[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: مقالات در دست انتشار :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
برای نویسندگان::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات نشریه::
::
بانک‌ها و نمایه‌ها
ju پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)
ju مرکز منطقه‌ای اطلاع‌رسانی علوم و فناوری (ایران ژورنال) (RICeST)
ju انجمن علمی باستان‌شناسی ایران (Soia)
ju سامانه اطلاعات پژوهشی ایران (Irisweb)
ju Google Scholar
ju (Crossref (DOI
ju پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)
ju پایگاه تخصصی مجلات نور (Noormags)
ju بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran)
ju پرتال جامع علوم انسانی
ju پرتال نشریات پژوشگاه میراث‌فرهنگی (Richt)
ju پایگاه نشریات علمی-دانشگاهی ایران (پانتا)
ju سامانه جامع رسانه‌های کشور (وزارت ارشاد)
..
شبکه‌های اجتماعی علمی

ju آکادمیا (Academia)
ju لینکدین (Linkedin)
ju ریسرچ‌گیت (ResearchGate)
..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
6 نتیجه برای شمال‌غرب

رضا رضالو، یحیی آیرملو،
سال 1، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

گورستان گیلوان یکی از بزرگ‌ترین گورستان‌های باستانی ایران است که در جنوب استان اردبیل و در دشت میان‌کوهی خلخال واقع شده است و به‌لحاظ یافته‌های باستان‌شناختی یکی از شاخص‌ترین محوطه‌های شمال‌غرب ایران به‌شمار می‌آید، زیرا قبوری از سه دورۀ باستان‌شناسی عصرمفرغ میانی، عصرآهن و دورۀ پارتی را ارائه داده است. چهار فصل کاوش علمی در آن انجام گرفته که نتایج فصل اول آن به‌طور کامل انتشار یافته است. در این پژوهش به قبور عصر‌آهن که در فصل دوم مورد کاوش قرار گرفته‌اند پرداخته شده است. در طی این فصل 5 گور باستانی مورد کاوش قرار گرفت که با شماره‌های 26، 27، 28، 29 و 31 مشخص گردیده‌اند. گور شمارۀ 29 در عصرمفرغ میانی، قبور 26، 28 و 31 در عصرآهن I و گور 27 در دورۀ پارتی تاریخ‌گذاری شده‌اند. گورهای این گورستان به‌صورت چاله‌ای بوده که تدفین در آن‌ها به‌صورت تک‌نفره و دونفره صورت گرفته است. در پژوهش حاضر قبور عصرآهن به‌لحاظ کیفی به‌شیوۀ توصیفی-تحلیلی و با رویکرد مقایسه‌ای مورد مطالعه و به‌لحاظ یافته‌های تدفینی با آثار سایر محوطه‌های شمال‌غرب و مناطق هم‌جوار مورد مقایسه قرار گرفته است. مقایسه‌های انجام‌گرفته مانند نتایج مطالعات قبور فصل اول این گورستان یک ارتباط فرهنگی را با محوطه‌های عصرمفرغ میانی و جدید و عصرآهن I و II نشان می‌دهد که این موضوع بیانگر تسلسل فرهنگی از عصرمفرغ میانی تا اواخر عصرآهن II است که در نقطۀ مقابل نظریۀ پویایی فرهنگی قرار می‌گیرد.

کریم حاجی‌زاده باستانی، اسماعیل معروفی‌اقدم، سعید ستارنژاد، فریبرز طهماسبی،
سال 2، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده

مقابر یا بناهای آرامگاهی یکی از مهم‌ترین عناصر معماری ایرانی - اسلامی هستند که در زمینه‌های مختلف نیاز به بررسی و پژوهش‌های موشکافانه‌ دارند. اهمیت این دسته از بناها در میان ایرانیان به‌حدی است که در هر دوره از ادوار اسلامی ایران، مهم‌ترین و پرکاربردترین هنرها و اوج تزئینات معماری مربوط به آن دوره در ساختمان آن‌ها به کار گرفته می‌شده است. به‌طور کلی تزئین در بناها نقش مؤثرتری ایفا می‌کند، چراکه اگر بنا از نظر فرم و سازه برای باستان‌شناسان و طراحان قابل‌فهم باشد، ممکن است برای عامۀ مردم چنین نباشد و این تزئینات‌اند که در نگاه اول بیننده را به خود جلب می‌کنند. این مقاله، هنر کتیبه‌نگاری را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر تزئینی بناهای اسلامی در چهار مقبرۀ سلجوقی شمال‌غرب ایران یعنی گنبد سرخ، برج مدور، سه‌گنبد و گنبد کبود مورد بررسی قرار می‌دهد. روش تحقیق مقاله به‌صورت تفسیری-تاریخی بوده و سپس با رویکرد تحلیلی به مطالعۀ تزئینات چهار مقبره خصوصاً از نظر معماری، نقوش، کتیبه‌ها و موقعیت و جایگاه آن‌ها بر روی بناها پرداخته است. همچنین علاوه‌بر بررسی مقالات، کتب و اسناد مربوط، با برداشت میدانی از مقابر مذکور، نقشه و تزئینات و سپس جدول مقایسه‌ای کتیبه‌ها و انواع آن‌ها به‌لحاظ مضمون ارائه می-شود. در این ارتباط، پرسش‌های زیر مطرح است: 1. معماری، نقوش و تزئینات مقابر سلجوقی شمال‌غرب ایران چگونه و کتیبه‌های آن‌ها از نظر مضمون به چند دسته تقسیم می‌شوند؟ 2. مضامین کتیبه‌ها، در موقعیت و جایگاه آن‌ها بر روی بدنۀ بناها چه تأثیری دارد؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد که کتیبه‌های مقابر سلجوقی شمال‌غرب به گروه‌های مختلفی از جمله کتیبه‌های آیات قرآنی، کتیبه با مضمون تاریخ بنا، کتیبه با مضامین دعا، کتیبه با مضمون معمار و بانی بنا تقسیم ‌می‌شوند. از طرف دیگر جایگاه این کتیبه‌ها در بناها نسبت به نوع مضمون و میزان قداست آن‌ها متفاوت بوده، به‌طوری‌که کتیبه‌های آیات قرآنی در بالاترین قسمت بنا، کتیبه‌ با مضامین دعا در ارتفاعی پایین‌تر و کتیبه‌های حاوی تاریخ‌ بنا، بانی و معمار مقبره در سطوح پایینی و بر روی بدنه بنا جای می‌گیرند.

مرضیه عباس‌زاده، بیتا سودائی،
سال 4، شماره 12 - ( 6-1399 )
چکیده

روش مغناطیس‌سنجی به‌دلیل نداشتن اثرات مخرب محیطی یکی از بهترین روش‌ها در اکتشافات باستان‌شناسی به‌شمار می‌آید. قلعۀ اورارتویی بسطام با 80 هکتار مساحت یکی از سه قلعۀ بزرگ اورارتوها در شمال‌غرب ایران است که در 9 کیلومتری شهر قره‌ضیاءالدین در شمال استان آذربایجان‌غربی واقع شده است. هدف از انجام این پژوهش، شناخت بهتر این محوطه با استفاده از دانش نوین و شیوه‌های جدید بررسی در باستان‌شناسی بدون کوچک‌ترین دخالت در محوطه است. پرسش مطرح‌شده در این پژوهش درخصوص شناسایی معماری اورارتوها در بخش محوطۀ مسکونی و بخش شرقی قلعه است. این پژوهش با استفاده از روش مغناطیس‌سنجی به شناسایی ساختارهای زیرسطحی محوطۀ باستانی قلعه‌بسطام پرداخته است. به این‌منظور داده‌های مغناطیس‌سنجی در محدودۀ موردنظر برداشت‌ شده و پس از تصحیحات لازم روی داده‌ها، نقشه‌های آنومالی مغناطیسی تهیه گردید. نقشه‌های حاصل از بررسی مغناطیس‌سنجی و داده‌های به‌دست‌آمده از گمانه‌های باستان‌شناسی نشان‌دهندۀ وجود ساختارهای معماری منظم و متراکم در بخش محلۀ مسکونی است. فضاهای معماری درجهت شرقی-غربی و در امتداد هم گسترش یافته‌اند و از قطعات سنگ در ابعاد بزرگ و متوسط با ملات گِل در ساخت آن‌ها استفاده شده است. ساختار معماری در بخش شرقی شامل بناهای تک‌واحدی است که احتمالاً برای استفادۀ طبقات پایین جامعه بوده است. در جنوب قلعه بقایای لایه‌های خاکستر و کف سنگ‌فرش به‌دست آمده که نشان‌دهندۀ وجود لایه‌های استقراری اورارتویی است و در سمت غرب قلعه در امتداد رودخانۀ آغ‌چای بخشی از بقایای کانال آبرسانی دیده می‌شود که نشان‌دهندۀ استفاده ساکنان از این کانال جهت تأمین آب قلعه است که از قطعات سنگ با ملات گِل و آهک ساخته شده است.

مهناز شریفی،
سال 5، شماره 15 - ( 3-1400 )
چکیده

یکی از مناطق مهم جنوب دریاچۀ ارومیه، حوضۀ رودخانۀ زاب است که با توجه به آبگیری سدهای سردشت و کانی‌سیب کاوش‌های باستان‌شناسی در آن انجام گرفت. این منطقه به‌دلیل همجواری با مناطق قفقاز جنوبی و شرق آناتولی از اهمیت بسیاری درخصوص تعاملات فرهنگی برخوردار است. تپه‌آخوران یکی از محوطه‌های عصرمفرغ جدید در حوضۀ رودخانۀ زاب است که علاوه‌بر اهداف نجات‌بخشی با هدف بررسی نوع استقرار، کاوش باستان‌شناسی در آن صورت گرفت. عصر مفرغ را سرآغاز تحولات عمدۀ اجتماعی در اوایل هزارۀ سوم پیش‌ازمیلاد، می‌دانند. در توالی باستان‌شناختی حسنلو به‌دلیل نقاط ضعفی که در مسائل روش‌شناختی و نظری وجود داشت، در سال‌های اخیر بازنگری‌های کلی صورت گرفت و تقسیم‌بندی جدیدی توسط «دانتی» ارائه گردید که در گاه‌نگاری جدید، حسنلوی V که پیش‌تر آن را با عنوان «عصرآهن I» می‌شناختیم، اما اکنون از آن به‌عنوان «عصرمفرغ جدید» یاد می‌شود. از ویژگی‌های عصرمفرغ جدید، گوناگونی فرهنگی و نَه همگونی فرهنگی در منطقۀ شمال‌غرب است. این مقاله تلاش دارد تا با مطالعۀ مواد فرهنگی متعلق‌ به سنت فرهنگی مفرغ جدید در تپه‌آخوران به این پرسش پاسخ دهد که چگونه ارتباطات و مناسبات فرهنگی بین این نقطه با دیگر مناطق حضور فرهنگ مفرغ جدید برقرار بوده است؟ همچنین گاه‌نگاری آخوران به چه ترتیب بوده است؟ نتایج کاوش‌های باستان‌شناسی منجر‌ به شناسایی اردوگاهی از عصرمفرغ جدید گردید. همچنین مطالعۀ مواد فرهنگی آخوران نشانگر حضور سنت سفالین مفرغ جدید است. مطالعات و گاه‌نگاری نسبی سفال‌ها نشان داد که بیشترین  تعاملات و تأثیرات فرهنگی با مناطق حسنلو و خارج از مرزهای ایران با مناطق آناتولی و کردستان عراق بوده است. پژوهش حاضر برمبنای کاوش‌های باستان‌شناسی و سپس مطالعات کتابخانه‌ای صورت گرفته است و با رویکرد توصیفی-تحلیلی تلاش دارد به معرفی سفال‌های نویافتۀ عصرمفرغ جدید (حسنلوی V: 1450-1250 پ.م.) بپردازد.

علی کریمی‌کیا، رضا رضالو، اکبر عابدی، اردشیر جوانمردزاده،
سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده

شمال‌غرب ایران و قفقاز جنوبی ازلحاظ زیست‌محیطی، شرایط نسبتاً مناسبی برای شکل‌گیری استقرارهای باستانی دارند؛ ازجمله می‌توان به حوضۀ دریاچۀ ارومیه و سواحل اَرس در شمال‌غرب ایران و حوضه‌های رود کورا، میل‌مغان (مناطق کوهستانی) در منطقۀ قفقاز جنوبی اشاره کرد. شواهد باستان‌شناختی و تحقیقات انجام‌یافتۀ اخیر در دو حوزۀ جغرافیایی، اشتراکات و تشابهات فرهنگی دورۀ مذکور را به‌میان می‌گذارد. هدف اصلی در این مقاله، معرفی محوطه‌ها و سنت‌های سفالی و مشخص ساختن توالی گاهنگاری در مناطق موردمطالعه است. برای دستیابی به تعاملات فرهنگی در حوزۀ جغرافیایی موردمطالعه در دورۀ مس‌وسنگ پرسش‌های ذیل مطرح می‌گردد؛ وضیعت توالی گاهنگاری در دو حوزۀ فرهنگی چگونه است؟ فرضیۀ اصلی در این ارتباط، وجود گاهنگاری (آغاز و پایان دورۀ مس‌وسنگ) تقریباً همسان در دو نقطۀ جغرافیایی است. لایه‌های استقراری و توالی سکونت از دورۀ نوسنگی به دورۀ مس‌وسنگ در محوطه‌های باستانی، موضوع تداوم و انتقال فرهنگی را چگونه نشان می‌دهد؟ نگارش پیشِ‌رو، با روش توصیفی-تحلیلی صورت می‌گیرد. به‌عنوان نتیجۀ نهایی می‌توان به تشابهات و تفاوت‌های داده‌های باستان‌شناختی، ازجمله به ویژگی‌های سفالی، ساختار معماری، تدفین و... اشاره کرد که با مطالعۀ محوطه‌هایی مانند دالما‌تپه، کول‌تپۀ جلفا، دَوَ‌گوز خوی و... در شمال‌غرب ایران و لیلا‌تپه، قالایری، پویلو‌تپه، بویوک کسیک، سویوق بولاق، بریکیل دیبی، کاوتسخِوی، تخوت در منطقۀ قفقاز جنوبی به‌دست آمده است و ازلحاظ گاهنگاری از 5000 تا 3700/3600 پ.م. را شامل می‌شود. 

عاطفه رسولی، علیرضا هژبری‌نوبری، هاییده خمسه،
سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده

در تبیین باستان‌شناسی عصر‌آهن، مطالعۀ آثار فلزی به‌دلیل ارزش‌های فنی نهفته در آن‌ها از اهمیت خاصی برخوردار است و مطالعۀ روش‌های ساخت آثار فلزی، درک ما را نسبت به مراکز صنعتی فلزگری، سبک‌شناسی و معادن قابل دسترس، بالا می‌برد. هدف از این پژوهش، شناخت‌ روش‌های ساخت و آنالیز عنصری ‌‌زیور‌آلات ‌مکشوف از محوطه‌های ‌عصر‌آهن شمال‌غرب ایران، با استفاده از آزمایش متالوگرافی و دستگاه آنالیز عنصری SEM-EDS ‌می‌باشد. در عصر‌آهن ساخت اشیاء ‌فلزی به‌ویژه اشیائی که دارای تزئینات زیادی هستند، گسترش چشمگیری ‌پیدا می‌کند؛ لذا شناخت روش‌های‌ ساخت و نوع آلیاژی که در آن‌ها به‌کار رفته است، از موارد ضروری ‌این تحقیق محسوب می‌شود. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است؛ برای‌ ساخت ‌زیور‌آلات مکشوف از محوطه‌های عصر‌آهن شمال‌غرب، بیشتر از چه روش‌هایی ‌استفاده می‌شده است؟ و یا بیشترین عناصری‌که در ساخت این اشیاء استفاده شده، چه عناصری‌ بوده است؟ فرضیۀ پژوهش حاضر این است که در این محوطه‌ها، بیشتر ‌زیور‌آلات‌ ‌به‌روش چکش‌کاری‌گرم و ریخته‌گری ساخته شده‌اند و در ساختار خود دارای مقدار زیادی قلع هستند، که از آن برای استحکام و شکل‌پذیری بیشتر آلیاژ مس و قلع (مفرغ)، استفاده می‌کردند. در این پژوهش هشت نمونه از ‌زیور‌آلات مکشوف از محوطه‌های عصر‌آهن شمال‌غرب ایران، که به‌لحاظ جغرافیایی بسیار نزدیک به هم قرار داشتند، مورد آزمایش متالوگرافی و آنالیز عنصری قرار گرفتند. در این آزمایش با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی ‌مجهز به دستگاه آنالیز عنصری SEM-EDS روش‌های ساخت این اشیاء فلزی و عناصر تشکیل‌دهندۀ آن‌ها مشخص گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد که عمده‌ترین روش‌های ساخت این اشیاء فلزی، چکش‌کاری گرم بوده است، ولی آن‌دسته از اشیائی که دارای حجم زیادی بودند، با استفاده از روش ریخته‌گری ساخته شده‌اند؛ هم‌چنین بیشترین عنصری که برای بالا بردن استحکام و شکل‌پذیری اشیاء استفاده شده، عنصر قلع بوده است.


صفحه 1 از 1     

فصلنامه مطالعات باستان شناسی پارسه Parseh Journal of Archaeological Studies
Persian site map - English site map - Created in 0.22 seconds with 32 queries by YEKTAWEB 4419