرار گرفتند.&lt;br&gt;
نتایج مطالعات انجام شده نشان می دهد که اثر اکسیدکنندگی گاز ازون و اکسایش پرتوهای UV بر روی نوارهای لاتکس متفاوت و قابل تمیز هستند. از سوی دیگر با انجام کالیبراسیون نوارهای لاتکس می توان غلظت گاز ازون را در محیط تخمین زد. برای راستی آزمایی غلظت گاز ازونِ حاصل از نوارهای لاتکس در محیط موزه از دستگاه سنجش گاز ازون استفاده شد و نتایج مورد تأیید قرار گرفت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>منیژه هادیان دهکردی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
