مُهرها از شاخصترین یافتههای باستانشناختی بهشمار میآیند که حامل پیامهای بصری بوده و در قالب نقشمایههای متنوع تجسم یافتهاند. زبان تصویر، زبانی فراسوی مرزهای زبانی و بینیاز از کلام است، اما درک معنا و کارکرد آن مستلزم شناخت مؤلفههای نمادینی است که در فرهنگهای گذشته واجد معانی مشخص بودند و بازتابی از باورها و اندیشههای سازندگان خود محسوب میشدند. مُهرها، که از نیمۀ دوم هزارۀ پنجم پیشازمیلاد رواج یافتهاند، نهتنها ابزارهای عملی نظامهای اقتصادی و اداری جوامع کهن بودند، بلکه صحنههایی از حیات اجتماعی را با نقشمایههای هندسی، گیاهی، انسانی، حیوانی، اساطیری و آئینی-اسطورهای، گاه در ترکیب با صحنههای رزم، بهشکلی هنرمندانه بازنمایی کردهاند. این پژوهش با تمرکز بر منشأ هنر مهرسازی در دورۀ شوش A، پیشینههای احتمالی آن در نواحی مرتفع زاگرسمرکزی را بررسی میکند؛ هرچند فرهنگ شوش A (حدود اواخر هزارۀ پنجم تا آغاز هزارۀ چهارم پیشازمیلاد) معمولاً در بستر تحولات تاریخی دشت شوشان تحلیل میشود، این مطالعه بر نقشبرجسته و تأثیرگذار ارتفاعات در شکلگیری سنتهای مهرسازی تأکید دارد. از رهگذر تحلیل تطبیقی طرحها و نقشمایههای مهرها از محوطههای کلیدی زاگرس همچون: تپه گیان، هکلان و پرچینه، و مقایسۀ آنها با یافتههای شوش، این جستار به تداومهای صوری و شمایلی اشاره میکند که مؤید منشأ ارتفاعات یا دستکم پیوندهای فرهنگی مستحکم میان این مناطق است. شواهد حاصل از ساختارهای ترکیبی مشترک، مضامین انسانوار و جانوری، و ویژگیهای سبکی ویژه، فرضیهای را تقویت میکند که مهرسازی در شوش A، نه صرفاً محصول فرآیندی بومی در دشت شوشان، بلکه بازتاب تعاملات فرهنگی و هنری گستردهتر با ارتفاعات زاگرس بوده است. با بهرهگیری از رویکرد تاریخی-تحلیلی و مطالعات کتابخانهای، این پژوهش از رهگذر تبارشناسی نقشمایههای مُهرهای استامپی مناطق مرتفع زاگرس و دشت شوشان، تصویری تازه از پویاییهای فرهنگی جنوبغرب ایران ارائه میدهد و مدلهای رایج مبتنیبر نوآوری یا انتشار فرهنگی صرف از مناطق کمارتفاع دشت شوشان را به چالش میکشد.
نوع مطالعه:
مقاله پژوهشی |
موضوع مقاله:
باستان شناسی و تاریخ هنر دریافت: 1404/2/18 | پذیرش: 1404/4/14 | انتشار: 1404/6/1