جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای سلطانی محمدی

مهدی سلطانی محمدی، آرین سلیمانی، محمود ستایش مهر،
دوره 34، شماره 63 - ( 12-1392 )
چکیده


مهدی سلطانی محمدی، محمد بلوری بناب، مهدی رییسی،
دوره 35، شماره 66 - ( 9-1393 )
چکیده


مهدی سلطانی محمدی، محمد بلوری بناب،
دوره 37، شماره 73 - ( 6-1395 )
چکیده

همانگونه که آب انبار برای انباشت و ذخیرۀ آب آشامیدنی مورد استفاده قرار می گرفته، یخدان یا

یخچال نیز مخزنی جهت نگهداری و حفظ یخ بوده است. یخ در زمستان و در طی ماه های سرد سال

تهیه شده و در طی فصول گرم تا شروع زمستان سال بعد استفاده می شد. در مناطقی که وضع اقلیم

باعث می شده که برف و یخ زمستانی در ارتفاعات پایدار بماند، در فصول گرم از این ذخایر طبیعی

استفاده می شد و بنای خاصی برای تولید و ذخیره یخ وجود نداشت. اما در مناطق گرم و خشک ایران

که تابستان های نسبتاً طولانی و درجۀ حرارت هوا در تابستان بالاست با استفاده از فنون معماری

ایرانی، بنایی به نام یخدان (یخچال) برای تولید و ذخیره و نگهداری یخ تدبیر شده است. این بناها با

توجه به ویژگی هایی کالبدی و معماریانه ای که داشتند، یخ را از فصل زمستان تا آخر فصل تابستان

به خوبی نگه می داشتند. این نوع یخ سازی طبیعی و سنتی که برای قرن ها در ایران رایج بوده در

حال حاضر به علت حساسیت در مسائل بهداشتی و دستیابی به روش های صنعتی و بهداشتی تولید

یخ مانند پدیدار شدن یخچال های مکانیکی خانگی، کاملاً منسوخ شده و بناهایی نیز که بدین منظور

طراحی شده بودند به فضاهایی متروکه تبدیل شده اند. در شهرستان نایین واقع در اقلیم گرم و خشک

منطقۀ مرکزی ایران، تعدادی از این بناهای فراموش شده دیده می شود. روش پژوهش حاضر توصیفی

تحلیلی و مبتنی بر مطالعات میدانی و کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان می دهد که یخچال های

شهرستان نایین شامل سه یخچال محمدآباد در محلۀ کلوان نایین، یخچال روستای محمدیه، و

یخچال بافران است. این یخچال ها در گروه یخچال های گنبدی قرار میگیرند و از سه قسمت دیوار

سایه انداز و حوضچه های تولید یخ و مخزن ذخیرۀ یخ تشکیل شده اند.


مهدی سلطانی محمدی، محمد بلوری بناب،
دوره 37، شماره 75 - ( 12-1396 )
چکیده

ایمنی و امنیت همواره از دغدغه های اساسی انسان در طول تاریخ محسوب می شده است. لذا آدمی همواره به دنبال یافتن شیوه هایی برای کاهش اثرات عوامل تهدیدکنندۀ ایمنی و امنیت خود بوده است. از آنجا که کشور ایران از قرون گذشته در مسیر حوادث تاریخی و در معرض انواع حمله ها و تهاجم های نظامی ملل مختلف و قبایل همسایه واقع شده بود، پدیدۀ «دفاع » در معماری و شهرسازی اثر زیادی داشته و آثار کالبدی آن قلعه ، حصار، برج، خندق، و... است. قلعه ها استحکاماتی نظامی یا غیر نظامی بودند که با استفاده از ویژگ ی های جغرافیای طبیعی و در جهت حفظ امنیت، عموماً در ارتفاعات ساخته می شدند. بافران یکی از شهرهای تاریخی و کهن شهرستان نایین است که در کنار راه باستانی ری به کرمان واقع شده است. قلعه ها به عنوان مهم ترین نمود نظام دفاعی گذشتۀ شهرها و از جمله شهر بافران، قابل توجه هستند.می توان این قلعه­ها با چند رویکرد دسته بندی کرد. تعدادی از این قلعه­ها در خارج از محدودۀ مسکونی مکا ن یابی شده و در کنار مزارع قرار گرفته اند. یکی دیگر از آنها نیز در کنار هستۀ تاریخی شهر و روی بلندترین نقطۀ شهر طراحی و ساخته شده است. این قلعه ها قلعۀ ریگ، قلعۀ رضی، قلعۀ علی آباد، قلعۀ سوری، قلعۀ حسین آباد، قلعۀ یکه درخت و قلعۀ رستم هستند. روش تحقیق نوشتۀ حاضر توصیفی  تحلیلی است، که در آن با گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبه با افراد مطّلع و آگاهان محلی )تاریخ شفاهی( و برداشت میدانی به شکلی ارزیابانه موضوع را بررسی شده است. با توجه به اینکه در آثار مکتوب )منابع جغرافیای تاریخی، سفرنامه ها، و...( نیز اشاره ای به این قلعه­ها نشده، رویکرد عمدۀ این پژوهش مبتنی بر مشاهدات است.نتایج پژوهش مبیّن آن است که قلاع بافران در سه دستۀ الف. قلعه های مستقر بر بالاترین نقطه؛ ب. قلعه های قرار گرفته بر گرداگرد روستا به عنوان مکمّل قلعۀ مستقر بر بلندی در کار حفاظت از آبادی؛ ج .قلعه های اربابی واقع در مزارع مسکون، قرار م ی گیرند که از این میان قلعۀ رستم به دلیل موقعیت خاص قرارگیری و ویژگ ی های کالبدی و معماریان ه ای که دارد، در نظام دفاعی گذشتۀ بافران نقش پررنگ تر و با اهمیت تری داشته است.

مهدی سلطانی محمدی، یوسف یوسفی، محمد بلوری بناب،
دوره 38، شماره 78 - ( 9-1396 )
چکیده

عوامل طبیعی از اصلی ترین و اثرگذارترین عواملِ شکل بخشی یک سکونت گاه و تحولات آن هستند. کوه ها، رودخانه ها، قنوات و دره ها از جملۀ مؤلفه های نیروی طبیعی هستند. در این میان چگونگی تأمین آب در شکل گیری یک زیستگاه و تحولات آن نقشی بارز دارد. کیفیت تأمین آب هر زیستگاه، بخشی از فرهنگ آن است. در اقلیم گرم و خشک محمدیه با بارش اندک و عدم وجود منابع آب های سطحی، قنات ها به عنوان تنها تأمین کنندۀ آب مطرح بوده اند. این قنات ها دو گونه اند: گونۀ نخست قنات های مزروعی (مانند قنات حَ نفَش) که بلافاصله از مظهر وارد زمین های کشاورزی می شوند، و گونۀ دوم قنات های شهری ـ مزروعی که بعد از مظهر، وارد بافت مسکونی شده و مسیر تقسیم و پخشایش آن املاک و اراضی خصوصی و همچنین فضاهای عمومی را در می نوردد. با توجه به اینکه قنات محمدیه ذیل گونۀ قنات های شهری ـ مزروعی قرار می گیرد، این پژوهش در قالب روشی تحلیلی و پیمایشی در سه بخش به بررسی نحوۀ تعامل ساکنان محمدیه با این نظام آبی پرداخته است. شناخت این قنات و همچنین مسیر آن تا مظهر در ابتدای بافت مسکونی، بخش اول این تحقیق را تشکیل می دهد. بررسی شبکۀ تقسیم قنات در بافت مسکونی و عناصر و فضاهای کالبدی که در پیوند با این نظام شکل گرفته اند، در بخش دوم انجام گرفته است. موضوع بخش سوم تحقیق نیز مطالعۀ نظام مدیریت و تقسیم قنات بعد از خارج شدن از بافت مسکونی و روان شدن در بخش مزروعی قنات (باغ ها و کشت خوان) است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نظام آبی مبتنی بر قنات در محمدیه، شامل شبکۀ تقسیم سازمان یافته ای است که در پیوند با نیازهای سکونت گاه و مرتبط با متغیّرهایی همچون توپوگرافی و شیب زمین، و جنس زمین و نوع خاک آن شکل گرفته است. این شبکۀ تقسیم شامل عناصر و فضاهای متنوعی از قبیل خانه های مسکونی، گرمابه، مرکز محله، مسجد، گذرها و معابر، و غسّ ال خانه است. همچنین نحوۀ حضور آب در هر یک از این فضاها دارای کیفیت متفاوتی است که عموماً به صورت جوی (زیرزمینی و روزمینی) و حوض و کِه (پایاب) طراحی شده است. آبیاری کشت پاییزه (گندم و جو) و کشت بهاره (پنبه) در هر سال با مدار گردش آب در هر ۱۸ شبانه روز در پهنۀ  ۷۵هکتاری کشت خوان محمدیه از قانون مندی های حاکم بر نظام آبی این کشت خوان است.


صفحه 1 از 1