[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: مقالات در دست انتشار :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
برای نویسندگان::
آرشیو مجله و مقالات::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات نشریه::
::
بانک‌ها و نمایه‌ها
ju پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)
ju مرکز منطقه‌ای اطلاع‌رسانی علوم و فناوری (ایران ژورنال) (RICeST)
ju انجمن علمی باستان‌شناسی ایران (Soia)
ju سامانه اطلاعات پژوهشی ایران (Irisweb)
ju Google Scholar
ju (Crossref (DOI
ju پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)
ju پایگاه تخصصی مجلات نور (Noormags)
ju بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran)
ju پرتال جامع علوم انسانی
ju پرتال نشریات پژوشگاه میراث‌فرهنگی (Richt)
ju پایگاه نشریات علمی-دانشگاهی ایران (پانتا)
ju سامانه جامع رسانه‌های کشور (وزارت ارشاد)
..
شبکه‌های اجتماعی علمی

ju آکادمیا (Academia)
ju لینکدین (Linkedin)
ju ریسرچ‌گیت (ResearchGate)
..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
2 نتیجه برای مقدم

عباس مقدم،
سال 3، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده

باتوجه به فراوانی زیستگاه‌های پیش‌ازتاریخی شناخته شده طی هفتاد سال گذشته در دشت شمال مرکزی خوزستان، شمار زیستگاه‌های متعلق به مراحل آغازین استقرار در روستا، بسیار ناچیز است. تاریخچۀ مدارک شناسایی شدۀ مربوط به دورۀ روستانشینی آغازین، گواهی‌ می‌دهد که تقریباً همگی شواهد مربوط به آن دوره به‌طور تصادفی به‌دست آمده است؛ بنابراین، اولین مسئلۀ ما این است که چه عواملی باعث شده است تا یافته‌های ما عمدتاً تصادفی به‌دست آیند؟ برای توضیح چنین مسئله‌ای، فرضیاتی مدنظر قرار گرفته است؛ احتمالاً به‌دلیل پهنه‌های زیست‌محیطی پویا که عمدتاً در دشت شمال مرکزی خوزستان به‌کار است، فرآیندهای نهشته‌گذاری باعث ناپیدا بودن زیستگاه‌های مربوط به این دوره شده است. برای این فرضیه، مقیاس کوچک چنین زیستگاه‌هایی که عمده مصالح به‌کار رفته در آن‌ها چینه و خشت‌های اولیه بوده نیز مدنظر قرار گرفته است. علاوه‌بر آن، توان زیست‌محیطی مساعد و روند رو به رشد زیستگاه‌های ادوار بعدی به‌سان پوششی گسترده بر بقایای برجای ماندۀ زیستگاه‌های اولیه قرار گرفته و آن‌ها را برای همیشه ناپیدا ساخته است. در آخر این‌که، حدس قوی می‌رود که روش‌‌های به‌کار گرفته شده در بررسی‌های باستان‌شناسی طی چند دهۀ گذشته نیز ازجمله مشکلاتی است که دانسته‌های اندک ما را درخصوص زیستگاه‌های آغازین خوزستان باعث شده است؛ بنابراین، برای توضیح مسئلۀ ایجاد شده و با توجه به فرضیات اشاره‌ شده، ارزیابی ما ابتدا معطوف به پهنه‌های مرتفع و مناطق سیلابی کهن‌تر در سطح دشت شده است. منطقه‌ای حدفاصل رودهای شور و عجیروب در جنوب دزفول که بیشترین شواهد مربوط به روستانشینی آغازین دشت شمال مرکزی خوزستان از آنجا به‌دست آمده است. ارزیابی برخی شواهد منتشر شده در مجموعه‌های قدیمی، که کمتر به آن‌ها اعتنا شده و بازدید میدانی این نوید را به ما داده است که روستا‌های اولیۀ دشت شمال مرکزی خوزستان بسیار بیش از میزانی است که پیش‌تر دانسته شده بود. نتایج این ارزیابی نشان داده‌ است که حداقل بیش از 11 زیستگاه در دشت شمال مرکزی خوزستان شواهدی از روستا‌های اولیه را در خود دارند؛ این درحالی‌است که پیش‌تر شش محوطه از این دوره شناسایی شده بود.

محمد مرتضایی، سلمان انجم‌روز، محمدرضا محمدی‌مقدم،
سال 4، شماره 12 - ( 6-1399 )
چکیده

شهرستان قلعه‌گنج در جنوب استان کرمان، در مرز استان سیستان‌وبلوچستان و هرمزگان قرار دارد. نخستین فصل بررسی و شناسایی این شهرستان در سال 1395 ه‍.ش. صورت‌پذیرفت و درپی آن، 66 محوطه و اثر که دربر گیرندۀ بازه‌های زمانی پارینه‌سنگی تا سدۀ اخیر هستند، شناسایی شد؛ در پژوهش حاضر تلاش بر این است که محوطه‌های دوران مس‌وسنگ و عصر مفرغ به‌صورت جداگانه از لحاظ گاهنگاری و پراکندگی استقراری و پیوندهای فرهنگی با مناطق همجوار مورد بررسی و تحلیل قرار گیرند. وجود شواهد گاهنگاری مطلق از این دوران در نزدیک‌ترین مناطق همجوار، برخلاف دوره‌های پیشین و سپسین، کمک شایانی به این تحلیل‌ها می‌نماید. در پژوهش حاضر، نخست، مجموع‌ سطحی محوطه‌های دوران مس‌وسنگ و عصر مفرغ با توجه به‌روش تطبیقی و مقایسه‌ای مورد گاهنگاری قرار گرفته و همچنین پیوندهای فرهنگی آن‌ها با نواحی مجاور مشخص‌شده است. براساس گاهنگاری مقایسه‌ای انجام‌شده، محوطه‌های مس‌وسنگ به‌ترتیب معرف دوره‌های فرهنگی یحیی Va محوطوط‌آباد I و علی‌آباد در جنوب‌شرق ایران هستند. مطالعۀ سفال‌های سطحی به‌دست آمده از کلیۀ محوطه‌های عصر مفرغ نشانگر پیوندهای فرهنگی این منطقه با کناره‌های شرقی جازموریان (تپۀ بمپور)، حوضۀ هلیل‌رود (تپۀ کنارصندل جنوبی) و درۀ صوغان (تپه‌یحیی) است. اجزا و ساختار نمایان و مشهود محوطه‌های عصر مفرغ به اشکال متفاوت معماری سنگ‌چین در نواحی کوهستانی برخلاف تپه‌های واقع‌در دشت، مبنای مناسبی را با توجه به داده‌های سطحی در پیشنهاد کارکردهایی مانند: گورستان، فضاهای مسکونی و احتمالاً ساختارهای مرتبط با مدیریت آب و کشاورزی برای این محوطه‌ها فراهم می‌نماید. محدودۀ زمانی پیشنهادی برای محوطه‌های این دوره با توجه به شیوۀ گاهنگاری مقایسه‌ای، اواخر هزارۀ چهارم تا نیمۀ نخست هزارۀ دوم قبل‌ازمیلاد است. محوطه‌های یادشده به‌صورت پیوسته از کوهپایه‌های جنوبی جازموریان تا ارتفاعات شمالی خلیج‌فارس گسترش می‌یابند که با توجه به نحوۀ پراکندگی‌شان و تعیین موقعیت راهبردی مکان قرارگیری آن‌ها به‌عنوان حدمیانی و پیونددهندۀ ناحیۀ بمپور با پس‌کرانه‌های خلیج‌فارس، فرضیۀ نقش تنگه‌ها و رودهای فصلی به‌عنوان گذرگاه و پل‌های ارتباطی بین دو ناحیۀ یادشدۀ مطرح می‌شود. نتایج تحقیق حاضر، بیانگر نقشِ واسطه‌ای ناحیۀ مورد بررسی در پیوند فرهنگی بین نواحی شرقی جازموریان و حوضۀ هلیل‌رود در دوران مس‌وسنگ و عصر مفرغ است.


صفحه 1 از 1     

فصلنامه مطالعات باستان شناسی پارسه Parseh Journal of Archaeological Studies
Persian site map - English site map - Created in 0.13 seconds with 28 queries by YEKTAWEB 4361