[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: مقالات در دست انتشار :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
برای نویسندگان::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
بایگانی مقالات نشریه::
::
بانک‌ها و نمایه‌ها
ju پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)
ju مرکز منطقه‌ای اطلاع‌رسانی علوم و فناوری (ایران ژورنال) (RICeST)
ju انجمن علمی باستان‌شناسی ایران (Soia)
ju سامانه اطلاعات پژوهشی ایران (Irisweb)
ju Google Scholar
ju (Crossref (DOI
ju پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)
ju پایگاه تخصصی مجلات نور (Noormags)
ju بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran)
ju پرتال جامع علوم انسانی
ju پرتال نشریات پژوشگاه میراث‌فرهنگی (Richt)
ju پایگاه نشریات علمی-دانشگاهی ایران (پانتا)
ju سامانه جامع رسانه‌های کشور (وزارت ارشاد)
..
شبکه‌های اجتماعی علمی

ju آکادمیا (Academia)
ju لینکدین (Linkedin)
ju ریسرچ‌گیت (ResearchGate)
..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
8 نتیجه برای حیدری

احمد حیدری،
سال 1، شماره 1 - ( 9-1396 )
چکیده

بنای تاریخی کنگاور از بحث‌برانگیزترین بناهای دوران تاریخی ایران است. این اثر از معدود آثار مشهور دورۀ تاریخی است که تمامی کاوش‌های باستان‌شناختیِ آن به‌سرپرستی کارشناسان ایرانی صورت گرفته است. هدف این نوشته، بررسی و تحلیل مدارکِ به‌دست‌آمده از کاوش‌های باستان‌شناسی و نقد تفاسیر مربوط به کاربری بناست. نویسنده با ارزیابی مدارک موجود، نتیجه می‌گیرد که بنای تاریخی کنگاور، یک معبد ناتمام از دورۀ خسرو ‌دوم بوده که به‌صورت مَصطَبۀ مُطبّق ساخته شده و قابل‌قیاس با معبد دادی‌وانک در ارمنستان است. خسرو‌پرویز تحت‌تأثیر عقاید مزدیسنان باستانی و با اندکی تأثرات از رسوم مسیحیان ارمنی این بنا را ساخته است.
مناسکی را که در این بنا اجرا می‌شده، می‌توان این‌گونه بازسازی نمود: شاه و نیایشگران پس از صعود از پلکان جنوبی به فراز صُفّۀ نخست می‌رسند. این صفّۀ پیرامونی، جایی است ‌که ستون‌هایی بدون‌پوشش، همانند حصاری از درختان مقدس، حریم و مرز نیایشگاه را نشان می‌دهند. در این صفّه است که عده‌ای می‌بایست بایستند و یا در انتظار باشند. سپس عده‌ای به صفّۀ میانی‌که احتمالاً نمازخانه بوده می‌روند. نیایشگران از هردو صفّۀ مذکور، شاهد اجرای مناسک نیایش آتش در صفۀ سوم که درحقیقت محراب نیایشگاه بوده، می‌شوند. 

عباس مترجم، مهدی حیدری،
سال 1، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده

دشت الشتر منطقه‌ای سرسبز و پرآب، با آب‌و‌هوای مطبوع و خاک غنی است که از دوران پیش‌ازتاریخ تاکنون همواره مسکن اقوام و گروه‌های مختلف انسانی بوده است. موقعیت قرارگیری دشت الشتر و هم‌جواری با مناطق شمالی زاگرس، مرکز فلات، جنوب‌غرب ایران و بین‌النهرین از دیرباز به این منطقه اهمیت ارتباطی خاصی بخشیده است. نگارندگان پس از تشریح وضعیت اقلیمی و وضعیت راه‌های باستانی و تاریخی دشت الشتر، نحوۀ پراکنش استقرارگاه‌های باستانی و تاریخی دشت الشتر را در ارتباط با آن تحلیل نموده‌اند. در این راستا با استفاده از نرم‌افزار ArcGIS نسخۀ 10.3 موقعیت قرارگیری هر محوطه در الشتر مشخص شده است. خروجی نرم‌افزار، چهار نقشه در ادوار مس‌سنگی، مفرغ و آهن، تاریخی و اسلامی است. پس از بررسی‌های انجام‌شده، مسیر تقریبی راه باستانی در دشت الشتر که مسیر ارتباطی شمال به جنوب زاگرس مرکزی بوده مشخص شده است. تحلیل فاصله هر محوطه از این راه باستانی مشخص کرد که بیشتر محوطه‌های باستانی دشت الشتر از دورۀ اسلامی در امتداد این مسیر شکل گرفته‌اند. داده‌های این پژوهش براساس بررسی باستان‌شناسی است که توسط علی سجادی در سال 1376شمسی، بررسی باستان‌شناسی داوود داوودی در دو فصل در سال‌های 1385 و 1386 شمسی و همچنین بررسی مجدد نگارندگان در دشت الشتر گردآوری شده است.

مهدی حیدری،
سال 2، شماره 5 - ( 9-1397 )
چکیده

تپه‌بتکی یکی از شناخته‌شده‌ترین محوطه‌های باستانی شهرستان‌ الشتر است و این به‌سبب بررسی‌هایی بوده که از حدود 80 سال پیش تاکنون در این محوطۀ باستانی صورت گرفته است. بررسی‌های اولیه در این تپۀ باستانی نشان‌دهندۀ وجود ادوار فرهنگی از دوران پیش‌از‌تاریخ، تاریخی و اسلامی است. در این ارتباط و درجهت حفاظت از تپۀ باستانی بتکی، نگارنده ازسوی میراث‌فرهنگی استان لرستان در مردادماه 1397 ش. مأموریت بررسی و گمانه‌زنی به‌منظور تعیین عرصه و حریم این تپه را یافت. بررسی سطحی و گمانه‌زنی در این تپه از 7 تا 20 مردادماه ادامه یافت. در این مدت تپه به‌دقت موردبررسی قرار گرفت و 17 گمانه 5/1 در 5/1 متر در جهات مختلف تپه ایجاد شد. در طی بررسی سطحی محوطه، هدف، ثبت دقیق یافته‌های فرهنگی نواحی مختلف تپه بود. برای این منظور، تپه به 5 ناحیۀ شمال، غرب، جنوب، شرق و مرکز تقسیم و هر ناحیه به‌دقت بررسی شد. هدف از این‌کار، تفکیک نواحی مختلف تپه جهت ثبت یافته‌های فرهنگی و تشخیص تراکم مواد فرهنگی ادوار مختلف در هر ناحیه از تپۀ بتکی بود. بنابراین بررسی وجود دورۀ مفرغ در تپه‌بتکی و همچنین بررسی تپه ب‌منظور تحلیل پراکنش مواد فرهنگی مربوط به این دوره در نواحی مختلف آن، از مهم‌ترین اهداف این پژوهش است. در این تحقیق، 22 نمونه سفال عصرمفرغ گردآوری‌شده از بررسی سطحی و کاوش تعیین عرصه و حریم تپۀ بتکی مورد مطالعه و گونه‌شناسی قرار گرفته است. این تعداد سفال از میان 330 نمونه سفال به‌دست‌آمده از گمانه‌زنی و بررسی سطحی تپه انتخاب شده‌اند؛ یعنی تنها 22 نمونه سفال مربوط به دورۀ مفرغ بوده است. بنابراین باوجود وسعت نسبتاً زیاد تپه‌بتکی و غنای فرهنگی آن در ادوار بعد، در دورۀ مفرغ چندان قابل‌توجه نیست. 

مهدی رازانی، یاسین صدقی، یدالله حیدری‌باباکمال،
سال 3، شماره 7 - ( 3-1398 )
چکیده

اشیاء سنگی در میان انواع آثار ساخته شده از گونه‌های مختلف سنگ، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که در ساخت اشیاء سنگی نوع شئ و کاربرد آن در انتخاب گونۀ سنگ تأثیر زیادی دارد. به‌علاوه بوم‌آوردی مصالح برای هنرمند و صنعتگر باعث رشد هنری و فنی ساخت اشیاء سنگی در مناطق مختلف گردیده است. ازجمله سنگ‌های شاخصی که از دوران پیش‌از‌تاریخ تا به امروز به‌سبب ماهیت کاربردی و تزئینی‌اش مقبولیت بسیاری یافته و چندین هزار سال مورد استفاده قرارگرفته، سنگ‌های نرم تزئینی با رنگ‌های سیاه، سبز، خاکستری معروف به کلریت هستند. در این مقاله با رویکرد تحلیلی و فنیِ مبتنی‌بر مطالعات تطبیقی به بررسی گونه‌ها، گستردگی و روش‌های ساخت و تزئین سنگ کلریت در دوران باستان (محوطه‌های باستان‌شناختی حوزۀ جنوب‌شرق ایران) و معاصر (کارگاه‌های سنگ‌تراشی مشهد) پرداخته می‌شود؛ براساس هدف یاد شده مهم‌ترین پرسش‌هایی که اساس پژوهش حاضر را تشکیل می‌دهند؛ 1- فن‌شناسی و روش‌های ساخت آثار ظروف کلریتی پیش‌ازتاریخی به‌دست آمده از محوطه‌های جنوب‌شرق ایران، چگونه است؟ جهت پاسخ به پرسش‌ یاد شده به بررسی‌ آثار سنگی کلریتی در محوطه‌هایی همچون تپه یحیی، شهداد، جیرفت و شهرسوخته پرداخته شده است. 2- چگونگی ساخت و روش‌های تولید آثار سنگی هرکاره در شهر مشهد و مقایسۀ آن با نمونه‌های پیش‌ازتاریخ در پژوهش حاضر است؟ با انجام بررسی‌های میدانی و تطبیقی موجود مابین روش‌های تولید و آثار پیش‌ازتاریخی مطرح شده با دوران معاصر به این پرسش پاسخ داده شود. روش به‌کار رفته در پژوهش حاضر استفاده از منابع مکتوب پژوهشگرانی است که در این زمینه پژوهش‌هایی انجام داده‌اند. در کنار روش کتابخانه‌ای از داده‌های میدانی، از قبیل مطالعۀ سنگ‌های کلریتی محوطه‌های پیش‌ازتاریخ یاد شده و تطبیق آن با هرکارۀ مشهد، استفاده شده است. نتیجه بررسی حاضر نشان‌دهنده‌ی وجود قابلیت-=‌های کاربردی در هنر سنگ‌تراشی معاصر باتوجه به پیشینۀ چند هزار ساله و خواص تزئینی سنگ کلریت، در احیاء دوبارۀ این صنعتِ هنری است.

داریوش اکبرزاده، فریبا شریفیان، آزاده حیدری‌پور،
سال 3، شماره 9 - ( 9-1398 )
چکیده

امپراتوری ساسانی یکی از باشکوه‌ترین سلسله‌های ایران باستان بوده است؛ از این دوره، هم آثار باستان‌شناختی و هم دست‌نویس‌های پهلوی زرتشتی ارزشمندی وجود دارد. افزون‌بر این، تأثیر آیین گفتاری این دوره بر دورۀ پساساسانی نیز غیرقابل‌انکار است. با وجود این، گل‌مهرهای نوشته‌دار و بی‌نوشتۀ ساسانی یکی از مهم‌ترین آثار به‌جامانده از این دورۀ باشکوه است. گل‌مهرهای ساسانی در شناخت جغرافیای اداری روزگار ساسانی یکی از مهم‌ترین منابع به‌شمار می‌آیند. در یک‌سدۀ گذشته در موضوع ویژگی هنری و نوشته‌های آن‌ها کارهای ارزشمندی به چاپ رسیده است. باتوجه به اهمیت این منابع، در این مقاله تلاش‌شده تا با یک آزمایش فنی مبتنی‌بر «EPMA: Electron Probe Micro-Analyzer» (میکرو آنالایزر الکترون پروب) برای نخستین‌بار بر مواد ترکیبی این گل‌مهر‌ها تمرکز شود. این مقاله بر تشخیص ترکیبات گل‌مهر از دید کانی‌شناسی و پاسخ به این پرسش که، آیا سازندگان این گل‌مهرها در ساخت آن‌ها از استاندارد خاصی پیروی می‌کردند یا نه؟ تأکید دارد. نگارندگان برای انجام این آزمایش‌های فنی، قطعات بسیار ریزی از گل‌مهرهای سه محوطۀ شناخته‌شدۀ ساسانی، یعنی: «تخت‌سلیمان»، «قصر ابونصر» و «تپه‌کبودان» را انتخاب کرده‌اند. برای پاسخ به پرسش اصلی مقاله، آزمایش «ای. پی. ام. ای» (EPMA) انتخاب شده است که یکی از دقیق‌ترین آزمایش‌ها برای انجام این پژوهش محسوب می‌شود. در مرحلۀ نخست، ابتدا عناصر ترکیبی ثابت از هر گل‌مهر (محوطه) را به‌دست آورده و سپس ترکیبات گل‌مهرهای سه محوطۀ ساسانی، ارزیابی و باهم سنجیده شده‌اند. هدف از این ارزیابی، پاسخ به این پرسش است که، آیا سازندگان گل‌مهرها از معادن خاصی برای انتخاب گِل خام استفاده می‌کرده‌اند؟ آیا آن‌ها برای انجام این کار و برای انتخاب آن گل، از دانش (اطلاعات) خاصی پیروی می‌کردند؟ نتایج آزمایش‌ها نشان می‌دهد که سازندگان گِل خام (مواد اولیه) خود را از هرجایی انتخاب نکرده و در این موضوع بسیار دقیق عمل کرده‌اند. نزدیکیِ عناصر ترکیبی نمونه‌های دو محوطۀ مهم تخت‌سلیمان و قصر ابونصر نشان می‌دهد که سازندگان این آثار از دانش و فهم فوق‌العاده‌ای در زمینۀ انتخاب مواد اولیه برخوردار بوده‌اند.

حمید حریریان، سامان حیدری‌گوران، عباس مترجم، الهام قصیدیان،
سال 4، شماره 14 - ( 12-1399 )
چکیده

عمدۀ دانش ما در مورد دوران پارینه‌سنگی در فلات ایران از کوهستان زاگرس به‌دست آمده است؛ اما در سال‌های اخیر، مطالعات پارینه‌سنگی در نقاط مختلف ایران ازجمله جنوب کوهستان البرز و مرکز فلات ایران نیز انجام شده که داده‌های ارزشمند فراوانی از دوران پارینه‌سنگی به‌دست داده‌اند. نوشتار حاضر به معرفی پناهگاه صخره‌ای سُرهه در دامنه‌های جنوبی کوهستان البرز در دهستان برغان شهرستان ساوجبلاغ می‌پردازد. مجموعه‌ی سُرهه شامل هشت غار و پناهگاه صخره‌ای است که از نخستین پناهگاه از ضلع غربی در جنوب رودخانۀ سِنج، دست‌افزارهای سنگی که بر اثر کاوش غیرمجاز در سطح پناهگاه پراکنده شده بود، به‌دست آمد. با مطالعۀ دقیق فناوری و گونه‌شناسی دست‌افزارهای سنگی مشخص گردید که فناوری لوالوا به‌وفور در ساخت آن‌ها به‌کار رفته است و در نتیجه، مجموعه را به دورۀ پارینه‌سنگی مربوط می‌سازد. فناوری دست‌افزارها بیشتر مبتنی‌بر ساخت تیغه‌ها و تراشه‌های کشیده و بلند است که بسیاری از آن‌ها از روش لوالوا به‌دست آمده‌‌اند. سنگ‌خام به‌کاررفته در ساخت این دست‌افزارها عمدتاً از توف سبزرنگ محلی است که در اطراف پناهگاه صخره‌ای سرهه و همین‌طور بر دامنۀ مقابل این پناهگاه به‌وفور دیده می‌شود. با مقایسۀ داده‌های به‌دست آمده از سرهه با محوطه‌های کوهستان زاگرس و مرکز فلات ایران، مشخص گردید که دست‌افزارهای سرهه منحصربه‌فرد بوده و شباهت اندکی با محوطه‌های مرکز فلات ایران و تفاوت‌های آشکاری با محوطه‌های زاگرس از خود به‌نمایش می‌گذارند. هدف اصلی پژوهش حاضر معرفی محوطۀ پارینه‌سنگی سرهه و داده‌های به‌دست آمده از آن است؛ زیرا تاکنون محوطه‌ای مربوط به دوران پارینه‌سنگی در این منطقه شناسایی نشده است. با مطالعۀ جغرافیای منطقه، ویژگی‌های زیستی محوطه و تحلیل گونه‌شناسی و فناوری دست‌افزار‌های پراکنده بر سطح آن، این پژوهش به داده‌هایی از دورۀ پارینه‌سنگی دست‌یافته و در نتیجه مقدمه‌ای بر بازسازی استقرار و رفتارهای انسانی در دورۀ پارینه‌سنگی در این منطقه را فراهم می‌سازد. 

زهرا جامه‌بزرگ، آراز نجفی، زرین فخارزرین، یدالله حیدری‌باباکمال،
سال 4، شماره 14 - ( 12-1399 )
چکیده

محله‌های شهری را می‌توان کوچک‌ترین واحد کالبدی و اجتماعی و حتی قومی در بدنۀ سنتی شهرهای ایران به‌شمار آورد؛ با این‌حال، در طرح توسعۀ شهرها، محلات تاریخی دچار تغییرات زیادی شدند و ساختار سنتی آن‌ها به‌دلیل عدم انطباق با شرایط جدید به‌مرور فرسوده شده و کارایی خود را از دست داده‌ا‌ند، این امر منجر‌به کاهش سطح ارتباط ساکنان با یکدیگر شده است. شهر همدان از شهرهای مهم غرب ایران در دوران اسلامی ا‌ست که پیشینۀ ساختار شهری آن به پیش از اسلام باز می‌گردد. جدای از هرگونه ضوابط مرزبندی میان محله‌ها، توجه به اهمیت جدایی‌گزینی آن‌ها در بدنۀ شهرهای ایران، بـه‌ویژه در دورۀ شتابان شهرنشینی و گسستگی نظام تعاملی بین اجزای بدنۀ شهرها، از دید مدیریت شهری و باززنده‌سازی قدرت عملکردی محله‌ها، شایان توجه زیادی است. از آنجایی‌که فضای محله‌های شهر همدان در قرون متأخر اسلامی، به‌صورت منسجم مطالعه نشده، پژوهش حاضر در تلاش است تا با استفاده از شواهد تاریخی و معماری موجود، ساختار کالبدی محله‌های شهر همدان و عناصر اصلی در شکل‌گیری محله‌ها را معرفی کند. برمبنای هدف یاد‌شده، پرسش اصلی پژوهش عبارت‌ست از: ساختار کالبدی و الگوی فضایی محله‌های تاریخی شهر همدان چگونه است؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بسیاری از محلات همدان در دورۀ قاجار به‌صورت تدریجی به دو شکل خطی و دایره‌ای‌شکل یافته‌اند. در ساختار کالبدی محله‌های همدان عناصری شکل‌گرفته که در برآورد نیازهای اولیۀ ساکنین محله، تقویت حس مکان و ارتقای همبستگی آن‌ها نقش مهمی داشته است؛ از آن جمله می‌توان به: مسجد، حمام، چمن، امامزاده، چشمه، سردابه، کاروانسرا اشاره کرد. در این‌میان مساجد محله‌ای، محور اصلی مرکز محله و مهم‌ترین عنصر ساختاری هر محله را به‌خود اختصاص می‌داده است. 

زهره شیرازی، نوذر حیدری،
سال 5، شماره 16 - ( 6-1400 )
چکیده

مجموعۀ تاریخی بمپور در حوزۀ جغرافیایی و فرهنگی مکران - جازموریان، در دشتی هموار در ضلع شمال‌غربی بمپور مرکز شهرستان بمپور واقع شده است. آثار آتش‌سوزی گسترده و خاکستر بقایای مواد سوخته‌شده، یکی از نمود‌های بارز قلعه است که تقریباً در همه‌جای آن دیده شده و منحصر به مکان‌هایی مانند چالۀ دورریز یا آشپزخانه نمی‌شود. تنوع و فراوانی آثار سوخته‌شده این اجازه را داد تا از آن‌ها برای مطالعات تخصصی ‌باستان‌گیاه‌شناسی استفاده شود. این پژوهش به ارائۀ نتایج حاصل از مطالعۀ بقایای گیاهی موجود در نهشته‌های برداشت‌شده از دورریز و بقایای ناشی از آتش‌سوزی متعلق‌ به لایه‌های سطحی و فوقانی دورۀ قاجار، حداکثر تا عمق یک‌متری کارگاه‌های کاوش در قلعۀ بمپور می‌پردازد. اهدف اصلی از انجام این مطالعات، شناخت پوشش گیاهی پیرامون قلعه و منطقه، نوع گیاهان استفاده‌شده توسط ساکنان قلعه و شناخت بخشی از تغذیۀ ساکنان و وجود احتمالی آثار رستنی‌های غیربومی بود. مشاهدۀ میکروسکوپی و شناسایی 2.301 قطعه زغال چوب، چوب، دانه، اجزاء ساقه و میوه به‌دست‌آمده از کانتکست‌های مذکور نشان‌داد که پوشش درختی پیرامون قلعه در دورۀ قاجار شامل درختانی مانند: گز، بید، آکاسیا، کهور و خرما بوده و از چوب این درختان برای سوخت (به‌ویژه گز) یا به‌عنوان مصالح ساختمانی در جهت مقاوم‌‌سازی بناها (بید، آکاسیا و کهور) استفاده می‌شده است. اکولوژی و پراکنش جغرافیایی گیاهان شناسایی‌شده، گواه‌بر بومی بودن آن‌هاست. بقایای گیاهان کشت‌شده مانند: غلات (گندم و جو)، میوه‌ها (خرما) و صیفی‌جات (هندوانه و خربزه) در میان بقایای ناشی از آتش‌سوزی حکایت از فعالیت‌های کشاورزی منطقه دارد. علاوه‌بر این، گواه دیگری بر این امر، بذرهای سوختۀ گیاهان خودرو یا علف‌های هرز شناسایی‌شده نظیر: چاودار، مرغ، جاروعلفی، گندمیان خودرو، ماشک، گَوَن، یونجه، اسفناجیان، سیاه‌شور، علف هفت‌بند، واکاریا، سریشک و جگن هستند که با آبیاری در مزارع کشاورزی ‌روییده‌اند.


صفحه 1 از 1     

فصلنامه مطالعات باستان شناسی پارسه Parseh Journal of Archaeological Studies
Persian site map - English site map - Created in 0.25 seconds with 34 queries by YEKTAWEB 4414