جهانی شدن میراث فرهنگی و درنوردیدن مرزهای ملی، در هر کشوری از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که ضمن تمایزجویی فرهنگی در جهان، فرصتهایی برای توسعه نیز پیشروی آنها قرار میدهد. تجربه لیورپول اما زاویه دیگری از خوانش دولت-ملتها در نسبتشان با میراث جهانی را روایت میکند؛ تجربهای که با اولویت قائلشدن برای امر توسعه، میراث جهانی شهر را در محاق قرار میدهد. واکاوی و شناسایی نکات و مسائلی که در برساخت این تجربه نقش داشته، معطوف به این پرسش که «چرا در لیورپول منافع توسعه به حفاظت از میراث جهانی شهر ارجح دانسته میشود؟» هدفی است که از طریق مطالعهای اسنادی- تاریخی و متکی بر تحلیل محتوا، در این مقاله دنبال شده است. نتیجه مطالعه نشان میدهد بروز این تعارض و گذر از میراث جهانی به نفع اهداف توسعه، نخست متأثر از گفتمان نظری حاکم در سطح ملی و محلی است؛ گفتمانی با بنمایههای توسعه که در رویکرد مدیریتی و نظارتی و ویژگی محتوایی اسناد هدایت و نظام برنامهریزی نیز رخنه کرده است و در وهله بعد، تحت تأثیر ضعف رویهای و محتوایی نهاد حفاظت در سطح بینالمللی است. بر این اساس، تعدیل و تغییر گفتمانی از گفتمان صرف توسعه به گفتمان حفاظت و توسعه توأمان در سطح ملی و محلی و اتخاذ رویکرد و نگرش مثبت و متعهدانه در ارتباط با میراث جهانی و اصول یونسکو از سوی دول عضو، در کنار ارتقای جایگاه نهادی یونسکو و ویژگیهای کاربردی اسناد تولیدی آن، راهکارهایی است که به حمایت جامعتری از میراث فرهنگی و طبیعی بشر و جلوگیری از بروز چنین تجاربی منتج خواهد شد.
✅ نتیجه مطالعه نشان میدهد بروز این تعارض و گذر از میراث جهانی به نفع اهداف توسعه، نخست متأثر از گفتمان نظری حاکم در سطح ملی و محلی است؛ گفتمانی با بنمایههای توسعه که در رویکرد مدیریتی و نظارتی و ویژگی محتوایی اسناد هدایت و نظام برنامهریزی نیز رخنه کرده است و در وهله بعد، تحت تأثیر ضعف رویهای و محتوایی نهاد حفاظت در سطح بینالمللی است.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |